|
حضور آگاهانه زنان يعنی خط پايان کشيدن به هر شيوه خشونت آميز - ناهيد نصرتپاسخ ناهيد نصرت به پرسش های تغيير برای برابری تغيير برای برابری - فعالان کمپين يک ميليون امضا با گرايشات و تنوعات فکری توانسته اند در سه سال گذشته حول خواست لغو تمامی قوانين تبعيض آميز جنسيتی، مبارزه مدنی حول حقوق برابر شکل داده و به پيش ببرند و امروز هريک بر پايه اعتقاد خود در عرصه های متفاوت مبارزه جاری برای آزادی و حقوق دمکراتيک شهروندی حاضرند . اين نکته که زنان در عرصه اين مبارزه حضوری چشمگير دارند بر کسی پوشيده نيست. تصوير ندا که در حافظه تاريخی مردم ايران و جهان ثبت شده نشان از اهميت نقش زنان در مبارزه برای آزادی و عدالت اجتماعی دارد . اين شرايط اما پرسش های عاجل زير را برابر ما قرار می دهد : - چگونه می توان در بستر مبارزات جاری ، فکر برابری خواهی را به دفاع از آزادی های شهروندی و عدالت اجتماعی پيوند زد؟ - تحول شرايط چه تاثيری بر کمپين يک ميليون امضا دارد؟ شرکت فعالان و ياران کمپين و نيز تمامی مدافعان حقوق زنان در اين بحث بر فراهم آوردن پاسخ و يا پاسخهای هر چه خلاق تر ياری خواهد کرد . باشد که اين همفکری و همدلی ما را در پيوند مبارزه برای برابری و آزادی و عدالت اجتماعی ياری دهد . *** چگونه می توان در بستر مبارزات جاری ، فکر برابری خواهی را به دفاع از آزادی های شهروندی و عدالت اجتماعی پيوند زد؟ برابری خواهی جزء تفکيک ناپذير تامين حقوق شهروندی و عدالت در يک جامعه است. بدون تامين برابری حقوقی دوجنس نميتوان از تامين حقوق بشر و عدالت اجتماعی در يک جامعه حرف زد. مبارزه اجتماعی در ايران برای دموکراسی با مبارزه زنان برای برابری حقوق و بهره مندی از حقوق شهروندی در هم تنيده است. اين پيوند در نبود آگاهی جنسيتی است که مجزا بنظر ميرسد. هنر جنبش زنان اين است که اين پيوند طبيعی را با ظرافت دوباره شکل دهد. هيچ جامعه ای نميتواند بدون تامين حقوق زنان از تامين حقوق بشر حرف بزند. جمهوری اسلامی سی سال تلاش کرد که بی حقی اجتماعی زنان را طبيعی جلوه دهد، سيستم ارتباط جمعی دنيای امروز ديگر اين امکان را نميدهد، که کسی بر اين زور عريان بايستد. تلاش ما زنان تنها قرار دادن اين بی حقی در برابر چشمان همه و غير طبيعی کردن دوباره يک امر طبيعی جلوه داده شده است. مبارزات مردم در ايران برای آزادی و برخورداری از حقوق بشر است که در بيشتر کشورهای جهان به رسميت شناخته شده است. در اين کشور ها تساوی حقوق زن مرد و عدم دخالت دولت در زندگی شخصی افراد در اين حقوق مستتر است. در جامعه ما قوانين زن را « نيمه بشر » محسوب ميکنند. اين تلقی بتدريج ما به ازای فرهنگی هم ايجاد کرده است. در چنين جامعه ای ديگر نميتوان برای حقوق بشر مبارزه کرد و بر رعايت حقوق زنان و عدم دخالت دولت در حريم خصوصی افراد، که باز هم عمدتا متوجه زنان است، تاکيد نکرد. بنظر من در چنين جامعه ای برای تحقق حقوق بشر مردها هم لازم است که برای حقوق لگد مال شده زنان مبارزه کنند. بنظر من بستر مبارزات جاری بهترين مکان برای به چالش کشيدن تفکرات و قوانين ضد زن است. زنان همانگونه که تاکنون توانسته اند، به خوبی ميتوانند خواست « تساوی حقوق زن و مرد جزو لاينفک حقوق بشر » را جا بياندازند. جنبش زنان از اولين و پيگير ترين جنبش های مدنی در ايران بوده و سالهاست که زنان در ايران برای لغو قوانين تبعيض آميز جنسی مبارزه ميکنند، ولی عليرغم وجود انبوه زنان در مبارزات اخير، در تمامی حرکتهای اعتراضی چه در داخل و چه در خارج از ايران، حضور آگاهانه زنان کمرنگ است. در حاليکه تبعيض و ستم جنسی بر زنان از شاخصهای اين سيستم است و کسی نميتواند مدعی مبارزه با اين سيستم باشد، بدون آنکه به مسئله زنان اشاره ای بکند. طرح مسائل زنان در راستای مبارزه برای آزادی، نه تنها خدشه ای بر آن نيست، بلکه به غنای اين مبارزه هم کمک ميکند. بنظر من کمبود خواستهای زنان در خواستهای عمومی، ناشی از اينست، که بسياری از زنان که عادتا از حقوق خود در برابر ساير اعضای خانواده ميگذرند، همين شيوه را در مبارزات اجتماعی هم نشان ميدهند. حضور آگاهانه زنان نه تنها برای رسيدن به تساوی حقوقی زن و مرد است، بلکه برای پيشرفت انسانی تر مبارزه ضروری است. زنان در کليت خود پتانسيل بيشتری برای پيشبرد صلح آميز مبارزه دارند. برای نمونه کنش زنانی که در اعتراضات اخير ، با صحبت با جوانان بسيجی و يا با قرار دادن خود بين جوانان معترض و بسيجيها تلاش ميکردند، مانع از خشونت و کشتار بسيجيها شوند و آنان را به صفوف مردم بياورند، حرکتی زنانه است. چون به يک جوان محروم که به بسيج پيوسته به چشم يک مادر نگاه ميکند و ميکوشد که به او هم آگاهی دهد و نه خون بريزد و نه مورد خشونت قرار گيرد. در حاليکه در برخی خبر رسانيها، در برابر مرگ يک بسيجی با خونسردی آمده بود که مثلا « بسيجی به سزای اعمال خود رسيد». زنان عموما بيش از مردان با هستی انسانی سرو کار دارند و حساسيت بيشتری به زندگی انسان نشان ميدهند. حضور هفتگی مادران داغدار در پارک های ايران و همبستگی هماهنگ زنان در خارج از کشور ، نشان از واکنشی طبيعی دارد. واکنشی که صدها زن را بی آنکه يکديگر را بشناسند، به هم پيوند ميزند. شيوه های مبارزه در حال تغييرند. زمان انقلابات با خشونت بايد روزی سرآيد. مردم بايد با آراء خود بتوانند به سيستمی خاتمه دهند. تلاش کنيم که تحولات در جوامع انسانی هر چه متمدنانه تر و انسانی تر صورت گيرد و انسانها بتوانند خواستهای خود را بدون نابودی يکديگر به پيش برند. چون هر قدرتی که با زور بر سر کار آيد، هرگز اين ابزار را کنار نخواهد گذاشت. تحولات اساسی بدون خونريزی بايد که ممکن شود و جوامع انسانی بايد مکانيسمهای ديگری برای تحولات اجتماعی پيدا کنند. انسانهای متمدن بسوی جوامعی ميروند که دولتها با جلب نظر مردم روی کار باشند نه بزور اسلحه. زمانی که اسلحه و زور حرف ميزنند، جايی برای منطق و استدلال باقی نميماند. جنبش زنان پتانسيل تحول در مبارزات اجتماعی و مدنی را دارد. بنظر من زمان آنکه زنان سياهی لشکر اين يا آن جريان باشند گذشته است، زنان اگر حضور دارند برای پيشبرد ارزشهايی است که برای رسيدن به جامعه ای انسانی لازم ميبينند. زنان در تمامی حرکتهای اعتراضی اخير حضور فعال دارند. در اين حضور به خودی خود نياز به برخورداری از يک زندگی انسانی مستتر است ولی تا پررنگ نشود و پافشاری نشود، ديده نميشود. حضور آگاهانه زنان يعنی پر رنگ کردن خواستهايمان. طرح خواستهايمان، تساوی حقوقی زن ومرد، در خواستهای عمومی. حضور واقعی زنان يعنی پررنگ کردن وجود تبعيض جنسی برای پايان بخشيدن به آن. مثلا بنظر من دانشجويان دختر نميتوانند از جنبش دانشجويی حمايت کنند، که خواستهای وِيژه دختران در آن طرح نيست. حضور آگاهانه دانشجويان دختر در مبارزات دانشجويی يعنی طرح مسائل ويژه دانشجويان دختر در خواستهای صنفی دانشجويی. مرد سالاری و زور و قلدری پيوندی درونی دارند و مبارزه زنان سالهاست که آنها را به چالش ميکشد. حضور زنان تنها در شعارهايی که بر تامين حقوق زنان پافشاری ميکند نيست، حضور آگاهانه زنان يعنی خط پايان کشيدن به هر شيوه خشونت آميز در مبارزه برای پيشبرد نظر، هر چند که ارتجاع حاکم در به خون کشيدن و تخريب آن تلاش دارد. حضور اگاهانه زنان يعنی جلوگيری از خشونت و خونخواهی، تقويت راههای انسانی و مدنی در پيشبرد مبارزه، دفاع از حقوق فردی، آزادی پوشش و سبک زندگی. حضور آگاهانه زنان يعنی عدم دنباله روی از جنبش عمومی و برخورد آگاهانه با آن برای رشد و عمق بخشيدن به آن. مثلا در اين آشوب رنگها ميشود دختر جوانی را که با نواری سبز ميايد فهميد و از حق هر فردی در انتخاب هر رنگی دفاع کرد، ولی نميشود آنقدر محو جنبش سبز شد که حتی از « برقع سبز » هم به وجد آمد. برقعی که به هر رنگی که باشد نشان از جور و ستم جنسی دارد. اگرنه چرا در لباس محلی مردانه ديده نميشود؟ حضور آگاهانه زنان حتی در جنبش سبز يعنی کمک به زنان در کنار زدن برقع های سبز. جنبش فمينيستی سالهای ٦۰ در اروپا هم اگر دنباله روی از جنبش دانشجويی ميکرد و بر خواستهای خود پافشاری نميکرد، نميتوانست دولتها را در به رسميت شناختن حقوق زنان وادارد. جنبش فمينيستی نه تنها دولتها را وادار به رسميت شناختن حق بهره مندی برابر زن و مرد از زندگی کرد، بلکه بينشهای آزاديخواهانه و چپ را نيز عمق بخشيد. زنان حتی در آنارشيستها هم از فعالين آنارشيستهای ضد خشونت بودند. جنبش زنان در ايران بی شک ميتواند در اين برهه نقش مثبتی در پيشرفت انسانی مبارزه برای آزادی و عمق بخشيدن به آن ايفاء کند. جنبش زنان به دنبال تصرف قدرتی نيست. اين جنبش بيش از هر چيز به گسترش آگاهی اجتماعی به حقوق زنان نياز دارد، اين آگاهی است که ميتواند هم در قوانين و هم در سنن تحولی به سود زنان ايجاد کند. تنها حضور آگاهانه ما زنان است که ميتواند وجدان اجتماعی را نسبت به حقوق پايمال شده مان حساس کند و غير طبيعی بودن آنچه را که طبيعی جلوه ميدهند، آشکار سازد. ما در کلن می کوشيم که در بلوک زنان در حرکتهايی که برای حمايت از مبارزات مردم در ايران برپا ميشود، شرکت کنيم و بر خواستهای زنان تاکيد کنيم. طبيعی است که توقف خشونت، کشتار ، شکنجه و آزادی زندانيان سياسی بر هر خواسته ديگری برای ما هم مقدم تر است ولی لغو قوانين ضد زن و حجاب اجباری را در رابطه با حقوق شهروندی طرح می کنيم. اختيار پوشش بعنوان ابتدايی ترين حق يک فرد، در يک جامعه اگر وجود نداشته باشد، چگونه ميتوان به تحقق حق بيان و يا حقوق ديگر اميد داشت؟ مسئله حجاب اجباری فقط تکه ای پارچه نيست، مسئله اينست که حجاب اجباری نماد قيموميت زنان از جانب حکومت است. دولت حق ندارد پوششی را برای شهروندان اجباری کند. ما در اينجا عموما در يک بلوک به گردهمايی ها ميرويم. از آنجايی که جنبش ما زنان يک حزب يا سازمان نيست. انتخاب شيوه مبارزه هم يک جور نيست. شايد همين هم قوت ما باشد که به هزاران شکل ميتوانيم خواسته هايمان را پيش ببريم. طرح فردی خواستهای زنان هم باز در جهت تقويت اين خواستهاست. خوب است هر زنی هر جور که خود را راحت تر احساس ميکند، در پيشبرد خواستها تلاش کند. مهم اينست که به اين امر واقف باشد که طرح مسائل زنان قدمی در راه حل آنهاست. بنظر من ما زنها با حضور آگاهانه مان در حرکتهای اعتراضی به صدای بلند بگوييم که ما زنيم و چه ميخواهيم. برخلاف آن که بسياری فکر ميکنند که مسئله زنان بعد از حل مسائل عمومی برای آزادی قابل طرح است. طرح مسائل زنان در راستای مبارزه امروز و حضور آگاهانه زنان در اين جنبش در جهت تقويت، تعميق و برگشت ناپذير شدن خواست آزادی و حقوق بشر، يک ضرورت است. *** تحول شرايط چه تاثيری بر کمپين يک ميليون امضا دارد؟ بنظر من ميليونها انسانی که به خيابانها آمدند، بخشی از آنها امضا هايی برای اين کمپين هم بودند. کار کمپين حرکتی آبگونه است. قطره قطره جمع ميشود تا سيلی شود که تغيير قوانين را اجتناب ناپذير کند. کارهايی از اين دست صبر و حوصله زياد ميخواهند. اين مبارزه ميتواند موازی مبارزات ديگر پيشبرده شود و ميتواند مبارزه برای آزاديخواهی را غنی تر کند. کمپين کاری پايه ای و مبارزه ای دير پا ست. فراموش نکنيم که آگاهی و رشد هر ملتی مهر خود را بر سيستمی که در آن پياده ميشود ميکوبد. کمپين در جهت آگاهی بخشيدن به حقوق زنان گام بر ميدارد. اين مبارزه نميتواند پايان يافته تلقی شود، حتی ضمانت اجرايی قوانين خوب هم به آگاهی مردم بستگی دارد. کمپين به جرئت توانست مسئله زنان را همه گير کند. کمپين همچنان ضرورت وجودی دارد و خوب است که ادامه داده شود. کلن سپتامبر ۲۰۰۹ |
|
||
Copyright: rahaward.org 2007 |