|
آيتالله منتظری شاهد بزرگ کشتار زندانيان سياسی در ايران، رضا معينیرضا معينی نام آيتاله منتظری نه تنها برای حضور بیبديلشان در مرجعيت شيعه، نه تنها برای يک عمر ايستادگی در کنار ستم ديدهگان، که برای گفتن نه بزرگ به قدرت و در دفاع از حقيقت، برای هميشه بهمانند شخصيتی ماندگار در تاريخ ايران ثبت شده است. اين شخصيت و شاهد تاريخی را مرگ نمیتواند از ما بگيريد. مرگ و شب زدگان پاسدارش در برابر عظمت فرياد دادخواهی برای حقيقت و عدالت و شاهد بزرگ آن از همين امروز که مردم در خيابان های ايران "منتظری زنده است" را فرياد میزنند، شکست خورده است. آيتاله منتظری به هنگامهی سکوت فرياد زد. آيتاله منتظری در روزگار انکار، تائيد کرد. آيتاله منتظری در روزگار "عافيت" به " مصلحت طلبی" قدرت، نه گفت. نه گفتن و پشت کردن به قدرت او را برای هميشه در کنار مردمی که به حکم " شرع " و "عقل" به دفاع از آنها برخاسته بود، قرار داد. خانوادههای اعدامشدگان و زندانيان سياسی محرومترين بخش جامعه بودند سرکوب و اعدام کافی نبود می بايست هرچه از آنها مانده است ويران کنند، قدرت وحشت با سکوت میخواست انکارشان کند. پاک کردن حافظه و محو تاريخ به شکلی نظم يافته، از سوی نظام جز با سکوت، امکان پذير نيست. شکستن اين سکوت و سنتشکنی آيتاله منتظری در تاريخ ايران بعنوان اقدامی اخلاقی در دفاع از حقيقت بینظير است. اهميت روشنگری در باره چگونگی کشتار زندانيان سياسی در سال ٦٧ و نقش آمران آن و به ويژه انتشار فرمانهای مرگ آيت اله خمينی، ايستادگی بر صحت شهادت خود در برابر روايت رسمی قدرت، عليرغم تهديدات و فشارهای همه جانبه از حصر خانگی تا تهديد به مرگ، همه و همه ايشان را به شاهد بزرگ هولناک ترين واقعه تاريخ ايران تبديل کرد. شاهدی که سرافرازانه تا آخرين لحظه زندگی از حقيقت انکار شده دفاع کرد. از سال ١٣٦٣ و در روزگار خاکستری دهه شصت که اعتراضات خانوادههای زندانيان سياسی تازه از شکل فردی، آرام آرام به سمت حرکتهای جمعی پيش میرفت، "حسينيه آيت منتظری" تنها محلی بود که خانوادهها را به آن راه میدادند. سالها بعد نيز خانه محاصره شده ايشان محل تظلمخواهی خانوادههای زندانيان سياسی بود. کمک های مالی و همياریهای ايشان با خانواده زندانيان سياسی بدون اعلام علنی و تبليغی هيچگاه قطع نشد. آيت اله منتظری تنها به شهادت دادن و تائيد انجام کشتار و جنايات اکتفا نکرد. که با حمايت از دادخواهی خانوادهها بر اين شهادت پای فشرد. پاسخ به نامهی در باره تخريب خاوران (۱) و تاکيد شجاعانه بر "قبرستانی که افراد مسلمان از هر مذهب و گروه در آن دفن شده اند محترم است و تخريب و اهانت به آن جايز نيست. بلکه هتک حرمت غير مسلمانان نيز محل اشکال است و اگر تخريب و هتک موجب ايذاء خانواده های آنها گردد حرمت آن مضاعف است." خود شاهدی بر درايت اين مرد بزرگ و سندی برای دادخواهی ماست. خود را سوگوار اين مرد بزرگ تاريخ ايران میدانم و در سوگ اين مرجع دينی و شاهد بزرگ دادخواهی همصدا با مردم بايد گفت "منتظری زنده است". تا روزی که حقيقت و شرافت و صداقت زنده است. رضا معينی ــــــــــــــــــــ سالهاست که بدون توجه به تاکبد شرعی و انسانی " حرمت جنازه انسان بايد حفظ شود و بی احترامی به آن جايز نيست." اجازه هيچ گونه بازسازی را به خانواده ها نداده اند. "قبرستانی که افراد مسلمان از هر مذهب و گروه در آن دفن شده اند محترم است و تخريب و اهانت به آن جايز نيست. بلکه هتک حرمت غير مسلمانان نيز محل اشکال است." و اگر تخريب و هتک موجب ايذاء خانواده های آنها گردد حرمت آن مضاعف است. باسمه تعالی قبرستانی که افراد مسلمان از هر مذهب و گروه در آن دفن شده اند محترم است و تخريب و اهانت به آن جايز نيست. بلکه هتک حرمت غير مسلمانان نيز محل اشکال است. و اگر تخريب و هتک موجب ايذاء خانواده های آنها گردد حرمت آن مضاعف است. و مجرد مامور بودن مجوز عمل حرام نمی باشد و بجاست مسائل دينی و شرعی تحت الشعاع افکار سياسی واقع نشوند. موفق باشيد.
همانگونه که شما به خوبی مطلع هستيد، در سال ١٣٦٧ تعداد بسياری از زندانيان سياسی ايران در زندانهای کشور اعدام شدند. مسئولان جمهوری اسلامی هيچگاه تا به امروز در باره علت، تعداد و چرايی اين اعدامها توضيحی به خانواده ی قربانيان نداده اند علاوه بر آنکه خانواده های اين قربانيان تا به امروز رسما از محل دفن عزيزان خود مطلع نشده اند. آنچه مسلم است بخشی از اين زندانيان در گورستان خاوران و در گورهای جمعی دفن شده اند. سالهاست خانواده ها به اين محل رفت و آمد و مراسم سوگواری و يادمان خود را در آنجا برگزار می کنند. سالهاست که بدون توجه به تاکبد شرعی و انسانی " حرمت جنازه انسان بايد حفظ شود و بی احترامی به آن جايز نيست." اجازه هيچ گونه بازسازی را به خانواده ها نداده اند. اخيرا سازمان بهشت زهرا و دادستانی مستقر در بهشت زهرا به خانواده ها اعلام کرده اند که قصد دارند "طرح سازماندهی" را در اين گورستان به اجرا بگذارند. در باره چگونگی و اجرای اين طرح، وضعيت گورهای جمعی و آينده گورستان هيچ پاسخ موجهه ای به خانواده ها داده نشده است. اگر واقعا هدف مقامات مسئول بازسازی و نه ويرانی و از بين بردن گورستان است، چرا اسامی کسانی که در اين محل دفن شده اند به خانواده ها اعلام نمی کنند و اجازه نمی دهند که خانواده ها خود متولی بازسازی شوند. در زمانی که بسياری از مقامات و مسئولان جمهوری اسلامی در باره اين فاجعه سکوت کرده بودند، شما "سکوت را جايز" ندانستيد و شجاعانه وظيفه انسانی و تاريخی خود را انجام داديد. امروز نيز به عنوان يکی از مراجع عالی مقام تشيع شما را مورد خطاب قرار می دهم و از شما خواهشمندم با پاسخ به اين چند سوال ما را برای حفظ حرمت جاندادگان و کرامت انسانی خانواده ها ياری دهيد. ١ – ايا از بين بردن بقايای جنازه حتا غير مسلمان جايز است؟ ٢- در بند د ماده دوم اعلاميه اسلامی حقوق بشر مصوبه ١٣٦٩ قاهره که توسط جمهوری اسلامی نيز امضا و بايد رعايت شود آمده است : " حرمت جنازه انسان بايد حفظ شود و بی اخترامی به آن جايز نيست کما اينکه جايز نيست که لمس کردن آن مگر با مجوز شرعی و بر دولت است حمايت از اين امر" در برابر نقض اين بند تکليف شرعی جمهوری اسلامی چيست؟ ٣ – آيا ماموران اجرا کننده از نظر شرعی می توانند فقط با استناد دستور دولتی با نابود کردن گورهای جمعی به جنازه انسان هتک حرمت و بی احترامی کنند. ٤ -آيا می توان گورستانی که در آن غير مسلمان دفن شده است به گورستانی عمومی تبديل کرد؟ با تشکر از لطف جنابعالی در پاسخ مشخص و راه گشا در اين باره با احترام توضيح در باره نامه اين نامه در سال ١٣٨٤ و اقدام دولت وقت در تخريب خاوران برای آيت اله منتظری ارسال شد. پس از چندی از سوی همان مسئولان، مديريت و حراست سازمان بهشت زهرا به خانواده ها قول داده شد که "طرح ساماندهی" فعلا متوقف شده است. با توقف اين طرح عملا انتشار نامه نيز منتفی شد. با سپاس مجدد از اقای منتظری که بازهم شجاعانه در باره موضوعی ممنوعه موضع گرفتند. چه با اين نامه در همان زمان و چه در سخنان شان در روز شنيه ٤ بهمن ١٣٨٧ . |
|
||
Copyright: rahaward.org 2007 |