Rahaward.org
به روز رسانی: سه شنبه 21 خرداد 1387 [2008.06.10]

مدرنيته و سکولاريسم – گزارش سخنرانی مهرداد درويش پور در آخن

طبق دعوت کانون ره آورد، شامگاه جمعه ۶ ژوئن ۲۰۰۸، سخنرانی دکتر مهرداد درويش پور، استاد جامعه شناسی دانشگاه استکهلم و ملاردالن سوئد، در مورد مسئله مدرنيسم، سکولاريسم و جنبش های اجتماعی در ايران برگزار شد.

اين برنامه با استقبال ايرانيان علاقمند به اين گونه مباحث مواجه شد و حضار شرکت کننده با طرح سئوال های خود علاقه خود را به چنين سخنرانی هايی ابراز داشتند.

برنامه راس ساعت ۸:۳۰ با سخنان مجری برنامه شروع شد. مجری ابتدا به معرفی آقای درويش پور و آخرين نظريه ها و تحقيقات اجتماعی ايشان پرداخت و با معرفی مقالات ايشان در مورد مسائل جنبش های اجتماعی روز در ايران به فعاليت پيگير ايشان در ارتباط با اين جنبش ها اشاره کرد. او در آخر با توضيح نوع فعاليت کانون ره آورد در آخن که در چهارچوب منشور جهانی حقوق بشر صورت می گيرد، به عدم پيروی کانون از انديشه ای خاص و بی طرفی آن در مورد محتوای سخنرانان دعوت شده توسط کانون اشاره کرد.

سپس آقای مهرداد درويش پور رشته کلام را به دست گرفت. ارتباط مدرنيته و سکولاريسم؛ سکولاريسم و دمکراسی؛ نقش ايدئولوژی در ممانعت از تحقق حقوق بشر؛ جنبش های اجتماعی مطرح در ايران (جنبش زنان، دانشجويی و سنديکايی کارگران) و رويکرد حقوق بشر و حقوق شهروندی؛ نمونه هايی از سلسله مطالبی بودند که سخنران به بررسی آن ها پرداخت.

سخنران به منظور توضيح اين که چرا مدرنيته شالوده سکولاريسم است، ۵ شاخص مدرنيته را به بحث گذاشت.

۱- باور به تفکر پيشرفت: باور به سير سيستماتيک پيشرفت به لحاظ تکنيکی و صنعتی. باور و اميد به تغيير، اساس و جوهر تفکر مدرن است. در اين جا باور به تغيير و تحول اصل است و ايدئولوژی و اعتقاد نقشی بازی نمی کند.

۲- باور به علم: قبل از عصر مدرنيته تمامی گرايش ها به سوی سنت است. در عصر مدرنيته نظريه ها با استدلال های علمی مورد سنجش قرار می گيرند. در انديشه مدرن باورهای رازآلود و خرافه گرايی و باور عاطفی جزو باورهای آسمانی محسوب می شوند. در اين روند علم جايگاه مذهب را معين تر و مشخص تر می کند.

۳- خردگرايی: خردگرايی به عقلانی شدن زندگی و افکار و رفتار بشر منجر می شود. در اين روند تاريخی عنصر احساس نقش خود را به تعقل، کارآيی و سودزايی می دهد. به قول ماکس وبر، متفکر و جامعه شناس آلمانی، راسيوناليسم همه عرصه های زندگی جوامع بشری را دربرمی گيرد.

۴- فرديت: در جوامع پيشامدرن فرد در جمع محو است. منافع جمع نسبت به منافع فرد ارجحيت دارد. فرد مجبور است در همنوايی با جمع باشد در غير اين صورت منزوی و طرد می شود. در عصر مدرنيته فرد و مسائل او در ارجحيت قرار می گيرد.

۵- دموکراسی: پديده سکولاريسم و دمکراسی فرايند مدرنيته است. جامعه دمکراتيک، جامعه تحقق حقوق افراد است. هر فرد هويت منحصر به فرد خود را دارد. اين تک تک هويت ها است که جامعه را دمکراتيک می کند. برابری اين هويت های منحصر به فرد بشری در مقابل قانون واحد، عليرغم گوناگونی آن ها به لحاظ اقتصادی، اجتماعی، سياسی، جنسی و عقيدتی، اساس دمکراسی است.

آقای درويش پور نتيجه می گيرند که دمکراسی در جايی موضوعيت پيدا می کند که يک مطلق وجود نداشته باشد. واقعيت دائما در حال تغيير است و اجازه ای به مطلق سازی نمی دهد. ما در مدرنيته با انبوه اطلاعات مواجه هستيم و باورهای جاودان موضوعيت خود را از دست می دهند. اين موضوع خود يکی از مواردی است که منشاء پيشرفت می شود.

ايشان توضيح دادند که مدرنيته امری است جهان شمول و مختص جوامع غربی نيست.

مهرداد درويش پور پس از توضيحات خود در باره ۵ شاخص مدرنيته به صحبت خود در مورد رابطه سکولاريسم و دمکراسی پرداخت: «شرط وجود دمکراسی در هر جامعه ای، جدايی دين از دولت است.» مدخل ورود ايشان به اين مبحث بود. ايشان متذکر شدند که «لزوما هر جامعه سکولار دمکراتيک نيست، ولی هر جامعه دمکراتيکی می بايست سکولار باشد.»

جنبش های مطرح در ايران و چالش های آن برای دستيابی به سکولاريسم، دمکراسی، حقوق بشر و حقوق شهروندی موضوع ديگری بود که آقای درويش پور به بررسی آن ها پرداخت.

سخن اين گونه آغاز شد که چرا دمکراسی در کشورهايی نظير ايران رشد نمی کند. آقای درويش پور به سه نوع نگاه در اين مورد اشاره کردند:
۱- نگاه «غرب محور» (مدرنيته پديده ای غربی است): از منظر اين نگاه در کشورهای اسلامی مدرنيته ای که شامل همه عرصه های زندگی اجتماعی بشر شود به وجود نمی آيد. اساس اين تفکر بر اين است که دين اسلام بر پايه مونيسم (وحدت وجود) استوار است. برعکس مسيحيت که بر نظريه دوآليسم پايه ريزی شده. دين اسلام بر يگانگی دنيای زمينی و آسمانی باورمند است و برای هر دو دنيا و مشکلات آن نسخه دارد. از اين رو چنين نتيجه گيری می شود که تنها به کمک غرب می توان مدرنيته را به اين گونه جوامع صادر کرد.

۲- شيوه استبداد دولتی (دولت مقتدر): از منظر اين نگاه چنين شيوه اداره جوامعی که اساسأ به لحاظ تاريخی در شرايط خاصی از وضعيت جغرافيايی و اقتصادی شکل می گيرند يکی از موانع رشد مدرنيته در آن ها است. همچون جامعه ايران. در اين نگاه نيز رويکردی بيرونی برای تغيير وضعيت اين گونه جوامع توصيه می شود.

۳- نگاه قومی: اين نظريه سعی می کند راه حلی بومی برای رشد مدرنيته و دمکراسی ارائه دهد. نظريه های جلال آل احمد، شريعتی و... نظريه هايی چون «فمينيسم دينی»، «دمکراسی دينی»، «مردمسالاری دينی» از اين جمله اند.

آقای درويش پور متذکر شدند که همه اين نظريه ها ابطال خود را در عمل نشان داده اند. حمله آمريکا به عراق و افغانستان برای صدور دمکراسی، شکست نظريه صدور دمکراسی از بيرون را نشان می دهد. هم اکنون در اين جوامع بنيادگرايی دينی گسترش پيدا کرده است. اگر نظام عراق قبلا نظامی سکولار بود، اکنون بنيادگرايی يکی از خطراتی است که اين نظام را تهديد می کند.

کارنامه اصلاح طلبان دينی در ايران نيز در عمل شکست نگاه قومی و بومی به مدرنيته و دمکراسی را نشان می دهد.

مهرداد درويش پور به توضيح راهی ديگر، راه سوم پرداخت و آن را با صفت اعتدال برای تغيير توصيف کرد. نهادسازی مدنی گسترده در ايران حول احقاق حقوق شهروندی افراد و گروه ها، همراه با فشار بين المللی عليه نقض حقوق بشر در ايران، اجزايی از مختصات اين ديدگاه است.

جنبش زنان، جنبش دانشجويی و جنبش سنديکايی کارگران از زمره جنبش هايی هستند که پيشگام اين حرکت اند. ايشان معتقدند که اين هر سه جنبش گفتمان سکولار دارند. سکولاريسم يکی از چالش های مهم اين نهادهای مدنی عليه نظام دينی است.

در پايان اين نشست، در بخش پرسش و پاسخ شرکت کنندگان به طرح سئوالات خود پرداختند و با حضور فعال خود در بحث ها، افق های جديدی را برای بحث گشودند.

کانون ره آورد اميد دارد که برگزاری اين سخنرانی توانسته باشد نقشی در آگاهی رسانی در باره جنبش های مدنی در ايران و مبارزه آنان برای حقوق شهروندی، ايفا کرده باشد.

آر اس اسآمار بازديد کنندگانکليک کنيدنشانی پستی
بيستمين سالگرد 67 تئاتر خاوران سخنرانی مهرداد درويش پور