|
«يادها»؛ بازخوانی خاطرات تاريخی يک نسلعصر روزشنبه ۲ مرداد ماه ۱۳۸۹ برابر با ۲۴ ژوييه ۲۰۱۰ کانون رهآورد آخن ـ آلمان، شب کتابی بهمناسبت انتشار «يادها» به قلم ويدا حاجبی تبريزی برگزار کرد. اين برنامه در آستانهی پانزدهمين سال فعاليت کانون در زمينهی فرهنگی و حقوق بشری برگزار شد. برنامه با حضور جمعی از دوستان ويدا حاجبی و نسلهای مختلف از علاقهمندان ايرانی ساکن شهر آخن و شهرهای ديگر آغاز شد. در ورودی سالن، جديدترين کتاب وی به نام «يادها»، جلد دوم کتاب «داد بيداد»، «پری حاجبی در خاطره دوستاناش» و ترجمه زيبای ويدا حاجبی از کتاب «مارکس هنگام فروريزی کمونيسم» نوشته يوسف اسحاقپور، زينتبخش ميز بودند. نمايش اسلايد از فرازهای زندگی ويدا حاجبی، آغازگر برنامه بود. تصاويری که ما را به سفرهای دور زمانی و مکانی میبردند: به ايرانِ پس از جنگ جهانی دوم، به اروپای بعد از جنگ و سالهای دههی ۶۰ ميلادی، آغاز مبارزات دانشجويی در اروپا و جهان، تصاوير نويسنده در دورانهای مختلف زندگیاش در ايران، اروپا، آمريکای لاتين، الجزاير و کشورهای اروپای شرقی در سالهای قبل و بعد از انقلاب.
در ادامه، مجری برنامه که از دوستان و همبندان خانم حاجبی در سالهای ۱۳۵۵ تا ۱۳۵۷ در زندان قصر تهران میباشد، ضمن خوشآمدگويی به حضار، به نقش ويژگیهای فردی وی از جمله انساندوستی، آزادیخواهی و کنجکاوی و جستجوگری، که او را در ميان دوستان وی در آن دوران برجسته میکرد، پرداخت. دراینجا میتوانید سخنان مجری برنامه را بخوانید
سپس ويدا حاجبی تبريزی به صحبت پرداخت. او قبل از هر چيز به مواردی از اشتباهات اشاره کرد که در حين تدوين کتاب رخ دادهاست. بهطور مثال در صفحهی ۳۶ کتاب، وی خواهران جوان همسر حسين فاطمی را به اشتباه دختران وی ذکر کردهاست. گويا حسين فاطمی فقط يک پسر داشتهاست. در صفحهی ۳۷ کتاب جعفر نام کوچک سرهنگ وکيلی، از افسران اعدامشده پس از کودتای ۲۸ مرداد ۱۳۳۲، از قلم افتادهاست و بالاخره در صفحهی ۵۷ شجاعالدين شفا، معاون فرهنگی وزارت دربار به عنوان «وزير دربار» ذکر شدهاست. اين شروع خود تا حدود زيادی روحيهی باز و صميمی نويسنده را به نمايش گذاشت.
ويدا حاجبی در ابتدا به اين امر اشاره کرد که پس از فرار از ايران و سپرینمودنِ دوران سخت پناهندگی و از سرگذراندن بحرانهای فکری بعد از شکست، به ارزيابی گذشته مینشيند. اين بازنگری، او را به بررسی تفکرات خود وهمبنداناش در سالهای ۱۳۵۰ تا ۱۳۵۷ رهنمون میکند. بهگفتهی وی، او ترجيح میدهد قبل از پرداختن به خود، به آن جمعی که او خود را جزيی از آن میبيند و تا حدود زيادی شيفتهی فداکاریها وشهامتهای آنها است، بپردازد. ثمرهی اين کار، کتاب «داد بيداد» در دو جلد است که با همت و کار پر تلاش وی و مصاحبههای طولانی او با همبنداناش در کشورهای مختلف جهان و همکاری صميمانهی اين دوستان قديمی به بار مینشيند.
در حين تدوين کتاب «داد بيداد»، يادداشتهای ويدا حاجبی از مراحل مختلف زندگیاش و اينکه جايگاه و نقش وی در مراحل تاريخی زندگیاش در کجا قرار دارد، پايههای تدوين کتاب «يادها» را فراهم میآورد. با يادآوری ناگهانیِ صحنهای که «آژان محل» چادر را از سر بیبیِ عزيزش میکشد، به اين سؤال که کتاب را چهگونه آغاز کند، خودبهخود پاسخ داده میشود. در ادامهی برنامه خانم حاجبی به بازخوانی قسمتهايی از کتاباش پرداخت. در تمام اين بازخوانیها، بهويژه آنجا که ما را به دوران کودکیاش میکشاند، با فردی مواجه هستيم که از خشونت بیزار است، از خشونت میترسد و از امتيازاتی که به خاطر موقعيت اجتماعیاش داراست متنفر است. زمان جنگ جهانی دوم که پدربزرگاش استاندارکرمان است ديگر به مدرسهای که در آن بهخاطر پدربزرگ توجه ويژهای به وی میشود، پا نمیگذارد. به چشم خود به فلکبستن دختری را میبيند و وحشتزده به خانه میگريزد... پس از پايان بخش اول برنامه، ميز غذا و نوشابه و فضای صميمی، زمان استراحت را به درازا کشاند. بسياری از حاضرين در اين فرصت، کتابهای خريداریشده را به امضای نويسنده رساندند.
در بخش پايانی، پرسش و پاسخ و به تعبير ويدا حاجبی، «گفتوگوی دوجانبه» در فضايی گرم و دوستانه به انجام رسيد. |
|
||
Copyright: rahaward.org 2007 |