دوستان گوش کنيد!
مرگ من، مرگ شماست.
مگذاريد شما را بکشند!
مگذاريد که من بار دگر در شما کشته شوم!
امسال تابستان نيز مانند سال های گذشته، مراسم يادمان فاجعه ملی، کشتار زندانيان سياسی در سال۶۷، نه به قصد سوگواری، که با هدف تحکيم هرچه بيشتر و نهادی کردن رعايت حقوق بشر و مذمت و جلوگيری ازنقض حقوق انسان ها به وسيله قدرتمندان؛ به کوشش کانون ره آورد در شهر آخن آلمان، برگزارگرديد.
+ آرم کانون ره آورد بر سردر ورودی، ميز فروش بليط ، ميز کتاب از سوی انتشارات فروغ، چينش منظم صندلی ها، صحنه ی کوچک آراسته به گل ها، در انتهای صحنه اسلايد بزرگ مراسم يادمان، به همراه موسيقی زمينه.... فضای مناسبی برای گراميداشت و ارج گزاری جان باختگان و تأسف تاريخی از لگد مال شدن حرمت انسانی در ايران را فراهم می کردند.
+ شروع برنامه با اعلام يک دقيقه سکوت و به پا خاستن حاضران به احترام جان باختگان و حرمت انسان همراه بود.
+ بيانيه کانون که توسط مجری خوانده شد، شهادت بر نقض مطلق و فجيع حقوق انسانی زندانيان سياسی در تابستان ۶۷ و محکوميت آن در وجدان ها بود. بيانيه بر آن بود که «گذشته چيزی را برای حال آشکار می کند که حال توانايی ديدن آن را داشته باشد» و به همين دليل است که بايد حقوق انسان ها فارغ از گرايشات سياسی، عقيدتی، دينی و جنسيت.. .و تفاوت ها، ازجانب همه کس و به ويژه حکومتگران، محترم شمرده شده و در ميان مردمان نهادينه شود. در بيانيه تاکيد شد که بايد بر هرگونه نقض حقوق بشر انگشت تاکيد گذاشت و آن را فرياد کرد و فرياد کرد تا جرأت پايمال کردن آن از قدرتمندان سلب شود.
+ فيلم «درختی که به خاطر می آورد» با کيفيت مطلوب و زيرنويس فارسی پخش شد. «درختی که به خاطر می آورد» گرچه يادآور خاطرات تلخ زندانيان بود، اما جابجا اميد به آينده را نيز در خود داشت. آن چه که اين فيلم را از فيلم های ديگر در اين زمينه متمايز می کند، پرهيز از قهرمان سازی و برخورد شعاری است. انسان را با پوست و گوشت و روح، و کاملا زمينی و متاثر از اثرات ديرزدودنی شکنجه بر روح و جسم نشان می دهد. شکنجه شدگانی که در آن زمان ۱۸ـ ۱۹ ساله بودند، از «جعبه» و «تابوت» سخن می گفتند. جعبه ای که فرد شکنجه شده، ماه های طولانی، چشم بسته، بی اجازه ی حرف زدن و حتی سرفه و عطسه، زير فشار مداوم سخنرانی های مذهبی و تلاوت قرآن با هدف مغزشويی، در آن محبوس می شد. احساس وحشت و فشار خرد کننده بر روح، هنوز هم پس از سال ها رهايی، از گفتار درختان زندانی، داغ تأسف و درد بر بينندگان می گذاشت. ترس از فراموش کردن وجود زندگی و در هم شکستن مقاومت، زندانی را به تمرکز و بازی آگاهانه با پشه ای که با مکيدن خون وی، شکمش باد می کرد، وا می داشت. دست دراز کردن به سوی هر چيز کوچکی که با زندگی بيرون از جعبه و زندان، ياد آور و خاطره زندگی بود. زندانی ای نقل می کرد که پس از مدتی حتی چهره فرزند و والدين خود را که بهانه آزادی ذهن و خيالش بود، از ياد برده بود. تابوت هايی که نود درصد شکنجه شدگان را در هم می شکست. خانم ديگری از شرايط زندان و خواست مردم برای رسيدن به آزادی بر عليه ديکتاتوری رژيم شاه و خيانت حاکمان بعدی به خواست مردم و انقلاب می گفت.
رضا غفاری استاد دانشگاه و دانش آموززندانی پس از کودتای ۲۸ مرداد، که از بازماندگان تابستان خونين سال ۶۷ است، خواستار نهادينه شدن و اجرای قوانين حقوق بشر و جلوگيری از تکرار چنين فجايعی شد.
فيلم «درختی که به خاطر می آورد» را، مسعود رئوف که در ايران دانشجوی نقاشی بوده، در سال ۲۰۰۲ ساخته است. وی پس از مهاجرت به کانادا در رشته نقاشی متحرک به ادامه تحصيل پرداخته و چندين فيلم مستند را به پايان برده و جوايزی را نصيب خود کرده است.

پيانونوازی لوئيس کاستيانوس
+ پس از پخش فيلم «درختی که به خاطر می آورد» و در ادامه اين فضا، پيانو نواخته شد. سونات مهتاب. که آرام آرام با ايجاد غمی سنگين ولی سرفراز، شروع شد و با تصاويرجان باختگان و وصيت نامه های آنان و بر گذر عمر و شقاوتی که بر انسان رفته است، اوج و شتاب گرفته و قلب ها را به ضربان تند واداشت. پيانونواز جوان کلمبيايی، لوئيس کاستيانوس، از مدرسه عالی موسيقی آخن، پس از سونات مهتاب، چند قطعه ی اپرايی را با صدای دلنشين و لطيف خانم زابينه لوپز، با وقار تمام به پايان رساند. زبان موسيقی از سد مليت و زبان عبور کرد و احساس غم مشترک انسانی و حزن و اندوه لگدمال شدن حرمت انسانی را منتقل نمود. و چه خوب شد که مجری برنامه با اهدای گل به اين دوستان از جانب همه ايرانيان تشکر کرد.

زابينه لوپز
+ شايد از بخت خوش حاضرين بود که سهراب مختاری، فرزند محمد مختاری، نويسنده و شاعری که در جريان قتل های زنجيره ای، به قتل رسيد، به صورت غير منتظره در ميان جمع حضور داشت. قتل های زنجيره ای، با هدف حذف روشنفکران ِ اثر گذار و ايجاد وحشت و سکوت در ديگران، به وسيله وزارت اطلاعات ايران، با شقاوت غير قابل وصفی صورت گرفتند که اين روزها سالگرد آغاز اين قتل ها نيز می باشد. از اين رو سهراب مختاری با خواندن نوشته ای از پدر خود، قبل و پس از تابستان ۶۷ را به هم گره زد و بر خواست برخورداری ايرانيان از حق آزادی بار ديگر با کلماتی شاعرانه تاکيد کرد:
«بنويس! آزادی رويای ساده ای است که خاک، هرشب، در اعماق ناپيدايش فرو می رود و صبح از حواشی پيدايش، بر می آيد. و اين زبان اگر چه با تلفظش عادت نکرده است، صدای هجی کردنش را آن سوی سکوت شنيده است. و بنويس! عشق اسم شبی است هنوز، که ما را در ورطه دنيا حق حضور داده است.»

سهراب مختاری
+ پس از استراحتی ۲۰ دقيقه ای و پذيرايی از مهمانان با قهوه و چای و شيرينی، قسمت دوم برنامه شروع شد.
+ بخش دوم با دکلمه شعری از هوشنگ ابتهاج «سايه» آغاز شد. شعری که اغلب حاضرين با آن آشنايی دارند و باز هربار، گويی که تازه سروده شده؛ شعری که غم هجران ازدست رفتگان و اشتياق آزادی را در دل ها زنده می کند:
«باز بوی يوسفم دامن گرفت.....هر کجا فرياد آزادی منم. من در اين فرياد ها دم می زنم.»

پيانونوازی ياسمين ايمپرترو
+ شعر «سايه» را ياسمين ايمپرترو، دختر جوان ايرانی ـ آلمانی، با پيانو و قطعه ی «خواب های طلايی» همراهی می کرد. پس از پايان دکلمه، ياسمين پيانو را ادامه داد: قطعه ی «ژيلا» از جواد معروفی که به زيبايی نواخته شد.
+ سخنران اصلی جلسه، دکتر ناصر پاکدامن، چهره ای فرهيخته و شناخته شده و خالق آثار ارزشمند سياسی و تاريخی و اقتصادی بود.
دکتر پاکدامن به علل چگونگی رخ داد تاريخی فاجعه تابستان ۶۷، با استفاده از اسناد، مدارک و خاطرات مختلف حکومتگران و شاهدان عينی پرداخت و نگرش ضد انسانی حکومت پس از انقلاب را علت اصلی نقض مطلق و بی توجهی به حقوق بشر و لگدمال شدن حقوق انسانی در سال های پس از انقلاب و نرسيدن ايرانيان به آزادی دانست.

دکتر ناصر پاکدامن
آقای پاکدامن تاکيد کرد که عليرغم شقاوت کشتار تابستان ۶۷ و دهه شصت خورشيدی، اعدام های وابستگان رژيم شاه در نخستين روزهای انقلاب، در بی حقوقی کامل؛ اولين نشانه های زيرپا گذاری حقوق بشر از سوی حکومت برآمده از انقلاب بود.
وی اعلام کرد که ما زمانی می توانيم خود را مدافع حقوق بشر بدانيم که کليه اعدام ها، از جمله اعدام های روزهای نخست انقلاب را محکوم بدانيم.
او بر اهميت يادآوری روزهايی چون تابستان ۶۷ تاکيد ورزيد و خواستار پذيرش قوانين حقوق بشر از جانب حکومت ها و حتی اپوزيسيون، به عنوان قاعده روابط، فارغ از درگيری ها و تنش های سياسی وعقيدتی شد. الزام حکومت ها به رعايت حقوق بشر، حتی در مورد دشمنان و کسانی که به دلايل قانونی مجرم شناخته شده اند، و ايجاد نهادهای قوی و پيگير حقوق بشری مستقل از حکومت ها به وسيله مردم.

در پايان مراسم، حاضرين به گفتگو و پرسش و پاسخ با آقای ناصر پاکدامن پرداختند و برنامه با ياد قربانيان کشتار تابستان ۶۷ به پايان رسيد.