Rahaward.org
به روز رسانی: دوشنبه 3 اسفند 1388 [2010.02.22]

چهارم اسفند است سهراب بیست ساله می‌شود

عکسهای سهراب پیش از مرگ و پس از مرگ در سوگ او

ومتن سخنان عمه سهراب درتجمع اعتراضی در مقابل مقر سازمان ملل در ژنو

<IMG_0044.png

سهراب بیست ساله میشود وجای او ودیگر قربانیان راه آزادی در میان ما همیشه خالی میماند.

85_585_403_09-6-10-1058313.jpg


015(3)sohrab.jpg

0243sohrab.jpg

Aarabi-funeral3.jpg

DSC01426.jpg

DSC0137sohrab.jpg

IMG_0003.jpg

sohrab_g_1i.jpg

DSC0127.jpg

متن سخنان عمه سهراب درتجمع اعتراضی در مقابل مقر سازمان ملل در ژنو

با درود به همه‌ی تلاشگران و هواداران حقوق بشر و آزادی
ما در این جا جمع شده‌ایم تا علیه نقض حقوق بشر در ایران فریاد برآوریم.
من عمه‌ی سهراب اعرابی، یکی از کشته‌شدگان جنبش مردم ايران؛ صدای دادخواهی خانواده‌ی خود و تمامی خانواده‌های شهدای این جنبش را که ماه‌هاست فرياد اعتراض‌شان در گلو مانده و وادار به سکوت شده‌اند؛ به گوش شما می‌رسانم.
من خود را مسئول و موظف می‌دانم تا در برابر خونی که از سهراب بر زمین ریخته شد، ساکت ننشسته و صدای او را که ندای آزادی‌خواهی و حق‌طلبی بود به گوش مردم جهان برسانم. امیدوارم هنوز در میان دولت‌مردان ایران کسانی يافت شوند که چشمی برای دیدن اعتراضات مردم عليه نقض حقوق بشر در ایران، و گوشی برای شنیدن این فريادها داشته باشند.
من از سهراب می‌گویم، چون سهراب نمونه‌‌ای از فرزندان ایران بود؛ جوانی که نه تعلق ايدئولوژيکی داشت و نه به گروه و سازمانی دل‌بسته و وابسته بود. اگرچه به اعتقاد من از بین بردن انسان‌ها با چنين دلایل و بهانه‌هايی نيز ضدانسانی و محکوم است.
سهراب در زمان حیات جمهوری اسلامی چشم بر دنیا گشود؛ در همین دوران به مدرسه رفت و بزرگ شد و در نهايت نيز به دست عمال بسیجی همین حکومت چشم از این دنیا بست. شناختی که سهراب از دولت و حکومت ايران داشت، بر اساس تجربه‌ی شخصی خودش بود و نه شناختی که دیگری به او داده باشد.
سهراب نمونه‌‌ای از جوانانی بود که حق پوشیدن ِ حتی لباس ِ آستین کوتاه را نداشت؛ حق شنیدن ِ موسيقی مورد علاقه‌ی خود را نداشت؛ حق پارتی رفتن و تفریح مورد علاقه‌اش را نداشت. آرامش، سرزندگی و شور جوانی را از او گرفته بودند. سهراب می‌خواست آزاد زندگی کند و خود انتخاب کند؛ حتی اگر آن چه را که برمی‌گـزيد مورد تایید دیگران نباشد.
سهراب نخستين بار بود که در انتخابات ریاست جمهوری شرکت می‌کرد و به دليل ناديده گرفتن رأی خود از سوی حکومت، به خیابان رفت.
سهراب رنگ سبز را برگزيد، چون رنگ سبز را رنگ صلح، دوستی و آبادانی می‌دانست. سهراب متن سرود «وطن‌ام وطن‌ام» را بر دیوار اتاق خود چسبانده بود. اتاق او پُر بود از تصاوير تخت جمشید و دماوند و قهرمانان ورزشی و قهرمانان ملی ایران.
سهراب، ایران را دوست داشت و خواهان ایرانی آزاد و سربلند بود؛ ایرانی که هیچ جوانی به زندان نیفتد؛ شلاق نخورد؛ بر بالای چوبه‌دار نرود و به جرم نوع تفکر وعقیده خود محاکمه نشود.
بیایيد صدای سهراب و ندا و اشکان و رامین واحسان و دیگر شهدای جنبش اخیر و قربانیان 31 ساله‌ی جمهوری اسلامی را که همانا صدای آزادی و دمکراسی برای ایران است؛ با صدا و فريادی واحد به گوش مردم دنیا برسانیم. ما بايد در راه هرچه رساتر شدن اين صدا از اختلافات کوچک خود چشم‌پوشی کنيم و ترويج‌گر ِ دوستی و نزديکی هر چه بيش‌تر در ميان خود باشيم.

Deutschآر اس اسکليک کنيدنشانی پستی
شب کتاب با ويدا حاجبی تبريزی مراسم سالگرد جنبش در کلن جشن نوروز ۱۳۸۹
صفحه اصلی | حقوق بشر | مقالات | زنان | فرهنگ و هنر | سياست | اطلاعيه های کانون | مجامع و سخنرانی | در باره ما | ارتباط با ما

Copyright: rahaward.org 2007