|
نقد فمينيستی؛ نقد زنانه؟نقد فمينيستی؛ نقد زنانه؟ / پرسشی در کارگاه نقد! سونيا غفاری - به سوی يک بوطيقای فمينيستی شووالتر نظريه پرداز ادبی آمريکايی در سال ۱۹۷۷ با نوشتن کتاب " ادبياتی از آن خودشان، از برونته تا لسينگ" به معرفی زنان نويسنده ای می پردازد که فراموش شده و نگاه مسلط مردانه بر حوزه ادبيات، آثار آنها را به حاشيه رانده است. او دو سال بعد يعنی در سال ۱۹۷۹ با مقاله " به سوی يک بوطيقای فمينيستی" به محدوديت نقد فمينيستی می پردازد، چرا که تا پيش از آن نقد تصاوير زنان Image of Women در ادبيات تنها وجه نقد فمينيستی بود. برای روشن تر شدن موضوع به اين تعريف از نقد فمينيستی توجه کنيد: ( نقد در صورتی فمينيستی است که پاردايم های سنتی درباره زنان ، طبيعت زنان يا نقش های اجتماعی آنها را مورد نقد قرار دهد ) . شوالتر در مقاله خود وظيفه ديگری به دوش نقد فمينيستی می گذارد و به معرفی و تعريف نقد زنانه می پردازد. اين نقد که در زبان لاتين Gyno criticism ناميده می شود دنيايی تازه در ادبيات زنان می گشايد و تعريف نقد فمينيستی دامنه وسيع تری پيدا می کند: ( شکل ديگر نقد فمينيستی در صدد احيای نوشته های زنانه است و ادبيات زنان را به عنوان حوزه ای خاص پی ريزی می کند). بنابراين نقدی که منحصرا به نوشته های خلق شده توسط زنان می پردازد و در پی يافتن و بررسی سبکهای نوشتاری انهاست، نقد زنانه نام می گيرد. با اين تفاسير دو گرايش عمده در نقد فمينيستی بوجود می آيد ۱. نقد تصاوير زنان در ادبيات و ۲. نقد زنانه ، البته از واژه های ديگری برای بيان اين تقسيم بندی استفاده شده : ۱. نقد زن نويسنده که همان نقد زنانه است و آثار زنان خالق اثر بررسی و مطالعه می شود و اينکه جنبه های زنانه زندگی فرد مانند تجربه های زايمان و بارداری چگونه در زبان پديدار می شود. ۲. نقد زن خواننده: در اين نوع نقد، زن خواننده آثار ادبی مردان را بررسی می کند و به کنکاش در زمينه کليشه های موجود درباره زنان وشکل حضور انها در اين آثار می پردازد. با توسعه دامنه نقد فمينيستی؛ آثاری از زنان که به قضاوت دوره خود حذف شده بودند مورد ارزشيابی و بررسی مجدد قرار گرفتند. به عنوان مثال ادبياتی با موضوعاتی چون خاطرات و تجربيات روزانه زنان و اين خود موجب شد نوع جديدی از نگارش که بيشتر مربوط به موج دوم فمينيسم بود با محتوايی نو وارد ادبيات زنان شود. اهداف نقد فمينيستی برای تکميل اين مباحث بد نيست اشاره ای به اهداف نقد فمينيستی از نظر ليزا تايتل داشته باشيم. او اين اهداف را اين چنين دسته بندی می کند ۱. آشکار نمودن سنت زنانه در نوشتن و پرسيدن سوالات جديد از متنهای قديمی ۲. تفسير نمادهای نوشتار زنانه ۳. کشف مجدد متون قديمی ۴. تحليل نويسندگان زن و نوشته های آنها از ديدی زنانه ۵. مخالفت و مقاومت در برابر جنس گرايی در ادبيات ۶. افزايش آگاهی در زمينه سياست های جنسی سبک ها و زبان ها تايتل معتقد است نقد ادبی فمينيستی فضای پويا و پيچيده ای از طيف گسترده ای از تئوريهای انتقادی ، تحليل های روانشناسی، مارکسيسم، ماترياليسم فرهنگی، مردم شناسی و ساختار گرايی است. از نظر او فمينيست ها با وجود تکثر در ديدگاه هايشان، فرضيه های مشترکی در زمينه نقدادبی فمينيستی دارند. يکی از اين فرضيه ها اين است که نظم سلسله مراتبی مرد- زن و روابط جنسيتی تمام جنبه های وجود اجتماعی انسان از جمله انديشه را تحت تاثير قرار داده و دوتايی ها را رايج کرده است: فعال - منفعل، حاضر- غايب، جهانی- خاص و مفاهيم زنانه در زمره صفات بی ارزش قرار گرفتند. دوقطبی هايی که ستم بر زندگی زنان را نشان داده و تقويت می کند. تاريخ بسيار بايد تا اندکی ادبيات بزايد [۱] زمان زيادی از پرداختن به ادبيات زنانه نمی گذرد ولی در همين زمان تاريخ ادبيات شاهد حضور زنانی بود که با خلق آثارشان به غنای ادبی دوره خود افزودند. بنابراين فمينيستها برای رشد و گسترش اين روند نه تنها از ابزار نقد ساختار زبانی- اجتماعی موجود استفاده می کنند بلکه ارائه آلترناتيوهايی برای خواندن و نوشتن را ضروری می دانند چرا که انها خود عرصه ای هستند برای مبارزه در جهت تغيير. منابع هام، مگی . فرهنگ نظريه های فمينيستی، نشرتوسعه، ۱۳۸۲. - حسينی، مريم. مجله زنان " کسی که مثل هيچ کس نيست" سال دوازذهم، اسفند ۱۳۸۲. - Craige R.Smith , ’Multi perspectival Feminist Critiques’ American communication journal, Volume ۴, Issue ۳. spring ۲۰۰۱. - www.victorianweb.org [۱] هنری جيمز |
|
||
Copyright: rahaward.org 2007 |