Rahaward.org
به روز رسانی: شنبه 6 شهریور 1389 [2010.08.28]

کم کردن هزینه صدور حکم اعدام- شادی صدر

مردمک

پیش نوشت: نوشتن این مطلب واقعا برایم درد آور بود. دستم نمی‌رفت که دو کلمه «شیوا» و «اعدام» را کنار هم بگذارم. همه‌اش فکر می‌کردم اگر من هم این دو را در یک جمله کنار هم بگذارم، یک قدم کمک کرده‌ام به چیزی که دارم از آن برحذر می‌دارم دیگران را. شاید ساعت‌ها طول کشید تا نوشتمش، و تصمیم به انتشارش گرفتم، فقط به خاطر اینکه فکر کردم جایی، باید خودم را از صف لاشخور مسلکان و آنهایی که فکر نکرده و هیجان زده و حتی با حسن نیت، آب به آسیاب لاشخورمسلکان می ریزند، جدا کنم.

چندین روز است نشسته‌ام و نظاره می کنم به رفتار و گفتار شخصیت‌ها و سازمان‌هایی که هنوز دادگاهی برپا نشده و حکمی صادر نشده، خود پیش از دادگاه انقلاب تهران، برای شیوا حکم اعدام صادر می‌کنند و بعد هم فریاد وااسفا سر می دهند.

البته این موج خطرناک، همینطور ادامه می‌یابد تا جایی که لقلقله زبان و بدتر از آن ذهن همگان شود و هزینه صدور حکم اعدام را برای دستگاه قضائی-امنیتی ایران پایین بیاورد و جوهری باشد برای روانتر شدن قلم قاضی شعبه 26.

به مدد این عادی سازی مجدانه پاره‌ای حقوق بشری‌ای‌ها و رسانه‌ای‌ها، اگر تا پیش از این، مقامات امنیتی تامل می‌کردند برای اینکه به قاضی «به فرموده»شان بگویند چه حکمی برای شیوا صادر کند، حالا دیگر کلیه واکنش‌های داخلی و بین المللی‌اش را سنجیده‌اند و آخر آخر میزان هزینه سیاسی را که باید بدهند، دستشان آمده است.

به راستی چرا اینان به استقبال حکم اعدام شیوا نظرآهاری می‌روند در حالی که اولا، محاربه، «اتهام» شیواست و هنوز دادگاه مهر تایید به عنوان محکومیت و جرم برآن نزده است. ثانیا، اعدام تنها یکی از مجازات‌های محاربه است. (ماده 183 قانون مجازات)

فرق اتهام و محکومیت را می‌دانند اصلا؟! می‌خواهند بدانند اصلا؟! دستگاه قضائی- امنیتی، اتهام واهی و دروغین محاربه را به شیوا می‌زند و هنوز موعد محاکمه نرسیده، به جای اعتراض به روند غیرقانونی بازداشت او، بلاتکلیف نگه‌داشتن او برای ماه‌ها در زندان و صحبت از آزادی او، مدام و مدام از اعدام صحبت می‌کنند و به خیال خود، اینگونه توجه افکار عمومی بین‌المللی را به پرونده شیوا جلب می‌کنند، غافل از آنکه با این کار، اتفاقا صدور حکم اعدام را آسان و کم‌هزینه می‌کنند.

دوباره با درد بسیار، کلید جست و جو را برای کلمات «شیوا نظرآهاری» و «اعدام» می‌زنم. چندین نتیجه با تیتر « شیوا نظرآهاری در آستانه اعدام» می‌آید! و بدتر از آن، کسی فاتحه شیوا را می‌خواند: «از فعالیت برای حقوق بشر تا اعدام»!

هرچه حافظه تاریخی‌ام را جست و جو می‌کنم، یادم می‌آید که این تیتر را برای محکومان به اعدامی که حکم‌شان قطعی شده بود و رفته بود به اجرای احکام استفاده می‌کردیم. حالا چه شده که اینقدر زود و بی‌هیچ ملاحظه‌ای، رفته‌ایم تا ته ماجرا، انگار حکم قاضی را خوانده باشیم، انگار رای دادگاه تجدید نظر را ما داده باشیم، و …

متاسفم که بگویم، انگار که خودمان به دست خودمان شیوا را برده باشیم پای چوبه دار. تصویر کردنش دردناک است، نه؟ غیرقابل باور است، نه؟ اما شماها، همین شماها، دارید خیلی آرام و بی‌سر و صدا، باور پذیرش می‌کنید، انگار که سرنوشت محتوم شیوا باشد. شهید می‌سازید از او که همه سلول‌های بدنش، زندگی است.

اگر تحلیل سیاسی ندارید، اگر شرمتان نمی‌آید، همینطور ادامه دهید! سیرداغ- پیاز داغش را هم بزنید! داغش که قرار نیست به دل شما بماند!

Deutschآر اس اسکليک کنيدنشانی پستی
نمايش فيلم روز جهانی حقوق بشر شبی با سينمای اصغر فرهادی
صفحه اصلی | حقوق بشر | مقالات و گفت‌وگوها | زنان | فرهنگ و هنر | سياست | اطلاعيه های کانون | مجامع و سخنرانی | در باره ما | ارتباط با ما

Copyright: rahaward.org 2007