|
مصاحبه با برادر محبوبه كرمى در خصوص پرونده وى
محسن كرمى: بازداشت محبوبه ۱۱ اسفند ۸۸ اتفاق افتاد، مأمورينى كه به خانه مراجعه كردند ۳ نفر بودند كه با حكم دادستانى براى بازداشت آمدند و مقدارى از وسايل شخصى محبوبه را نيز ضبط كردند و خود او را بردند. بعد از يك هفته، متوجه شديم كه او در زندان اوين بازداشت است و طى تماسى كه داشت اطلاع داد كه در بند ۲ الف سپاه نگه داشته مى شود. روز اول فروردين طى تماسى كه از طريق مأمورين دادسراى مستقر در اوين با ما گرفته شد توانستيم حضوراً او را ملاقات كنيم كه در اين ملاقات محبوبه به ما گفت كه در روز اول بازداشت اش توسط يكى از بازجويان مورد بدرفتارى و زد و خورد قرار گرفته كه با توجه به افسردگى كه محبوبه داشت و شرايط جسمانى ضعيف او، اين مسئله خيلى نگران كننده بود. در اين مدت، بصورت مكرر به دادگاه انقلاب مراجعه كردم كه تا امروز هميشه جواب اين بوده كه پرونده هنوز در دادگاه انقلاب نيامده و در داسراى مستقر در اوين است. من هم براى تقاضاى ملاقات حضورى و اطلاع از وضعيت محبوبه به دادستانى مراجعه كردم. زمانى كه سرانجام موفق به ملاقات با آقاى دولتآبادى شدم، گفتند كه همان روز ايشان را در زندان ملاقات كرده. در اين ديدار ايشان گفتند كه از نظر روحى به نظر مىرسد فشار زيادى به محبوبه وارد شده است. به همين خاطر، قول دادند كه با قاضى پرونده صحبت كنند. راجع به اتهامات وارد شده صحبت كرديم كه ايشان از سه ايميل صحبت كردند كه پرينت گرفته شده بود و من كه ايميل هاى را خواندم، به نظرم هيچ مطلبى از اين ايميلها جرم تلقى نمىشود و تنها اخبارى كه در رسانه هاى دولتى منتشر شده بود را در ايميل ها مطرح كرده بود. در واقع اين ايميل ها بيان كننده هيچ مطالب سرى نبود، بلكه اطلاعات واقعى بوده كه ذكر آن خلاف نيست و گزارش واقعيت است. همينطور دادستان به من گفت كه عضويت محبوبه، در مجموعه فعالان حقوق بشر به عنوان اتهام توسط دادستان بعنوان خلاف اعلام شده و دادستان اعلام كرده كه قبلاً توسط دادستانى طى اعلاميهاى همكارى با اين گروهها جرم اعلام شده بوده كه البته محبوبه به اين اطلاعيه وقوف نداشت و همينطور آخرين فعاليت محبوبه نيز قبل از اين اطلاعيه دادستانى بوده است. با وجود قول دادستانى،نه تنها وضعيت پرونده محبوبه تغييرى نكرد بلكه حدود ۱۷ روز بدون خبر از او بوديم و حتا هيچ گونه تماسى هم نگرفت. پس از آن به بند عمومى نسوان اوين منتقل شد كه متوجه شديم در اين مدت بازجويى هاى وى تمام شده بود. به همين دليل، ادامه بازداشت محبوبه صحيح نبود. ما هم باتوجه به اينكه بيش از سه ماه از بازداشت محبوبه مى گذرد اما نه تقليل يا حتا تمديد قرار اوليه اتفاق افتاده، خواستيم كه وثيقه صادر شود. محبوبه هم اعتراضى را به شعبه ۳ دادسراى مستقر در اوين نوشته كه با تقليل قرار بازداشت به وثيقه موافقت كنند، اما هنوز هيچ جوابى نگرفته ايم. اطلاعرسانى و گزارش توسط ايميلها، عضويت در مجموعه فعالان حقوق بشر، عضويت در كمپين يكميليون امضاء، و شركت در تجمعات غيرقانونى. چون هنوز پرونده ارجاع نشده به دادگاه انقلاب و هنوز در داسراى اوين است، وكلا به پرونده و متهم دسترسى ندارند و به همين دليل هيچكدام موفق نشدند موكلشان را ببينند يا پرونده را مطالعه كنند. يش از بازداشت بخاطر اتفاقاتى كه در خانواده ما در سال گذشته اتفاق افتاد و تألمات روحى كه محبوبه داشت وى تحت مداوا قرار گرفته بود و وقتى كه مسئله بازداشت او به وجود آمد فشارها مضاعف بود و همينطور مدت طولانى كه او در انفرادى بود صدمات روحى زيادى را به او وارد كرد. از زمان بازداشت تا سهشنبه پيش كه به بند عمومى منتقل شده تماماً در انفرادى بود كه حدوداً ۸۰ روز مىشود. نگهدارى بيش از اندازه محبوبه در انفرادى و برخورد نامناسب بازجوها در بدو ورود و اطمينان محبوبه از اينكه هيچ اقدام مجرمانهاى انجام نداده، فشارهاى روحى محبوبه را تشديد كرده است و آخرين بارى كه من ايشان را ديدم از نظر روحى تحت فشار زيادى بود. بله امروز محبوبه تماس گرفت و گفت كه ديشب (۱۴ خرداد) همسلولىهايش براى او تولدگرفتند. سه مرتبه ملاقات حضورى و يكمرتبه كابينى. اكنون كه در بند عمومى نگهدارى مىشود تقريباً هرروز تماس مىگيرد ولى پيش از آن وقتى كه از بند ۲ الف سپاه منتقل شد، ۱۸ روز را در قرنطينه نگهداشتند كه در طول اين مدت به تلفن دسترسى نداشت. پس از آن نيز يك بار به مدت ۱۱ روز از او بى خبر بوديم. بله، ولى مصاحبهاى كه از افراد گرفتهاند، ظاهراً خلاصهاى از مراحل بازجويى را بصورت ويدئويى درآوردهاند و همان سؤالات بازجويى را چندنفر بطور تكتك و جداگانه جلوى دوربين پرسيدهاند و محبوبه هم همان جوابهاى بازجويى را گفته و ضبط شده است. بله. طبق روال، زندانىهاى بخش عمومى مىتوانند در بهار مقدارى لباس و وسايل شخصى تحويل بگيرند كه ۱۷ ارديبهشت من توانستم مقدارى لباس مناسب فصل براى او ببرم چون محبوبه را زمستان بازداشت كرده بودند و او را با لباسهاى زمستانى و پالتو و چكمه دستگير كردند. همچنين هنگامى كه در بند الف ۲ سپاه بود ۴ كتاب براى او بردم كه ۲ تا از آنها را كه يكى ديوان حافظ و ديگرى يك كتاب تاريخى بود انتخاب كرده و براى او بردند. با اين حال لباس هايى كه ارديبهشت به او رسانديم تازه به دستش رسيده است. |
|
||
Copyright: rahaward.org 2007 |