|
پرتقال کوکی، جای پای محکم یک کارگردان ایرانی در تئاتر آلماناز تاریخ جمعه ۱۲ مارس نمایش پرتقال کوکی به کارگردانی رضا جعفری در سالن تاتر بورگر سنتروم شهر آخن بر روی صنه میباشد که مورد توجه رسانه های ایرانی قرار گرفته است .در این جا نظر شما را به دو گزارش که در سایتهای دویچه وله وشهرزاد نیوز آمده جلب میکنیم.
در نمایشنامه پرتقال کوکی (Clockwork Orange) ۲۰ بازیگر، ۶ همسرا، ۳ موزیسین و یک تکخوان، در سی و دو صحنه کوتاه، که به سرعت عوض میشوند، بر صحنه میآیند. آنها، راه خود را به صحنه، اغلب از میان تماشاگرانی باز میکنند که سالنی صدنفره را، با نفسهائی حبس شده در سینه، پر کردهاند.
پرتقال کوکی، تلخ و گزنده است و ناتوانی انسانها را در یک نظام فاسد و پلیسی به گونهای نشان میدهد که تماشاگر آن، به توانائی مقاومت خویش در برابر فشارهای بیرونی شک میکند. نمایشنامه، روایت به روز شده رمانی است که آنتونی بورگز در سال ۱۹۶۲ نوشت و در سال ۱۹۷۱ به کارگردانی "استانلی کوبریک" بر پرده سینما ظاهر شد. رضا جعفری درباره تغییراتی که در متن داده است، میگوید:«این نمایشنامه سالها پیش نوشته شده و من کوشیدهام ضمن وفاداری به متن با تغییرهایی اندک، آن را به روز کنم.» رضا جعفری در سال ۱۳۳۲ خورشیدی در تهران متولد شد و از سال ۱۹۸۹ میلادی در آلمان زندگی میکند. او، بعد از گذراندن دوره لیسانس ریاضیات در دانشگاه جندیشاپور اهواز، در گروه آناهیتا تئاتر را زیر نظر زندهیاد مصطفی اسکویی و بعدا مهین اسکویی آموخت.
آلکس، قهرمان یا ضدقهرمان اصلی نمایشنامه، سردسته یک باند جوان چهار نفره خشن است که وقت خود را به تهاجم بر قربانیان بیدفاع و شکنجه، تجاوز و احتمالا قتل آنان میگذراند. سه عضو باند، بهخاطر نارضایتی از سرکردگی آلکس، جنایتی را که به اتفاق مرتکب شدهاند، به گردن او میاندازند. آلکس به زندان میافتد و پس از دو سال، به موش آزمایشگاهی رژیم تبدیل میشود. رژیم، تصمیم گرفته است یک پروژه تحقیقاتی را برای تبدیل کردن زندانیان یاغی به انسانهای تسلیم و سر به زیر آغاز کند. ضد قهرمان، در جریان این آزمایشها، شکنجههای دردناکی را تحمل میکند. پاداش او برای تحمل اینهمه درد، آزادی از زندان است. اما او اکنون موجود مطرود و ترحمانگیزی است که حتی به خانه پدر و مادرش راه نمییابد و سرانجام از خانه یکی از قربانیان پیشین خود سر در میآورد. صاحبخانه، نویسنده روشنفکری است که آلکس و دوستانش، همسر او را مورد شکنجه و تجاوز قرار داده و به بستر مرگی افکندهاند که بازگشت نداشته است.
نتیجه تبلیغاتییی که دستگاه پلیسی میخواسته از سربهراه کردن آلکس بگیرد، معکوس میشود. این بار، نویسنده، با تشویق یک دوست فیلمساز خود، میخواهد از آلکس برای افشای رازهای پنهان رژیم حاکم استفاده کند. اما دستگاه دولتی، کلک نویسنده را میکند و آلکس را، که دیگر هیچ راهی برای بازگشت به جامعه ندارد، با پول به خدمت خود در میآورد. نمایشنامه پرتقال کوکی، لحظههای به یادماندنی بسیاری دارد. اما یکی از به یاد ماندنیترین لحظههای آن، هنگامی است که سه همدست پیشین آلکس، در کسوت پلیس به سراغ او میآیند و اینبار در موقعیت مجری قانون به جان او میافتند. عصاره طنزی تلخ، گزنده و تکان دهنده، در اینجا آشکار میشود: «راه و رسم انسانی تهی از منزلت، خشونت و تجاوز است. چه در موقعیت یک باند تبهکار خیابانی، چه در موقعیت پلیس.» پرتقال کوکی، در بسیاری از لحظهها، تماشاگر را به یاد "پرواز بر فراز آشیانه فاخته" یا "دیوانه از قفس پرید" میاندازد که در سال ۱۹۷۵ با کارگردانی "میلوش فورمن" آمریکائی بر پرده سینما ظاهر شد و یکی از صد میراث برتر سینمای جهان به حساب میآید. داستان پرتقال کوکی، همچنین رمان "شهر نابینایان" اثر ژوزه ساراماگو نویسنده برجسته پرتقالی را تداعی میکند که در سال ۱۹۹۸ برنده نوبل ادبی شد. اما شباهت برخی صحنههای پرتقال کوکی با پرواز بر فراز آشیانه فاخته، چنان زیاد است که احساس میکنی کارگردان به دامچاله تقلید افتاده است. مثل یکی از صحنههای پایانی که آلکس را بر صندلی چرخدار به صحنه میآورند یا صحنه جاروکشی زندانیان، که مشابه دقیق آن را در اجرای تئاترال "آشیانه فاخته" بر صحنه تئاتر اوبرهاوزن، با ایفای نقش محمدعلی بهبودی دیدهایم. بر کار رضا جعفری، به رغم همه توانمندیهایش، یک اشکال کوچک هم وارد است: او، ظاهرا از آن دسته هنرآفرینانی است که معتقدند "کار نیکو کردن از پر کردن است". حضور مکرر گروه شش نفره همسرایانی که گروههای کر کلیسایی را تداعی میکنند، چیزی بر نمایش نمیافزاید و تنها سبب میشود که مدت آن طولانی شود. برای انتقال مفهوم آمیزش کلیسا و سیاست در نظامهای پلیسی و فاشیستی، میشد از سمبولهای کم زحمتتری هم بهره گرفت.
و وقتی میپرسیم آیا از زمان روی آوردن به زبان آلمانی، در حوزه زبان فارسی هم کاری کرده است یا نه، پاسخ میدهد:«متاسفانه نه. فقط یک نمایشنامه بر اساس داستانی از نسیم خاکسار آماده کردهام که هنوز اجرا نشده است.» بازی درخشان و درونی شده "اشتفان هاینر" بازیگر ۳۶ ساله آلمانی و ماسکهای خوب آرتا داوری نقاش برجسته ایرانی را نباید از قلم انداخت. اشتفان هاینر، در نقش اصلی آلکس، سه ساعت با نرمش فوقالعاده، از شخصیتی به شخصیتی دیگر و موقعیتی به موقعیتی دیگر پل میزند و حتی یک لحظه اجازه نمیدهد که تماشاگر، او را در جایگاه یک بازیگر ببیند. او نقشهای خود را زندگی میکند. اشتفان هاینر، بازیگراصلی نمایشنامه در نقش آلکس، میگوید: فیلم کوبریک بسیار خشونت بارتر و بی پردهتر از نمایشنامه ما است. پیام نمایش ما در این جمله خلاصه می شود: اگر اراده آزاد وجود داشته باشد، من به عنوان انسان آزاد حق دارم بین خوب بودن و بد بودن یکی را انتخاب کنم و تمام نتایج این انتخاب آزاد را بپذیرم.
رضا جعفری کارگردانی گروه آلمانی کائوس را در آخن به عهده دارد و نمایشنامههای خواهر بزرگتر ـ انسانی که در خود زندانیست ـ سگ، سگ را میخورد ـ من مخالف خشونتم ـ دختری که با موشها زندگی میکند ـ به سوی نور ـ بیداری بهار ـ پیوتر و زبانهای بدجنس و به تازهگی ـ پرتقال کوکی را توسط همین گروه به صحنه برده است. آنچه در آثار رضا جعفری بسیار مشهود است توجه ویژه او به زنان و استفاده از بازیگران زن در نمایشهایش است. پرتقال کوکی یکی از به یادماندنی ترین آثار سینمایی استانلی کوبریک بشمار می آید. داستانی از آنتونی برگز در پیوند با جوان خلافکاری که دانشمندان سعی میکنند با استفاده از تکنولوژی او را به انسان درستکاری تبدیل کنند. آلکس، قهرمان و راوی رمان، به اتفاق رفقای خود در بیرون از مرزهای قانون زندگی میکند، قانونی که بعدها او را از مجرم به قربانی بدل می کند.
این نمایشنامه رنجنامۀ بیش از سی سال تجربهام در عرصه صحنه تئاتر است .شما میتوانید صدای خرد شدن استخوان انسان حاضر را زیر چرخ ماشینهای شستشوی مغزی بشنوید و ببینید که چگونه صاحبان غیر واقعی پول و قدرت، انسان را به ماشین کشتار انسانها تبدیل میکنند. طی بیش از یک سال که با آلکس (شخصیت اصلی نمایشنامه) در ذهنم زندگی میکنم، شکنجهگرانی را به یاد میآورم که در حین نشاندن شلاقشان بر بدن زندانی اسیر با همسرشان تلفنی سخن میگویند و سفارش غذای شبشان را می دهند . اشتفان هاینر، بازیگراصلی نمایش نامه در نقش آلکس، نیز هدف اصلی این نمایش نامه را اینچنین بازگو میکند: فیلم کوبریک بسیار خشونت بارتر و بی پردهتر از نمایشنامه ما است. پیام نمایش ما در این جمله خلاصه میشود: اگر اراده آزاد وجود داشته باشد، من به عنوان انسان آزاد حق دارم بین خوب بودن و بد بودن یکی را انتخاب کنم و تمام نتایج این انتخاب آزاد را بپذیرم. در نمایشنامه پرتقال کوکی بیش از سی بازیگر ایفای نقش میکنند. فرانک کرس یکی از هنرپیشگانیست که در نقش کشیش زندانی تماشیچی را تحت تاثیر قرار میدهد. زمانی که شتشوی مغری آلکس به پایان میرسد، کشیش درمییابد که آلکس انسانیتش را از دست داده است و میگوید: "او اکنون تنها یک ماشین است." هریبرت لویشتر، آهنگساز نمایش و خواننده اپرا، توانسته است لحظات هراس آور و غم انگیزی را که در نهایت ضربه آخری ست که بر آلکس فرود میآید، با موسیقی بتهوون به زمزمه آشنایی برای تماشاچیان تبدیل کنند. نمایش پرتقال کوکی با روایت رضا جعفری اتفاق بزرگیست در صحنهی تئاتر آخن که به انتظار حرفهای تماشاچی پاسخ مثبت میدهد. |
|
||
Copyright: rahaward.org 2007 |