|
ضرورت يک حرکت مسالمت آميز- مهرانگیزکارروزآنلاین تبصره ذيل ماده ۱۲۸ قانون آيين دادرسی کيفری يک حرکت مسالمت آميز و اعتراضی را می طلبد. به موجب اين تبصره "در مواردی که موضوع جنبه محرمانه دارد يا حضور غير متهم به تشخيص قاضی موجب فساد گردد و همچنين در خصوص جرايم عليه امنيت کشور حضور وکيل در مرحله تحقيق با اجازه دادگاه خواهد بود." وکلای مدافع ايرانی در ضرورت لغو اين تبصره با يکديگر اختلاف نظر ندارند، اما هنوز به اجماع برای برپايی يک حرکت مسالمت آميز اعتراضی در اين باره نرسيده اند. هريک از وکلای مدافع ايرانی با آنکه بعد از انقلاب همواره برای دسترسی به موکل و اوراق پرونده با مشکل مواجه بوده اند، از سال ۱۳۷۸ که تبصره ذيل ماده ۱۲۸ تصويب شده بيش از پيش با موانع قانونی برای دفاع از موکل خود مواجه شده اند. اعتراض وکيل مدافع به رفتار قاضی به خصوص در پرونده های مطبوعاتی و سياسی و ديگر پرونده های حساس که وکيل مدافع را به مرحله تحقيقات راه نمی دهند به جايی نمی رسد. بلافاصله تبصره را به رخ اش می کشند که يعنی اعتراض مسموع نيست. در جريان محاکمات منصفانه همين که فردی بازداشت می شود اجازه می خواهد تا وکيل خود را معرفی کند و وکيل حق دارد در مرحله تحقيقات حضور يابد و بر چگونگی برخورد با متهم نظارت داشته باشد. حتی در سريال های تلويزيونی دوبله شده که از صدا و سيمای ايران در تمام سال های بعد از انقلاب پخش شده همواره تماشاگر ايرانی ديده است فردی که به هر دليل بازداشت شده بلافاصله تقاضای وکيل می کند و گاهی لب از لب نمی جنباند تا وکيل مدافع مورد اطمينان او از راه برسد. مردم ايران در همين سال های محاکمات غير منصفانه به فراوانی اين فيلم ها را ديده اند و اغلب گمان کرده اند در دادگاه های ايران وضع چنين است. ايرانيا ن تا زمانی که گزارشان به دادگاه نرسيده نمی دانند که وکيل مدافع در قوانين ايران مورد اهانت قرار گرفته است و از او مانند عاملی ياد کرده اند که می تواند در اجرای عدالت فساد ايجاد کند. به موجب قوانين ايران آن کس که فساد احتمالی ناشی از حضور وکيل مدافع را تشخيص می دهد قاضی است. قاضی بی آنکه نيازی به توضيح داشته باشد به تبصره مورد اشاره استناد می کند و از پذيرفتن وکيل مدافع در مرحله تحقيقات امتناع می ورزد. اين تصويری است که قانونگذار از سال ۱۳۷۸ از وکيل مدافع در قوانين ايران ترسيم کرده است. اين تصوير به چهره محکوم و متهم بيشتر شباهت دارد تا به وکيل مدافع. در تمام پرونده هايی که از سال ۱۳۷۸ مفتوح شده متهم يا فردی که اتهاماتی برايش ساخته اند چنانچه قاضی از تبصره ذيل ماده ۱۲۸ استفاده کرده باشد، در دست بازجويان و مأموران بازداشتگاه تنها بوده است. تنهايی متهم از سال ۱۳۷۸ تا کنون صورت قانونی به خود گرفته است. زيرا قانون اجازه می دهد ظلمی که احيانا بر متهم در مرحله تحقيقات می رود از چشم وکيل مدافع پنهان بماند. وکيل مدافع را هنگامی به دفاع فرامی خوانند که پرونده موکل اش انباشته از اظهارات و اقارير بر ضد خود و ديگران است. در اين شرايط وکيل مدافع جز آنکه ثابت کند اقارير را زير فشار و شکنجه از موکل اخذ کرده اند، شيوه ای برای دفاع از موکل در اختيار ندارد. اما برای دفاع از اين شيوه دفاعی هم شاهدی حاضر نيست. ضارب و شکنجه گر که نمی آيد بر ضد خود يا آمران شهادت بدهد. باقی می ماند شخص متهم شکنجه شده يا متهمی که به علت قرار گرفتن در جو ارعاب بر ضد خود و ديگران بسيار سخن گفته است. اين متهمين اغلب توصيه های حقوقی وکيل مدافع را نمی پذيرند و حاضر نمی شوند در جلسه دادگاه صريحا اعلام کنند که زير فشار شکنجه های روحی و جسمی برگ های بازجويی را نوشته و امضا کرده اند. آنها گرفتار ترس درونی می شوند و اغلب از افشای رفتار بازجويان و شکنجه گران در دوران تحقيقات طفره می روند. وکيل مدافع به اين موکلين ستم ديده و خاموش چگونه می تواند کمک برساند؟ متهم به وکيل مدافع می گويد: "حاج آقا گفته است اگر در دادگاه شکنجه ها را افشا نکنم از من حمايت می کند و در غير اين صورت به سخت ترين شکل ممکن مجازات می شوم." اين گونه است که انشای رأی بر پايه خواست نيروهای سرکوب و به مدد تبصره ذيل ماده ۱۲۸ آسان می شود و صورتی آراسته به قانون و عدالت پيدا می کند. وکيل مدافع حتی اگر در جلسات دادگاه پياپی حضور پيدا کند، چندان اثرگذار نخواهد بود. در دوران تحقيقات کار را به سامان رسانده اند و در دادگاه وکيل مدافع با پرونده ای مواجه می شود انباشته از اقرار و اعتراف. در يک چنين دادگاهی وکيل مدافع اگر زينت المجالس نيست و حضورش به درد تبليغات بين المللی نمی خورد پس چيست؟ خوشبختانه برخی وکلای مدافع در برابر اين همه محدوديت چاره ای انديشيده اند که هرچند در کوتاه مدت کارساز نيست اما در درازمدت خانه ظلم را ويران می کند. آنها بر آن شده اند تا به جبران آنچه به صورت قانونی و غير قانونی از دست داده اند شيوه های دادرسی های غير منصفانه در ايران را به هر صورت که ميسر است، داخل و خارج از کشور انتشار دهند. اين نقش و فرصت بسيار تأثيرگذار است. اما تعداد وکلای مدافعی که از اين شيوه استفاده می کنند از تعداد انگشتان دست بيشتر نمی شود. شايد همه وکلا احساس امنيت نمی کنند. علت هرچه هست بايد گفت هنوز وکلای مدافع ايران يک دل و يک زبان حذف اين تبصره قانونی را که جايی برای محاکمات منصفانه باقی نمی گذارد در مرکز يک حرکت مسالمت آميز اعتراضی قرار نداده اند و به توافق جمعی نرسيده اند. در هر حال برخورد هماهنگ با تبصره با حمايت از استقلال کانون وکلا رابطه مستقيم دارد. تا زمانی که اين تبصره دارای اعتبار قانونی است استقلال کانون وکلا وهمی بيش نيست. تبصره ذيل ماده ۱۲۸ قانون آيين دادرسی کيفری شمشير برهنه ای است که دو لبه دارد و بر ضد متهم و وکيل مدافع هم زمان عمل می کند. چه بسا وکلای مدافعی که از سال ۱۳۷۸ خود قربانی اين تبصره شده اند و هنگامی که به دلايل واهی بر کرسی اتهام نشسته اند، نتوانسته اند از نيرويی دفاعی همکاران خود در مرحله تحقيقات بهرمند بشوند. |
|
||
Copyright: rahaward.org 2007 |