Rahaward.org
به روز رسانی: یکشنبه 18 آذر 1386 [2007.12.09]

کولی خنياگر - نوا

در اين چگور پير تو، ای مرد، پنهان کيست ؟
روح کدامين دردمند آيا
در آن حصار تنگ زندانيست ؟
با من بگو ای بينوای دوره گرد ، آخر
با ساز پيرت اين چه آواز ، اين چه آيين ست؟
گويد چگوری« اين نه آوازست ، نفرين ست.

سال ها از غروب مه آلودی که کولی خنياگر پای در رکاب و پنجه در يال اسب انديشه افکند و روانه شد گذشته است.

سال هائی که او در هوای يافتن سيمرغ افسانه هايش انبوه سبز و شيرين نخلستان ها و دَم شرجی شطّ ّجادوئی جنوب رابه خاک سُمّ سمندش سپرد، و سنگلاخ های وادی طلب را به شوق زيارت پيران معبد مقام در نورديد و زانو به زانو به چلّه های رياضت نشست تا نهايت طرح هفت رنگ رنگين کمان را تجربه کند.

سال هائی که در تحوّل دست هايش به ناگاه خطوط نازک تجربه نمايان شد و پرده های حنجزۀ سازش به يک باره بلوغ زود رس خود را فرياد زدند و بذرهای نبوغ در پس حصار سيم های باغ سازش از رويش برگ های سبز خبر دادند.

سال هايی که در سفرهايش از جادّه های فاخر ابريشم و اطلس با کاروانيانی همراه شد که دشت و کوير را با ستاره ها می رفتند و قصه های قبيله شان را با آوازهای غمگنانه در گذرگاه ها می خواندند.


سيامک آقايی

آری همۀ سال ها رفتند و تنها غبار نازک خاطره ای از اوراق رنگين فصل ها برايش به يادگار ماند.

اينک کولی خنياگر با کولباری از اندوخته هايش باز آمده است و درسایۀ شاخه ای پربار و برگ از درخت گردوئی هزار ساله وسخنگو نشسته است، و «داستان از ميوه های سر به گردون سای اينک خفته در تابوت پست خاک می گويد» داستان قريه های زير و «بم» شده، و درختان صلب و بی بار ، و «شاليزار»ی از دست های لاغر روييده از خاک نحس ، و کوير «واقعه»های تلخی که طعنه به شوکران می زنند.

داستانی که زبان در بيان طعم تلخ آن در کام نمی گردد. در کولبار خاطره های دردناک به جا مانده از بختک سنگينی که به يک باره با هجومشان خواب های طلائی اش را برهم زدند دست می برد و ساقه های باريک و خشک را به آرامی بر می چيند و بندی از انگشتان بلندش را به سبکی نسيم در حلقه های خوش تراش گره می زند، تلاقی نگاه نافذش با ساز خوش نقشی که از وترهای طلا و نقره هاشور خورده است موجی از رنگ خون را به زير پوستش روانه می کند و جلوه ای سرخ و تبدار به چهره اش می بخشد.

با نوازش صيقلی دست هايش خواب مخملی پرده ها آشفته می شود و با آوای طنين تلنگُرهايش سکوت به درون روزنه می خزد.

از نوک سرانگشتانش آبشارهای ريز و زلال از فراز تا فرود ترنّم کنان سُر می خورند و جوی های باريک اشک ازميان گلسنگ ها سرک می کشند.

گاه خوشه های ريز چنگ در زير باران پر طراوت مضرابش جوانه می زنند و گاه نوت های سياه مثل دانه های اسفند بر آتش زخمه هايش دود می شوند وعطر مقدّسشان در سينه می پيچد.

«... بس کن خدا را، ای چگوری، بس
ساز تو وحشتناک وغمگين ست.
هر پنجه کان جا می خرامانی
بر پرده های آشنا با درد
گوئی که چنگم در جگر می افکنی، اين ست،
که م تاب و آرام شنيدن نيست
اين ست.»

افسانه ای می سرايد و باز پای در رکاب می کشد . سکوت دوباره از روزنه به بيرون می خزد .

آآآآآی کولی خنياگر «ز بعد ما» نيز، يال اسب انديشه را با طراوت انگشتان ساغريت آشفته کن.


سيامک آقايی

اثر دلنشين و جذاب «زبعد ما» کاری ست متفاوت با آن چه تا کنون درعرصۀ موسيقی ايرانی و ساز سنتور ارائه شده است. اين اثر زيبا را سيامک آقائی هنرمند جوان و درد آشنا و نوازندۀ کم نظير سنتور که می رود تا پهنۀ افق اين ساز را با هنرش وسعت وغنا بخشد، با بهره گيری از خلاقيت و نبوغی که از اومی شناسيم و با همکاری گروه سنتورنوازان آفريده است. اين گروه شش سال پيش به نظارت و سرپرستی سيامک آقائی تشکيل و سامان دهی شد و اين اثر حاصل سه سال زحمت و تمرينات طاقت فرسای او و همکارانش می باشد که پس از به اتمام رسيدن مراحل اجرائی آن مدت دو سال نيز کارهای ضبط و تنظيم استوديوئی آن طول کشيده است کاری که خود او درباره اش می گفت: می توانست خيلی پيش از اين ها خاتمه يابد امّا من نهايت سعی و تجربۀ خود را تا جائی که شرايط برايم ايجاب می کرد به کار گرفتم تا در نشان دادن عمق درد اين فاجعه چيزی از قلم نيفتد.

«زبعدما» دومين اثر صوتی تصويری است که به صورت (دی وی دی) پس از کار زيبای استاد شجريان (همنوا با بم) در رثای فاجعۀ بم و زرند ساخته شده است، با اين که اين اثر کاری ست گروهی امّا تنها سازی که برای اجرا در اين گروه به کارگرفته شده سنتور است؛ در حقيقت نوازندگان با تسلط و احاطه ای که بر اين ساز دارند از قابليت های سنتور در بيان اين فاجعه نهايت بهره گيری را کرده اند تا جايی که حتی حضور سازهای کوبه ای و زهی و کششی نيز در نبودشان از ميان صدای سنتورها شنيده و احساس می شود.

تم اصلی آن نقل حديث فجيع زلزلۀ بم و زرند است، در قالب موسيقی برخاسته از انديشۀ سيامک آقائی، و بيان احساس تلخ اوست در تماشای اين واقعه از ميان پرده های سازش.

او در اين اثر تنفر خود را از ناتوانی انسان در برابرغول بی رحمی که برای هرکدام از ما نامی دارد، به زبان استعاره فرياد می کند و پايمال شدن آرزوهای هزاران انسان را به بهانۀ فاجعه بر نمی تابد و عصيانش را از پس پرده های گلوی سازش نعره می کشد.

در لحظه ای ما را به تماشای زندگی در ساعاتی پيش از وقوع فاجعه می برد.

کودکی که بر زانوی پدر خوابش برده است و به آرامی نفس می کشد و در رؤيايش گربه ای را نوازش می کند و دختری که در آينه زيبائی خود را به تماشا نشسته است و مردی که از نخل باغش پنکی از خرما چيده و به خانه می برد و زنی که گيسوان خيس خود را شانه می کند و آسمانی که پر از الماس است و هوائی که پر از صداقت گرما و بوی عطر ياس و ليموست، و زندگی که همه جا موج می زند و درين ميان هيچ کس هنوز چهرۀ شوم مرگ را که از ميان تاريکی و زير پوست زمين به آرامی می خزد نمی بيند و در لحظه ای ناگهان هياهوی طبل نحس مرگ است که از در و ديوار برمی خيزد و جغدها را بر خرابه های ارک کهنسال بم به رقص می آورد.
ترسيم تلخی که سيامک آقائی در موسيقی خود از مرگ و ويرانی می کند گواراتر از ترسيم قهر مردی ست که در زير آوار زنده مانده است و در حالی که ديگران سعی در بيرون آوردن او از زير سنگ و خاک دارند دست خود را پس می کشد و می گويد: نه پول مداوای خود را دارم و نه طاقت نديدن دخترانم را؛ بگذاريد بميرم ، و مردم هم او را رها می کنند و به سراغ ديگرانی که از زير آوار دست به طلب ياری بيرون آورده اند می روند.

و طُرفه آن که اين اثر کتيبۀ يادبودی ست برای دو ارک بلا ديده، ارک بم و ارک موسيقی ايران.

کلام آخر را از شمس الدّين غزل به عاريت می گيرم:
از هر طرفی که گوش کردم
آواز سئوال حيرت آمد

با آرزوی موفقيت برای سيامک آقائی در ادامۀ راه زندگی.

شهريار

برای شنيدن و ديدن قطعاتی از کارهای سيامک آقايی اين جا را کليک کنيد:
http://www.siamakaghaei.com/farsi/Default.aspx

شعر متن «آواز چگور» از مهدی اخوان ثالث (م. امیّد)
آثار صوتی و تصويری اين هنرمند را در سايتش می يابيد.

کسانی که مايلند دی وی دی «ز بعد ما» را بخرند با نشانی ای. ميل زير تماس بگيرند:
parisha121@yahoo.de

Deutschآر اس اسکليک کنيدنشانی پستی
مراسم روز جهانی حقوق بشر سالگرد کشتار 67 بزرگداشت سهراب اعرابی
صفحه اصلی | حقوق بشر | مقالات | زنان | فرهنگ و هنر | سياست | اطلاعيه های کانون | مجامع و سخنرانی | در باره ما | ارتباط با ما

Copyright: rahaward.org 2007