روز - شيرين عبادى برنده جايزه صلح نوبل هم اكنون براى ايراد يك مجموعه سخنرانى در ايالات متحده به سر مى برد. عبادى كه از جمله سرشناس ترين منتقدان وضعيت حقوق بشر درايران است، همواره مخالفت خود را با هرگونه دخالت نظامى در اين كشور بيان كرده است. وى در گفتگو با روز، با تاكيد بر مواضع ضدجنگ خود، نسبت به اين كه تهديد نظامى آمريكا عليه ايران افزايش پيدا كرده است ابراز نگرانى مى كند.
موضوع وهدف سفراخيرتان به آمريكا چيست و چه برنامه هايى را دنبال مى كنيد؟ هدف ازسفرمن به آمريكا ايراد يك مجموعه سخنرانى دردانشگاه هاى مختلف آمريكا بوده است. مسايل مختلفى ازقبيل ريشه يابى بحران خاورميانه، صلح درخاورميانه، بررسى وضعيت زنان مسلمان و وضعيت حقوق بشر در ايران امروز، موضوع سخنرانى هاى من بوده است.
شما به صورت مداوم به انتقاد از موضوع حمله نظامى آمريكا به ايران پرداخته ايد واز طرفى خودتان يكى از منتقدان سرسخت دولت جمهورى اسلامى در زمينه نقض حقوق بشرهستيد. برخى محافظه كاران مى گويند اين دو موضوع با هم در تناقض هستند چرا كه چنين انتقاداتى ممكن است بهانه به دست جنگ طلبان بدهد تا از آن براى حمله نظامى به ايران استفاده كنند. نظر شما چيست؟ بايد بگويم من درتمام سخنرانى هايى كه در خصوص نقض حقوق بشر در ايران داشته ام بلافاصله تاكيدى را اضافه كرده ام مبنى بر اين كه عليرغم همه انتقادات وارده به حكومت جمهورى اسلامى به خاطر نقض حقوق بشر، بهبود وضعيت موجود وظيفه اى است به عهده يكايك ايرانيان وارتباطى به سربازان خارجى ندارد. مردم ايران با حمله نظامى به ايران و حتى تهديد به حمله نظامى به ايران مخالف هستند. زيرا اين وضعيت باعث مى شود كه حقوق بشر ودموكراسى درايران بيش ازپيش تضعيف شود. هر حكومتى كه خود را درمعرض خطر ببيند سعى مى كند بر ميزان كنترل فضاى داخلى افزوده واز آزادى هاى فردى بكاهد. بنابراين همان گونه كه حمله نظامى به ايران درزمان صدام حسين باعث افزايش نقض حقوق بشر و دستگيرى ها و تيرباران هاى افراد سياسى شد، به همين نسبت هرگونه حمله نظامى به ايران در آينده نيز وضعيت آزادى خواهان را بيشتر به خطر خواهد انداخت. وقتى جنگى صورت بگيرد، موضوعاتى از قبيل حق آزادى بيان وحق تحصيل وحق آزادى مذهب تحت الشعاع سياست هاى امنيتى و حفظ حيات قرارخواهند گرفت.
آيا فكر مى كنيد نسبت به گذشته احتمال حمله نظامى به ايران افزايش پيدا كرده است؟ بله. متاسفانه مدتى است لحن مقامات دو كشور شديدتر شده است. شاهد بوديد كه يكى از داوطلبين رياست جمهورى آمريكا يعنى هيلارى كلينتون حتى تهديد كرد درصورتى كه خطرى متوجه اسراييل شود ايران را منهدم خواهد كرد. كانديداى ديگر يعنى جان مك كين نيز موضع شديد خود رادر اين زمينه مشخص كرده و حتى در جلسه اى بخشى از آهنگ "ايران را بمباران كنيد" را زمزمه كرده است. اين قبيل شواهد، نشان از بهبود شرايط ندارد.
وقتى با دانشگاهيان آمريكا صحبت مى كنيد چه موضوعاتى بيشتر مورد سوال آنهاست؟ آنچه مورد بحث قرارمى گيرد درحوزه تخصص من است، يعنى موضوع حقوق بشر. طبيعى است كه آنها علاقه مند هستند ببينند وضعيت حقوق بشر در ايران چگونه است و ازهمه مهمتر جامعه مدنى درايران تا چه حد قوت دارد و واكنش آن به نقض حقوق بشر چيست و آيا فشارجامعه مدنى مى تواند وضعيت موجود را بهبود بخشد يا نه. به علاوه معمولا از من سوال مى كنند آيا با اظهارات آقاى احمدى نژاد درمورد هولوكاست ويا محو اسراييل موافق هستم؟ من هم به صورت كلى پاسخ مى دهم كه من هنگام انتخابات به آقاى احمدى نژاد راى ندادم و طبيعتا همسو با ايشان ازلحاظ فكرى نيستم.
فكر مى كنيد اظهارات آقاى احمدى نژاد، چنانكه بعضا در رسانه هاى غرب عنوان مى شود بازتابى از اختلافات تاريخى مسلمانان و يهوديان است؟ بايد بگويم دين اسلام و دين يهود بيشتر از هر دو دين ديگرى نزديك هستند. يهوديان و مسلمانان سالها همزيستى مسالمت آميز وروابط دوستانه داشته اند. اختلافى كه بين آنها پيش آمد بعد از جنگ جهانى دوم بود. بنابراين اختلاف برسر مذهب نيست و سياسى است، چرا كه دو مذهب، به طور سنتى اشتراكات فراوانى با يكديگر دارند؛ ازجمله درمسايل مربوط به زن وخانواده (گذشته از آنكه نسبت به اين موارد چه نظرى داشته باشيم). مثلا در دين يهود هم ميزان ارث زن بسيار كمتر از ارث مرد است. يا اينكه در دين اسلام ما موضوعى به نام سه طلاقه داريم - به اين معنا كه مرد سه بار بگويد همسرم را طلاق دادم- كه اين با يكى ازمقررات مذهبى يهوديان به نام "گت" شباهت زيادى دارد. همچنين، طلاق شرعى دردين يهود به اين صورت است كه مرد بايد در يك بلندى بايستد -يعنى حتى از جهت موقعيت فيزيكى برزن برترى داشته باشد - وسه بار به زن بگويد از منزل من برو بيرون و زن بدون اينكه پشت سرش را نگاه كند بايد از خانه خارج شود. و يا اينكه همان گونه كه شرايط خاصى براى ذبح در دين اسلام وجود دارد، شرايطى نيز براى ذبح در دين يهود وجود دارد، درحالى كه چنين شرايطى در دين مسيحيت وجود ندارد...
فكرمى كنيد در يك سال باقى مانده به انتخابات رياست جمهورى ايران وضعيت براى فعالان حقوق بشر وسياسى بازتر بشود يا ممكن است با توجه به فضاى به وجود آمده بعد ازانتخابات مجلس هشتم، فشار روى نيروهاى جامعه مدنى باز هم افزايش پيدا كند؟ من اميدوارم كه حكومت ايران با عقلانيت اين نكته را دريابد كه تقويت جامعه مدنى باعث مى شود كه فاصله بين مردم و حكومت كمتر شود و در شرايط بحرانى مردم بتوانند پشت سرحكومت قرارگرفته واز كشور خود دفاع كنند. درشرايطى كه كشورى در بيم حمله به سرمى برد حكومت بايد فاصله خود را تا آنجاكه مى تواند با مردم كمتر كند.