|
سه شعر از برتولت برشتشهروند ۱ راه حل
بعد از جنبش هفده ژوئن۱ به دستور دبير انجمن نويسندگان در خيابان استالين اعلاميه هايى پخش كردند كه در آنها نوشته شده بود: «ملت، اعتماد دولت را به سخره گرفته است و حالا بايد زحمتى مضاعف بكشد تا آن را دوباره كسب كند.»
آيا بهتر نيست كه دولت، ملت را منحل كرده و به جاى آن ملت ديگرى را انتخاب كند؟
(ترجمه: شاهين شاهين پور)
۲ اول به سراغ يهوديها رفتند من يهودى نبودم، اعتراضى نكردم. پس از آن به لهستانيها حمله بردند من لهستانى نبودم و اعتراضى نكردم. آنگاه به ليبرالها فشار آوردند من ليبرال نبودم، اعتراض نكردم سپس نوبت به كمونيستها رسيد كمونيست نبودم، بنابراين اعتراضى نكردم. سرانجام به سراغ من آمدند هر چه فرياد زدم كسى نمانده بود كه اعتراضى كند.
۳ آقاى نخست وزير مشروب نمى خورد آقاى نخست وزير دود نمى كشد آقاى نخست وزير در خانه حقيرى اقامت دارد ولى بيچارگان حتى خانه ى حقيرى هم ندارند. كاش گفته مى شد: آقاى نخست وزير مست است آقاى نخست وزير دودى است اما حتى يك فقير ميان مردم نيست. (ترجمه: شاهكار بينش پژوه) ۱ـ توضيح: ۱۷ ژوئن ۱۹۵۳ در پى روزهاى سخت اقتصادى و بى كفايتى حكومت آلمان شرقى، در برلين و ديگر شهرها، كارگران موسسات صنعتى، دست از كار كشيدند. تظاهرات خيابانى آغاز شد و دانشجويان و مردم به آنها ملحق شدند. شب پيش از آن، تظاهركنندگان ساختمان كميته مركزى حزب سوسياليست متحده آلمان و خانه دولت را اشغال كرده بودند. پرچم سرخ را در دروازه براندنبورگ به زير كشيدند، ساختمان خدمات گمركى آلمان شرقى تارومار و سوزانده شد و شوراى مركزى اتحاديه كارگران و خانه انجمن دوستى شوروى ـ آلمان به اشغال شورشيان درآمد. آن شورش به دست ارتش شوروى و به دستور مستقيم بريا (يار نزديك آن زمان استالين) سركوب شد. براى جلوگيرى از تكرار چنين خيزش هايى ديوار برلين توسط دولت آلمان شرقى ساخته شد كه بعدها با فروپاشى شوروى ديوار بين دو بخش كشور از ميان برداشته شد. |
|
||
Copyright: rahaward.org 2007 |