Rahaward.org
به روز رسانی: دوشنبه 21 مرداد 1387 [2008.08.11]

هنر، بهترين تبليغ - وب ايمايان

کسانی در ابتدای انقلاب سعی داشتند که صدور انقلاب را مهم‌ترين وظيفه‌ی آن روز نشان دهند و تلاش برای اين صدور که به دخالت در ديگر کشورها می‌انجاميد تا سالها بعد پيامدهايی ناگوار برای ما داشت. ديدگاه مقابل اين نظر عقيده داشت که اگر ايران بتواند خود را به بهترين وجه بسازد، خود به خود الگوی ديگران می‌شود و نيازی به تبليغ مستقيم نيست. در اين دو سه روزه، دو خبر به ظاهر متفاوت را می‌توان در همين رابطه کنار هم گذاشت؛ يکی اظهار نظر محمّدعلی رامين درباره‌ی خاتمی و هاشمی و آنچه بايد به نفع بشریّت انجام دهيم و ديگری اخبار مربوط به چهره‌پردازان ايران در مصر.
رامين که بانی بحث نفی هولوکاست بود و او بود که اين انگيزه را به احمدی‌نژاد داد که آن سخنان نابخردانه را در نفی يکی از بزرگترين قتل عام‌های بشری بزند، حالا سخن از نفی تحزّب و مفاهيمی مانند ملّت- دولت با شبه‌استدلال‌هايی خام و خنده‌آور می‌زند. او می‌گويد:«اگر به جای رفتن به زيارت کربلا برای مبارزه با آمريکا به عراق برويد، به نفع بشريت کار کرديد، اگر به جای اينکه ناوهای جنگی امريکا را در خليج فارس تماشا کنيد، خود را آماده کنيد که روزی با کمترين اشاره رهبر همه‌ی اين ناوها را غرق کنيد به نفع بشريت کار کرده‌ايد» از ديد او هم‌چنان راه مبارزه يا رويارويی با ديگران شليک موشک و دخالت نظامی در کشوری ديگر است. صرف‌نظر از اينکه در روزگاری که آمريکايی‌ها مدام ايران را به دخالت در عراق متّهم می‌کنند، بيان اين سخنان از طرف يکی از نزديکان رئيس جمهور، چقدر می‌تواند خطرناک باشد، برخورد فيزيکی و حذف رقيب را تنها راه دادوستد با جهان مخالف می‌داند، بی‌توجّه به تجارب سه دهه‌ی گذشته‌ی ايران.
از طرف ديگر واکنش‌های تند مصريان به حضور گريمورهای ايرانی در پيدار جمال عبدالنّاصر برايم جالب بود. برای اوّلين بار به گمانم عبدالله اسکندری برای گريم به کشور سوريه رفت و توفيق او باعث استفاده از چهره‌پردازان ايرانی در ساير کشورها و مصر هم شد. مصر اوّلين کشوری بود که حتّی پيش از هند بازار فيلم ايران را قبضه کرده بود و حالا همان کشور برای توليد محصولات تصويری از ايرانيان کمک می‌خواهد. واکنش تند مصريان گذشته از اختلاف نظرهای قديمی شايد بی‌ربط به فيلم مستند« اعدام فرعون» که چندی است آب رابطه‌ی روبه بهبود را گل‌آلود کرده است، نباشد ولی اين را می‌رساند که هنر و ادب و دانش، بی‌دعوت يا با دعوت می‌توانند قلب‌ها و سرزمين‌ها را فتح کنند. در جشنواره‌ی قاهره فيلم‌های ايرانی هميشه درخشيده‌اند و جوايزی نيز دريافت کرده‌اند.
هنر و دانش در کنار ورزش بهترين راهها برای تبليغ يک فرهنگند. بدون نياز به سياست‌بازی يا موشک‌پرانی مرزها را درمی‌نوردند و چشم‌ها را خيره می‌کنند؛ کاری که در اين سه ساله برعکس آن انجام شده است. حالا که اينها را می‌نويسم عدّه‌ای به فکر تأسيس کميته‌ی انضباطی برای سينماگران هستند با بهانه‌هايی مانند نحوه‌ی حضور در خارج از کشور. اين عليرغم اينکه غيرقانونی است چون نمی‌توان کسی را قانوناً به خاطر کاری خارج از مرزهای کشور مؤاخذه کرد، درست خلاف آن چيزی است که من نوشتم. هنرهای تجسّمی نيز درگير قوانينی دلبخواهی است و برای حضور زنان در سينما نيز آيين‌نامه می‌نويسند.
امروز اگر مجيد مجيدی يکی از بهترين فيلم‌‌های کوتاه المپيک را می‌سازد يا می‌تواند دعوت به مهمانی خصوصی رئيس جمهور آمريکا را رد کند، به خاطر حضور به عنوان نامزد در مراسم اسکار کشوری است که آقای رامين سودای غرق ناوهايش را دارد. با غرق‌کردن فرضی ناوها خراشی به صورت ديگران می‌افکنيم ولی با هنر و ادب و دانش می‌توانيم تا قلب آنها پيش رويم؛ کدام بهتر است؟

آر اس اسآمار بازديد کنندگانکليک کنيدنشانی پستی
بيستمين سالگرد 67 تئاتر خاوران سخنرانی مهرداد درويش پور