Rahaward.org
به روز رسانی: شنبه 17 آذر 1386 [2007.12.08]

شادمانی يا نگرانی؟- مهرانگيز کار

روزآنلاین

پس از آنکه سازمان ملی برآوردهای امنيتی امريکا در آخرين گزارش خود اعلام کرد "ايران تا سال ۲۰۰۳ در ‏تلاش بوده تا سلاح هسته ای توليد کند اما اين تلاش در همان سال متوقف شده است". بسياری شتاب زده به ‏موضوع پرداختند و گفتند با اين ترتيب "خطر حمله نظامی به ايران کاملا منتفی شده است". اما بلافاصله ريئس ‏جمهوری امريکا تصريح کرد "ايران يک خطر بوده، ايران يک خطر است و ايران يک خطر خواهد بود اگر به ‏تکنولوژی سلاح اتمی دست يابد."‏

پس از اظهارات وی از سوی کارشناسان نظرات سنجيده تری شنيده شد. به خصوص بر اين پايه که وی گفته ‏است: "ايران اگر برنامه غنی سازی خود را برای از سرگيری برنامه توليد سلاح هسته ای مورد استفاده قرار دهد ‏به سلاح هسته ای دست می يابد." ‏

واکنش مقامات رسمی ايران تا ساعات اوليه پس از اعلام گزارش مثبت و منطقی بوده است. اما در جمع نظرات ‏اعلام شده خبرگزاری جمهوری اسلامی ايران، ايرنا، به همان زبان رايج راديکال های حکومت ايران خبر را ‏انتشار داده و گزارش اطلاعاتی امريکا مبنی بر صلح آميز بودن فعاليت های هسته ای ايران را «اعتراف» ‏نامگذاری کرده و مدعی شده گزارش "محرمانه" بوده و اطلاعاتی از آن به بيرون "درز کرده است".‏

کلمات به کار گرفته شده از ذهنيتی نشأت می گيرد که سياست گذاری را در "اعتراف" و مهر "محرمانه" زدن بر ‏همه تحقيقات، خلاصه کرده و مبانی علمی و تحقيقاتی آن را نمی شناسد. تصور بر اين است که امريکا يک ‏‏"شخص" است و اين شخص زير فشار و شکنجه "اعتراف" کرده و اوراق پرونده محرمانه اش به دست ديگران ‏افتاده است. کلمات به کار گرفته شده از سوی ايرنا همان کلماتی است که مخالفان تنش زدايی سال ها به کار برده ‏اند. گرداندگان ايرنا يادشان رفته است که در سال ۲۰۰۳ يک ريئس جمهور معتقد به تنش زدايی در عرصه بين ‏المللی در ايران روی کار بود و تعطيل توليد سلاح هسته ای در دوران رياست جمهوری خاتمی از درستی سياست ‏تنش زدايی خبر می دهد. اگر گزارش موهبتی برای دولت ايران است آن را مديون عقل سياسی هستيم، نه رجز ‏خوانی و بلوف زنی تبليغاتی.‏

از شيوه خبررسانی عوامل مرتبط با راديکال های ايرانی که بگذريم، نظرات اعلام شده در گزارش باعث شده ‏است دولت های اروپايی بيش از پيش از راه حل حمله نظامی فاصله بگيرند. هرچند عموما عقيده دارند با اجرای ‏سياست تشويق و فشار ايران را در سال ۲۰۰۳ متقاعد به تعطيل توليد سلاح هسته ای کرده اند. ‏

در مجموع نظريه ای در جهان تقويت شد که به موجب آن احتمال گشايش باب مذاکرات بيش از گذشته قابل تصور ‏است. البته اگر آن زبان پرخاشگر که فقط نمونه ای از آن نقل شد ديگر بار صحنه بازی را در هم نريزد و گريبان ‏ايران را به دست تندروهای جهانی نسپارد. ‏

آنچه مسلم است صحنه بازی به نفع ايران تغيير می کند. کار بر جنگ طلبان امريکايی سخت می شود. ميانه ‏روهای درون حاکميت امريکا تسهيلات بيشتری برای اصرار بر مذاکره به دست می آورند. دنباله روی اروپا از ‏امريکا با موانع تازه مواجه خواهد شد. روسيه و چين از قدرت دفاعی بيشتری برای پيشگيری از حمله نظامی ‏برخوردار می شوند. اما بايد پياپی تکرار کرد "کج فهمی های سياسی و بلوف و رجزخوانی که در حاکميت ايران ‏سخنگويان زورمندی دارد بايد مهار بشود." ‏

صرف نظر از شادمانی هايی که در فضا موج می زند، گزارش اخير به تعليق غنی سازی اورانيوم که محور ‏اصلی بحران هسته ای ايران وغرب است اشاره ای ندارد. يک نظر کارشناسی که به واقعيت نزديک است اين ‏است که اساسا تا کنون اعلام نشده بود ايران به سلاح هسته ای دست يافته تا اين گزارش در نفی آن تأثيرگذار ‏بشود. بلکه همواره امريکا و اروپا تعليق غنی سازی اورانيوم از سوی ايران را پيش شرط مذاکره اعلام کرده اند. ‏بنابراين نمی توان اميدوار بود گزارش اخير از ميزان تنش مرتبط با خواست غرب مبنی بر تعليق غنی سازی ‏توسط ايران چيزی بکاهد. حتی سازمان ملی برآوردهای امنيتی امريکا توجه داده که ايران تا سال های ۲۰۱۰ و ‏‏۲۰۱۲ امکانات تهيه سلاح هسته ای را در اختيار ندارد. بنابراين گزارش مورد بحث دستيابی ايران به سلاح ‏هسته ای را غير ممکن اعلام نکرده است.‏

با اين وصف گزارش زمينه نيرومند تبليغاتی در اختيار ايران می گذارد. ايران می تواند از آن بهره برداری کند و ‏با اعتماد به نفس بيشتر و ضمن حفظ موازين بين المللی و عرف ديپلماتيک بر مواضع خود تا جايی که منافع ملی ‏را به خطر نياندازد اصرار ورزد.‏

دلايل سياسی انتشار گزارش هرچه باشد، نتيجه به نفع دولت ايران است. احتمال دارد نفوذ عوامل دولت آينده در ‏امريکا يعنی دموکرات ها اين گريزگاه را از هم اکنون پيش روی ايران گشوده اند تا پس از روی کار آمدن آنها، ‏نشستن پای ميز مذاکره آسان تر بشود. همچنين احتمال دارد عواملی از همين دولت کنونی که نمی خواهند قصه ‏عراق تکرار بشود راه را بر انجام تحقيقات و انتشار به هنگام آن هموار ساخته اند. حتی ممکن است گزارش با علم ‏و اطلاع ريئس جمهور امريکا فرصت انتشار يافته باشد. هريک از فرض ها را که بپذيريم بايد بگوييم تدوين ‏کنندگان سياست های کلان در امريکا حمله نظامی به ايران را مفيد به حال منافع ملی امريکا نمی دانند. اما ايرانيان ‏اگر سياست را مجموعه امکانات تلقی کنند بايد بدانند يافته های سياسی ابدی نيست و بايد برای حفظ آن به سود ‏منافع ملی خود تلاش کرد. در هم ريختن صحنه بازی با رجزخوانی و بلوف زنی هنر نيست، بلکه از دست دادن ‏فرصت ها و امکانات است. ‏

بهره برداری هايی که دولت ايران از اين رويداد خواهد کرد فعلا قابل پيش بينی نيست. اگر دولت ايران در واکنش ‏به آنچه پيش آمده زبان تحريک آميز سياسی را کنار بگذارد و در صحنه جديد نرم و هموار حرکت کند منافع ملی ‏تأمين می شود. اما اگر انتشار گزارش از سوی يک ابرقدرت را حمل بر قدرت لايزال و جاودانه خود کند همه ‏رشته ها پنبه می شود. عقل حکم می کند تا همان گونه که دولت امريکا از حمله به عراق تجربه اندوخته، دولت ‏ايران هم تجربه های گذشته را مبنای سياست گذاری های جديد قرار دهد. مقتضيات ملی و بين المللی ايجاب نمی ‏کند همان حرکات انقلابی مانند بالا رفتن بچه ها از ديوار سفارت امريکا ديگر بار به صورت درشت گويی، اهانت ‏و خود بزرگ بينی در حوزه ديپلماسی تکرار بشود. ‏

اما ايرانيان از آنچه پيش آمده چه بهره ای می برند؟

آنها شادمان شده اند و احساس می کنند خطر حمله نظامی از بيخ گوش ايران تا حدودی دور شده است. يک نگرانی ‏بزرگ هم در جمع آنها موج می زند: مبادا دولت ايران از رويداد اخير مانند ديگر فرصت ها برای سرکوب بيشتر ‏منتقدان و مخالفان استفاده کند. مبادا دولت ايران نقض گسترده حقوق بشر را با اتکا به تبعات گزارش منتشره که ‏گونه ای همدلی بين المللی با ايران را فراهم ساخته با شدت بيشتری ادامه بدهد. ‏

نگرانی جدی است و اينک وفت آن است تا دولت ايران به شهروندان خود بيشتر بيانديشد و به بهانه همسويی با ‏بيگانگان، فعالان مدنی را زير ضرب قرار ندهد. ايرانيان به فرصت هايی برای نقد و بررسی مسائل در شرايط ‏امن احتياج دارند. لازم است جامعه مدنی را از آن ترس و دغدغه خاطر که گريبانش را می فشارد نجات بدهند. ‏وفت آن است دست از سر فعالان حقوق زن بردارند. دانشجويان را در بيان نظرات و عقايدشان آزاد بگذارند. ‏آزادی بيان را که ابزار اطلاع رسانی است از مطبوعات دريغ ندارند و هنرمندان ايرانی را زير تيغ سانسور بيش ‏از اين لگد مال نکنند. ‏

شهروندان دولتی که احساس امنيت نمی کنند و پياپی مديران کشور به آنان می گويند که فعالان جامعه مدنی عموما ‏مزدوران خارجی هستند، از احتمال ثبات دولت متبوع خود لزوما خوشحال نمی شوند. شادمانی مردم موکول به آن ‏است که ثمراتی از ثبات نصيبشان بشود. مثل امنيت برای اهل نقد و نظر و پژوهش، امنيت برای اهل انديشه، ‏امنيت برای مطالبات صنفی، دانشجويی، قومی و مطالبات زنان. ‏

در غير اين صورت حکومت به تنهايی پيروزی های خود را جشن می گيرد و مردم در حريم خصوصی خود دور ‏از نظر حاکمان، ثبات حکومت ناشکيبا و ناقض حقوق بشر را به سوگ می نشينند. ‏

آر اس اسآمار بازديد کنندگانکليک کنيدنشانی پستی
بيستمين سالگرد 67 تئاتر خاوران سخنرانی مهرداد درويش پور