برای پنج شهید
در ماتمت مهمانی ناخوانده ام
در باغچه سیاه پوش خانه ات
اتاقی گرفته ام
دیگر شعری در من نمیروید !
نفسم آهی در من نمی کشد ..........
آزادی به رنگ " علی " ست
یا به رنگ "فرزاد " ؟
نمی دانم ............
روز آخر خائن است
یا شب که پشت به گلوله می کند ؟
نمی دانم ...........
دیگر اشکی نمی ریزد
دیگر طاقتم بر لب گوری
طاق آمده است ...........
شیر در مادری پستانم می خشکد.
کودکیِ ِ پا گرفتنی
کابوس عمرم می شود .
دو سالگی ِ زبان بازکردنی
بهانه مرگم می شود .
دیگر فرهاد نمی خندد .
دیگرشیرین ا به مضراب چنگش
آهنگ آبی نمی زند .
و مهدی
دیگر شعر هایم در ماتم چشم هایت
خانه نشین شده اند ..........