Rahaward.org
به روز رسانی: چهارشنبه 30 بهمن 1387 [2009.02.18]

حوادث خشونت بار همسرکشی، قتل های ناموسی و تجاوز



آن هم فقط در يک رسانه و در طول دو ماه

طلعت تقی نيا

مدرسه فمينيستی: خشونت حادثه نيست بلکه مشکل اجتماعی است که نيازمند بازنگری در قوانين تبعيض آميزی که موجب خشونت است می باشد. هيچ ترس و تنبيه در جامعه پايا نيست و موجب از بين رفتن خشونت نمی شود، همچنان که استفاده از شيوه های خشونت آميز به هيچ جامعه ای امنيت وثبات نمی بخشد. قوانين و زير ساخت های جامعه به جای بازدارندگی و کاهش خشونت ها، عصای دست کسانی شده اند که انواع خشونت ها را بکار می گيرند و در لوای ناموس و قيموميت بر زنان، آنان را به مسلخ می برند، کودکان را شکنجه می دهند و به حقوق ديگران احترام نمی گذارند.

در بيشتر پرونده های جنايی که در چند ماه گذشته در رسانه ها گزارش شده، اعتياد، خشونت و فقر شديد عامل خشونت و جنايت شده اند. وقوع چنين جناياتی در واقع هشداری است به مسئولين تا با ارائه را هکارهای اجرايی به موقع از بروز عوارض جبران ناپذير پيشگيری کنند.

رئيس سازمان پزشکی قانونی کشور هشدار داد: مرگ ۱۲ نفر در بندرعباس با مصرف متانول

۱۲/۹/۸۷- دکتر حسن عابدی رئيس سازمان پزشکی قانونی کشورهشدار داد: مواد مخدر يکی از گرفتاری های اصلی دنيا و کشور ماست، بيشترين مواد مخدر عرضه شده در کشور حاوی ترکيبات شيميايی، تقلبی و خطرناک اند به طوری که گاهی قاچاقچيان برای کسب سود بيشتر، ماده کشنده سيانور را در اين مواد مخلوط می کنند. اکثرا مواد مخدر تزريقی حاوی مواد شيميايی مرگ آور هستند حتی موجب مرگ آنی می شوند و برخی ديگر به علت تخريب سيستم عصبی و عوارض درازمدت مرگ تدريجی افراد را به دنبال دارد. وی گفت: همين قضيه درباره الکل هم به چشم می خورد به عنوان نمونه چند روز قبل ۴۰ نفر در بندرعباس به علت مصرف الکل متانول در بيمارستان بستری شدند که از اين تعداد ۱۲ نفر جان سپردند. بسياری از افراد متقلب نيز برای رسيدن به سود بيشتر در الکل اتانول، مقداری الکل صنعتی يا الکل چوب هم اضافه می کنند تا سود بيشتری به دست آورند که منجر به مسموميت شديد ومرگ می شود.

ديگر کشی: به خاطر اختلاف بر سر اجاره خانه، هنگام دزدی، برای رهايی از اخاذی و...

۳/۹/۸۷ - زن معتاد به دليل اختلاف بر سر اجاره خانه، صاحبخانه ۸۰ ساله اش را به قتل رساند. شوکت، مستأجر ۵۵ بعد از دستگيری به کارآگاهان پليس آگاهی نيشابور گفت : به خاطر تأخير پرداخت اجاره خانه با صاحبخانه ام درگير شدم. او نقش بر زمين شد و من هم با تکه سنگی که در اتاق بود ضربه ای محکم به سرش زدم و فرار کردم.

۱۳/۹/۸۷ - مهدی قاتل زوج جوان اصفهانی، سحرگاه ديروز به دار مجازات آويخته شد. اميد ۳۴ ساله و هانيه ۲۶ ساله که باردار بود در سال ۸۵ کشته شدند. مهدی ۲۶ ساله که اين زوج جوان اصفهانی را به قتل رسانده بود، خود در موقع ارتکاب به قتل از ارتفاع ۸ متری به پائين سقوط کرده بود. او پس ازبهبودی گفت: سارق خانه هستم که به خاطر نياز مالی چندين بار سرقت کرده بودم. اما در آخرين سرقت ناخواسته مرتکب قتل شدم.

۳/۱۰/۸۷- علت اصلی مرگ پسرجوانی که در يک درگيری دسته جمعی از پا درآمده بود،سکته مغزی اعلام شد . با اعلام اين نظر، زنی از اتهام قتل عمد تبرئه شد. متهم گفت: صبح روز حادثه همراه خانواده ام به روستای زمان آباد رفتيم. دو پسر موتورسيکلت سوار برای دخترم مزاحمت ايجاد کردند. يکی از آنها، پسرم را به باد کتک گرفت. من هم برای نجات جان پسرم تکه سنگی را پرتاب کردم که به سر پسری که ميانجی بود خورد و جان باخت در حالی که به هيچ عنوان قصد کشتن او را نداشتم.

۷/۱۰/۸۷- مأموران کلانتری ۱۰۹ بهارستان با جسد امين - ۳۰ ساله - که با اصابت ضربه ای به سرش به قتل رسيده بود، روبرو شدند.

پس ازبررسی مشخص شد که «دنيا» - ۲۹ ساله – با امين رابطه دوستی داشته که به علت اختلاف، او را با سنگ کشته بود. دنيا در مورد زندگی خود گفت: حدود ۱۰ سال قبل از همسرم جدا شدم و پس از سپردن فرزندم به خانواده مادری، راهی تهران شدم. اما متأسفانه خيلی زود در دام باندهای تبهکار گرفتار شدم. از آن جا که هيچ درآمد و سرپناهی نداشتم، ناچار از طريق خريد و فروش مواد مخدر زندگی ام را تأمين می کردم.

۲۵/۱۰/۸۷ - زنی با مراجعه به شعبه چهارم دادياری دادسرای جنايی تهران از ناپديد شدن همسرش خبر داد و گفت: شوهرم اصغر ۴۰ ساله تحصيلدار يک مدرسه در شمال تهران است. مدير مدرسه بعد از دستگيری گفت: يک فقره چک ۴۸۰ هزار تومان بابت حق و حقوقش به اصغر پرداختم. به اشتباه مبلغ چک را ۴۸ ميليون تومان نوشتم در کمال ناباوری اصغر به من گفت قصد وصول چک را دارد، وقتی متوجه شدم او قصد اخاذی دارد با شليک گلوله او را به قتل رساندم.

۲۶/۱۰/۸۷- مأموران کلانتری ۱۳۸ با جسد مردی ۳۸ ساله که با سيم برق خفه شده بود، روبه رو شدند. مقتول با زنی به نام شيرين رابطه داشت. شيرين بعد از دستگيری گفت: حميدرضا روز حادثه مرا به خانه اش دعوت کرد. سر موضوعی با هم درگير شديم و مرا به باد کتک گرفت و چراغ ها خاموش شد. همان موقع از فرصت استفاده کردم و با جسم سنگينی يک ضربه به سرش زدم و با سيم برق خفه اش کردم. با برداشتن مقداری از وسايل خانه و سوار بر خودروی اش فرار کردم.

رهايی از ازدواج موقت سبب ساز قتل شد

۴/۹/۸۷ - زن جوان برای جدايی و نجات از همسر موقتش که در خانه او زندگی می کرد و درها را بر روی او قفل می کرد با طراحی نقشه ای عجيب و به کمک شوهر سابقش آن را اجرا کرد. مژگان ۳۰ ساله به کلانتری ۱۲۶ تهرانپارس مراجعه و به مأموران گفت: چند روز قبل مردی به زور وارد خانه ام شد و با تهديد اسلحه مرا مورد ضرب و شتم و آزار و اذيت قرارداد. اما پس از تحقيقات بيشتر مشخص شد که زن اين قتل را با طراحی قبلی و به خاطر رهايی از همسر صيغه اش انجام داده است.

کودک آزاری و کودک ربايی: کودکان ۲۲ ماهه نيز مورد شکنجه قرار می گيرند و کودکان ۳ ماهه به قتل می رسند

۴/۹/۸۷ –چند زن و مرد دختر ۸ ساله ای را ربودند. سعيد طراح اصلی دراعتراف هايش گفت: به خاطر مشکلات مالی و اعتياد نقشه گروگانگيری را طراحی و اجرا کرديم. سعيد پيش از اين به خاطر حمل مواد مخدر به زندان محکوم شده و يک پسربچه را نيز مورد آزار و اذيت قرار داده بود. محمدرضا حبيبی، دادستان عمومی و انقلاب اصفهان در اين باره گفت : ريشه اغلب جرايم کشور مربوط به اعتياد است. بررسی اين پرونده نيز نشان می دهد سعيد و فائزه نيز به مواد مخدر اعتياد داشته اند.

۷/۹/۸۷- پدری به اتهام ضرب و شتم پسر ۲۲ ماهه اش از سوی بازپرس جنايی تهران بازداشت شد. زن جوانی با يک پسربچه نيمه جان به بيمارستانی مراجعه کرد . آثار کبودی روی گردن و سوختگی های شديد روی سينه، دست و پای بچه نشان از کودک آزاری می داد . شوهر، سابقه کتک زدن همسر و دو پسرش را داشت. اين مرد که نام اش محسن است ۳۰ ساله و سرايدار يک ساختمان بزرگ است که همان جا زندگی می کنند.

۲۳/۹/۸۷ - مردی برای رهايی از گريه های نوزاد سه ماهه او را به قتل رساند. مأموران کلانتری ۱۵۱ يافت آباد از مرگ مشکوک پسر سه ماهه ای در يکی از مراکز درمانی منطقه باخبر شدند. مادر کودک گفت: شوهرم وقتی نتوانست فرزندمان را آرام کند او را محکم به زمين کوبيد. وقتی هم به او اعتراض کردم مرا به باد کتک گرفت.

۲۶/۹/۸۷- کيوان درشبکه خريد و فروش نوزادان در تهران گفت: با يک ماما آشنا هستم که در تهران دو مطب داشت او وقتی فهميد کارمند سازمان ثبت احوال هستم گفت: برخی خانواده ها که بچه دار نمی شوند پس از خريد نوزادان از پدر و مادر آنها، نيازمند دريافت شناسنامه قانونی برای بچه ها هستند و من از اين فرصت استفاده کرده و در مقابل دريافت يک تا سه ميليون تومان برای هر يک از نوزادان، شناسنامه تهيه می کردم.

۵/۱۰/۸۷- زن جوان دختر هشت ساله شوهرش را از مدرسه ربوده و در جنگل های لويزان زنده به گور کرده بود، سحرگاه ديروز به همراه هشت مرد اعدامی ديگر در زندان اوين به دار مجازات آويخته شدند. «طيبه» ۲۸ ساله دختربچه را عامل اختلاف و جدايی از همسرش می دانست گفت: شوهرم به خاطر فرزندش طلاقم داد. پدر و مادر کودک تقاضای بخشش او را در زمان اعدام نپذيرفتند.

آدم ربايی ، تجاوز

۹/۹/۸۷- يک مرد سابقه داربه همراه دوستش، زن جوانی را ربوده و او را مورد آزار و اذيت قرار داده بودند، با حکم دادگاه درمجموع به ۲۰ سال زندان محکوم شدند. دو آدم ربا هومن۵۰ ساله و فرهاد ۳۹ ساله زن جوانی را که سوار خودروی «فرهاد» شده بود با تهديد چاقو، به خانه اش کشاند. بعد هم همراه دوستش «هومن» اورامورد آزار و اذيت قرار دادند.

۱۲/۹/۸۷- ـ مردی، کودکان و نوجوانان را به بهانه حضور در باشگاه ورزشی اغفال کرده و مورد آزار و اذيت قرارمی داد. رضا معروف به «کرکس» بدون دريافت مجوزهای لازم در خانه اش باشگاه بدنسازی داير کرده با تهيه چند عکس از صحنه آزار و اذيت پسران را تهديد می کرد که عکس ها را در ميان دوستانشان پخش می کند. تا کنون شش پسر نوجوان با مراجعه به دادسرا عليه متهم شکايت خود را مطرح کرده اند.

۱۳/۹/۸۷- بهراد دختر ۲۰ ساله را فريب داده و او را به گروگان گرفت. کارآگاهان اسلامشهر از مادر دختر خواستند در صورت تماس «بهراد»، با او قرار ملاقات بگذارد در محل ملاقات بهراد برای فرار از محاصره پليس، دختر ۱۰ ساله ديگری را گروگان گرفت اما موقع فراردستگيرشد. دختر ۲۰ ساله نيز از اسارت آدم ربايان آزاد شد.

۱۶/۹/۸۷- دختر جوانی با مراجعه به اداره آگاهی شيراز از چهار مرد به اتهام آدم ربايی و آزار و اذيت شکايت کرد. او به مأموران گفت: راهی خانه بودم که در خيابانی خلوت چهار مرد با تهديد اسلحه، به زور مرا سوار ماشين کردند به خانه متروکه ای بردند مرا مورد آزار و اذيت قرار دادند و سپس رها کردند .

۲۴/۹/۸۷- زينب ۹ ساله برای خريد از خانه خارج شد پيکر بی جانش در حوالی روستا پيدا شد. «حبيب» - ۲۱ ساله با دوستش محمد پس از دستگيری گفتند: زينب از مقابلمان عبور کرد با مشاهده او وسوسه شديم و به بهانه ای دختر کوچولو را به ساختمان متروکه روستا کشانده و او را مورد آزار و اذيت قرار داديم و سپس اورا خفه کرديم .

۲۶/۹/۸۷ - دو دختر دبيرستانی موفق به فرار ازدست سه پسرشدند گفتند: سه پسر ما را سوارخودروی پژو ۲۰۶ در تهرانپارس سوار کردند. پس از دقايقی گفت وگو ناگهان به طرف جاده فشم تغيير مسير دادند. وقتی اعتراض کرديم، با چاقو ما را تهديد به مرگ کردند. آنها ما را به قصد آزار و اذيت به منطقه ای تاريک و خلوت در جاده فشم بردند که موفق به فرار شديم.

۲۲/۱۰/ ۸۷ - زنی به اداره آگاهی بندرعباس رفت و با ارائه شکايتی گفت: عصر ديروز هنگام بازگشت از محل کارم در خيابانی خلوت يک خودروی وانت سد راهم شد دو سرنشين وانت بار با تهديد کارد مرا به زور سوار خودرو کردند مرا مورد آزار و اذيت قرار داده و تهديد کردند اگر موضوع را به پليس اطلاع دهم، مرا می کشند. ، اشکان و رامين به دام افتادند. تحقيقات کارآگاهان برای کشف ديگر جرايم احتمالی متهمان ادامه دارد.

۲۸/۱۰/۸۷- زن جوانی به کلانتری ۱۴۰ باغ فيض به مأموران گفت: ساعت ۹ شب برای عزيمت به شهرک غرب، در ميدان پونک سوار يک پرايد سفيد شدم بعد از پياده شدن مسافران ناگهان راننده تغيير مسير داد و به طرف منطقه خلوتی رفت، با تهديد کارد، دست و چشمانم را بست مرا با زور به خانه ای کشاند که فرارکردم .

پيام ۲۵ ساله بعد از دستگيری گفت: فرد تحصيلکرده ای هستم که به خاطر مشکلات مالی تصميم به سرقت گرفتم. آن شب هم فقط می خواستم کيف زن جوان را سرقت کنم و قصد ديگری نداشتم.

۳۰/۱۰/۸۷- ـ دختری با مراجعه به شعبه سوم دادياری دادسرای يافت آباد تهران با تسليم شکايتش گفت: با پسری که خواستگارم بود آشنا شدم به او علاقه مند شدم و او را مرد آرزوهايم می ديدم و به او اعتماد کامل داشتم به خانه شان رفتم او مرا مورد اذيت و آزار قرار داد وفيلم برداری کرد و تهديد کرد فيلم را در شهر توزيع می کند. از اين طريق از من چند ميليون تومان اخاذی کرد. بعد هم در کمال ناجوانمردی تعدادی از عکس های سياه را ميان دوستانش پخش کرد.

اخاذی، کلاهبرداری

۱۱/۹/۸۷- پنج زوج جوان که با عقد قراردادهای چند ميليونی، برگزاری مراسم جشن خود را به يک مرد شياد واگذار کرده بودند، نمی دانستند شب عروسی با درهای بسته تالار روبه رو می شوند. آنها با مراجعه به شعبه هفتم بازپرسی دادسرای ناحيه يک الهيه، از مدير قلابی يک تالار عروسی شکايت کردند.

۱۰/۱۰/۸۷- روانپزشک قلابی با جعل مدرک تحصيلی يکی از دانشگاه های معتبر امريکا و داير کردن مطب در حوالی ميدان رسالت، بيماران را سرکيسه می کرد، با شکايت يک فروشنده تجهيزات پزشکی به دام افتاد. روانپزشک قلابی «فهرناز سيارمنش» خود را متخصص حاذق و موفقی معرفی می کرد، گفت: برای خدمت به مردم راهی ايران شدم .

۲۴ /۱۰/۸۷- امير ۳۵ ساله با همدستی دو زن جوان که از آشنايانش بودند آپارتمانی در غرب تهران اجاره و يک شرکت قلابی دايرکردند امير همچنين به کلاهبرداری از يک مرد ميانسال اعتراف کرد که به خيال دريافت سود و ثروت هنگفت، ۲۸۰ ميليون تومان در اختيار شرکت قلابی قرار داده بود.

۲۴/۹/۸۷- زن جوانی کنار بزرگراه ها بعنوان مسافرسوار می شد قبل از حرکت مرد جوانی هم در عقب ماشين را باز می کرد و اعتراض می کرد به چه حقی همسر مرا سوار کردی؟ اگر می خواهی پليس خبر نکنم ۲۰ هزار تومان پول بده! بدين ترتيب اين دو مرد با طعمه قرار دادن يک زن از رانندگان اخاذی می کردند.

زن کشی

۶/۹/۸۷- مأموران کلانتری( ۱۵۲) خانی آباد از سقوط مرگبار يک دختردانشجو جوان از بالای پل عابر پياده اطلاع يافتند.

خانواده الهام ۲۰ ساله گفتند: دقايقی قبل نامزد الهام در تماس تلفنی، خبر سقوط وی را از بالای پل داده است.بدين ترتيب هنگام حادثه مرد جوان همراه الهام بوده است . شاهين ۳۰ ساله گفت اين اواخر به خاطر بروز مشکلاتی ازازدواج با او منصرف شدم.

۱۰/۹/۸۷- مأموران کلانتری ۱۳ رجايی شهر کرج با جسد دختر جوانی روبه رو شدند که آثار خراشيدگی روی دستش ديده می شد. بينی و گوش او نيز خون آلود بود. احمد پسر صاحبخانه در بازجويی ها گفت: حدود چهار ماه قبل از طريق اينترنت با نازنين آشنا شدم. او ۲۶ ساله و اهل يکی از شهرهای غرب کشور بود. ومی خواستيم ازدواج کنيم. به خاطر او يک ميهمانی کوچک گرفتم. نازنين مقدار کمی مشروب خورد پس از آن بيحال شد.

۲۵ /۹/۸۷ - جسد دختر جوان که با ضربه های کارد از پا در آمده بود در يکی از خيابان های فرديس کرج پيدا شد. امين- ۲۰ ساله و برادرش وحيد در پوشش مسافربر به شکار طعمه های خود پرداخته و پس از سرقت اموال با ارزش آن ها دست و پای طعمه های خود را بسته و آنها را در خيابان رها کرده و متواری می شدند.

۳۰/۹/۸۷- جسد زنی در بيابان های اطراف بهشت زهرا پيدا شد. مأموران کلانتری ۱۷۱ پس از حضور در محل حادثه با پيکر اين زن که لابه لای پتو پيچيده و زير انبوهی از شن و ماسه مدفون بود روبه رو شدند. لباس و وسايل شخصی مقتول نيز نزديکی جسد پيدا شد. نخستين بررسی ها نشان می داد او بر اثر شکستگی جمجمه و فک به قتل رسيده و سپس پيکرش در آن محل رها شده است.

دفاع از ناموس

۲۵/۹/۸۷- مأموران کلانتری ۱۰۴عباس آباد پس از حضور در محل جنايت دريافتند که «مرتضی» ۴۴ ساله پزشک متخصص بيهوشی بر اثر اصابت يک ضربه کارد به کمرش از پا درآمده است. دختر۲۰ به نام «ريحانه» خود را طراح دکور معرفی می کرد، مدعی شد در دفاع از ناموس، مرتکب قتل شده است.

شوهر کشی

۷/۹/۸۷- فاطمه حقيقت پژوه ۳۷ ساله که هفت سال قبل به اتهام قتل همسر موقتش مسعود ۳۰ ساله دستگير شده بود، به دار آويخته شد. «مسعود» نيمه شب قصد تعرض به دختر ۱۵ ساله وی را داشته که فاطمه نيز با مشاهده اين صحنه کنترل خود را از دست داده و مسعود را به قتل رسانده است. قضات دادگاه زن جوان را به قصاص محکوم کردند. وی پيش از اين در سال های ۸۳ و ۸۵ نيز برای اجرای حکم پای چوبه دار رفته بود. اما هر بار با دستور رئيس قوه قضائيه اجرای حکمش متوقف شده بود. تلاش خانواده فاطمه برای جلب رضايت اوليای دم بی نتيجه ماند.

۱۴/۹/۸۷ - مأموران پليس «رضوانشهر» در جاده «پره سر» با پيکر خونين مردی در کنار موتورسيکلتش روبه رو شدند. همسر مرد در بازجويی گفت: همسرم مرد بداخلاقی بود و هميشه اذيتم می کرد. او با زن های غريبه نيز ارتباط داشت و بشدت کتکم می زد موضوع را با پدرم در ميان گذاشته و نقشه قتل همسرم را طراحی کرديم.

۱۷/۹/۸۷- مأموران پليس آگاهی شهرستان «رامهرمز» در سال۸۱ از کشف جسد سعيد جوان ۲۷ ساله در بيابان های اطراف شهر باخبر شدند. شش سال پس از جنايت همسرش گفت: همسرم در کارگاه محمد کار می کرد، به همين خاطر او به خانه ما رفت و آمد داشت. پس از مدتی به يکديگر علاقه مند شده و تصميم گرفتيم ازدواج کنيم. سعيد سد راه ما بود، پس برای رسيدن به هم بايد او را از ميان بر می داشتيم.

۲۶/۹/۸۷- زن جوان که چهار سال قبل از شوهر معتادش جدا شده بود، وی را با ضربه های مرگبار از پا درآورد. اکرم ۳۶ ساله گفت : هر از گاهی برای ديدن پسرم به خانه همسر سابقم می آمدم. حميدرضا پس از پايان مصرف مواد، از من خواست دست هايش را به تخت ببندم تا ترک کند. تصميم گرفتم انتقام خود و فرزندانم را از او بگيرم به همين خاطر با چکش به جانش افتادم.

۷/۱۰/۸۷- حکم مجازات سه مرد و يک زن که سناريوی قتل شوهرش را طراحی و اجرا کرده بودند از سوی قضات ديوان عالی کشور تأييد شد. محسن- ۳۵ ساله- مقابل خانه اش با گلوله به قتل رسيده بود. متهمان گفتند: رابطه ما باعث شد محسن را از سر راه برداريم.

۲۹/۱۰/۸۷ - زنی در تماس با پليس ۱۱۰ کرج از قتل همسرش به دست افراد ناشناس خبر داد. در بررسی تلفن همراه مقتول «امير» در خرم آباد رديابی و بعد ازدستگيری گفت: چند ماه قبل در خيابان با مهناز آشنا شدم و از آن روز رابطه پنهانی ما آغاز شد. اکبر شوهر سوم مهناز بود و آنها به شدت با يکديگر اختلاف داشته اند. مدتی بعد نقشه قتل او را طراحی کرديم.

۳۰/۱۰/۸۷- مأموران کلانتری ۱۴ شهر قدس با جسد طناب پيچ مرد جوانی در صندوق عقب پيکانی روبه رو شدند. «محمدتقی»- ۳۷ ساله مقتول و همسرش «بتول» اختلاف های شديد خانوادگی داشته اند. همسر ۳۴ ساله گفت: شوهرم محمدتقی هميشه مرا مورد ضرب و شتم قرار می داد شب يلدا مرا از خانه بيرون انداخت ديگر تحمل اين اوضاع را نداشتم. تصميم گرفتم خودم يا شوهرم را بکشم از برادرانم کمک خواستم.

همسر کشی

۶/۹/۸۷- مرد ميانسالی با مأموران پليس اسلامشهر تماس گرفت و آنها را در جريان قتل فجيع دختر ۲۴ ساله اش قرار داد. پيکر بی جان راضيه در حالی که دست و پايش با کمربند از پشت بسته شده بود پيدا شد. شوهر راضيه بيکار و او را کتک می زد. راضيه از ساعت ۵ صبح تا ۸ شب در يک بيمارستان به عنوان خدمتکار کار می کرد و مخارج زندگی شان را تأمين می کرد.

۹/۹/۸۷- مرد ايرانی که هفت سال قبل در جريان اختلاف های شديد خانوادگی همسر۳۸ ساله اش را در سوئد به قتل رسانده بود، نمی دانست هنگام بازگشت به کشور، توسط کارآگاهان پليس جنايی اداره دهم در فرودگاه بين المللی تهران دستگير می شود. اين مرد ماجرا را اينگونه تعريف می کند: فاطمه همسر دومم بود که به او گفتم اگر مايل به ادامه زندگی است بايد از من اطاعت کند او با پرخاشگری و توهين به داد و فرياد پرداخت. من که کنترلم را از دست داده بودم با گوشی تلفن همراه ضربه محکمی به سرش کوبيدم.

۱ /۱۰/۸۷- اعضای بدن يک زن که قربانی ضربه های مرگبار همسرش شده بود به ۱۰ بيمار زندگی بخشيد. دختر کوچولو گفت: من و برادر ۶ ساله ام در اتاق نشسته بوديم که پدرم با کپسول گاز پيک نيک به طرف مادرم حمله کرد. بعد خودش را از پنجره بيرون انداخت. اعظم-۴۴ ساله- دچار مرگ مغزی شده است. زن و شوهر هر دو دبير آموزش و پرورش بودند هيچ اختلاف قبلی با هم نداشته اند.

۲۲/۱۰/۸۷- اهالی يک مجتمع مسکونی در شهرستان پيشوا شليک چند گلوله را به پليس اطلاع دادند. مأموران جسد خواهر و برادر جوانی الهام ۲۱ ساله وحيد ۲۲ ساله و يک زن مجروح ميانسال که بر اثراصابت گلوله از پا در آمده بودند به بيمارستان منتقل کردند. قربانيان جنايت با گلوله های بهرام همسر الهام-به قتل رسيده بودند. الهام و همسرش بهرام با هم به شدت اختلاف داشتند.

۲۴/۱۰/۸۷- دختر چهار ساله شاهد قتل مادر به مأموران گفت: پدرم با کارد مادرم را کشت و فرار کرد. کريم در بازجويی ها اعتراف کرد زهرا را پس از مشاجره و اختلاف های شديد خانوادگی به قتل رسانده است. زهرا ۳۰ ساله ساکن روستايی در نيشابور است .

خودکشی

۱/۱۰/۸۷- مرد ی پس از قتل همسر و دو فرزندخوانده اش، به زندگی خود پايان داد. اهالی محله ای در شهر اروميه شليک گلوله از خانه يکی از همسايه ها را، به پليس اطلاع دادند. مأموران پس از ورود به خانه مورد نظر با پيکرهای بی جان چهار عضو خانواده روبه رو شدند که همگی با شليک گلوله از پا درآمده بودند. در محل جنايت مرد خانواده اعلام کرده بود پس از قتل همسر ۲۹ ساله و دو فرزند خوانده پنج و سه ساله اش خودکشی کرده است. مرد چندی قبل دو کودک را از طريق بهزيستی به فرزند خواندگی پذيرفته بود.

قتل های ناموسی ، سوءظن

۱/۱۰/۸۷- زن ميانسالی که مورد ضرب و شتم شديد قرار گرفته بود در يکی از بيمارستان های اهواز جان باخت. خواهر قربانی به مأموران گفت: خواهرم «فريبا» با همسرش امير بشدت اختلاف داشت.اميرمتهم ۴۵ ساله با اعتراف به قتل همسرش گفت: مدتی بود به رفتارهای همسرم مشکوک شده و احتمال می دادم او با مرد غريبه ای رابطه دارد. شب حادثه بر سر همين موضوع با هم درگير شديم. با چوبدستی که در خانه داشتم چند ضربه به فريبا زدم و اورا کشتم.

۱۶/۱۰/۸۷- دختر ۳۰ ساله ای در شهرک عزيزی شهر قدس با ضربه های کارد از پا درآمد. پدرمهناز به کارآگاهان گفت: «مهناز» و همسرش جلال از مدت ها قبل با هم اختلاف داشتند.جلال مرد شکاکی بود هميشه به دخترم سوءظن داشت و تصور می کرد او با مرد غريبه ای رابطه پنهان دارد. مرد شکاک قصد فرار از کشور داشت که دستگير شد .

۲۹ /۱۰/۸۷ –مرد تاجر به خاطر سوء ظن شديد و اختلاف های شديد خانوادگی، همسر جوانش را با ضربه های کارد از پا در آورد. پسر خردسال اين زوج نيز هنگام دفاع از مادرش بشدت مجروح شد. دختر ۱۱ ساله خانواده شاهد حمله پدر و کشته شدن مادر بود. مرد تاجر به مأموران کلانتری ۱۳۴ گفت: من عاشق همسرم بودم احساس می کردم همسرم به من و زندگی بی علاقه شده و با زنان يا دخترانی رفت و آمد می کند که به نظرم صلاحيت اخلاقی و تناسب خانوادگی با ما نداشتند.

دختر ۸۰ ساله برای ازدواج نياز به اجازه پدر دارد !

۲۶/۹/۸۷ -دختری که در جوانی عاشق پسر همسايه شده اما در ازدواجش ناکام مانده بود در ۸۰ سالگی برای رسيدن به آرزويش، راهی دادگاه شد تا اجازه ازدواج بگيرد.ستاره با قامتی خميده و لرزان عصازنان به همراه وکيل خود به شعبه ۲۷۶ دادگاه خانواده تهران رفت اما طبق قانون نياز به صدور مجوز ازدواج از پدر را دارد او از دو سالگی از پدرش بی خبراست وپدرش آن ها را ترک کرده است. ستاره در آخرين سال های عمرش، برای ازدواج با مرد رؤياهايش لحظه شماری می کند.

در جستجوی فرزندان

۱۰/۹/۸۷- مرد ۵۴ ساله ای ۱۰ سال قبل دو فرزند و همسر سابقش را در کانادا گم کرده، برای يافتن آنها از مقامات قضايی، پليس ايران و گروه جويندگان عاطفه روزنامه ايران در خواست کمک کرد. با همسرم اختلاف داشتيم فکر کرديم با طلاق برای هميشه مشکلاتمان حل مشود. بعد از جدايی با همسر ودو فرزندانم در ارتباط بودم که ناگهان ناپديد شدند. خانواده زن نيز از سرنوشت مبهم دختر و نوه هايش از آن زمان خبری ندارد.

مهريه

۱۴/۹/۸۷ - خلبانی که در پی شکايت همسرش برای پرداخت مهريه ۱۱۴ ميليون تومانی ممنوع الخروج شد. خلبان ۴۳ ساله هنگام خروج از کشور در کمال ناباوری دريافت که به دليل شکايت همسرش که خواستار دريافت مهريه ۵۷۰ سکه طلا خود شده است . همسرش در غياب شوهرش نمی تواند به تنهايی از بچه ها نگهداری کند و مسئوليت زندگی را به دوش بکشد.

۱۴/۱۰/۸۷ - قضات دادگاه تجديدنظر استان تهران برای پرداخت مهريه سه هزار سکه طلا، به يک مرد ۴۳ ساله، ۲۴۲ سال فرصت دادند. اين زن ۲۶ ساله با شوهرش ۱۷ سال اختلاف سنی بعد از ۵ سال زندگی مشترک مرد با صراحت اعلام کرد به خاطر اختلاف های فرهنگی و نداشتن تفاهم اخلاقی ناگزير تصميم به جدايی از زنم دارم. شوهر تمام دارايی خودرا به نام برادرش و موجودی تمام حساب های بانکی اش را نيز خالی کرده است. حتی امتياز و مجوز مرغداری اش را هم به صورت صوری به ديگری واگذار کرده و سند آن را نيز به نام مادرش تغيير داده و اموالی برای توقيف ندارد.

۲۱/۱۰/۸۷ - مرد ۳۵ ساله ای با مراجعه به مجتمع قضايی عدالت خواستار الزام قانونی همسرش به تمکين شد. اين مرد گفت: يک سال ازدواج کرديم اما همسرم حاضر به شروع زندگی مشترک نشد و دائم بهانه جويی کرد. نوعروس گفت: همسرم برخلاف ظاهر و وضعيت تحصيلی و خانوادگی اش رفتارهای غيرمتعارف و نامعقولی دارد که موجب آزار و اذيتم شده است. مهم ترين مشکل ما هم وجود يک سگ خانگی دست آموز قوی هيکل در خانه است. رسيدگی به سگ در اولويت کارهای شوهرم است. تقاضای محکوميت شوهرم و پرداخت مهريه ۳۰۰ سکه طلا را دارم.

قتل های خانوادگی

۱۵/۱۰/۸۷ - مردی در خيابان رودکی با پليس ۱۱۰ تماس گرفت و گفت: «برادرزنم می خواست زندگی مرا از هم بپاشد بنابراين او را با شليک ۲۸ گلوله کشتم.»

۱۶ /۱۰/۸۷ - جسد طناب پيچ مردی در منطقه حسن آباد ورامين پيدا شد. دوست ۳۱ ساله وی گفت: از مدت ها قبل با مقتول دوست بودم متوجه شدم او به خواهر زنم علاقه مند شده و قصد خواستگاری دارد. دوستم دارای همسر و فرزند بود، بشدت مخالفت کردم با اين حال دست بردار نبود. يکروز او را به بهانه ای به جاده خاکی کشانده و با طنابی که کف ماشين افتاده بود، خفه اش کردم. بعد هم تلفن همراه و پول هايش را برداشتم که سرقت قلمداد شود .

۲۱/۱۰/۸۷ - پسری در اقدامی جنون آميز سه عضو خانواده اش را در اصفهان به قتل رسانده بود، از سوی پليس دستگير شد. متهم در بازجويی ها گفت: به دستور شيطان، دايی، زن دايی و خاله ام را کشتم.

مأموران پليس آگاهی اصفهان در محل حادثه با پيکرهای بی جان دو زن و يک مرد روبرو شدند که با ضربه های کارد از پا در آمده بودند. عامل جنايت که در محل حضور داشت ابتدا با کارد به دايی و زن دايی اش که در خانه آنها ميهمان بودند حمله کرد و سپس به سوی خاله اش هجوم برده و هر سه را باضربه های کارد از پای در آورد. متهم سابقه بستری شدن در بيمارستان به خاطر بيماری روحی و روانی را داشت.

۲۶/۱۰/۸۷-.

زنی شکايت کرد: مأمور پليس در جريان دعوای خانوادگی زنی با همسرش اقدام به تيراندازی کرده پسر ۱۱ساله ای کشته شد وی گفت به دليل اختلاف خانوادگی با سه فرزندم به خانه پدرم رفتم. شوهرم تهديد کرد بچه ها را از من می گيرد. برادرم با پليس ۱۱۰ تماس گرفت. «سهراب» از اشرار منطقه يافت آباد است که حکم دستگيری اش در اختيار تمام واحدهای گشتی پليس بود. وی سعی داشت فرار کند که پليس جلوگيری کرد در اين ميان پسر بچه متهم قربانی شد.

بخشش اوليای دم

۲۱/۹/۸۷- پسر ۲۴ ساله ای به اتهام قتل پسردايی اش با همدستی همسر او محکوم به اعدام شده بود هنوز چند ثانيه ای از اجرای حکم نگذشته بود که اوليای دم او را بخشيدند. متهم با انجام عمليات احيای قلبی ـ تنفسی به بيمارستان انتقال يافت.

فرار دختران

۷/۹/۸۷ - مأموران پليس شهرستان کرج ديروز يک زن فراری را در خرابه های منطقه حصارک دستگير کردند. نيلوفر۲۷ ساله. در بازجويی ها گفت: اهل يکی از شهرهای غربی کشور هستم. چهار سال قبل به اجبار با مردی که حدود ۱۰ سال از خودم بزرگتر بود ازدواج کردم. او مرد خشنی بود و هميشه کتکم می زد. بعد از طلاق به خانه پدرم بازگشتم اما آنها رفتار خوبی نداشتند از خانه فرار کردم. با پسر جوانی آشنا شدم او مرا به خانه اش برد و با همدستانش مورد آزار و اذيتم قرار دادند و مرا به کراک معتاد کردند. با جمع آوری ضايعات، پول مواد مخدر خود را به دست می آوردم .

۱۸/۹/۸۷- مأموران پليس پاکدشت پسر نوجوانی را دستگير کردند. پس از انتقال مشخص شد، او يک دختر ۱۵ ساله است که به دنبال فرار از خانه، با لباس پسرانه در شهر پرسه می زند. دختر نوجوان در بازجويی ها گفت: پدر و مادرم چند سال قبل به خاطر اختلاف های شديد از هم جدا شدند.

۲۲ /۱۰/ ۸۷ - پسر جوان وقتی با مخالفت والدين دختر مورد علاقه اش برای ازدواج روبه رو شد، با اجير کردن دو پيرمرد، بعنوان پدران خود دختر ۱۷ ساله را به عقد خود درآورد. دختر و پسر فراری سند ازدواجشان را برای والدين دختر ۱۷ ساله فرستادند که نشان می داد با هم ازدواج کرده اند.

اسيد پاشی

۷/۹/۸۷- مجيد همکلاسی و خواستگارآمنه گفت: وقتی با پاسخ منفی آمنه روبه رو شدم، با پاشيدن اسيد انتقام گرفتم. آمنه می گويد: همه زندگی ام را باختم. تصوير مجيد با ظرف اسيد آخرين تصويری است که در صفحه ذهنم ثبت شده است. حالا هم به خاطر امنيت جامعه و دختران ديگر، تقاضای دريافت ديه ديگر اعضای آسيب ديده بدنم و «چشم در برابر چشم» را دارم.

۱۲/۱۰/۸۷ - پليس آگاهی ورامين در جريان ماجرای اسيدپاشی به صورت زن جوانی در يکی از روستاهای پيشوا قرار گرفتند. پرويز ۴۹ ساله پس از پاشيدن يک ظرف اسيد به سوی همسرش، گريخت. همسر پرويز از مدتی قبل با شوهرش بر سر اعتياد اختلاف شديد داشته است. او خانه را ترک و هر وقت پول لازم داشت به خانه می آمد و پس از سرقت پول، طلا يا وسائل خانه فرار می کرد.

۲۳/۱۰/۸۷- زن جوانی در خيابان نواب قربانی اسيدپاشی شده بود در بيمارستان لقمان بر اثر شدت سوختگی جان باخت. «سارا» ۵ سال قبل از همسرش طلاق گرفته و با خانواده اش در خيابان نواب زندگی می کرد. او با پسر ۲۹ ساله ای به نام «رضا» آشنا شده و آنها قصد ازدواج داشتند اما بارها از سوی پسر جوان تهديد شده بود. «رضا» گفت: با انگيزه انتقامجويی و ادب کردن سارا به سوی وی اسيد پاشيده است که او را بترساند تا دير وقت به خانه نيايد.

فريب و اغفال دختران

۱/۱۰/۸۷- مردی با جعل عنوان فوتباليست سرشناس پس از فريب دختران علاقه مند به فوتبال،به عنوان ازدواج به بهانه های مختلف اخاذی می کرد. سه پسر جوان ورزشکار ديگر گفتند: «نقی» به بهانه اينکه با يک باشگاه معروف در تهران قرارداد بسته ما را اغفال کرد و به بهانه ثبت نام ما در آن باشگاه از هر کدام حدود يک ميليون تومان پول گرفت. وی در اين مدت، از چند تن ديگر نيز به همين بهانه کلاهبرداری کرده است.« تقی» دارای همسر و پسر سه ساله است.

۲/۱۰/۸۷- مدير يک شرکت خصوصی با وعده ازدواج، دختر جوانی را به دام انداخته بود با شکايت دختر فريب خورده به شلاق و زندان محکوم شد. ساناز فارغ التحصيل در رشته مهندسی است مدير شرکت پس از فريب اورا اخراج و به بهانه توزيع فيلم سياه وی را به دفتر کارش می کشاند و پس از ضرب و جرح از او سوء استفاده می کرد. ساناز گفت : پس از مدتی از دوستان کامبيز فهميدم به اصفهان گريخته و با دختر ديگری طرح دوستی ريخته و سناريوی شوم و سياهش را تکرار کرده است.

۱۰/ ۱۰/۸۷ – مأموران کلانتری ۱۰۵ سنايی با پيکر خونين وکيلی که با شليک گلوله به قتل رسيده بود، روبه رو شدند. مامورين پس از ۲۰ ماه زن جوانی به نام سودابه ۲۵ ساله که با مقتول آشنا و قرار بود به عنوان منشی در دفتر وکالت مشغول کار شود را به اتهام قتل بازداشت کرد. وی در بازجويی ها گفت: من در ماجرای قتل بی گناهم. گناه من اين بود که فريب او را خوردم و به حرف هايش اعتماد کردم، اما خيلی زود متوجه شدم و خودم را از گرداب نجات دادم.

اعتياد ، والدين کشی ، فرزند کشی

۴/۱۰/۸۷- پسر معتاد پدربزرگ ۷۲ ساله و مادربزرگ ۷۰ ساله اش را در خانه ويلايی به قتل رساند. وی بعد از دستگيری گفت: به خانه آنها رفتم تا برای خريد ماده مخدر «شيشه» پول بگيرم، به من پول ندادند و تهديد کردند موضوع اعتيادم را به پدر و مادرم می گويند. با کارد آشپزخانه هر دو را به قتل رساندم. سپس پول و طلاها را برداشته و با کليد تمام درها را قفل کرده و از آنجا رفتم.

۷ /۱۰/۸۷- مأموران کلانتری ۱۵۱ يافت آباد در پی تماس مسئولان يکی از بيمارستان های تهران از قتل مرد ۵۵ ساله يا خبر شدند. جواد - ۲۵ ساله دربازجويی گفت: پدرم هميشه به خاطر اعتيادم با من اختلاف و درگيری داشت. شب حادثه بار ديگر سر همين موضوع با هم درگير شده و من از شدت عصبانيت کاردی را به طرف پدرم پرت کردم که به سينه اش خورد و مجروح شد.

۸/۱۰/۸۷- مرد ميانسال در بازجويی ها با اعتراف به قتل پسرش گفت: روز حادثه درخانه مشغول مصرف موادمخدر بودم پسر ۲۲ ساله ام «امين» که دانشجو است مقداری «کراک» آورد و با هم مشغول مصرف شديم. بعد ار مصرف دچار توهم شده بودم ناخواسته با گاز پيک نيکی به پسرم حمله کردم و او را زدم و با کارد چند ضربه به سينه اش کوبيدم. جسد پسرم را در ميان پتويی پيچيده و آن را مخفيانه در حوالی شهرک توحيد رها کردم.

۱۱/۱۰/۸۷- حسام ۲۱ ساله با همدستی دختری به نام مريم ۳۱ ساله مادرش «مينا» را در خانه با طناب خفه کرد. «حسام» در بازجويی ها گفت: من عاشق «مريم» منشی شرکت مادرم بودم، تصميم به ازدواج گرفتيم اما به خاطر اختلاف های سنی و فرهنگی، خانواده ام راضی نمی شدند. حسام در جريان محاکمه علنی، با ابراز تنفر از دختر مورد علاقه اش، او را عامل اصلی و طراح نقشه جنايت معرفی کرد و گفت: من توسط مريم معتاد شدم بيشتر وقت ها با هم مواد مصرف می کرديم.

۲۱/۱۰/۸۷- افشين ۲۷ ساله پس ازدستگيری اظهار داشت: پدرم، برادر بزرگم را بيش از من دوست داشت و هيچ توجهی به من نمی کرد به همين خاطر پس از ليسانس، کم توجهی های پدرم و کمبود محبت هايش، مرا به سوی اعتياد کشاند. تصميم گرفتم از خانواده ام انتقام بگيرم، به همين خاطر پدر و مادرم را به رگبار بستم. همان موقع به سوی خواهرانم که وحشتزده از خواب پريده بودند نيز شليک کردم.

۲۱/۱۰/۸۷ – مرد معتاد پس از قتل کودکی، سعی داشت با صحنه سازی مرگ پسر ۱۰ ساله را خودکشی جلوه بدهد دستگير شد. اين مرد ازبستگان والدين عليرضا بود وی گفت: عليرضا از اينکه ميهمان خانه شان بودم ناراحت بود. به همين خاطر روز حادثه برای اينکه او را اذيت کنم شال گردن را دور گردنش انداختم و کشيدم که او خفه شد.

۲۶/۱۰/۸۷- مأموران کلانتری ۱۷۱ در بيابان های جنوب تهران با جسد مهری ۴۵ ساله که زير انبوهی از شن و ماسه مدفون بود، روبه رو شدند. شوهر قربانی گفت: مهری دو روز قبل به طور ناگهانی ناپديد شده بود. مجيد ۲۹ ساله بعد از دستگيری گفت: سه روز قبل از حادثه با مهری آشنا شدم و قرار ملاقات گذاشتيم. درحالی که همسر و فرزندانم در خانه نبودند، او به ديدنم آمد و مشغول مصرف مواد مخدر شد که جر و بحثمان شد و درجريان درگيری ناخواسته او را به قتل رساندم.

سرقت

۴/۱۰/۸۷- مردی با مراجعه به کلانتری ۱۳۷ نصر گفت: از سوی سرنشينان يک خودروی پرايد که يک زن و دو مرد بودند مورد هجوم قرار گرفته، کيف پول، گوشی تلفن همراه و رايانه دستی ام را سرقت کردند. مهدی- ۲۳ ساله و عاطفه ۱۷ ساله پس از دستگيری به سرقت ۸ دستگاه خودروی پرايد، پرادو، پژو و زانتيا با روش مشابه با ۸ عضو ديگر شبکه، تاکنون به ۷۰ فقره سرقت کيف، رايانه دستی و گوشی تلفن همراه در تهران و کرج اعتراف کرده اند.

۵/۱۰ /۸۷ - دختری با مراجعه به شعبه نهم دادسرای ناحيه ۷ ويژه شهرداری گفت: برای تامين درمان مادرم مجبور به فروش طلا و جواهرات و دلارهايمان شدبم. پولها را داخل ماشين جاگذاشتيم و هرچه فرباد کرديم راننده خودرو توقف نکرد و فرار کرد. کارآگاهان در بررسی های محل سرقت با دوربين های خيابانی دو بانک روبه رو شدند. پس از بازبينی فيلم های ضبط شده مرد سارق شناسايی و دستگير شد .

۸/۱۰/۸۷- پيرزن ۷۰ساله سابقه دار به اتهام سرقت طلاهای يک زن تحت تعقيب کارآگاهان پليس آگاهی تهران قرار گرفت. زن شاکی گفت: با زن سالمندی آشنا شدم وی گفت که می تواند از يک صندوق خيريه برايم وام بگيرد. اوگفت برای تحقيق به خانه ام می آيد که تمام طلا و جواهراتم را دزديد. متهم ۷۰ ساله از مجرمان سابقه دار است که تاکنون چندين بار به اتهام سرقت و کلاهبرداری دستگير و زندانی شده است.

۱۴/۱۰/۸۷- «ناهيد» ۱۵ ساله و شاهين ۲۰ ساله هنگام سرقت خودرو راننده جوان آژانس را با ضربه های چاقو به قتل رسانده بودند، در کازرون دستگير شدند. «شاهين» در بازجويی ها گفت: من و ناهيد عاشق هم بوديم خانواده «ناهيد» با زور و تهديد او را مجبور کردند ازدواج کند. تصميم گرفتيم پس از فرار به نقطه ای دور، با هم ازدواج کنيم. در پی يافتن راه حلی برای اجرای نقشه خود بوديم سوار آژانس شديم تصميم گرفتيم خودرو را سرقت کنيم تا راحت تر به آرزوی خود برسيم.

هويت يابی

۲۹/۱۰/۸۷- يک زن پس از ۴۰ سال برای کشف هويت واقعی اش به دادگاه خانواده مراجعه کرده بود، با کمک مادر گمشده اش، هويت واقعی خود را شناخت. درتمام اين مدت تلاش های مادر برای پيداکردن دخترش بی نتيجه بوده است. مادر درباره علت جدايی از پدرم به قاضی گفت: «مجيد»، همسر سابقم اختلال شديد روانی داشت به همين خاطر دائم مرا به باد کتک می گرفت و امنيت جانی نداشتم. او دائم مرا متهم به خيانت می کرد تصميم به جدايی از او گرفتم. نگهداری فرزندمان را نيز به او سپردم چرا که می دانستم پدر مجيد مردی مهربان است و از دخترم به خوبی نگهداری می کند. اما او مرا ۴۰ سال از ديدن و ارتباط با فرزتدم محروم کرد.

سر آخر

۲۵ /۱۰ /۸۷- زن جوانی بعد از سزارين در بيمارستانی به خاطر درد شديد به يک پزشک متخصص ديگر مراجعه کرد . پزشکان گاز استريل را زمان تولد فرزندش جا مانده بود را بيرون کشيدند و به خاطر عفونت شديد، ۴۰ سانتيمتر از روده بزرگش را بريدند. پس از شکايت مشخص شد که هنگام عمل جراحی تکنسين مرخصی بوده است. به همين خاطر خدمتکار بيمارستان به عنوان تکنسين در اتاق عمل حضور داشته است.

[۱]
پانوشت:

[۱] تمام اخبار حوادث برگرفته از روزنامه ايران

Deutschآر اس اسکليک کنيدنشانی پستی
شب کتاب با ويدا حاجبی تبريزی مراسم سالگرد جنبش در کلن جشن نوروز ۱۳۸۹
صفحه اصلی | حقوق بشر | مقالات | زنان | فرهنگ و هنر | سياست | اطلاعيه های کانون | مجامع و سخنرانی | در باره ما | ارتباط با ما

Copyright: rahaward.org 2007