Rahaward.org
به روز رسانی: دوشنبه 14 مرداد 1387 [2008.08.04]

به یاد قمرالملوک وزيری "ماه صدای ايران "

به مناسبت سالگرد خاموشی "ماه صدای ايران "قمرالملوک وزيری همراه با آواز دلنشين اش
strong>

تجلی مفهوم " زن امروزی" با قمرالملوک وزيری در ايران و منيره المهديه در مصر

فخری حقانی
مدرسه فمینیستی


چهاردهم مرداد سالگرد خاموشی "ماه صدای" ايران قمرالملوک وزيری است. از سالها پيش تلاش هايی از سوی زنان فعال ايرانی وبه ويژه " مرکزفرهنگی زنان " در برپايی مراسم و نوشتن مقالاتی درخور برای اين يگانه ويکتای آوازهای زخم خورده زنان ، انجام شده است که شرح آن در مجموعه هايی مانند " جنس دوم " و سايت هايی مانند "تريبون فمينيستی"، "زنستان" و سايت "توکا ملکی" آمده است.

زنده کردن يادقمردرعرصه اجتماعی در دودهه اخير بيش ازهمه مديون چاپ کتاب " آوای مهربانی " اثر زهره خالقی و سپس مقالاتی از منصوره شجاعی ، نوشين احمدی ، توکا ملکی، فريبا هدايتی و پروين نوری بندونيز همت ديگرزنان دربرپايی مراسمی هرچند بی نام و نشان بوده است.

امسال به يمن آشنايی با دکترفخری حقانی و رويکرد متفاوت وی درشرح حال قمر و تطبيق وی با همتای مصری اش دربيان جسارت اين دو زن درشکستن حصارهای سنت و مردسالاری ، بخشی از پايان نامه دکترای ايشان رابرای بزرگداشت "کتبی" ۱۴ مرداد امسال اختصاص می دهيم . باشد که تاريخ شفاهی ممنوع شده زنان را غنايی افزون شود.

«کافه مونث»

در تاريخ پيدايش و ظهور فرهنگ تصويری وهنری ايران ومصر دردوره بين دوجنگ جهانی مقام و نقش دوهنرمندزن خواننده ونمايشگر ، قمرالملوک وزيری ومنيره المهديه ، به عنون پيشگامان پديده " زن امروزی"(new woman )از ارزش فوق العاده ای برخوردار است. قمر و منيره تنها موارد استثنايی در جوامعشان نبودند که برنقش زنان در استفاده از نمايش وصحنه به عنوان يکی از مهمترين عناصر حياتی حوزه عمومی برای تحقق حقوق زن امروزی استحکام بخشيدند. نمونه ها بسيار بودند اما قمر ومنيره بهترين نمودهای اولين زنان پيشرو می باشند که نقش مهمی هم در به وجود آوردن گفتمان " زن امروزی" و هم دربنا نهادن پايه های اجتماعی آن داشتند.

درسالهای بين ۱۹۲۰ و۱۹۴۰ ميلادی درايران و مصرشکل نوينی از هويت زنان تحت عنوان " زن امروزی " پديدار گرديد که با مفاهيمی از فرهنگ و زبان از قبيل فضای عمومی ، خلاقيت ، خود ، بدن ، و دگرگونی که تا آن زمان به دلايل مذهبی و اخلاقی برای واژه زن به عنوان تابو قلمداد می گرديد پيوند وانسجام خاصی پيدا نمود. برخلاف گفتاررايج که کنار نهادن زنان از سياست دردوره بين دو جنگ جهانی درايران و مصر به بحث ايدئولوژيکی در مورد مفهوم و عملکرد " زن امروزی" خاتمه داد ، تاريخ فعاليت زنان و نهادهای زندگی روزانه آنان در زمينه های فرهنگی – اجتماعی بازتاب تعيين کننده ای از حضور پايدار آنان درحوزه عمومی است.

دراواخر قرن نوزدهم متفکران مصری و ايرانی ازجمله قاسم امين ، محمد عبده و جمال الدين اسدآبادی (الافغانی) به يک بحث منطقه ای در مورد "رفرم مدرنيته " پرداختند که نمادش به صورت تصويری اززن و اوضاع اجتماعی وفرهنگی او در جامعه عرضه شده بود. آنهاموضوع جنسيت رادرمصروايران به عنوان پديده ای که ميتواند معنای رفرم فرهنگی اسلامی رادررابطه با تغييرات مدرنيته توصيف کند، مطرح کردند.(۱) بحث لزوم تحصيل و تربيت مدرن زنان که توسط اين محققان در اواخر قرن نوزدهم ميلادی مطرح گرديده بود درزمان مشروطيت ايران ( ۱۹۰۶-۱۹۱۱) و انقلاب استقلال مصر (۱۹۱۹) تبديل به درخواست های حقوقی – سياسی- و اجتماعی ازطرف خود زنان گرديد.

شکست مصری" وفد" درازبين بردن نابرابری جنسيتی بعد از انقلاب استقلال ۱۹۱۹ ميلادی فعالان فمينيست مانند "هدا شعراوی" و" سائيزا نبراوی" را به سوی تشکيل "اتحاديه مستقل زنان فمينيست مصر" سوق داد که مرکز فعاليتش را متوجه مسئله حق رای زنان نمود که توسط گروه اتحاديه بين المللی زنان در سطح جهانی مطرح می شد. (۲)

درايران نفوذ غيرمستقيم کشورهای غربی وبرقراری نسبی آزادی بيان موقعيت مناسبی رابرای زنانی مانند صديقه دولت آبادی فراهم نمود تا پيشگام درفعاليت های اجتماعی ای مانند روزنامه نگاری ، ايجاد مدرس دخترانه ، وفعاليت درسازمانهای فمينيستی بين المللی گردند.(۳)

معنای فمينيست سياسی مخالف گرا ، بلکه معنا شده دررابطه به مسائل فرهنگی به ما امکان ميدهد که از موضوع نهضت های سياسی زنان پای فراتر نهاده وبه حيطه وسيع تری ازفعاليت های زنانه دست يابيم. يک پديده وارداتی قرن بيستم ميلادی به ايران و مصر مفهوم جهان گرد " زن امروزی" در خود مفاهيمی مانند فرهنگ ،شخصيت سازی ، پيشرفت فردی وخودوالايی را برای زنان گنجانده بود واين مفاهيم درنقد تئوری سنتی تعلق زنان به محيط خانه با اخلاقياتی که شامل خود فدانمودن و از آمال فردی چشم پوشيدن بود. (۴)

همگام با هويت دادن به خود درمسيرمعنای بين المللی واژه " زن امروزی" به مفهوم شفاف ، مرموز و طغيان گرا ، زنان ايرانی ومصری دردوره بين دوحنگ جهانی مرزهای قابل تغيير فرهنگ نمايشی جسمشان در نويسندگی ، موسيقی، تئاتر وسينما را به کاربردند تا ايدئولوژيهای مذهبی و اخلاقی ساخته شده درمورد جسم ثابت و غير متغير زنان را به چالش بگيرند. به عنوان هنرمند ، نويسنده، و فعالان بين المللی اين زنان سهم به سزايی در تغييردادن معنای حوزه عمومی از مکانی برای بحث و گفتگو به ميدان جضور ، ديدنيها و نمايشها داشتند. (۵)

مطبوعات چاپ شده توسط زنان که شامل مقدار معتنابهی از مقالات تصويری وعکس بود نيز نقش مهمی رابازی می نمودند. پيدايش ابزار اطلاع رسانی وفرهنگ توده به بازگشايی اين مسير کمک نمود.

اجرا برروی صحنه روشی برای بيان نمودن خود و ديده شدن عمومی است . موقعيت واسطه ای صحنه ،هم به عنوان مکانی برای خلاقيت فرم های نوين هنری وهم عرصه ای برای اعمال سنت شکنی زنها راازطريق نقش بازی کردن درراه برملا کردن ساختار فرهنگی نقش های جنسيتی کمک به اين جريان نمود. (۶)

قمرالملوک وزيری و منيره المهديه پيشگامان گفتمان و همچنين ساختار اجتماعی مفهوم " زن امروزی" بودند که به جريان شکل دادن هويت جنسيتی ای که آگاهانه به چالش با چارچوب های ساخته شده سنتی جنسيت و خلاقيت هنری برخاسته بود در کشور خودشان عينينيت دادند. با اتکا برمفهوم " زن امروزی " که تجربه منيره و قمر عينيت واقعی و تصويری آنرا عملی نموده ا ست در اين مقاله ازيک متد فراموضوعی و فراتاريخی برای توليد يک نمونه تحقيق تاريخی بين منطقه ای استفاده شده است. هدف جای دادن اين نگاه و رويکرد درميان مطالعات و مجموعه تحقيقاتی است که توجه به حاصلخيزی فرافرهنگی بين ايران ومصر دردوره بين دو جنک جهانی دارند .عليرعم آنکه شواهد عينی چنين حاصلخيزی ماورای ملی از نظرها ناپديد شده است ، شرکت زنان در کنفرانس هايی که در خاورميانه برگزار ميشد؛ دعوتی که از سوی ام کلثوم ويا به عبارت ديگر صدای مصر از ستاره مشهور موسيقی ايرانی قمرالملوک وزيری برای برگزاری کنسرت درمصرشد ، وسفر منيره المهديه به ايران ازجمله نمونه های اين مورد است. (۷)

قمر بعد از فوت ماردش با مادربزرکش زندگی ميکرد وگهگاه با او درمجالس مذهبی آواز ميخواند و منيره المهديه زمانی به شيفتگی خود به موزيک پی برد که در يک صومعه در محله ذقاقيق درس می خواند.

قمر و منيره هردو درفرهنگ هايی رشد و پرورش يافتند که هنر شفاهی و مهارت فی البداهه نقش مهمی درمعنا دادن به موسيقی و نمايش بازی می نمود. (۸) حضورزنان بازيگر و همچنين هنرمندان حرفه ای در چنان مقطع زمانی مهمی از تاريخ ايران و مصر معنای قابل توجه ای برای زنان نسل های آينده اين دوکشورپيدا کرد. برای قمر مبارزه عليه پيشداوری ها و تبعيض ها حرکتی چند جانبه بود. درگيری با شوهرش که اورا ازخواندن بازمی داشت ،درگيری با حيطه حرفه ای که به طور تاريخی توسط مردان اداره می شده ونيز با مقاومت آگاهانه جنسيتی اش درمقابل اختيارداران قدرتمند. قمر شوهرش رابسيار زود ترک نمود تا بتواند تعليمات موسيقی را نزد استادان وقت بياموزد . سالها بعد ازموقعيت خاص اجتماعی خود به عنوان ستاره معروف دنيای موسيقی ايران استفاده نمود تا درمقابل رشوه گری ها و زورمندی ها استقامت کند و هيچگاه سازش را نپذيرفت . (۹)

برای اولين بار درسال ۱۹۲۴ ميلادی در گراند هتل تهران بدون حجاب در کنسرت عمومی ای حضورپبدا کرد. پيشنهاد فرماندارکرمانشاه را که از او خواسته بود دريک کنسرت حصوصی ظاهر شود تا اجازه کنسرت عمومی در آن شهرراه به او بدهد رد کرد . قمر به بالکن هتل رفت وبرای مردم آواز خواند تا استقلال و آزادگی خودرابه تثبيت برساند. آگاهی يقمر از موقعيت اکتسابی طبقه نوين اجتماعی – اقتصادی اش به حدی بود که آنرا وسيله ای مهم قرار دهد بری تلاش درراه آموزش توده های مردم در نماياندن خط تمايز ميان يک هنرمند حرفه ای زن ووزنی منحرف. (۱۰)

آگاهی درمورد موقعيت اجتماعی به عنوان يک زن برای منيره هنگامی به وجود آمد که در جستجوی هنرحرفه ای منزل خودرابه سوی شهر قاهره ترک نمود. بعد ازمدتی همکاری با معدودی از نايت کلاپ ها از جمله کمپانی معروف تئاتری موزيکال "سلامه حجازی" منيره سالن خودراافتتاح نمود. طبقه اجتماعی اقتصادی متوسط منيره هنچنين عاملی شد تا از اين طريق کسانی را که هنرمندان اجراکننده در نايت کلاپها و سالنهای هنری مصر زير سوال قرار می دهند به چالش بگيرد. منيره مانند قمر اما با برخوردی متفاوت از او برچسب زنان خطاکاررا که قرن ها باعث غيبت زنان درعرصه عمومی تئاتر و موزيک گرديده بود از هنرمندان زن جدانمود.

به دليل منزلت حاشيه ای آنان در اجتماعشان ، قمر ومنيره اين آزادی رادر اختيار داشتند تا هويت عمومی ای برای خود به وجود بياورند که از يک طرف شخصيت زنانه آنان راتعيين ميکرد و از طرف ديگر به آن ها صفات هنرمند ملی را اختصاص می داد. قمر اعلب از حذابيت فيزيکی و خصوصيات اخلاقی خودبرای عرضه شخصيت هنرمند وخلاق خود در معرض عموم استفاده می جست.

خاطره نقش پيشگام قمر در موسيقی سالهای بين ۱۹۲۰ و ۱۹۴۰ ميلادی در ذهن عموم به صورت همين تفاوت رويکرد در عرضه جذابيت فيزيکی اش برروی صحنه نقش بسته است موی بلوند زيبايش ، شيک پوشی و خوش لباسی او ومهم تر از همه ابراز احساسات صميمانه و عواطف صادقانه اش درمقابل مردم. (۱۱)

منيره زن جذاب وهنرمند بااسلوبی هم برروی صحنه هنر و هم خارج از آن بود . درچندين مسابقات هنری و زيبايی شرکت نمود مانند مسابقه زيبايی ساق پا (۱۲). که در آن مقام دوم را جلوتراز ام کلثوم از آن خودنمود. ( ۱۳)

قمر ومنيره هردو آگاهی ازمسائل اجتماعی داشتند وقدرتی که هنر درخدمت مردم ميتوانست داشته باشد در الهام بخشيدن به احساسات مردم و پيشرفت های سياسی ، فرهنگی و اجتماعی جامعه رابرجسته می کردند. قمر ارتباط محکمی با بسياری از رهبران و هنرمندان ملی گرای ايران برقرار کره بود. منزل او اغلب پاتوق گردهم آيی بسياری ازروشنفکران ، سياستمداران و هنرمندان بود. بسياری از آهنگ هايی را که اجرا نمود توسط شاعران ملی گرا و انقلابی نظيرميرزاده عشقی و ابوالقاسم عارف نوشته شده بودند. مارش جمهوری ومرغ سحر از محبوب ترين صفحات زمان شد عليرغم منع اجازه پخش مرغ سحر توسط رضا شاه در سال ۱۹۲۸ ميالدی (۱۴) رهبران سياسی و روزنامه نگاران ملی گرای مصری مانند "سعد زغلول "و "حسين رشدی پاشا"برنامه های سالن منيره را پی گيری می کردند. اغلب صفحات و آواز های منيره توسط مقتدران انگليسی تحريم ميگرديد . علاقه هنری منيره به حدی با فعاليت های ملی گرايی اش پيوند خورده بود که منجر به پخش شعارعمومی " درسالن منيره هوای عشق به آزادی به مشام می رسد " گرديد. (۱۵)

گفته شده است که قمر هرگز ازميکروفون در کنسرت هايش استفاده نمی کرد. مهارت او در تغيير دادن صدايش به حالت موزون و رسا منحصر به فرد بود و تاثير به سزايی درپيدايش " مايه بم " گرديد (۱۶)

منيره درسبک "طقطرقه" از پيشقدمان اوايل قرن بيستم ميلادی به شمار می آيد . بم و طقطرقه عليرغم محبوبيت مردمی شان از طرف منتقدان مرد موسيقی سبک هايی ساده و کم ارزش شناخته شده بودند. طقطرقه براساس زبان محاوره ای مصرشکل گرفته بود که دردنيای مقتدر هنری مردانه يک فرم پايين مرتبه به حساب می آمد. طقطرقه به موزيک پاپ غربی تشبيه شده است در مقايسه با موسيقی اجرا شده توسط مردان مانند" دورو موششه" که دررديف موسيقی کلاسيک غربی قراردارد. (۱۷) اگرچه اين نطريه ها ديد مغرضانه جنسيت گرايی را در مورد موسيقی بيان می نمايد به شمار آوردن بم و طقطرقه جزو سبک های پايين رتبه ازنقش پرارزش قمر و منيره سخن می گويد که چگونه موسيقی را از فضای خصوصی خانواده های اشراف ودربار به خيابانها و صحنه عمومی نمايش خانه های منتقل کردند و اين هنر را در دسترس عامه زنان و مردان قراردادند.

پيدايش کمپانی های تجارتی صفحه پرکنی در ايران ومصر تاثير چند جانبه ای در جريان تغيير سبک هنرنمايشی داشت. ازطرفی شرايط مناسبی برای شهرت مردمی هنرمندان به وجود آورد و از طرف ديگر به هنرمندان ثبات اقتصادی مستقلی بخشيد. از طريق قرارداد بستن با " بايدافون " که يک شرکت صفحه پرکنی اتحاد خاورميانه و افريقای شمالی بود قمر ومنيره معروفيت منطقه ای بی سابقه ای برای خود کسب کردند. (۱۸) منيره به کشورهای متعددی برای اجرا ی کنسرت های عمومی سفر کرد. از جمله به کشور ايران (۱۹)

اگر چه قمر ازطرف ام کلثوم دعوت شده بود که به مصر مسافرت کند و کنسرت عمومی درشهرقاهره برگزار نمايد اما او هرگز پا از ايران بيرون ننهاد. (۲۰)

حضورعمومی قمر و منيره در صحنه موسيقی و تئاتر مفهوم " زن امروزی" را هم به عنوان گفتمان و هم به عنوان يک پديده اجتماعی درون چهارچوب فضای ملی گرايی ، هنرمندی و فمينييستی قرارداد. اين دو هنرمند حضور فردی خودرا توسط هنر خود به عرضه تماشا نهادند و تعلقات فمينيستی ، انسانی و ملی گرايی خود را بروز دادند.

به نمايش نهادن حضور تصويری و نگاره خود قمردر حالی که دردرون يک حوزه خصوصی کار ميکرد به آن نمودی عمومی داد. قمر يک فرد خصوصی بود که خلاقيت شخصی خودرادرحيطه عمومی هنر قرارداد.

منيره از طرف ديگر آمال يک زندگی عمومی را درسر می پروراند وستاره درخشان آواز و نمايش کمپانی های تجارتی صفحه پرکنی و تئاتر موزيکال در منطقه گرديد . شايد هيچ نثرادبی قادرنباشد به توصيف سايه های جضور متفاوت عمومی واما درعين حال شخصی و خصوصی اين دو ستاره درخشان دوران بين دوجنگ جهانی بپردازد به جز خاطرات مردمی و توده ای وصدای دوملت که درآن قمر ازسويی هواها و آمال موسيقی جامعه ای را تحت عنوان" بليل خوشخوان ايران "جاودانه نمود ومنيره ازطرف ديگر زندگی نمايشی ملتی ديگررا بالقب "سلطان طرب" شکل بخشيد.

پانوشت :

۱- اسم امين . آزادی زنان و زن امروزی : دوسند تاريخی از فمينيسم مصری ( قاهره : دانشگاه آمريکايی مصر،۲۰۰۰)

۲- مارگوت بدران . فمينيسم ، اسلام و ملت: جنسيت گرايی و پيدايش مصرمدرن ( پرينستون : انتشارات دانشگاه پرينستون، ۱۹۹۴)

۳- پروين پايدار. زنان و پروسه سياسی درقرن بيستم ايران. ( کمبريج : انتشارات داشگاه کمبريج، ۱۹۹۵)

۴- مری لوئيز رابرتز. ضربه های گسيخته : زن امروزی دراواخر قرن نوزدهم فرانسه . ( شيکاگو: انتشارات دانشگاه شيکاگو، ۲۰۰۰)

۵- يورگن هابرماس . تغييرات تشکيلات حوزه عمومی : پويشی در طبقه جامعه بورژوازی . ترجمه توماس برگر، (کمبريج : انتشارات ام آی تی، ۱۹۸۱)

۶- گن دوی.تصويرنمودن خود: ديدهای تغييری موضوع درفرهنگ تصويری . ( نيويورک: تاريس ، ۲۰۰۵)

۷- درمورد دعوت ام کلثوم نگاه کنيد به :زهره خالقی. آوای مهربانی ( تهران : دنيای مادر، ۲۰۰۰) و درمورد سفر منيره به ايران نگاه کنيد به : ويرجيينيادانيلسون " هنرمندان و مطربان : خوانندگان زن دقاهره در سالهای ۱۹۲۰" در نيکی ، آر ، کدی ورث بايرون . زنان درتاريخ خاورميانه: مرزهای متغير در جنس و جنسيت گرايی (نيوهاون : انتشارات دانشگاه يل، ۱۹۹۱)

۸- بهرام بيضايی. نمايش درايران (تهران : انتشارات روشنگران و مطالعات زنان ، ۲۰۰۴) و علی جهادرئيسی " تغييرات موزيکی و کمپانيهای تجاری صفحه پرکنی درمصر ، ۱۹۰۴-۱۹۳۲) ( رساله دکترا: دانشگاه ايلی نويز در اوربانا شامپين، ۱۹۷۷)

۹- آوای مهربانی.

۱۰- رئيسی.

۱۱- آوای مهربانی

۱۲- لازم می دانم که ازخانم کريستينانلسون درمرکز فرهنگی و هنری مصر تشکر به عمل آورم برای فراهم آوردن ارتباط من با آقای محمد حسن آشورکه مجموعه ای از صفحات ، مدارک ، کتب و عکس و آگهی های بسيار نادر قديمی مجموعه شخصی خويش را در اختيارمن قراردادند.

۱۳- رزاليوسف ، ۳۱ ژوئن ۱۹۶۲: ۱۴

۱۴- مارش جمهوری در زمان جنبش يکی از اعضای کابينه رضا شاه به نام سيد ضيائ الدين طباطبائی نوشته شده بود . طباطبائی رای به شکل گرفتن حکومت جمهوری ايران داده بود. مرغ سحرشعری بود که جنبش انقلابی رابرعليه سيستم استبدادی صاحبان زمين تشويق می کرد.

۱۵- راتيه الحغنی . سلطان منيره المهديه.(قاهره: خانه شرق، ۱۹۶۸)

۱۶- بم ، يک روش صدايی در موزيک ايران است که با تنوع ، توناليته و رسايی همراه است.

۱۷- تاريخ نويسان موسيقی خاورميانه دو نوع روش موسيقی را دردوره قرن نوزدهم درمصر معرفی کرده اند. "عواليم" توسط زنان اجراميشد و "علاتيه " توسی مردان. بعد از جنگ جهانی اول عواليم از بين رفت و گروه زنان خواننده به نام "طقطرقه" که روشی ساده ، سبک وبرمبنای محاوره مصری بناشده بود به روی کار آمدند.

۱۸- رييسی.

۱۹- الحغنی. سلطان منيره المهديه

۲۰- آوای مهربانی

آر اس اسآمار بازديد کنندگانکليک کنيدنشانی پستی
بيستمين سالگرد 67 تئاتر خاوران سخنرانی مهرداد درويش پور