|
گزارش مراسم سالگرد کشتار زندانيان سياسی ايران در شهر آخنغروب روز شنبه ۱۳ شهريورماه ۱۳۸۹ (چهارم سپتامبر ۲۰۱۰)، مراسم بيست و دومين سالگرد کشتار تابستان ۱۳۶۷، در شهر آخن آلمان برگزار شد. در اين برنامه که از سوی کانون رهآورد برگزار گرديد، دکتر لادن برومند، فعال حقوق بشر، برنده جايزهی حقوق بشر بنياد لخ والسا در سال ۲۰۰۹ و از مؤسسان بنياد برومند و جهانگير اسماعيلیپور، از زندانيان بازمانده از کشتار ۶۷، به سخنرانی پرداختند.
پيش از شروع مراسم، شرکت کنندگان بر سر ميز يادبودی که به اين مناسبت با تصاويری از کشتهشدگان اين سال و با شمع و گل آذين شده بود؛ حاضر میشدند و به ياد اين جانباختگان دقايقی را در سکوت و خاطره سر میکردند. برنامه با سخنان مجری، معرفی مراسم و يک دقيقه سکوت به ياد قربانيان تابستان ۶۷ آغاز شد و سپس نمآهنگی به نام «خاوران، چشم اشکبار ايران» ساختهی زری اصفهانی، پخش گرديد و آنگاه پيام کانون رهآورد به همين مناسبت خوانده شد. (پيام کانون را با کليک اينجا بخوانيد) پس از پيام، نوبت به آقای جهانگير اسماعيلیپور رسيد تا از تابستان شوم ۶۷ بگويد. وی که دوران زندان خود را از سال ۱۳۶۱ تا ۱۳۶۷ در زندان عادلآباد شيراز گذارنده، اخيرا کتابی با نام «عادلآباد، رنج ماندگار» نوشته است که به زودی منتشر خواهد شد. تاکنون دربارهی زندانهای شهرستانها در دههی ۶۰ اطلاعات بسيار ناقصی منتشر شده است از اين رو ويژگی سخنان جهانگير اسماعيلیپور در آن بود که خاطرات وی ـ همچنين کتابی که در دست انتشار دارد ـ پرتویست بر تاريکخانههای اين زندانها.
سخنان آقای اسماعيلیپور را میتوان بر دو بخش تحليل و خاطرات تقسيم کرد. در بخش نخست او «تصوير اسطورهای» از زندان را به چالش کشيد. وی از پيش از انقلاب گفت که چگونه زندان در آن دوران در ديدگاه مبارزان به «اسطورهای» مبدل شده بود، حال آنکه اين تصوير در نظر همنسلان او در زندانهای جمهوری اسلامی ايران دگرگونه شد. اين زندانی سابق گفت: «پيش از آن که اين باورها را بپذيريم بايد دربارهی آنها ترديد کنيم» و سپس ادامه داد: «ما وظيفه داريم تصويری واقعی از زندان ارائه دهيم.» وی بهکارگيری شعار «آنان که نه گفتند!» را دربارهی قربانيان کشتار سال ۶۷، لااقل در زندان شيراز، نادرست ارزيابی کرد چرا که به گفتهی او بخشی از اين کشتهشدگان جزو نادمين بودند؛ نادمينی که تا دقايق آخر زندگی خود بهشکل فعال با مسئولين زندان و سازمان اطلاعات جمهوری اسلامی برای شناسايی مبارزان، همکاری میکردند.
آقای اسماعيلیپور در اين مورد توضيح داد که «در تابستان ۶۷ در زندان عادلآباد شيراز ۲۵۰ تا ۲۸۰ نفر اعدام شدند که همهی آنها از اعضا و هواداران سازمان مجاهدين خلق بودند؛ بخشی از آنان در تشکيلات نادمين زندان مسئوليتهای بالايی داشتند و حتا سرنوشت زندانيان را رقم میزدند.» وی افزود: «نزديک به ۲۰ نفر از آنان با استقرار در ميادين شهر، فعالان سياسی را شناسايی کردند و پس از همکاری با حکومت به زندان بازگردانده شده و اعدام شدند.» جهانگير اسماعيلیپور گفت: «اين يک نمونه نقض همان شعار "آنان که نه گفتند" است.» او از سازمانها و احزاب خواست که وقتی اين شعار را مطرح میکنند به اين نمونهها نيز توجه کنند. وی سپس به تشريح موقعيت زندان عادلآباد در دههی ۶۰ پرداخت و اين زندان را به دليل فشار بيش از حد بر زندانيان سياسی دارای ويژگی خاصی دانست که در آن نادمين از قدرت بسيار بالايی برخوردار بودند. به گفتهی وی دو تشکيلات نادمين در اين زندان از سوی اعضای مجاهدين خلق و سازمان پيکار شکل گرفت و اين افراد از صبح تا شب زير باران تبليغات ايدئولوژيکی و کلاسهای آموزشی حکومتی قرار داشتند. آقای اسماعيلیپور با اشاره به روند مقاومت زندانيان از آغاز دههی ۶۰ تا تابستان ۶۷ گفت: «در پروسهی طولانی، اين، باور ايدئولوژيکی و نظرات سياسی زندانی نبود که وی را پايدار نگه میداشت بلکه بيشتر خصوصيات انسانی او و اين که در چه فرهنگ و خانوادهای بزرگ شده است، عامل تعيينکننده در اين مورد بود.»
وی در قسمتهای ديگری از سخنان خود به تفاوت نمايندگان آيتالله منتظری در زندان و ديگر مسئولان اشاره کرد و از شخصی به نام «صمدی» ياد نمود که از سوی آيتالله منتظری در صدد ايجاد اصلاحاتی در زندان عادلآباد برآمد. جهانگير اسماعيلیپور سپس به بازگويی برخی خاطرات زندان و چگونگی زنده ماندن زندانيان با گرايشهای چپ پرداخت که به شکل گستردهتر در کتاب «عادلآباد، رنج ماندگار» منتشر خواهد شد. پس از استراحتی کوتاه، بخش دوم مراسم با ويدئوکليپی با نام «مادران رنج، مادران عزادار» آغاز شد. اين ويدئوکليپ بر اساس نثر شاعرانهای از ک. معمار و دکلمه و تهيه احمد نجاتی در باره مادران داغديدهی ايران ساخته شده است. مادرانی که عزيزان آنان در طول اين سالها توسط جمهوری اسلامی ايران کشته شدهاند. بعد از اين فيلم، آقای رضا جعفری، کارگردان تئاتر در شهر آخن، احساس خود را از شنيدن خبر ويرانسازی گورستان خاوران، محل دفن قربانيان کشتار ۶۷، با بيانی پرشور، شاعرانه و تئاترال اجرا کرد. سخنران بعدی مراسم دکتر لادن برومند بود. لادن برومند، فرزند عبدالرحمن برومند است. عبدالرحمن برومند، سياستمدار ايرانی و عضو رهبری جبههی ملی و نهضت مقاومت ملی بود که در فروردينماه ۱۳۷۰ در پاريس با ضربات چاقو به قتل رسيد.
خانم برومند به همراه خواهرش رؤيا در سال ۱۳۸۰ به ياد پدرشان، «بنياد برومند» را تاسيس کردند تا از طريق آموزش و تقويت فرهنگ مردمسالاری و اشاعهی انديشهی حقوق بشر به تأمين عدالت و استقرار دمکراسی و ثبات آن در ايران کمک کنند. بنياد برومند، يک بنياد مستقل و غيرسياسی است که در حال تهيه بانک اطلاعات و اسنادی از مسائل حقوق بشر و نقض آن در ايران است که بتواند مورد استفادهی پژوهشگران تاريخ معاصر ايران قرار گيرد. ششم مردادماه امسال قاضی جفری رابرتسون، حقوقدان برجسته و کارشناس عالیرتبهی جنايت عليه بشريت در انگلستان، تحت عنوان پروژهای به نام «پروژهی اميد» و بر اساس پژوهشی که روی آرشيو اسناد بنياد برومند دربارهی کشتار تابستان ۶۷ انجام داد؛ گزارشی منتشر نمود و با ذکر نام و سند و مدرک، مسئولان وقت جمهوری اسلامی ايران را به جنايت عليه بشريت و نسلکشی متهم کرد و سازمان ملل را به پیگيری قضايی آن فراخواند. سخنان خانم برومند در مراسم آخن بيشتر به موضوع گزارش قاضی رابرتسون مربوط می شد. وی در ابتدا بر اساس تجربهی خود از کشته شدن پدرش، از رنجی که بازماندگان قربانيان جنايتهای حکومتی میکشند سخن گفت. لادن برومند گفت: «لحظه، گذرا است. اما لحظاتی هستند که جاودانه میشوند. اين لحظات، لحظات ظلماند. در اين لحظات زندگی بازماندگان میايستد و رنج آنها جاودانه میشود.» وی افزود اين لحظات «حبابی» را به دور زندگی بازماندگان شکل میدهد. لادن برومند گفت: «تا زمانی که اين لحظات را درک نکنيم از اين "حباب" نمیتوانيم عبور کنيم... اگر اين از دست دادنها بر اثر اتفاقی طبيعی رخ دهد ما با آن کنار میآييم اما اگر بر اثر ظلمی روی دهند نمیتوانيم با آن کنار بياييم.» خانم برومند به لحاظ حقوقی به ظلمی که بر زندانيان میرود اشاره کرد و گفت: «اکثر اوقات اتهامها دروغاند، پس از اتهام، تمام حقوق آنان برای دفاع از خود نقض میشود و بعد با صدور حکم، امکان برگشت آن را میبندند و در نهايت جان او را میگيرند.»
وی تاکيد کرد که «انسان جايزالخطاست. اين جمله، اساس حقوق است. همه، از زندانی تا قاضی ممکن است خطا کنند؛ در نتيجه حقوقی وضع میشود تا احتمال خطا کم شود. چالش امر قضا، کمتر کردن ميزان خطاست.» اين فعال حقوق بشر به موضوع حقوق در ايران پرداخت و گفت: «در ايران اما قاضی "حقيقت مطلق" است و متهم "شيئی" میشود در دست قاضی. قاضی "خالقی" است که با قدرت عمل میکند. و اين نفی انسانيت است.» لادن برومند «بزرگترين مبارزه» با رژيمهای توتاليتر را «گفتن حقيقت» دانست و افزود: «حکومتهای توتاليتر در برابر حقيقت آب میشوند.» از اين زاويه خانم برومند به موضوع فعاليت بنياد برومند پرداخت و گفت: «به همين دليل ما به اين نتيجه رسيديم که از قربانيان اعادهی حيثيت کنيم و "برای همه"، نه فقط برای زندانيان همنظر خود بلکه برای حق زندگی مخالفان و زندانيان عادی نيز تلاش کنيم.» وی در اين راه همهی مشکل را حکومت ايران ندانست بلکه ضعف فرهنگی جامعه را نيز مانعی بر سر راه پيشبرد امر حقوق بشر در ايران ارزيابی کرد. لادن برومند آنگاه به پروژهی بانک اطلاعات بنياد برومند اشاره نمود و اعلام کرد: «۱۳ تا ۱۴ هزار مورد از موارد نقض فاحش حقوق بشر در ايران را مشخص کرديم که بيش از دو هزار قربانی سال ۶۷ نيز جزو آنان هستند.» وی در مورد پروندهی کشتار ۶۷ گفت: «بايد روايت قربانيان مستند شود. ما نمیتوانيم به اطلاعات رسمی حکومت بسنده کنيم بايد بازماندگان اين فجايع اطلاعات خود را برای ما ارسال کنند.» وی روند همکاری مشترک بنياد برومند با قاضی جفری رابرتسون و شکلگيری پروژهی «اميد» را چنين توضيح داد: «بنياد ما با برقراری ارتباط با قربانيان و زندانيان، مجموعهای از اطلاعات را در بايگانی خود جمعآوری کرد و تصميم گرفت از منظر حقوق بينالملل به آن بپردازد. در اين راستا با آقای جفری رابرتسون تماس گرفتيم و ايشان به درخواست ما پاسخ مثبت دادند. روزنامههای سالهای اول انقلاب، سخنان مقامات جمهوری اسلامی و بهويژه آيتالله خمينی و همچنين تاريخچهی گروههای سياسی ايران را در اختيار وی قرار داديم تا با موضوع کاملا آشنا شود. رابرتسون يک سال و نيم کار کرد؛ با قربانيان تماس گرفت و گزارش فوق را تدوين نمود.» لادن برومند يکی از نکات برجستهی گزارش قاضی رابرتسون را انتقاد آن از سازمان ملل دانست که در آن آمده است اين جنايتها جنايت عليه بشريت است و جنايت عليه بشريت زمان نمیشناسد پس جامعهی بشری در برابر آن مسئوليت دارد. خانم برومند مشکل اساسی در پیگيری بينالمللی کشتار ۶۷ را اين دانست که «ديوان بينالمللی کيفری» (جنايات عليه بشريت، جنايت نسلکشی، جنايات جنگی و جرم تجاوز) جنايتی چون کشتار ۶۷ را نمی تواند مستقيمأ از طريق دادگاه لاهه پیگيری کند چون اولا اين جنايت پيش از تشکيل اين دادگاه صورت گرفته و از حيطهی بررسی اين دادگاه خارج است و دوم آن که جمهوری اسلامی ايران، عضو کشورهای امضا کنندهی اين معاهده نيست. با اين حال خانم برومند گفت قاضی رابرتسون راههای ديگری پيش روی ما میگذارد. وی از سويی رفتار کنونی حکومت ايران با خانوادههای قربانيان اين جنايت را مصداق «شکنجه» میداند که قابل پیگيری است؛ و از سوی ديگر با فشار بر سازمان ملل میتوان از «ديوان بينالمللی کيفری» رای «مشورتی» گرفت و از اين طريق موضوع را دنبال کرد. خانم برومند اعلام کرد که قاضی رابرتسون درصدد است کشتار زندانيان سياسی دارای افکار چپ را، از آنجا که مسلمان نبودند و بهخاطر اعتقادات خود کشته شدند، به منزله «کشتار مخالفين مذهبی» حکومت ايران معرفی کند. وی وضعيت کنونی جمهوری اسلامی ايران در جهان را برای پیگيری اين مسائل «مناسب» ارزيابی نمود. لادن برومند در پايان سخنان خود حاضرين را خطاب قرار داد و گفت که با انتشار کامل اين گزارش اين وظيفهی همهی ماست که در کشورهای خود آن را به زبان کشوری که در آن بهسرمیبريم ترجمه کرده و در اختيار افراد و مقامات سياسی و اجتماعی بانفوذ قرار دهيم و از آنها بخواهيم که از طريق سازمان ملل متحد پیگير اين جنايت باشند.
با پايان يافتن سخنان لادن برومند مراسم بيست و دومين سالگرد کشتار زندانيان سياسی در سال ۶۷ نيز خاتمه يافت. در انتهای برنامه حاضرين در پرسش و پاسخ با سخنرانان شرکت کردند. |
|
||
Copyright: rahaward.org 2007 |