Rahaward.org
به روز رسانی: سه شنبه 6 فروردین 1387 [2008.03.25]

سالی که نکو نبود - مزدک علی نظری

خبرنگاران صلح - نه، اين سال که گذشت هم نيکو نبود. هرچه زديم، به در بسته خورد. هرچه شعار داديم، در حد و حدود همان حرف و باد هوا باقی ماند بدبختانه!

در سالی که گذشت، افغانستان همچنان روی آرامش نديد، وضع عراق و ملت مصيبت زده اش شايد بدتر از تمام پنج سال گذشته شد و اين بحران منطقه ای گريبان کشورهايی چون پاکستان را هم گرفت؛ کشوری که می رفت با يک تهييج جهان سومی و هزار بار آزموده، انتخاباتی به يادماندنی را تجربه کند و مثلاً از يوغ يکی در بيايد و شايد به چاه تازه ای بيفتد، «بی نظير» اش را از دست داد.

آن سوتر، اوضاع فلسطين و اسرائيل وخيم تر از گذشته، همچنان بکش بکش از دو طرف ادامه داشت. مردم لبنان و سوريه در هراس از برافروخته شدن جنگی بزرگ و فراگير، شب ها را با کابوس های سياه سر کردند و هر صبح با درود بر رهبران مغرورشان به سر کار رفتند.

سالی که گذشت درست بالای سر ما، روسيه که از ابهت ابرقدرتی تنها عادت زورگويی برايش باقی مانده، موشک هايش را به سمت کشورهای بی پناه شرق اروپا نشانه رفت. سالی که گذشت آمريکايی ها چند جای تازهء دنيا پايگاه نظامی ساختند و همچنان نتوانستند ولع سيری ناپذير خود را در دخالت، ديوار کشيدن بين خود و دنيا و در حقيقت «ديوانگی» شان، مهار کنند.

سالی که گذشت، همه جای دنيا پر از خبر بود؛ از تبت گرفته که کشتار فجيعی را در اين اواخر ديد، تا آن نسل کشی دارفو، حرص قدرت در کوبا، حماقت های چاوز، سيل و مصيبت هميشگی در هند و اندونزی، ديکتاتوری خرد کننده کره شمالی، و بدتر: شيوع مرض تروريسم در همه جای جهان.

سالی که گذشت برای ايران ما هم پر از ماجرا بود، ماجراهايی که اغلب شان نيکو نبودند. پايين نقشه، باز ادعای ارضی اماراتی ها با لحن تند و توهين آميز تکرار شد. خليج فارس را به نام جعلی که خودشان دوست داشتند خواندند و باز چه خبرها که از فروش و کرايهء دختران ايرانی در دوبی به گوش نرسيد، چه گزارش ها که از برخورد زننده با مسافران ايرانی نرسيد، و چه کلاه ها که آنجا ميان سرابِ «سرمايه گذاری مطمئن» از ايرانی جماعت برداشته نشد...

آنوقت ما چه کرديم؟ رئيس جمهورمان - بی توجه به اعتراض ها- در دو سفر ابتدا به «اجلاس سران کشورهای خليج عربی»(!) رفت، و بعد به خود امارات حتی سفر کرد. آيا کسی به او نگفته بود با کشوری که ادعای واهی عليه خاک کشورمان دارد، نبايد در اين سطح (رياست جمهوری) مراوده ای داشت؟

«محمود احمدی نژاد» سپس به عراق رفت. کشوری که رئيس جمهورش چندی پيش گفته بود قرارداد ۱۹۷۵ را قبول ندارند (همان دليل صدام برای تجاوز و جنگ افروزی) و باز ادعای ارضی ديگری عليه اين خاک... لبخند به لب، بی توجه، بی افقی روشن در برابر، بی مايه ای مطمئن در کف. مشاوران ايشان ادعای خسارت بابت جنگ افروزی عراق را در آستين داشتند، که در مقابل بگويند؛ اما آيا اين پاسخ قانع کننده ای بود؟

بايد از آن ها پرسيد: کدام خسارت؟ ايشان حتی نمی دانند که در متن قرارداد «آتش بس» (و نه صلح) ميان ايران و عراق (موسوم به قطعنامه ۵۹۸) آمده است: با کمک سازمان ملل صندوقی برای کمک به دو طرف خسارت ديده تشکيل خواهد شد... و هيچ حرفی از پرداخت خسارت زده نشده است!

سالی که گذشت بازداشتگاه های مخفی و عيان، ناامن تر از هر زمان، جولانگاه جلادان و «نيروهای خودسر» بود که دختران دستگير شده در خيابان را مرده به خانواده هاشان تحويل دادند، دانشجويان را مورد آزاد و شکنجه قرار دادند، و خلاصه هرچه خواستند کردند.

در سالی که گذشت هزار هزار اتفاق بد ديگر رخ داد که از هيچ تک ماجرايش نبايد و اصلاً نمی شود که گذشت. فهرست کردن اين همه، روحيه می خواهد. انصاف بدهيد برای روزنامه نگاری که همين چند روز پيش ۹ فرصت شغلی- معيشتی را از او گرفته اند، ديگر جانی نمی ماند که حرفی بزند. با خودتان حساب کنيد اين ۹ نشريه تازه تعطيل شده، هرکدام چند شاغل داشته اند؟ چند خانواده با بسته شدن اين بازمانده های مطبوعات ايران، عيدشان عزا شده؟

نه، سالی که گذشت ابداً سال نيکويی نبود. نمی دانيم اجازه هست که بگوييم با اين حال و اوضاع، از قرار سال آينده هم همين است که هست؟ «سياه نمايی» نکنيم خدای نکرده، که جرم اين حقيقت گويی اينجا سخت سنگين است!

آر اس اسآمار بازديد کنندگانکليک کنيدنشانی پستی
مراسم روز جهانی حقوق بشر بيستمين سالگرد 67 تئاتر خاوران