Rahaward.org
به روز رسانی: چهارشنبه 2 بهمن 1387 [2009.01.21]

مادر برادران علايی در مصاحبه با روز سکوت را شکست -


می ترسم با شکنجه از فرزندانم اعتراف بگيرند

مادر آرش و کاميارعلايی دو پزشکی که اخير به اتهام دست داشتن در انقلاب مخملی به سه و شش سال زندان محکوم شدند، بعد از هفت ماه سکوت خود را در گفت وگو با روز شکست. او گفت که سکوت اين مدت برای اين بوده که گمان می کرده مسوولين "علی وار" به پرونده پسرانش رسيدگی می کنند. اما الان که آنها با چنين احکام سنگينی مواجه شده اند وظيفه خود می داند که از فرزندانش دفاع کند. او همچنين گفت که پسرانش به هيچ جرمی اقرار نکرده اند. اما احتمال اينکه - به زعم وی- با شکنجه از آنها فيلم بگيرند وجود دارد. اين گفت وگو را - که چندين بار به دليل وضعيت روحی نامساعد و گريه خانم علايی قطع شد - می خوانيد.

وقتی حکم پسرتان را شنيديد چه احساسی داشتيد و درمورد آن چه فکر می کنيد؟
بچه های من بی گناه هستند و کارشان در چارچوب علم و حل مساپل اعتياد و مبارزه با ايدز بوده همه دنيا اين را می دانند. کاميار که چهار سال در دانشگاه هاروارد درس می خوانده همه کارش درس است. اين چه تهمتی است که به او زده اند در مورد براندازی حکومت؟ آخر چرا کسی که پزشک است وهمه دغدغه اش سلامت جامعه بايد چنين کاری کند؟ کسی که شخصيت علمی است اصلا به اين نوع کارها نمی خورد. اگر به کنفرانس هايی در کشورهای ديگر رفته اند برای صحبت در خصوص مساله ايدز و فعاليت هايی از اين دست بوده و نمی دانم چطور چنين فعاليت های علمی را به موضوع براندازی حکومت ربط می دهند. آرش و کاميار هر دو در کار خدمت به مردم بودند. مردم جامعه ای محروم که با اعتياد و ايدز دست و پنجه نرم می کردند. چه می دانستند که اين کار چه عاقبتی دارد. پدرشان ۵۰ سال در کرمانشاه تدريس کرده است. همه وکلا و پزشکان در خارج و داخل می دانند که به خانواده ما اين انگ های سياسی نمی خورد. هيچ وقت در کار سياسی نبوده ايم. من مادر بچه هايم هستم، با تک تک شان درس خوانده ام وبا آنها بوده ام و می دانم اين اتهام ها به آنها نمی چسبد. اين بچه های زير بمباران درس خوانده اند. زير موشک باران بزرگ شده اند. پسر کوچکم ترکش خورده و دست وپايش صدمه خورده است. اصلا کاری به اين موضوعات سياسی نداشتيم ونمی دانم چرا به اين موضوعات ربطشان می دهند.

چرا در چند ماه گذشته سکوت کرده بوديد؟
سکوتم به خاطر اين بوده که معتقد بودم به خدا و پيغمبر و فکر می کردم جمهوری اسلامی به من کمک می کند. هزار بار با قاضی صحبت کردم و گفتم رای شما در مورد بچه های من بايد رای علی وار باشد. معتقد بودم رای علی وار صادر می کنند. دنيا می داند بچه های من چه کرده اند و به همين خاطر از آنها حمايت کرده اند. چه درايران و چه در خارج می دانند اين اتهام هايی که می زنند به پسرانم، به آنها نمی خورند.

با پسرانتان صحبت کرده ايد درزندان؟
گرچه نتوانستم آنها را به راحتی ببينيم، اما با آنها صحبت کرده ام و گفته اند که مادر ما هيچ گناهی نداريم. وکيل پرونده را خوانده و برای ما گفته که هيچ چيز در پرونده شان نيست. بچه های من اقرار نکرده اند. حالا اينکه می گويند فيلمشان را می گذاريم را نمی دانم. امکان دارد بچه های من را با شکنجه وادار به پرکردن فيلم کرده باشند. امکان دارد چيزی که خودشان نوشته اند را به بچه های من داده اند که اقرار کنند. اما بچه های من کاری انجام نداده اند.

فرزندان شما حدود هفت ماه درزندان بوده اند. اين مدت بر شما وخانواده تان چگونه گذشت؟
اين مدت ما زندگی نداشتيم. من و پدرش شب و روز نداشتيم. يک زندان ديگر برای خودمان درست کرده ايم. (با گريه) من از ديروز تا به حال که حکم داده اند غذا نخورده ام. بچه های من گفته اند که اعتصاب غذا می کنيم. اين حکمی که به اينها دادند غير عادلانه است. من برای شما چه بگويم؟ (مصاحبه به دليل شرايط روحی خانم علايی چند دقيقه قطع و دوباره ادامه پيدا کرد) بچه من عاشق ايران بوده و اگر عاشق نبود ايران نمی آمد و می توانست راحت آمريکا بماند. اما آمدند به مردم خدمت کنند. اينها می گويند شما آمده ايد براندازی کنيد. آخر با چی؟ با کی می خواهند براندازی کنند؟ بگويند که چطور براندازی می کنند؟ نبايد بگويند آن طرف که آمريکاست کيست؟ اين تهمت به بچه های من نمی خورد!

اگر از مسوولين درخواستی داشته باشيد چيست؟
بايد حکم اسلامی بدهند. دادگاه عادلانه برگزار کنند. بچه های من بيگناه هستند و هيچ کاری عليه اينها انجام نداده اند. مگر کنفرانس هايی که رفته اند گناه است؟ بچه من ۷ سال در بيمارستان مسيح دانشوری با دکتر ولايتی کار کرده است. هر کاری که کرده اند با مسوولان ايرانی بوده است. اگر در خارج کاری کرده اند مسوولين در جريان بوده اند.

آرش و کاميار که با شما صحبت می کردند روحيه شان چطور بود و تاثير زندان را چگونه ديديد؟
روحيه شان خراب است. مخصوصا وقتی فهميدند که اين حکم را به آنها داده اند واقعا صدمه ديده اند. اينکه اسمشان به اين گونه مطرح شود خيلی آنها را اذيت کرده است. به جای اينکه از زحماتشان قدردانی کنند اين گونه به آنها برخورد می کنند. من بچه هايی تربيت کرده ام تحصيل کرده و فهميده وهميشه به آنها گفته ام با سياست کاری نداشته باشيد. اما متاسفانه ما را به مساپل سياسی برده اند.

وضع فيزيکی شان در زندان چطور بود؟
وضع بدی دارند. کسی که هفت ماه تمام در زندان باشد وضع خوبی ندارد.

بند عمومی هستند يا انفرادی؟
شصت وسه روز تمام در انفرادی بوده اند. از هم جدا بوده اند. تازگی که هر دوشان را دادگاه برده اند و رای داده اند، آنها را به زندان عمومی آورده اند.

نگفته اند که چه زمانی آنها را آزاد می کنند؟
هنوز نگفته اند. برای کاميار سه سال وبرای آرش شش سال زندان بريده اند. (همراه با بغض) فکر می کردم يک هفته ديگر می آيند، حالا شش سال زندان بريده اند. آخر بچه های من چه گناهی کرده اند؟چه جنايتی کرده اند؟ بچه های من يک ريال از خودشان پول نداشته اند. کاميار با دوچرخه می رفت دانشگاه. وام گرفته درس خوانده است. همه مدتی که آمريکا درس می خواند ما برايش پول می فرستاديم. اگر می خواستند با آمريکا تبانی کنند يک ماشين زير پايشان می گذاشتند. آخر کدام براندازی؟ تمام درآمدی که داشته اند را خرج بيمارانشان می کردند. هر کسی به من زنگ می زند از اين اتهامات تعجب می کند. بچه های من مومن هستند. اين انگ خدا می داند که به بچه های من نمی چسبد.

Deutschآر اس اسکليک کنيدنشانی پستی
شب کتاب با ويدا حاجبی تبريزی مراسم سالگرد جنبش در کلن جشن نوروز ۱۳۸۹
صفحه اصلی | حقوق بشر | مقالات | زنان | فرهنگ و هنر | سياست | اطلاعيه های کانون | مجامع و سخنرانی | در باره ما | ارتباط با ما

Copyright: rahaward.org 2007