|
سنگسار و رابطه نامشروع جنسى (زنا) از نگاه قرآن- فريده ماشينى-
بعد از انقلاب، مجازات سنگسار در قوانين كيفرى ايران گنجانده شد. اين مجازات خشن را، كيفر عمل زنا تعيين كردند. براى توجيه اين مجازات در هيئت قانون، استناد قانونگذار به قرآن و متون دينى است و اين امر، طى سى سال اخير، بحث هاى گسترده و تخصصى عالمان دينى و قرآن پژوهان را دامن زده است. مقاله مستند و پژوهشى حاضر به قلم فريده ماشينى، نيز در همين چهارچوب، تلاش دارد از نگاه كتاب مقدس مسلمانان، قرآن كريم، به بررسى اين مسئله، بپردازد. انسان در قرآن كريم موجودى ستودة خداوند است كه از ارزش و كرامت ذاتى برخوردار است، چنانكه خداوند در بدو خلقت انسان خود را تحسين مىكند و مىفرمايد: «فتبارك الله احسن الخالقين» (بر خداوندى تبارك باد كه انسان را در بهترين شكل موجود آفريد.) بنابراين، اين موجود شايستة احترام و كرامت است و هيچكس حق خدشهدار كردن بزرگى انسان را ندارد. در جاى ديگرى از قرآن كريم آمده است: «ما فرزندان آدم را كرامت بخشيديم و بر دريا و خشكى سوار كرديم و...» (سورة اسرى، آىة ۷۰) از اين جهت، براى حفظ حرمت و امنيت انسانها تدبيرى انديشيده شده است. امنيت اجتماعى و روانى در زمرة اين اولويتهاست. مبانى روابط اجتماعى كه در قرآن در نظر گرفته شده حسن اعتماد به يكديگر و دخالت و تجسس نكردن در زندگى شخصى افراد است تا افراد در سلامت و امنيت اجتماعى زندگى كنند و آرامش بر حوزة عمومى و خصوصى آنان حكمفرما باشد و كسى حق محدود كردن ديگرى يا برچسب زدن بر ديگرى را نداشته باشد. از شيوههايى كه از گذشته تاكنون در جوامع رواج بسيار داشته تهمت زدن در خصوص روابط جنسى نامشروع است. از نتايج چنين رفتارى منزوى شدنِ فرد مورد اتهام تا محكوم شدن به مرگ است. اين موضوع در زمان نزول قرآن نيز وجود داشته است و شايد بتوان ادعا كرد يكى از تندترين و شديدترين برخوردهايى كه خداوند كريم با انسانها داشته مربوط به تهمت به زنان و تأييدكنندگان اين رفتار است. خداوند در اين مورد مىفرمايد: «كسانى كه بر زنان پاكدامن و بىخبر از فحشا، و مؤمن تهمت زنا مىزنند، در دنيا و آخرت لعنت شدهاند و برايشان عذابى است بزرگ.» (سورة نور، آىة ۲۳) بنابراين مشخص است كه خداوند از مردم انتظار دارد وقتى چنين اخبارى مىشنوند به آن دامن نزنند: «چرا هنگامى كه آنها بهتان را شنيدند مردان و زنان مؤمن به خود گمان نيك نبردند و نگفتند كه اين تهمتى آشكار است؟» (سورة نور، آىة ۱۲) ديگر آنكه، خداوند مردم را بازخواست مىكند كه «چرا آنگاه كه اين سخن شنيديد نگفتيد: ما را نشايد كه آن را بازگوييم، پروردگارا تو منزهى، اين تهمتى بزرگ است.» (سورة نور، آىة ۱۶) بهعلاوه، ايجاد فضاى مسموم تهمت و افترا و تجسس در احوال يكديگر به شدت از جانب خداوند تقبيح مىشود تا جايىكه مىفرمايد: «اگر فضل و رحمت خدا در دنيا و آخرت ارزانىتان نمىبود، به سزاى آن سخنان كه مىگفتيد شما را عذابى بزرگ درمىرسيد.» (سورة نور، آىة ۱۴) با چنين نگاهى به مسئله است كه براى كسانى كه در زندگى ديگران سرك مىكشند و قادر نيستند موارد اتهامى را به اثبات برسانند مجازاتى بسيار سنگين در نظر گرفته شده است. در اين مورد قرآن مىفرمايد: «چرا چهار شاهد بر ادعاى خود نياوردند؟ پس اگر شاهدانى نياوردهاند، در نزد خداوند در زمرة دروغگويانند» (سورة نور، آىة ۱۳) همچنين مجازات افراد تهمتزن مشخص و بر آن تأكيد شده است: «كسانى را كه زنان عفيف را به زنا متهم مىكنند و چهار شاهد نمىآورند، هشتاد ضربه بزنيد، و از آن پس هرگز شهادتشان را نپذيريد كه مردمى فاسقاند.» (سورة نور، آىة ۴) همانگونه كه مشخص است گفتوگوها و بحثها در مورد افرادى است كه به ديگران تهمت مىزنند. تا اين قسمت بحث، يكى از راههاى اثبات روابط نامشروع جنسى (زنا)، شهادت چهار شاهد است كه البته روشن است بسيار بعيد و سخت مىنمايد كه چهار شاهد عادل بتوانند دربارة رابطه خصوصى دو نفر شهادت بدهند، مگر آنكه اين رابطه كاملاً جنبة بيرونى و مفسدهآميز داشته باشد. با مجازات سخت هشتاد ضربة تازيانه كمتر كسى حاضر مىشود در حوزة خصوصى افراد تجسس كند. البته ممكن است اين رابطه به شكل ديگرى نيز آشكار شود و آن زمانى است كه همسر بهوجود رابطة نامشروع (زنا) شهادت مىدهد. قرآن كريم در اين مورد نيز از موضوع تهمت زدن شروع مىكند «و كسانى كه زنان خود را به زنا متهم مىكنند و شاهدى جز خود ندارند، هريك از آنها را چهار بار شهادت است به نام خدا كه از راستگويان است. و بار پنجم بگويد كه لعنت خدا بر او باد اگر از دروغگويان باشد. و اگر آن زن چهار بار به خدا سوگند خورد كه آن مرد دروغ مىگويد، حد از او برداشته مىشود. و بار پنجم بگويد كه خشم خدا بر او باد اگر مرد از راستگويان باشد». (سورة نور، آيات ۶ـ۱۰). اما اين موضوع كاملاً روشن آنچه در قرآن بهعنوان مجازات رابطة نامشروع جنسى (زنا) تعيين شده، در دو سوره مورد توجه است، يك بار در سورة نساء كه و بار ديگر در سورة نور. آىة ۱۵ سورة نساء مىفرمايد: «و از زنان شما آنان كه مرتكب فحشا مىشوند، از چهار تن از خودتان بر ضد آنها شهادت بخواهيد. اگر شهادت دادند زنان را در خانه محبوس داريد تا مرگشان فرا رسد يا خدا راهى پيشِ پايشان نهد.» در آىة ۲ از سورة نور كه پس از سورة نساء آمده است، خداوند مىفرمايد: «زن و مردِ زناكار را هريك صد ضربه بزنيد. و اگر به خدا و روز قيامت ايمان داريد، مبادا كه در حكم خدا نسبت به آن دو دستخوش ترحم شد.» (سورة نور، آىة ۲) با تصريح اين آيات روشن مىشود كه مجازات زن و مرد زناكار تازيانه است كه ظاهراً از مجازاتهاى رايج زمان خود بوده است، اما در هيچ جاى قرآن اشارهاى به نوع ديگرى از مجازات نمىشود و تفكيكى هم بين زناى محصنه و غير محصنه قائل نمىشوداست كه مجازات مربوطه به مرگ مجرم منجر نمىشود (سنگسار نيست) و دلايل زير از آيات قرآن كريم در اين بحث قابل تأمل است. آىة ۲۵ سورة نساء در مورد مجازات كنيزانى است كه گرفتار فاحشگى (رابطة نامشروع جنسى) شدهاند: «و چون شوهر كردند، هرگاه مرتكب فحشا شوند شكنجة آنان نصف شكنجة آزادزنان است.» نكتة مهم در اين موضوع آن است كه كنيزان نصف مجازات زنان آزاد را متحمل مىشوند و اگر، بنا به وضعيت فعلى، مجازات زناى زن شوهردار رجم (سنگسار) است نصف اين مجازات چه مىتواند باشد؟ مگر مىتوان حكم سنگسار را نصف كرد؟ در حالى كه خداوند مجازات كنيز را به علت شرايط سختى كه در آن زندگى مىكند تخفيف داده، منطقى بهنظر مىرسد كه اين تخفيف در مجازاتِ تازيانه (حد جلد) معنا داشته باشد. در بخش ديگرى، خداوند از ازدواج زن و مرد زناكار سخن مىگويد. درحالىكه اگر مجازات آنان سنگسار است آيا امكان ازدواج پس از آن فراهم مىشود يا قرار است زن و مرد زنده از اين سنگسار بيرون بيايند و بعد با هم ازدواج كنند؟ «مرد زناكار جز زن زناكار يا مشرك را نمىگيرد، و زن زناكار را جز مرد زناكار يا مشرك نمىگيرد» (سورة نور، آىة ۳) اين شبهه پيش آمده كه مجازات تازيانه براى زن و مرد مجرد زناكار است درحالىكه در تمام آياتى كه در اين سوره مطرح شده بحث درخصوص زناى محصنه (زنان شوهردار) است، پس چطور ممكن است اين مجازات صرفاً براى زن و مرد مجرد باشد. اين سؤال جدى است كه اگر بهفرض، مجازات زن و مرد متاهل زناكار سنگسار بوده، چرا قرآن كريم هيچ اشارهاى به اين مجازات نكرده است. آيا مشكلى براى طرح آن وجود داشته است؟ دلايل حاضر خلاف اين مطلب را مىرساند. از مجموع آنچه گذشت مىتوان به اين نتايج رسيد: خداوند بزرگ مردم را از جستوجو و تجسس در زندگى شخصى يكديگر باز داشته است. حفظ امنيت اجتماعى و روانى آحاد مردم بسيار محترم است و اگر كسى قصد خدشه وارد كردن به آن را داشته باشد خود مستوجب مجازات است. مردم بايد به يكديگر حسنظن داشته باشند و از متهمكردن يكديگر بهشدت اجتناب كنند. شرايط اثبات زناى منجر به مجازات بسيار سخت است و اين سختگيرى خود دليل بر ترغيب افراد به كنجكاوى نكردن در احوال شخصىة ديگران است، مگر آنكه رابطه نامشروع جنسى جنبة عمومى پيدا كند و منجر به ناامنى اجتماعى شود و ۴ شاهد عادل بر آن شهادت دهند. آخرين مجازات رابطة نامشروع جنسى (زنا) در قرآن كريم ۱۰۰ ضربه تازيانه عنوان شده و هيچ اشارهاى به مجازات سنگسار در قرآن وجود ندارد بلكه دلايلى خلاف اين مجازات وجود دارد. سنگسار ظاهراً مجازات هيچ عمل خلافى (حتى خلافهاى بسيار سنگين) در قرآن كريم نيست. همچنين بايد پرسيد چه دليلى وجود دارد كه اگر مجازات زنا سنگسار بوده، بهصراحت در قرآن كه كتابى مقدس و برى از خطاست، ذكر نشده تا شك و شبههاى براى اجرا باقى نگذارد، همانطوركه در مورد مجازات تازيانه حتى تعداد ضربات هم مشخص شده است. بىشك حتى اگر روايات مقتضى در اين موضوع وجود داشته باشد، نبايد در مخالفت با آيات قرآن كريم باشد، چه خداوند در آىة ۶ از سورة جاثيه مىفرمايد: «اينها آيات خداست كه بهراستى به تو تلاوت مىكنيم. جز خدا و آياتش به كدام سخن ايمان مىآورند؟» هدف از اين بررسى كوتاه صرفاً پرداختن به موضوع رابطة نامشروع جنسى (زنا) از نگاه قرآن بود و نه پرداختن به احدايث و روايات در اين خصوص، چراكه وقتى سندى باشد در تناقض قطعى با قرآن كريم، كتابى كه مورد توافق همة مسلمانان است، ديگر امكان تفسير وجود ندارد.
|
|
||
Copyright: rahaward.org 2007 |