|
جنبش یک میلیون امضاء در حال باردادن است/جنبش یک میلیون امضاء در حال باردادن است/گفتگوي منيره برادران با پروين اردلان/راديو زمانه
فکر میکنید اهدای این جایزه برای سایت شما و دوستانتان چه تاثیری میتواند داشته باشد؟ با این فضای یاس آلودی که در جامعه هست، چه در حوزهی سیاسی، چه در حوزهی فرهنگی، چه در حوزهی اجتماعی، خوب به نظرم اعلام آن تا اندازهای امیدآور بود. یک روزنهی درخشانی بود در این فضای تیره. ولی در حوزهی گسترده، من فکر میکنم یکجور به رسمیت شناختن استقلال جنبش زنان بود و به رسمیت شناختن حق خواهی زنان. ابتکار بنیاد اولاف پالمه، با توجه به شخصیتی که خود اولاف پالمه داشته و منادی صلح و عدالت بوده، در واقع نشان دهندهی به رسمیت شناختن همان استقلال فکری نظری و عملی جنبش زنان هم میتواند باشد. از این جهت من فکر میکنم که خیلی میتواند ما را در پیشبرد مبارزات حقوقیمان، یاری کند. به هر حال این جایزه میتواند یکی از تریبونهای جنبش زنان در جهان باشد. فکر میکنید تاثیری داشته باشد در داخل ایران، که این حرکت شما بیشتر به رسمیت شناخته بشود؟ به هر حال اخبار به گوش مردم میرسد. در این مدت کوتاهی که خبر اعلام شد که در اخبار رسمی هم نبود، بلکه از طریق رسانههای خارجی بود، خیلیها مطلع شدند. من یکجور احساس قدرت بخشی نه تنها در بین زنان جنبش، بلکه زنانی هم که اصلا در این حوزه فعالیت ندارند، دیدم. این خیلی برای من جالب بود که اینها فکر میکنند که وقتی زنها به این حد میرسند، بنابراین نیروی قدرت بخشی دارند که میتوانند تاثیرگذار باشند. این به نظرم خیلی حس خوبی است برای ما زنان در ایران. همانطور که وقتی خانم عبادی جایزهی نوبل را گرفتند، تحولی در فضای جنبش زنان ایجاد شد و جنبش زنان را در معرض دید گذاشت. و باعث دیدن جنبش زنان شد. به نظرم میآید که اینجور حرکتها به هر حال میتواند در ایجاد خودباوری بین زنان موثر و قدرت بخش باشد. شما از بنیانگذاران جنبش یک میلیون امضاء هستید، جنبشی که امسال بعد از یک سال و نیم از شروع کارش، اعتبار و اهمیت ویژهای پیدا کرده است. در بیانیه بنیاد پالمه هم آمده که شما و سایر زنان فعال جنبش، با اتخاذ شیوههای مبتکرانه موجب افزایش حمایت از خواستهی برابر حقوقی شدهاید. شما آیندهی این حرکت را چگونه میبینید؟ به نظر من جنبش یک میلیون امضاء، در حال حاضر در حال باردادن است. این به آن معنا نیست که ما توانستهایم قوانین را عوض کنیم یا به یک میلیون امضاء دست یابیم. ولی ما توانستهایم با گسترش آگاهی، با ایجاد بحث در فضایی که در واقع بحثگریز است از طریق شیوههای خلاقانه، دموکراتیک و گفتوگو، اعتراضمان را به تبعیضهای قانونی و بدیهی فرض شده، مثل نابرابری در طلاق، دیه، تعدد زوجات را به گوش مردم برسانیم و خواهان لغو آنها شویم. یا شهادت و ارث و سن کیفری برای کودکان. یعنی تمام این موارد قانونی را تلاشمان کردیم که وارد گفتمان عمومی جامعه بکنیم و این گفتمان حقوقی را که حالا دارد عمومی میشود، در لایههای مختلف جامعه، حتی محافل رسمی، گسترش بدهیم. این تلاش به نظر من تلاشی بوده که به کمک تکتک اعضای این حرکت، شکل گرفته است. الان خیلیها کمپین را با امضاء، با هزینه، با خواستههایش، حتی با کنشگران آن میشناسند. هویتهای گوناگونی در این کمپین ایجاد شده و حرکتهای جدیدی از دل این کمپین زاییده میشود. این حرکت ممکن است که کند بشود، اما از تداوم نمیافتد. نسلی از درون آن دارد میبالد که آیندهی متفاوتی را رقم خواهد زد. اگر بخواهم نقطهی شروعی برای کمپین قائل بشوم اما واقعا نمی توانم پایانی برای آن تصور بکنم. منظورم این است که کمپین یک هدف مشخص دارد. خواستهها و روشهای مسالمت آمیزی را در پیش گرفته که اصلا انتزاعی نیستند. شاید اگر هزینهپردازیهای آن نبود، ما سرعت جمعآوری امضاءمان بیشتر میشد. از طرف دیگر اما عمومی شدن کار، یعنی همین هزینهپردازی هم نقش داشته در عمومی کردن این خواستهها. شما میبینید که موارد مختلف دستگیری و غیره که در این یک سال و نیم گذشته پیش آمده، بیشتر از همه هم بر دوش نسل جوان بوده است. به نظر من این، نکتهی مهم این قضیه است. در واقع کنشگران ما نسل جوانی هستند که آمادهی هزینهپردازی هستند. آرمانگرایی در آنها شکل گرفته، آن هم در یک فضای آرمانگریز. در یک فضای منفعت طلبانهای که منافع را بر هر چیزی ارجحیت میدهد. و به نظر من همهی این تلاشها به خاطر این بوده که روی گفتمان عمومی جامعه اثر بگذارد. در این حرکت ما در زمان حال، موفق بودیم. بعد باید ببینیم در آینده چگونه است. من آیندهی روشنی را برای آن میبینم. اگر با این چشمانداز نگاه کنیم. ااز همین خانمهای جوان، نسیم خسروی و راحله عسگریزاده الان در زندان هستند، یک عده دیگر هم به دادگاه احضار شدهاند و از جمله خود شما. خبری در مورد پروندهی این دو نفر دارید یا در مورد این احضارها؟ در مورد راحله عسگریزاده و نسیم خسروی، خانوادههای هر دو نفر اینها به دادگاه مراجعه کردند و خود آنها را هم به دادگاه آوردند و در نهایت، در حضور وکیل و خانواده، موافقت کردند با صدور قرار کفالت برای اینها. بله. با قرار کفالت آزاد میشوند و بعدا دادگاه برای آنها تشکیل خواهد شد. ولی تا به حال برای مواردی که ما داشتیم، افرادی که به خاطر جمعآوری امضاء دستگیر شدند و بعد برای آنها حکم صادر شده، این حکم معمولا شش ماه تا یک سال تعلیق بوده است. به خاطر جمع آوری امضاء - البته اتهام، اقدام علیه امنیت ملی و تبلیغ علیه نظام عنوان شده - به این حکم محکوم شدند. که این خب، جای سوال دارد. چون جمع آوری امضاء اساسا جرم نیست که ما بخواهیم برای آن حتی اتهام و حکمی هم صادر بکنیم. به خاطر جمع آوری امضاء تا به حال سه نفر به شش ماه تعلیق محکوم شدند. که ما تمام مدت به این ماجرا اعتراض داریم. به خاطر اینکه فکر میکنیم جمع آوری امضاء سادهترین و مسالمتآمیزترین شیوهای است که میتواند هم جامعه را دموکراتیزه بکند، هم دموکراتیک باشد. به هر حال اعضای کمپین، به خصوص این نسل جوانی که باید از آنها خیلی چیزها را آموخت، به خوبی دارند مقاومت نشان میدهند و به خاطر خواستههای حق طلبانهشان هر مشکلی را که برایشان پیش میآید، تحمل میکنند. سختی راه را میشود گفت که بر خودشان هموار میکنند. الان مثلا راحله عسگریزاده و نسیم خسروی، دو تا از فعالان جوان کمپین هستند که در حوزهی هنری، خلاقیتهای هنری خودشان را میآورند در این حوزه خیلی تاثیرگذار بودند. نه تنها اینها و برخی دیگر از بچههای جوانی که در این حوزه وارد شدند، به تدریج توانستهاند فعالیت اجتماعی را با حوزهی هنری پیوند بدهند. آنها میخواهند ابزاری پیدا کنند برای بیان برابری حقوقی و این بار از طریق هنر. به همین دلیل است که فکر میکنم نقش تاثیرگذاری در این حرکت داشتند. من خیلی جوان نیستم. من 41 سال دارم. من از سال 1370، در دوران دانشجویی کار مطبوعاتی را هم شروع کردم. اولین نوشتهای که از من چاپ شد و برای من مهم بود، در کلاس درس خبرنویسی بود. موضوع دربارهی رئالیسم جادویی بود و از دانشجویان خواسته شده بود که نوشتهای در باره این سبک بنویسند. نوشتهی من مورد توجه استادم، آقای حسین قندی، قرار گرفت که بعد هم ایشان آن در روزنامه ابرار چاپ کرد. تجربهی لذت بخشی بود که اولین بار مطلبی از من چاپ میشد. بعدا فعالیتم را با آدینه، مجله زنان ادامه دادم، بعد روزنامه جامعه، بعد نشریات جنس دوم، بعد نشریات الکترونیکی مرکز فرهنگی زنان و فمینیستی و زنستان. میشود گفت که هر نوشته زایمان جدیدی است که نشان دهندهی نوع نگاه ما به جامعه، ما به خودمان و به پیرامونمان است و میتواند برای من هربار یک تجربهی جالبی باشد. این خبر مربوط به اهدای جایزه به شما، آیا جایی هم در روزنامههای داخل ایران هم منعکس شد؟ روزنامه سرمایه چاپ کرد. همینطور روزنامه اعتماد یک خبر کوچکی از آن را تا آنجا که من اطلاع دارم، چاپ کرد. نمیدانم. چون من وقتی رفتم دادگاه، بازپرس پرونده حضور نداشت، در نتیجه من برگشتم. نمیدانم که ممنوع الخروج خواهم بود یا نه. ولی در حال حاضر میدانم که ممنوع الخروج نیستم |
|
||
Copyright: rahaward.org 2007 |