دو روايت از يک قتل - گزارش فرشته قاضی
f.ghazi(at)roozonline.com
فیلم ندا را ببینید

روزآنلاين - در حاليکه نمايندگان اتحاديه اروپا، روز گذشته با عکس های ندا آقا سلطان به استقبال منوچهر متکی رفتند، تا اعتراض خود را به سرکوب مردم ايران برای اولين بار در يک مراسم رسمی نشان دهند، دو فيلم مستند در مورد ندا آقا سلطان و چگونگی جان باختن او آماده پخش شده است: فيلمی به روايت سيمای جمهوری اسلامی و فيلم ديگری به روايت يک کارگردان انگليسی که قرارست از يک شبکه تلويزيونی امريکايی پخش شود. دو فيلمی که دو روايت مختلف از اين دختر جوان که نماد جنبش اعتراضی مردم ايران شده است را به نمايش می گذارند.
روايت جمهوری اسلامی
از يک سو فيلمی از سوی جمهوری اسلامی و برای پخش در صدا و سيما آماده پخش شده است که قرار است در سالگرد شهادت ندا از تلويزيون جمهوری اسلامی پخش شود.
يکی از کارمندان صدا و سيما در اين زمينه به "روز" گفته است که در اين فيلم استاد موسيقی ندا و برخی از دوستان نزديک او حضور دارند اما خانواده ندا عليرغم همه فشارها از حضور در اين فيلم امتناع کرده اند.
به گفته اين منبع «در اين فيلم کشته شدن ندا به عناصری نفوذی نسبت داده می شود و تمام تلاش ها بر اين است که حکومت را از اين قضيه مبرا کنند».
رسانه های حکومتی نيز از وزارت اطلاعات به عنوان سازنده اين مستند نام برده و نوشته اند که طی روزهای آينده وزارت اطلاعات در يک برنامه مستند به تکميل ابهام زدايی ها از سناريوی ساختگی قتل ندا آقاسلطان بپردازد و اسناد جديدی از سناريوی غربی ها را منتشر می کند.
براساس نوشته اين رسانه ها مواردی چون فيلمبرداری از دو زاويه متفاوت و همچنين انتشار سريع و بی وقفه فيلم مرگ آقا سلطان از جمله نکاتی است که جعلی و ساختگی بودن قتل آقاسلطان را تاييد می کند.
پيش از اين نيز صدا و سيما مستند ديگری از ندا ساخته بود که واکنش شديد افکار عمومی را به دنبال داشت. در آن مستند، در ادعايی شگفت انگيز، عنوان شده بود که ندا آقا سلطان با همکاری منافقين در لجظه فيلمبرداری از خود، با دستگاهی مخصوص خون را روی صورت خود جاری می کند و پس از اينکه همراه با آرش حجازی و استاد موسيقی خود وارد ماشين برای عزيمت به بيمارستان می شده توسط منافقين کشته می شود.
روايت خانواده ندا
همزمان اما در فيلمی که توسط کارگردان انگليسی ساخته شده برای اولين بار خانواده ندا آقا سلطان حضور يافته و به روايت روزهای تلخ کشته شدن ندا و زندگی شخصی او پرداخته اند. در اين فيلم، ويدئوها و تصاويری که تاکنون منتشر نشده بود به نمايش در ميآيد. تهيه کنندگان اين فيلم شبکه اچ بی او امريکا، شرکت من تورمن انگليس و آقای سعيد کمالی دهقان هستند.
فيلم "برای ندا" که نسخه اصلی و انگليسی آن ۱۴ ژوئن از تلويزيون اچ بی او امريکا پخش خواهد شد در دو نسخه عربی و فارسی نيز تهيه شده که نسخه فارسی آن به گفته تهيه کنندگان اين فيلم، امروز از صدای امريکا پخش خواهد شد.
سعيد کمالی دهقان، روزنامه نگار ايرانی که يکی از تهيه کنندگان فيلم "برای ندا" و تنها دست اندرکار ايرانی اين فيلم است و تصاوير و مصاحبه های داخل ايران را نيز او تهيه کرده است در گفتگو با "روز" درباره اين فيلم و شرايط تهيه و خطرات توليد آن، بخصوص در ايران توضيحاتی داده است. متن مصاحبه با وی در پی می آيد:
آقای کمالی ممکن است توضيح دهيد اين فيلم توسط چه کسانی و در چه شرايطی ساخته شده است؟
اين فيلم توسط آقای آنتونی توماس ساخته شده و من به همراه شبکه اچ بی او امريکا و شرکت من تورمن انگليس تهيه کنندگان اين فيلم بوديم. من غير از تهيه کنندگی، انجام تمام مصاحبه های مربوط به ايران را بر عهده داشتم و در سفر به ايران به همراه خانواده ندا حدود يک ماه تمام کار اين مصاحبه ها و ساخت فيلم را انجام دادم.
خانواده ندا در اين فيلم حضور دارند. ممکن است کمی از محتوای فيلم بگوييد؟
بله با پدر، مادر، خواهر و برادر ندا و ديگر اعضای خانواده او در اين فيلم مصاحبه کرده ايم و آنها خود حرف زده اند. يک سری عکس های شخصی ، خاطرات و دست نوشته های ندا را هم در فيلم می بينيد. فيلم های جديدی نيز از ندا در اين فيلم است که کسی نديده است. فيلم های جديدی هم که برای اولين بار به نمايش در می آيد، در اين فيلم وجود دارد که توسط مردم گرفته شده و بعد از تير خوردن ندا را نشان ميدهد که چگونه و با چه ماشينی برده شد. همين بخش به ادعاهای جمهوری اسلامی پاسخ ميدهد که گفتند توسط ماشين برده شد و کشته شد و آن داستان ها را ساختند و قطعا جمهوری اسلامی را شوکه خواهد کرد. چون فيلمی است که از صحنه و توسط مردم گرفته شده است. بخش ديگری نيز در لندن و امريکا و ترکيه ساخته شده؛ يعنی مصاحبه هايی انجام و به فيلم اضافه شده است. در اصل يک بخش از فيلم مربوط به ندا و زندگی شخصی اش و بخش ديگر مربوط به ندا و انتخابات ايران است. يعنی از طريق داستان زندگی ندا، داستان انتخابات هم مرور می شود. البته ما قصد قهرمان سازی از ندا را نداشتيم؛برای همين در اين فيلم معلوم می شود ندا هم مثل خيلی از دخترهای ايران، دختری بود که کلاس ورزش می رفت، موسيقی گوش ميکرد و همه خواسته های دختران ايرانی را داشت . در اصل ندا مثل هر دختر آزاده ای در جهان است. او دنبال آزادی بود، دنبال سياست نبود. يک دختر معمولی بود که برای آزادی، زندگيش را داد. ندا مشکلات خودش را هم داشت و ما قصد اسطوره سازی نداشتيم و اينکار را هم نکرديم. بزرگترين ويژگی ندا سرکشی او بود و هيچ وقت زير بار زور نمی رفت و همين خصوصيت خيلی ارزش داشت. ما در اين فيلم درباره اين ها حرف ميزنيم و می گوييم که ندا چيز خاصی نميخواست؛ او فقط يک مقدار آزادی ميخواست، به عنوان يک دختر جوان که نمی توانست مثل يک آدم معمولی در جامعه زندگی کند و اين حق از او گرفته شده بود. در اين فيلم از چيزهايی می گوييم که باعث شد ندا به خاطر آنها با همه خطرها بيرون برود و در نهايت کشته شود. در فيلم می بينيم ندا که قصد رای دادن نداشت با ديدن هيجان مردم و اينکه همه ميروند و رای ميدهند رفت تا رای دهد. چند جا ميرود تا به ميرحسين موسوی رای دهد اما در حوزه هايی که ميرود تنها ناظران احمدی نژاد حضور دارند؛ او عصبانی می شود و رای نمی دهد و به خانواده اش می گويد که همه اينها فيلم و نمايش است و از قبل تعيين کرده اند که چه کسی رئيس جمهور شود و ...... بعد به بعد از انتخابات می پردازيم که ندا چگونه در اعتراضات حضور داشت و به اضافه زندگی شخصی او. فيلم هايی که ميديد، کتاب هايی که ميخواند... و اين بخش نه به خاطر اينکه ندا ميخواند و ميديد بلکه از اين لحاظ مهم است که روحيه يک دختر معمولی ايرانی را نشان ميدهد و روحيه دختران معمولی ايرانی و آنها را می شناساند.
با توجه به فضای امنيتی شديد و تحت نظر بودن خانواده ندا، چگونه اين مصاحبه ها انجام گرفت و موفق شديد فيلم را بسازيد؟
مهم ترين دغدغه همين بود که اولا چگونه خانواده ندا را راضی به اين مصاحبه ها بکنيم و از طرفی با همه فشارها و کنترل ها، دوربين را چگونه به منزل ندا ببريم. من دی ماه که به ايران رفتم دقيقا به خاطر همين ملاحظات و مشکلات دو ماه طول کشيد تا بتوانيم اينکار را انجام دهيم. نه مجوز داشتيم برای فيلم و نه من تجربه فيلمبرداری داشتم؛ قرار بود يک تيم حرفه ای برای اينکار استخدام کنيم که متاسفانه نشد. هيچ کس حاضر نبود ريسک کند و ما هم حق ميداديم. با برخی مستند سازان مطرح ايران هم تماس گرفتيم اما قبول نکردند و البته الان خيلی خوشحال هستم که کسی قبول نکرد و ناچار شديم به صورت غيرحرفه ای فيلم بگيريم . در اصل فضای صميمی فيلم، اگر قرار بود صدا بردار و دوربين آنچنانی در کار باشد از بين می رفت. ابتدا ازطريق واسطه با معلم موسيقی ندا حرف زدم اما احساس کردم تحت فشار است و بهتر است با او در ارتباط نباشم. سپس توسط يکی از دوستان، قرار گذاشته شد که با خانواده ندا صحبت کنم خوشبختانه صحبت کردم و آنها هم آمادگی آن را داشتند. يک دوربين کوچک برداشتم و با آن شروع کرديم. فضای بسيار پراسترسی بود. تلفن ها کنترل می شد. همه تحت نظر بودند اما انجام شد.
چگونه اين فيلم ها را از ايران خارج کرديد؟
مهم ترين درد سر اين بود که چگونه ۱۵ نوار ويدئويی را از ايران خارج کنيم . با پست که امکان نداشت. حتی امکان اينکه اين فيلم ها را کپی کنيم نيز وجود نداشت و خيلی خطرناک بود و خيلی دوران پراسترسی بود در نهايت چاره ديگری نبود جز اينکه ۱۵ نوار را بگذارم توی چمدان وسط لباس ها و بروم فرودگاه و خارج شوم. همکارانم شوکه شده بودند چون انتظار نمی رفت موفق شويم همه اينکارها را انجام دهيم و از ايران هم خارج کنيم.
چه شد به فکر ساختن اين فيلم مستند افتاديد؟
پيشنهاد کار از طرف اچ بی او بود که يکی از مطرح ترين شبکه های امريکا است. آنها ابتدا به آقای انتونی توماس پيشنهاد دادند اما اين شرط را نيز گذاشتند که فيلم بايد با حضور خانواده ندا ساخته شود و در غير اين صورت منتفی خواهد بود. خب تا آن موقع فيلم هايی درباره ندا ساخته شده بود که با تعدادی از کسانی که ندا را می شناختند يا در زندگی اش حضور داشتند مصاحبه شده بود اما خانواده ندا در هيچ فيلمی حضور نداشتند. مهم ترين شرط اين بود و ميدانيد که اچ بی او در سال بيش از ده مستند نمی سازد. کم اما خيلی خاص کار ميکند و رئيس اچ بی او بعد از ساخته شدن اين فيلم رسما گفت که اين فيلم مهم ترين مستندی بوده که در تمام سالهای اخير کار کرده ايم. آقای توماس هم با من تماس گرفت و من هم قبول کردم که به طور مخفی به ايران بروم و اين فيلمبرداری ها و مصاحبه ها را انجام دهم. دليلی هم که آقای توماس مرا انتخاب کرد اين بود که من ماههای اول بعد از انتخابات ايران بودم و تقريبا تنها خبرنگار رسانه خارجی بودم که در ايران کار ميکردم بقيه همکاران اکثرا اخراج شده بودند اما من بی سر و صدا کار ميکردم به روزنامه گاردين و شبکه سی ان ان به صورت بدون تصوير و اسم گزارش ميدادم و درباره ندا نيز گزارش مفصلی در روزنامه گاردين منتشر کرده بودم.
اين فيلم به سه زبان ساخته شده؛ ممکن است توضيح دهيد پخش آنها از کجا و به چه ترتيبی خواهد بود؟
ما جلسه ای با رئيس اچ بی او و ساير همکاران فيلم داشتيم و اچ بی او تصميم گرفت بودجه ای در اختيار قرار دهد تا نسخه های عربی و فارسی فيلم نيز ساخته شود چون هدف فيلم اين بود که همه آن را ببينند و از زبان خانواده ندا او را بشناسند. البته ساختن نسخه فارسی خيلی با عجله انجام گرفت چون دقيقا در دقايق آخر اين تصميم گرفته شد و ما به اندازه نسخه انگليسی از آن راضی نيستيم اما در اصل قضيه فرقی نميکند روايت فيلم به فارسی است و برخی جاها با زير نويس فارسی. اين نسخه امروز از تلويزيون صدای آمريکا پخش خواهد شد. نسخه عربی اين فيلم هم از تلويزيون های عربی پخش خواهد شد . نسخه انگليسی که در اصل نسخه اصلی فيلم است، ۱۴ ژوئن از تلويزيون اچ بی او پخش می شود و سپس در ۲۰ ژوئن در سالگرد ندا برای دومين بار پخش می شود. از سوی ديگر، فيلم را با فرمت های مختلف در اينترنت قرار ميدهيم تا مردم ايران و سراسر جهان بتوانند به راحتی دانلود کنند.
با پخش اين فيلم ، فکر نميکنيد برای خانواده ندا مشکلی پيش بيايد؟
تمام مسائلی که در فيلم مطرح شده همه با هماهنگی خانواده ندا بوده؛ چيزی که برای آنها مهم است شناساندن ندا به جهانيان است. آنها می گويند چيزی برای از دست دادن ندارند. مادر ندا، انسانی بسيار شجاع است. ما نيز فکر نمی کنيم مشکلی پيش بيايد چون افکار عمومی جهان از اين خانواده حمايت می کنند و همين مساله تا به حال آنها را حفاظت کرده است.لذا بعد از پخش اين فيلم نيز برای حکومت ايران خيلی مشکل خواهد بود که بخواهد برخوردی با اين خانواده انجام دهد.