Rahaward.org
به روز رسانی: چهارشنبه 16 مرداد 1387 [2008.08.06]

کلامی کوتاه در تائيد پيشنهاد خانم نوشين احمدی خراسانی - سپيده دبيری

از وبلاگ تهيه https://www.tahieh.net

من هم در اين روزها چند بار مقاله بالا بلند خانم احمدی خراسانی را خواندم. همان مقاله ای که درباره آينده کمپين و رابطه آن با هويت انجمن ها و کانون های زنان است مدرسه فمينيستی. راستش، اگر خانم خراسانی آنقدر حاشيه نرفته بود و در چند جمله "جان کلام" را نوشته بود، هم دوستان و همکارانش سريع و راحت متوجه نظر او می شدند و هم امثال من که دستی از دور بر آتش داريم زودتر می فهميديم مشکل چيست و ايشان چه می گويد.
مسئله را ساده کنم. ما يک بار فعاليت حزبی و يا انجمنی و يا کانونی می کنيم و هر يک از اين تشکل ها هم نظر خاص خودشان را دارند، و يکبار هم، همگی با هم به اين نتيجه می رسيم که يک کار مشترک بکنيم. بازهم به زبانی ساده تر، همه احزاب و گروه ها و انجمن ها و کانون ها بر سر يک موضع مشترک و يا يک شعار مشترک می توانند يک جمع را تشکيل بدهند و درعين حال در انجمن ها و احزاب و گروه های خودشان هم فعال باشندو به اين ترتيب هم اهداف تشکل های خودشان را پيش ببرند و هم؛ همزمان در راه عام ترين و مشترک ترين موضوع مطرح روز، با هم همکاری کنند. نام اين کار يا اين عمل ، کار جبهه ايست. نوعی اتحاد بر سر عام ترين خواست مشترک و تفاهم بر سر يک روش کار عمومی در يک اتحاد و يا يک جبهه است.

"کمپين" هم ميتوانست يا همان جبهه باشد و همه انجمن ها و سازمان ها و کانون های زنان با حفظ هويت سازمانی خود در آن نمايندگانی داشته باشند و يا می توانست بصورت شورائی عمل کند و بر محور اهدافی که برايش تعين ميشود ، فعاليت کند.

در حال حاضر تشکل های زنان، عموما بر محور خواست ها و تنگناهای ويژه زنان ايرانی فعاليت می کنند و يک حزب و يا تشکل سياسی با اهداف و برنامه سياسی نيستند، اتحاد و جبهه تشکل های زنان هم کار سياسی نمی کند، بلکه بر محور عام ترين و به روز ترين خواست های فوری تشکل های زنان برای دفاع از حقوق اجتماعی آنها متمرکز است.

آنچه که خانم خراسانی می گويد و بنظرم تا حدود زيادی به همين نکته ای که من اشاره کرده ام نزديک است، آنست که کمپين از ابتدا بايد هويت تشکل های زنان را به رسميت می شناخت و استقلال عمل آنها را می پذيرفت و سپس همين تشکل ها بصورت جبهه ای و بر محور يک شعار يا يک برنامه در کمپين فعاليت می کردند.
تنها نکته ای که بنظرم مقاله خانم احمدی را پيچيده می کند ،آنست که کمپين بايد دفتر نمايندگی در تشکل های زنان می داشت. در حاليکه به نظر من ،کمپين نبايد در تشکل ها دفتر می داشت و يا داشته باشد، بلکه برعکس، اين تشکل ها هستند که بايد نمايندگانی در شورای رهبری کمپين می داشتند و کمپين هم بهتر بود بصورت جبهه ای عمل می کرد .تصور کنيد مثلا کمپين، نمايندگی در دفتر زنان حزب مشارکت داشته باشد، خوب منطقی نيست. اما طبيعی است که حزب مشارکت می تواند نمايندگانی در کمپين داشته باشد. يعنی آنچه که خانم خراسانی ميگويد درباره شکل سازمان دهی فعاليت کمپين است با هدف گسترش و تصحيح عمل آن. جنجال بيهوده هم نبايد راه انداخت که نتيجه اش خالی کردن زير پای فعاليت ها و سخت کوشی های زنان باشد.
از دستآوردهای دو سال اخير بخوبی ميتوان بهره گرفت و آن را به کليت حضور زنان در عرصه اجتماعی ايران در ۳۰ سال گذشته پيوند زد يعنی از انقلاب ۱۳۵۷ تا اين لحظه ای که در آن هستيم.
آنچه خانم خراسانی در مقاله اش طرح کرده، نه بحثی درجهت تفرقه است، نه درجهت تخريب و يا ناشی از ضعف، بلکه تلاش درست و مناسبی است برای راست کردن قامت ستونی که پايه هايش کمی کج گذاشته شده است و بسرعت هم می توان اين کار را کرد.

آر اس اسآمار بازديد کنندگانکليک کنيدنشانی پستی
بيستمين سالگرد 67 تئاتر خاوران سخنرانی مهرداد درويش پور