<?xml version="1.0" encoding="utf-8"?>
<feed xmlns="http://www.w3.org/2005/Atom">
    <title>ره آورد</title>
    <link rel="alternate" type="text/html" href="http://www.rahaward.org/" />
    <link rel="self" type="application/atom+xml" href="http://www.rahaward.org/atom.xml" />
   <id>tag:www.rahaward.org,2008://1</id>
    <link rel="service.post" type="application/atom+xml" href="http://www.rahaward.org/cgi-bin/mt/mt-atom.cgi/weblog/blog_id=1" title="ره آورد" />
    <updated>2008-12-02T00:52:55Z</updated>
    
    <generator uri="http://www.sixapart.com/movabletype/">Movable Type 3.2</generator>
 
<entry>
    <title>واکنش هیات رئیسه دانشگاه امیرکبیر به احتمال قطع پای یک دانشجو: هزینه بیمارستان را پرداخت می کنیم!</title>
    <link rel="alternate" type="text/html" href="http://www.rahaward.org/archives/2008/12/post_3881.php" />
    <link rel="service.edit" type="application/atom+xml" href="http://www.rahaward.org/cgi-bin/mt/mt-atom.cgi/weblog/blog_id=1/entry_id=5308" title="واکنش هیات رئیسه دانشگاه امیرکبیر به احتمال قطع پای یک دانشجو: هزینه بیمارستان را پرداخت می کنیم!" />
    <id>tag:www.rahaward.org,2008://1.5308</id>
    
    <published>2008-12-02T00:46:07Z</published>
    <updated>2008-12-02T00:52:55Z</updated>
    
    <summary>در حالی که پس از سقوط یکی از دانشجویان خوابگاهی در چاه آسانسور، وی هم اکنون در آستانه از دست دادن یک پای خود تا آخر عمر است، هیات رئیسه دانشگاه امیرکبیر با انتشار اطلاعیه ای ابراز داشت که هزینه بیمارستان دانشجوی مصدوم را پرداخت خواهد کرد!
</summary>
    <author>
        <name>rahaward</name>
        <uri>www.rahaward.org</uri>
    </author>
            <category term="تيتر اول" />
    
    <content type="html" xml:lang="de" xml:base="http://www.rahaward.org/">
        <![CDATA[<p><br />
خبرنامه امیرکبیر: در حالی که پس از سقوط یکی از دانشجویان خوابگاهی در چاه آسانسور، وی هم اکنون در آستانه از دست دادن یک پای خود تا آخر عمر است، هیات رئیسه دانشگاه امیرکبیر با انتشار اطلاعیه ای ابراز داشت که هزینه بیمارستان دانشجوی مصدوم را پرداخت خواهد کرد!</p>

<p> </p>

<p>سعید عربلو دانشجوی ورودی ۸۴ مهندسی برق دانشگاه امیرکبیر جمعه شب گذشته بر اثر مشکل پیش آمده برای آسانسور خوابگاه نجات اللهی دانشگاه امیرکبیر، دچار حادثه شد که بر اثر جراحات وارده احتمال قطع پای وی می رود و همچنین دست وی نیز از چند ناحیه شکسته شد. اما نکته قابل توجه این است که در حالی که حتی خبرگزاری ایسنا نیز در مصاحبه با پزشکان بیمارستان وضعیت سعید عربلو را به حدی وخیم گزارش کرده بود که این پزشکان قادر به عمل جراحی بر روی پای وی نیستند، هیات رئیسه دانشگاه در اطلاعیه خود موضوع را فقط “شکسته شدن پا” عنوان کرده است.</p>

<p> </p>

<p>در اطلاعیه هیات رئیسه آمده است: “با کمال تاسف و تاثر حادثه ناگوار سقوط یکی از دانشجویان عزیز که منجر به شکسته شدن پای ایشان شده است را به اطلاع می‌رساند. هرچند پس از وقوع حادثه در اسرع وقت نامبرده به بیمارستان منتقل و تحت درمان تیم مجرب پزشکی دانشگاه علوم پزشکی تهران قرار گرفته است و مسئولین دانشگاه از نزدیک درمان ایشان را پیگیری می‌کنند اما این مساله موجب تکدر خاطر جمع کثیری از دانشجویان به خصوص ساکنان خوابگاه نجات‌الهی شده است به طوریکه این عزیزان روز یکشنبه در مقابل ساختمان معاونت دانشجویی دست به تجمع آرام زدند.”</p>

<p> </p>

<p>از دیگر نکات قابل توجه این اطلاعیه که هیات رئیسه دانشگاه آن را برای انتشار به خبرگزاری های ایسنا، فارس و مهر فرستاده است این است که تجمع گسترده بیش از دوهزار دانشجوی پلی تکنیک در پی این حادثه را “تجمع آرام” عنوان کرده است.</p>

<p> </p>

<p>هیئت رئیسه دانشگاه امیرکبیر همچنین تنها به تشکیل «۳ کارگروه برای بررسی حادثه» بسنده کرد و به خواسته اصلی دانشجویان معترض، که برکناری مدیرکل دانشجویی است، پاسخ منفی داده و از دانشجویان خواستار حفظ آرامش و مشارکت با دانشگاه شده است.</p>

<p> </p>

<p>این در حالی است که اولین خواسته دانشجویان معترض برکناری فراهانی، مدیرکل دانشجویی دانشگاه امیرکبیر، که مسئول مستقیم وضعیت خوابگاه های دانشگاه است بوده است. همچینن دکتر علیرضا رهایی حتی حاضر نشده در محل حضور یابد یا با دانشجویان همدردی کند. رهایی همچنین از مراجعه به بیمارستان محل بستری این دانشجوی حادثه دیده خودداری کرده است. هیات رئیسه دانشگاه بابت این حادثه هیچ گونه عذرخواهی از دانشجویان نکرده است.</p>]]>
        
    </content>
</entry>
<entry>
    <title> فعالین دانشجویی محروم از حق تحصیل</title>
    <link rel="alternate" type="text/html" href="http://www.rahaward.org/archives/2008/12/post_3880.php" />
    <link rel="service.edit" type="application/atom+xml" href="http://www.rahaward.org/cgi-bin/mt/mt-atom.cgi/weblog/blog_id=1/entry_id=5307" title=" فعالین دانشجویی محروم از حق تحصیل" />
    <id>tag:www.rahaward.org,2008://1.5307</id>
    
    <published>2008-12-02T00:42:54Z</published>
    <updated>2008-12-02T00:46:03Z</updated>
    
    <summary> فعالین دانشجویی محروم از حق تحصیل هفته گذشته پیمان عارف از اولین دانشجویان محروم از تحصیل، که ۳ سال پیش توسط هیئت گزینش استاد و دانشجوی وزارت علوم رد صلاحیت شده و ازدانشگاه تهران اخراج گردیده بود، توسط این...</summary>
    <author>
        <name>rahaward</name>
        <uri>www.rahaward.org</uri>
    </author>
            <category term="AMenchenrechts" />
    
    <content type="html" xml:lang="de" xml:base="http://www.rahaward.org/">
        <![CDATA[<p> 	 	 	<br />
	<br />
فعالین دانشجویی محروم از حق تحصیل</p>

<p><br />
هفته گذشته پیمان عارف از اولین دانشجویان محروم از تحصیل، که ۳ سال پیش توسط هیئت گزینش استاد و دانشجوی وزارت علوم رد صلاحیت شده و ازدانشگاه تهران اخراج گردیده بود، توسط این هیئت با توجه به دو رأی صادره توسط شعبه ۲ و شعبه ۱۹ دیوان عدالت اداری، اجازه بازگشت به تحصیل مشروط یافت.<br />
 این هیئت در نامه محرمانه خود به فرهاد رهیر، رئیس دانشگاه تهران آورده است:<br />
” احتراما، همانگونه که مستحضر می باشید، آقای پیمان عارف دانشجوی اخراجی سال ۱۳۸۵، در دوره کارشناسی ارشد رشته علوم سیاسی آن دانشگاه می باشد که صلاحیت نامبرده در هیئت مرکزی گزینش دانشجو مورد تأیید قرار نگرفته بود، به استناد پاسخ استعلام های واصله از وزارت اطلاعات، پرونده نامبرده مجددا مورد بررسی قرار گرفت. با توجه به مندرجات نامه و رأی هیئت مرکزی گزینش دانشجو، مقرر گردیده نامبرده با رعایت دو شرط بتواند به تحصیل خود ادامه دهد.<br />
 اول: آنکه ادامه تحصیل ایشان منوط به سپردن تعهد کتبی مبنی بر عدم هر گونه فعالیت سیاسی به کمیته انضباطی محل تحصیل است.<br />
دوم: ایشان می تواند با موافقت دانشگاه تهران به عنوان دانشجوی مهمان در یکی از دانشگاه های خارج از استان تهران، ادامه تحصیل دهد.<br />
صدور احکام محرومیت از تحصیل برای دانشجویان در حالی صورت می گیرد که حسب ماده ۱۳ میثاق بین المللی حقوق اقتصادی- اجتماعی، مصوب ۱۷ اردیبهشت ۱۳۵۴ در مجالس وقت ایران، که میثاق مذکور را به صورت قانون داخلی ایران در آورده و نیز حسب اصل ۴۰ قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران، تحصیل به صورت فرصتی برابر بر مبنای ملاک و معیار توانمندی علمی؛، جز حقوق شهروندی آحاد ملت و تکالیف دولت است.<br />
 این درشرایطی است که دانشجویان محروم از تحصیل دوره کارشناسی( توسط کمیته های انضباطی) به ویژه در دانشگاه علامه طباطبایی که در اعتراض به محرومیت های سنگینشان، با تحصن آرام؛ مدنی و مدارا جویانه، خواهان پاسخگویی مسئولان دانشگاه نسبت به وضعیت خود شده بودند، با برخورد نهادهای امنیتی مواجه شدند .مجید دری، مهدیه گلرو، سعید فیض الله زاده و صادق شجاعی، ۴ دانشجویی هستند که حدود ۱هفته است در بازداشت وزارت اطلاعات به سر می برند.<br />
 منبع : کمیته گزارشگران حقوق بشر</p>]]>
        
    </content>
</entry>
<entry>
    <title> گزارشی از زنانی که با ايدز می ميرند</title>
    <link rel="alternate" type="text/html" href="http://www.rahaward.org/archives/2008/12/post_3879.php" />
    <link rel="service.edit" type="application/atom+xml" href="http://www.rahaward.org/cgi-bin/mt/mt-atom.cgi/weblog/blog_id=1/entry_id=5306" title=" گزارشی از زنانی که با ايدز می ميرند" />
    <id>tag:www.rahaward.org,2008://1.5306</id>
    
    <published>2008-12-02T00:33:42Z</published>
    <updated>2008-12-02T00:35:57Z</updated>
    
    <summary>طبق آمار سازمان ملل شيوع ويروس اچ آی وی در ايران بيشتر از طريق استفاده از سرنگ و سوزن مشترک در بين معتادان تزريقی است. معتادانی که دوران حبس خود را در زندان سپری می کنند </summary>
    <author>
        <name>rahaward</name>
        <uri>www.rahaward.org</uri>
    </author>
            <category term="تيتر سوم چپ" />
    
    <content type="html" xml:lang="de" xml:base="http://www.rahaward.org/">
        <![CDATA[<p><br />
مرگی بدون هويت<br />
آزاده بهرامجی</p>

<p>فرخنده تا سه سال پس از آزادی از زندان چاره يی جز سپری کردن شب ها در پارک های جنوب تهران نداشت. او تا قبل از پا گذاشتن به خانه خورشيد که يکی از معدود پناهگاه ها و ملجاء زنانی مانند او است، مجبور بود شب های سرد زمستان و روزهای گرم تابستان را در خيابان ها و مناطق پرخطر تهران سپری کند و هر لحظه خود را در يک قدمی مرگ و تجاوز ببيند.</p>

<p>اما او اکنون با کابوس و تهديد ديگری رو به رو است. فرخنده در حالی که در اثر شدت سرفه چشم هايش آب افتاده به زن هايی که او را دوره کرده اند، می گويد؛ «انگار سرطان ريه نمی خواهد دست از سر من بردارد. شوهر خدا بيامرزم هم در اثر سرطان از دنيا رفت،»</p>

<p>فرخنده به خوبی می داند علت اصلی مرگ شوهرش چه بوده و چه آينده يی در انتظار او است، با اين وجود در تلاش است ديگران از رازی که در سينه دارد، مطلع نشوند. او روزها در حالی که خود را با ضرب گرفتن بر پشت يک سطل آشغال سرگرم می کند در تلاش است تا دست کم روزهای از عمر باقی مانده اش را با کابوس مرگ سپری نکند.</p>

<p>راضيه هم شرايط بهتری از فرخنده ندارد. او که هنوز ۱۷ سال بيشتر از عمرش نمی گذرد اولين بار پس از بارداری دومش از ابتلا به ويروس اچ آی وی در خون خود آگاه شد. او که هر روز برای خوردن وعده يی غذای گرم و گرفتن خدمات دارويی و بهداشتی به مرکز گذری کاهش آسيب زنان می آيد در يکی از آزمايش های اين مرکز دريافت مبتلا به ويروس اچ آی وی است.</p>

<p>راضيه در حالی که برای گرم کردن خود روی سکوی کنار باغچه در زير آفتاب نيمه گرم پاييزی می نشيند، سعی می کند علت لاغری ناگهانی اش را برای دوستانش توجيه کند. او که به هيچ عنوان نمی خواهد کسی از رازش آگاه شود بی اشتهايی را دليل اصلی کاهش وزن يکباره خود مطرح می کند.</p>

<p>راضيه از زمانی که به ياد می آورد به عنوان کودکی خيابانی در کوچه پس کوچه های جنوب تهران پرسه زده و برای به دست آوردن پولی برای خود و خانواده اش متحمل سختی ها و رنج های فراوانی شده است. او زمانی که ۱۳ سال بيشتر نداشت از يکی از شوهران موقت خود باردار شد ولی به دليل فقر مالی نتوانست از فرزندش مراقبت کند و او را به بهزيستی سپرد. راضيه با وجود آگاهی از بيماری خود، قصد ندارد يک بار ديگر خود را از لذت مادر شدن محروم کند برای همين با وجود تمام خطراتی که او و فرزندش را تهديد می کند، تصميم دارد فرزند خود را هر طور که شده به دنيا بياورد و تا زمانی که زنده است از او نگهداری کند. راضيه به خوبی می داند که آينده او با گذشته اش فرق چندانی ندارد و مجبور است برای تامين هزينه های زندگی خود و فرزندی که در راه دارد هر از گاهی به عقد موقت مردی در بيايد.</p>

<p>شايد وضعيت سميرا ۲۰ ساله از فرخنده و راضيه کمی بهتر باشد. او تقريباً با بيماری خود کنار آمده و سعی دارد با اميدواری به زندگی ادامه دهد. او برای تامين هزينه های زندگی، در خانه خورشيد منجوق بافی می کند و با فروش سنجاق سينه هايی که نشان روبان قرمز را روی خود دارند درآمد اندکی کسب می کند.</p>

<p>سميرا با وجود سن کمش سرپرست دو برادر و خواهرش نيز هست و قصد دارد به زودی با پسر همسايه شان ازدواج کند. او نامزد خود را از بيماری اش مطلع کرده و از اينکه نامزدش حاضر شده سميرا را با وجود بيماری اش بپذيرد بسيار خوشحال است. سميرا اميدوار است بعد از ازدواجش بتواند کمی از هزينه های زندگی خواهر و برادرهايش را تامين کند و تا زمانی که پدرشان از زندان آزاد شود از آنها حمايت کند.</p>

<p>فرخنده، راضيه و سميرا جزء زنان اچ آی وی مثبتی هستند که هر روزه برای گرفتن خدمات پزشکی، دارويی و پوشاک به مراکز گذری کاهش آسيب مراجعه می کنند. اگرچه در اين مراکز زنان اچ آی وی مثبت زيادی حضور دارند ولی وضعيت اين سه نفر از همه آنها نااميدکننده تر است زيرا هيچ يک از آنها دارای کارت هويت، شناسنامه يا کارت ملی نيستند برای همين هم نمی توانند از هيچ يک از خدمات دولتی رايگان برای درمان بيماری های خود استفاده کنند. آنها به خوبی می دانند آنچه باعث نابودی ايشان خواهد شد ايدز نيست، بلکه نداشتن هويت است.</p>

<p>البته به گفته محسن اسماعيلی مدير يکی از بيمارستان های خصوصی تهران اين دسته از افراد می توانند از خدمات درمانی که در بيمارستان های خصوصی ارائه می شود استفاده کنند زيرا ملاک تشکيل پرونده در بيمارستان های خصوصی، گفته های خود بيمار است و کارت شناسايی بيماران به جز در مواردی مانند زايمان کنترل نمی شود. ولی هزينه های درمانی بيمارستان های خصوصی بسيار بالا است و جز قشری خاص، عموم مردم توانايی پرداخت آن را ندارند.</p>

<p>راضيه می گويد؛ «تا قبل از پا گذاشتن به اين مرکز و شرکت در کلاس های آموزشی اصلاً با ويروس اچ آی وی، راه های انتقال آن و ايدز آشنا نبودم برای همين هيچ وقت از شوهران موقت خود نمی خواستم از کاندوم استفاده کنند. اگر من می دانستم چه کابوس شومی در انتظارم هست حتماً برای محافظت از خود و فرزندی که در شکم دارم، اقدام می کردم.»</p>

<p>ويروس اچ آی وی پس از ورود به سيستم خونی افراد از طريق رابطه جنسی محافظت نشده با فرد مبتلا به اين ويروس، يا از طريق تزريق با سوزن و سرنگ مشترک آلوده يا از طريق مادر به نوزاد در زمان بارداری و شيردهی در بدن شروع به افزايش کرده و در مدتی بين پنج تا ۱۰ سال باعث از بين رفتن کامل سيستم ايمنی می شود. زمانی که سيستم ايمنی بدن از بين برود هر بيماری هرچند ساده، می تواند منجر به مرگ بيمار شود. زمانی که سيستم ايمنی بدن به طور کامل از بين رود و تعداد ويروس های اچ آی وی در بدن زياد شود گفته می شود که فرد به ايدز مبتلا شده است. بنابراين واضح است که بيماران اچ آی وی مثبت جان خود را در اثر ايدز از دست نمی دهند بلکه بيماری های ديگری مانند سل، اسهال و حتی سرماخوردگی باعث از پا درآوردن آنها می شود چون سيستم ايمنی بدن آنها برای از پا درآوردن بيماری ها هيچ قدرت دفاعی ندارد. برای همين اين دسته از بيماران بايد بلافاصله پس از ابتلا به هر بيماری برای درمان آن اقدام کنند.</p>

<p>طبق آمار سازمان ملل شيوع ويروس اچ آی وی در ايران بيشتر از طريق استفاده از سرنگ و سوزن مشترک در بين معتادان تزريقی است. معتادانی که دوران حبس خود را در زندان سپری می کنند به علت دسترسی نداشتن به سوزن و سرنگ يک بار مصرف مجبورند از قطره چکان به جای سرنگ استفاده کننده و به طور مشترک به تزريق مواد بپردازند. بسياری از آنها از اين طريق به ويروس اچ آی وی آلوده می شوند و پس از آزاد شدن از زندان، زنان خود را نيز آلوده می کنند.</p>

<p>خانه خورشيد اولين مرکز گذری کاهش آسيب زنان در منطقه دروازه غار است که از زمستان ۱۳۸۵ برای امدادرسانی به زنان و کودکان اچ آی وی مثبت و معتاد منطقه خدمات خود را آغاز کرد. مسوولان اين مرکز علاوه بر توزيع رايگان سوزن و سرنگ در منطقه در اولين قدم تلاش کردند زنان مددجوی خود را تحت پوشش درمانی قرار دهند اما قشر عمده يی از زنانی که به اين مرکز مراجعه می کنند با وجود ايرانی بودن فاقد شناسنامه و کارت شناسايی هستند و برای همين نمی توانند از خدمات بيمه درمانی بهره مند شوند. از طرفی آنها به علت فقر شديد مالی توانايی پرداخت هزينه های درمانی خود به صورت آزاد را ندارند و دولت نيز حاضر به بر دوش گرفتن بار هزينه های درمانی آنها نيست، لذا آنها به طور رايگان توسط پزشک مرکز معاينه شده و هزينه داروهای آنها توسط افراد خير تامين می شود. اما مسلماً درمان های سرپايی اين مرکز جوابگوی نيازهای درمانی بيماران اچ آی وی مثبت نيست. اين زنان که اغلب به انواع بيماری های مقاربتی آلوده هستند نيازمند بستری شدن در بيمارستان و دريافت خدمات پزشکی ويژه يی هستند که نياز به صرف هزينه های زيادی دارد.</p>

<p>ليلی ارشد مديرعامل خانه خورشيد که در رشته مددکاری تحصيل کرده، می گويد؛ «متاسفانه با وجود پيگيری های مستمر، تلاش های ما برای بيمه کردن زنانی که دارای کارت هويت نيستند بی نتيجه مانده است. اين زنان که اکثر آنها دارای رفتار های پرخطر جنسی هستند اغلب به انواع بيماری های حاد آلوده و نيازمند دريافت سريع خدمات درمانی بيمارستانی هستند. مرکز ما به علت محدوديت های مالی و تعداد زياد مددجويان قادر به پرداخت هزينه های درمانی آنها حتی در بخش های دولتی هم نيست. اين در حالی است که اگر اين گروه هر چه سريع تر تحت درمان و کنترل قرار نگيرند موجبات آلوده شدن بسياری از مردم جامعه را به وجود می آورند و جامعه به زودی با بحران جبران ناپذيری روبه رو می شود.»</p>

<p>خانه خورشيد در بدو ورود زنان مراجعه کننده به اين مرکز پس از انجام مشاوره از زنانی که مايل هستند به صورت رايگان آزمايش اچ آی وی به عمل می آورد و در صورت مثبت بودن نتيجه آزمايش، آنها را به مراکز درمانی و کلينيک های مثلثی هدايت می کند. با وجود اينکه اين مرکز همکاری بسيار خوبی با مراکز مبارزه با ايدز و بيماری های عفونی دارد ولی هنوز نتوانسته برای درمان زنان بی هويت خود کاری انجام دهد.</p>

<p>سرور منشی زاده مدير داخلی مرکز که مسووليت ارجاع بيماران به مراکز درمانی را برعهده دارد، می گويد؛ «کلينيک های مثلثی با توجه به قراردادی که با سازمان انتقال خون دارند می توانند به صورت رايگان از مددجويان خود آزمايش اچ آی وی به عمل آورند و آنها را تحت درمان قرار دهند. اما مشکل بزرگ در سر راه استفاده از اين خدمات اين است که فرستادن افراد مبتلا به ويروس اچ آی وی به اين مراکز کار بسيار دشواری است زيرا تعداد اين مراکز در سطح شهر بسيار کم است و فاصله آنها با منازل افراد آلوده به اين ويروس که اغلب از قشر معتاد و کم درآمد هستند، بسيار زياد است. وی ادامه می دهد؛ « از طرفی اگر اين دسته از افراد که به دليل نداشتن کارت شناسايی نمی توانند خود را بيمه کنند، بخواهند در سازمان انتقال خون يا ديگر سازمان های دولتی وابسته به بخش بهداشت آزمايش بدهند بايد هزينه آزمايش های خود را بدون کوچک ترين تخفيفی پرداخت کنند که به طور قطع پرداخت چنين هزينه های سنگينی به هيچ عنوان در توان آنها نيست. لذا آنها که مستوجب دريافت بيشترين کمک ها از طرف دولت هستند تنها به دليل نداشتن کارت شناسايی از همان امکانات کم فراهم شده نيز نمی توانند استفاده کنند.»</p>

<p>خانه خورشيد برای حل اين معضل دست به اقدام جالبی زده است. اين مرکز برای کاهش هزينه های آمدوشد از بيماران مشکوک به ويروس اچ آی وی صبح ها آزمايش خون به عمل می آورد و خون های گرفته شده را برای انجام آزمايش به کلينيک های مثلثی می فرستد تا از اين طريق مددجويان بتوانند از خدمات ابتدايی اين مراکز استفاده کنند.</p>

<p>دکتر شعاری رئيس انجمن ايدز ايران که مسووليت اداره سه مرکز کاهش آسيب را بر عهده دارد در گفت وگويی تلفنی می گويد؛ «در حال حاضر در کلينيک های مثلثی از افرادی که دارای رفتارهای پر خطر هستند حتی با اسم مستعار نيز آزمايش اچ آی وی به عمل می آيد و آنها را تحت درمان های سرپايی قرار می دهند. ولی زمانی که بيماران فاقد هويت نياز به استفاده از داروهای ART ، ARV و بستری شدن در بيمارستان پيدا می کنند ديگر امکان ارائه خدمات به آنها وجود ندارد زيرا مراکز دولتی برای تشکيل پرونده و شروع درمان نياز به دريافت کارت شناسايی بيماران دارند.»</p>

<p>بيماران اچ آی وی مثبت فاقد شناسنامه و کارت هويت، اغلب دچار معضلات و مشکلات شديد مالی نيز هستند و قادر به پرداخت حتی بخش کوچکی از هزينه های درمانی خود نيستند. اين افراد از آن جهت که نمی توانند از خدمات دولتی رايگان استفاده کنند از روی ناچاری با واقعيت مرگ زودرس خود کنار می آيند ولی به علت دست زدن به رفتارهای پر خطر افراد زيادی را نيز با خود به کام مرگ می کشند.</p>

<p>کليه بيماران اچ آی وی مثبت در صورتی که به خدمات درمانی رايگان و داروهای تقويت کننده سيستم ايمنی بدن دسترسی داشته باشند، قادر خواهند بود تا ۳۰ سال پس از ابتلا به اين ويروس زندگی سالم و عادی داشته باشند اما مردان، زنان و کودکان اچ آی وی مثبت که فاقد دفترچه بيمه درمانی يا دست کم کارت شناسايی هستند به علت محروميت از درمان به ندرت تا ۱۰ سال پس از ابتلا به اين ويروس دوام می آورند و اغلب پس از پنج سال از زمان ابتلا جان خود را در اثر ابتلا به بيماری های بسيار ساده يی مانند عفونت رحم و ريه از دست می دهند.راضيه که در ماه های آخر بارداری خود به سر می برد در صورتی که می توانست از خدمات رايگان بخش های دولتی استفاده کند دست کم اين شانس را داشت که با استفاده از قرص های مخصوص و انجام سزارين فرزند خود را سالم به دنيا آورد ولی اکنون به علت دسترسی نداشتن به امکانات اوليه يی که حق هر شهروندی است بايد در انتظار ورود فرزندی آلوده به ويروس اچ آی وی باشد که خود می تواند تهديدی جدی برای سلامت ديگر مردمان جامعه به حساب آيد.<br />
ايدز در جهان<br />
? براساس هدف ششم سند توسعه هزاره سوم دولت ها موظف شده اند تا سال ۲۰۱۵ ميلادی روند فراگيری آلودگی و بيماری ايدز و ساير بيماری های شايع و بومی واگير را متوقف کنند. براساس آمار سازمان ملل متحد، بيش از ۳۳ ميليون نفر که ۹۰ درصد آنها افراد فقير هستند از اين بيماری رنج می برند. دست کم از زمان ظهور اين بيماری در سال ۱۹۸۱ تاکنون ۲۵ ميليون نفر به دنبال ابتلا به ايدز جان خود را از دست داده اند.</p>

<p>?۱۴ سازمان اسلامی، صندوقی را برای پيشگيری و مبارزه با ويروس اچ آی وی به عنوان مهلک ترين بيماری همه گير جهان راه اندازی کردند. عبدالحسين الناما مدير اجرايی بنياد خيريه قطر و يکی از پايه گذاران اين صندوق گفت؛ افتتاح اين صندوق راهی برای نجات بشريت از اين بيماری مهلک است.</p>

<p>اين صندوق با دارايی ۴۳۰ هزار دلار در قطر راه اندازی شده و ارائه کننده درمان پزشکی برای افراد بيمار نخواهد بود، بلکه تلاش می کند سطح آگاهی عمومی را نسبت به ارتباط های خارج از حيطه ازدواج ارتقا دهد. دفتر مرکزی اين صندوق در لندن خواهد بود و هلال احمر قطر، سازمان امداد اسلامی بريتانيا، مجمع بين المللی جوانان مسلمان عربستان و اتحاديه پزشکان قاهره از جمله بنيانگذاران اصلی اين صندوق هستند.</p>

<p>?روزانه هفت هزار و ۵۰۰ نفر از مردم جهان به ويروس ايدز مبتلا می شوند و سالانه حدود دو ميليون نفر به دليل اين بيماری جان خود را از دست می دهند.</p>

<p>?تعداد افرادی که ناقل اچ آی وی هستند از ۲۹ ميليون و ۵۰۰ هزار نفر در سال ۲۰۰۱ به ۳۳ ميليون نفر در سال ۲۰۰۷ افزايش يافته که اکثريت آنان در منطقه جنوب صحرای آفريقا زندگی می کنند؛ جايی که زنان ۶۰درصد بزرگسالان ناقل اچ آی وی را تشکيل می دهند.</p>

<p>?در سال ۲۰۰۷، هزينه درمان و پيشگيری از بيماری ايدز در جهان به ۱۰ ميليارد دلار رسيد و پيش بينی می شود تا سال ۲۰۱۰ ميلادی، اين رقم دست کم ۵۰ درصد افزايش يافته و برای کمک رسانی بيشتر به بيماران مبتلا به ايدز اختصاص داده شود.</p>

<p>?دبير کل سازمان ملل در گزارش اخير خود آورده است؛ سرمايه گذاری های انجام شده بر بيماری ايدز در ۱۰ سال گذشته در حال به ثمر رسيدن است زيرا اشاعه ويروس ايدز و مرگ و مير ناشی از آن رو به کاهش است. براساس اين گزارش، تا دسامبر سال ۲۰۰۷ (دی ماه ۱۳۸۶) ۳۳ ميليون و ۲۰۰ هزار نفر در جهان با «اچ آی وی» زندگی می کرده اند. به نظر می رسد ميزان سالانه ابتلا به «اچ آی وی» در حال کاهش است چرا که در سال ۲۰۰۷، دوميليون و ۵۰۰ هزار نفر به ويروس ايدز آلوده شده اند که اين ميزان در سال ۱۹۹۸، سه ميليون و ۲۰۰ هزار نفر بوده است. همچنين ميزان مرگ و مير سالانه به دليل ايدز از رقم سه ميليون و ۹۰۰ هزار در سال ۲۰۰۱ به رقم دو ميليون و ۱۰۰ هزار نفر در سال ۲۰۰۷ کاهش يافته است.</p>

<p>?فدراسيون بين المللی طرح ريزی والدين در لندن، از افزايش تعداد کشورهايی که به جرم انگاری انتقال ايدز پرداختند، ابراز نگرانی کرد. براساس گزارش اين سازمان، تعداد کشورهايی که ابتلا به ايدز را جرم تلقی کرده يا بر اساس قوانين کنونی خود مبتلايان را به علت انتقال ويروس به سايرين تحت تعقيب کيفری قرار می دهند به ۵۸ کشور افزايش يافته است و ۳۳ کشور ديگر نيز طرح ريزی و اجرای چنين قوانينی را مد نظر دارند. از سال ۲۰۰۵ تاکنون هفت کشور در غرب آفريقا قوانينی را در رابطه با HIV تصويب کردند. در کشور بنين قرار دادن سايرين در معرض ابتلا به اين بيماری حتی در صورتی که بيماری منتقل نشود، جرم است و در تانزانيا انتقال عمدی ويروس می تواند منجر به حبس ابد برای فرد شود. ۳۲ ايالت در امريکا قوانينی دارند که بر اساس آن انتقال ويروس ايدز جرم تلقی می شود. از سال ۲۰۰۱ تاکنون در بريتانيا نيز ۱۶ نفر به همين علت مورد تعقيب کيفری قرار گرفته اند. در سال ۲۰۰۵ در کانادا زنی به علت انتقال ويروس HIV از خود به فرزندش در دوران بارداری، به ارتکاب جرم غيرعمد محکوم شد. وی از بيان بيماری خود به پزشکان خودداری کرده بود و در نتيجه مشاوره های لازم برای انتقال ويروس به نوزادش را دريافت نکرده بود و در پايان به ۶ ماه حبس مشروط و ۳ سال تعليق مواجه شد.</p>

<p>?بر اساس گزارش سازمان ملل تعداد زنان باردار و کودکان مبتلا به اچ آی وی که به داروهای ضدويروسی دسترسی دارند افزايش يافته است اما هنوز راه درازی برای رسيدن به نسلی عاری از ايدز در پيش است.</p>

<p>در سال ۲۰۰۷ ، ۲۹۰ هزار کودک زير ۱۵ سال به دليل ايدز جان باختند و ۱۲ ميليون و ۱۰۰ هزار کودک در کشورهای صحرای آفريقا يک يا هر دو والدين خود را به دليل ايدز از دست دادند.</p>

<p>از سال ۲۰۰۰ تا ۲۰۰۱ در ۱۱ کشور از ۱۵ کشوری که آمار کافی در آنها موجود بود، شيوع اچ آی وی در ميان زنان باردار در رده سنی ۱۵ تا ۲۴ سال که در جلسات مراقبت پيش از زايمان شرکت کرده بودند کاهش يافته است. بيش از ۲/۱ ميليون کودک زير ۱۵ سال مبتلا به ايدز در سال ۲۰۰۷ قبل از تولد، هنگام دنيا آمدن يا شير خوردن مبتلا شده بودند. اين درحالی است که حدود ۴۰درصد موارد جديد ابتلا در سال ۲۰۰۷ ، ۱۵ تا ۲۴ ساله هستند.</p>

<p>? زنان اصلی ترين قربانيان بيماری ايدز در منطقه امريکای لاتين، آفريقا و کارائيب هستند. طی ۲۵ سال گذشته شمار زنان مبتلا به ايدز در تمام مناطق جهان افزايش يافته و در امريکای لاتين تنها در فاصله زمانی سال های ۲۰۰۴ تا ۲۰۰۶ ، ۶۰ هزار نفر به زنان حامل ويروس اچ آی وی افزوده شده است. نتايج تحقيقاتی که در امريکای لاتين و کارائيب انجام شد نشان می دهد ۳۱ درصد مبتلايان به ايدز در امريکای لاتين و ۵۰ درصد افرادی که در کارائيب به اچ آی وی آلوده شده اند زنان هستند. بررسی های سازمان ملل نشان داده زنان نيمی از مبتلايان به ايدز را در جهان تشکيل می دهند. آمار کشورهای آفريقايی نشان می دهد در اين کشورها ميزان ابتلا به ايدز در زنان به ۶۱ درصد هم می رسد.<br />
ايدز در ايران<br />
?وزارت بهداشت بر اساس آمار جمع آوری شده از دانشگاه های علوم پزشکی و خدمات بهداشتی درمانی سراسر کشور آمار ايدز تا پايان سه ماهه دوم سال ۱۳۸۷ را اعلام کرد. تا تاريخ اول مهر ۸۷ مجموعاً ۱۸۳۲۰ نفر افراد مبتلا به اچ آی وی / ايدز در کشور شناسايی شده اند که ۷/۹۳ درصد آنان را مردان و ۳/۶ درصد را زنان تشکيل می دهند. تاکنون ۱۵۹۲ نفر مبتلا به بيماری ايدز در ايران شناسايی شده و ۲۸۰۰ نفر از کل افراد مبتلا به بيماری اچ آی وی / ايدز فوت کرده اند. ۳/۳۹ درصد از مبتلايان به HIV در گروه سنی ۳۴-۲۵ سال قرار دارند که بالاترين نسبت در بين گروه های سنی را به خود اختصاص می دهند. بنابر اين گزارش، علل ابتلا به HIV در کل مواردی که از سال ۱۳۶۵ تاکنون در کشور به ثبت رسيده اند به ترتيب تزريق با وسايل مشترک در مصرف کنندگان مواد مخدر (۶۹ درصد)، رابطه جنسی (۹/۷ درصد)، دريافت خون و فرآورده های خونی (۳/۱ درصد) و انتقال از مادر به کودک (۶/۰ درصد) بوده است. همچنين راه انتقال در ۲/۲۱ درصد از اين گروه ها نامشخص اعلام شده است.</p>

<p>رئيس اداره کنترل ايدز وزارت بهداشت، نسبت به خطر موج سوم انتقال ايدز از طريق رفتارهای جنسی محافظت نشده، هشدار داد. دکتر عباس صداقت گفت؛ در حال حاضر اعتياد تزريقی با ۶۹ درصد بيشترين راه انتقال ويروس عامل اين بيماری در کشور است. اما موج سوم انتقال ايدز از طريق رفتارهای جنسی محافظت نشده رو به افزايش است به طوری که حدود ۱۲ درصد موارد ابتلا به ايدز در کشور از طريق رفتارهای جنسی گزارش شده است. انتقال ايدز از مادر به جنين در ايران ناچيز است، خون های مصرفی در کشور نيز ايمنی ۱۰۰ درصد دارند. انتقال از طريق سرنگ مشترک نيز با پوشش فراگير گروه معتادان تزريقی، اجرای برنامه کاهش آسيب، توزيع سرنگ رايگان و آموزش اين گروه کنترل شده است. اکنون تنها خطری که نگرانی از شيوع اين بيماری را دامن می زند گسترش ايدز از طريق رابطه جنسی است. وی با بيان اينکه تاکنون ۱۸ هزار و ۳۰۰ بيمار مبتلا به ايدز در کشور شناسايی شده اند، گفت؛ از اين تعداد ۳۷ درصد در سنين ۲۵ تا ۴۴ سال قرار دارند.</p>

<p>?يک سوم معتادان کشور تزريق می کنند که ۱۶ درصد آنان از سرنگ غيراستريل استفاده می کنند. در عين حال ۷۶ درصد مبتلايان به بيماری ايدز از معتادانی تشکيل شده اند که تزريق مشترک می کنند.</p>

<p>?دکتر حميد رضا شعاری رئيس انجمن حمايت از بيماران ايدز ايران گفت؛ نيرو های متخصص و آموزش ديده برای مشاوره و رسيدگی به بيماران ايدز در کشور ما بسيار محدود است. به رغم آنکه ايران در موج دوم اپيدمی ايدز، از طريق انتقال بيماری به وسيله اعتياد تزريقی قرار دارد، تعداد افراد با تجربه در اين حوزه اندک است. رئيس انجمن حمايت از بيماران ايدز ايران با اشاره به وجود ۱۰۰ کلينيک مثلثی خاص در کشور اعلام کرد؛ اين کلينيک ها به پرسنل مجرب و آموزش ديده نياز دارند که وزارت بهداشت و سازمان های ديگر بايد به اين مساله به عنوان چشم انداز و افق آينده بنگرند.</p>

<p>?اجرای برنامه دوم کشوری کنترل ايدز از سال ۸۶ آغاز شده است. در اين برنامه وظيفه و سهم هر دستگاه در کنترل، آگاه سازی و حمايت از بيماران مبتلا به اين بيماری و افراد در معرض خطر مشخص شده است. اين برنامه در کميته کشوری ايدز و شورای عالی سلامت مصوب شده است اما برای اينکه پشتوانه اجرايی بيشتری داشته باشد به هيات دولت رفته تا در دولت نيز مصوب و ابلاغ شود. برای اجرای اين طرح به سالانه حدود ۸ ميليارد تومان اعتبار نياز است در حالی که سال گذشته ۵/۴ ميليارد تومان اعتبار به آن اختصاص يافت و امسال هم قرار است همين مقدار اعتبار برای دومين برنامه کشوری ايدز اختصاص يابد که هنوز معلوم نيست همين اعتبار هم به طور کامل تخصيص يابد. ۶۵ درصد اين اعتبار برای هزينه های دارو و درمان بيماران شناسايی شده صرف می شود و فقط ۳۵ درصد آن برای آموزش و پيشگيری از بروز اين بيماری هزينه می شود در عين حال که اعتبار کافی برای آگاه سازی مردم درباره اين بيماری خطرناک وجود ندارد.</p>

<p>رئيس اداره ايدز وزارت بهداشت گفت؛ بر اساس بخشنامه معاون رئيس جمهوری در سال ۸۱ هيچ کارفرمايی در کشور حق اخراج بيماران مبتلا به ايدز را ندارد. وزارت آموزش و پرورش نيز طی بخشنامه يی به همه مدارس ابلاغ کرده است ثبت نام دانش آموزان مبتلا به ويروس ايدز اجباری است و هيچ مدرسه يی حق ثبت نام نکردن اين افراد را ندارد. همچنين بر اساس مقررات موجود انجام آزمايش ايدز قبل از صدور رواديد مهاجرت نيز ممنوع است.</p>

<p>حسن ابوالقاسمی مديرعامل سازمان انتقال خون کشور گفت؛ در حال حاضر از هر يک ميليون اهداکننده خون در کشور ۴۰ نفر مبتلا به ايدز تشخيص داده شده اند که خون آنها از چرخه مصرف خارج می شود.</p>

<p>مينو محرز رئيس مرکز تحقيقات ايدز با هشدار نسبت به شروع الگوی انتقال جنسی ايدز در کشور گفت؛ فقط ۱۷درصد از مبتلايان به ويروس ايدز در کشور شناسايی شده اند و همه افرادی که سابقه رابطه جنسی غير ايمن داشته اند بايد حتماً تست ايدز بدهند. وی گفت؛ بين ۹۶ تا ۱۰۰ هزار نفر در ايران آلوده به ويروس ايدز هستند که بدون اينکه شناسايی شده باشند از طريق جنسی در حال اشاعه اين بيماری هستند. هنوز اکثر بيماران مبتلا به ويروس ايدز در ايران ناشناخته هستند و فقط ۱۶ هزار و ۹۰ نفر آنها شناسايی شده اند که از اين تعداد ۷/۶۶ درصد از طريق اعتياد تزريقی مبتلا شده اند، ۵/۷ درصد از طريق رابطه جنسی و ۲۳ درصد از طريق روشی ناشناخته به اين بيماری مبتلا شده اند که تقريباً همه آنها از طريق رابطه جنسی به اين عارضه مبتلا شده اند يعنی حتی آمار رسمی نيز گويای ابتلای ۳۰ درصد مبتلايان به ايدز از طريق رابطه جنسی است.</p>

<p>وزارت رفاه و تامين اجتماعی با هدف حمايت مالی، روحی و روانی، ارتقای سطح آگاهی های بهداشتی و جلوگيری و کاهش آسيب های ناشی از بيماری ايدز از اين پس به خانواده های نيازمند آسيب ديده از ايدز مستمری پرداخت می کند و برای کمک به اين خانواده ها، از محل اعتبارات بند «ب» تبصره ۱۵ قانون بودجه، مبلغ ۲۱ ميليارد ريال اعتبار اختصاص يافته است.<br />
 </p>]]>
        
    </content>
</entry>
<entry>
    <title> طرح بومی گزينی ضربه به جنبش دانشجويی است</title>
    <link rel="alternate" type="text/html" href="http://www.rahaward.org/archives/2008/12/post_3877.php" />
    <link rel="service.edit" type="application/atom+xml" href="http://www.rahaward.org/cgi-bin/mt/mt-atom.cgi/weblog/blog_id=1/entry_id=5305" title=" طرح بومی گزينی ضربه به جنبش دانشجويی است" />
    <id>tag:www.rahaward.org,2008://1.5305</id>
    
    <published>2008-12-01T23:04:05Z</published>
    <updated>2008-12-02T00:24:51Z</updated>
    
    <summary>اين طرح همچنين در تضاد آشکار با اعلاميه ی جهانی حقوق بشر و برخی اصول قانون اساسی از جمله اصل سوم و بيست و يکم است. که حقوق زن و مرد را برابر دانسته و دولت را موظف به اجرای آن و تأمين کليه امکانات به صورت برابر نموده است.</summary>
    <author>
        <name>rahaward</name>
        <uri>www.rahaward.org</uri>
    </author>
            <category term="تيتر دوم راست" />
    
    <content type="html" xml:lang="de" xml:base="http://www.rahaward.org/">
        <![CDATA[<p><br />
سعيده اسلامی - مدرسه فمنيستی :دانشجويان به عنوان منتقدان اجتماعی در تحولات سياسی- اجتماعی جامعه ايران همواره موثر بوده اند. اين تاثير حتی به پيش از تاسيس دانشگاه تهران (۱۳۱۳) برمی گردد، ‌زمانی که دانشجويان جهت کسب علم به اروپا اعزام می شدند. اين قشر که بعدها گسترش يافت به تدريج از دل خواسته های جنبشی به عنوان «جنبش دانشجويی» شکل گرفت و به عنوان يکی از گروههای مرجع اجتماعی شناخته شد. جنبش های دانشجويی همواره در نقش ميزان الحراره جامعه ظاهر شده و صدای رسای جامعه و طنين فرياد آزادی بوده اند و در اين مسير فشارها و هزينه های زيادی را تحمل کرده اند. جنبش دانشجويی در ايران نيز از آغاز تا کنون، حضور و نفوذ قابل توجهی در حرکتهای اجتماعی و سياسی داشته است و عليرغم خواست حاکميت در خاموش کردن صدای آن، توانسته روز به روز گسترده تر و عمومی تر شود.</p>

<p>دانشجويان دختر نيز در جنبش دانشجويی پيشگام بوده و بخشی از اين بار گران را بر دوش گرفته اند، در صورتيکه امروز شاهد طرحهايی هستيم که در صورت تحقق به استقلال و قدرت جنبش دانشجويی آسيب می رساند بنابراين جنبش دانشجويی بايد آگاهانه و فعالانه به مقابله با چنين طرحهايی برخيزد.</p>

<p>جنبش زنان هنوز خستگی مبارزه با " لايحه ی حمايت از خانواده" را از تن به در نکرده بود که باز هم با اعمال فشاری ديگر بر زنان جامعه روبرو شده است. طرح پذيرش دانشجويان دختر در محل سکونت خود که در دستور کار مجلس قرار گرفته ، خواستار اين است که سازمان سنجش و دانشگاه های آزاد بايد سياستی را در پيش بگيرند تادختران دانشجو را در محل سکونت خود گزينش کنند. اين در حالی است که دکتر علی عباسی فرد رئيس کميسيون آموزش و تحقيقات مجلس اظهار کرده که اين طرح، از طرف کميسيون آموزش و تحقيقات مجلس نيست اين امر نشان می دهد که بررسی کارشناسانه و همه جانبه ای در مورد اين طرح صورت نگرفته است.</p>

<p>معلوم نيست دولتمردان باز چه خوابی برای زنان ديده اند. اين طرح علاوه بر تبعيض جنسيتی شامل نواقص ديگری از جمله کاهش مهارتهای اجتماعی زنان و دختران است.</p>

<p>از طرف ديگر چون دختران فرصت تحصيل در شهرهای ديگر را از دست می دهند و همچنان در مناسبات سنتی خانوادگی رشد می کنند، مردسالاری محلی تقويت شده و جايگاه فروتر زنان بازتوليد می گردد. در کشور ما دانشگاه هايی که رشته های برتر و مادر را دارند و از نظر علمی نيز در سطح بالايی قرار دارند محدود بوده و تنها در چند استان بزرگ از جمله تهران متمرکز شده اند، با اجرای اين طرح انتظار می رود ، تنها ساکنين اين شهرها بتوانند از اين امکانات بهره ببرند و جوانان ساير مناطق کشور که خواستار تحصيل در اين دانشگاه ها و رشته ها هستند يا مجبور به ترک محل سکونت خود قبل از شرکت در آزمون دانشگاهها خواهند بود يا بايد عدم وجود شرايط برابر در توزيع امکانات را بپذيرند بنابراين به صراحت می توان گفت با اجرای اين طرح نوعی نخبه کشی در کشور ايجاد خواهد شد.</p>

<p>از طرفی چون تحصيلات عاليه در افزايش منزلت اجتماعی (ثروت ، جايگاه و داشتن نقش مرجعيت) افراد بسيار موثر است اين طرح با محدود کردن فرصتهای پيش روی زنان، در اصل آنها را از منزلت اجتماعی بيشتر محروم ميکند ، اين مساله بويژه در مناطق کمتر توسعه يافته، حاشيه ای و مرزی بيشتر آشکار خواهد شد. در حالی که بر اثر آگاهی خانواده ها و به همت تلاش جنبش زنان در دهه¬های گذشته به خصوص بعد از انقلاب ٬ گفتمان رسمی جامعه به سمت تشويق دختران برای حضور در جامعه و دانشگاه ها پيش رفته است بطوريکه خانواده هايی با توان مالی پايين نيز حاضر نيستند دختران خود را از تحصيل محروم کنند و به هر طريق ممکن سعی در ادامه تحصيل فرزندانشان دارند. طراحان لايحه آشکارا اعلام ميکنند که دختران ما توانايی مستقل زندگی کردن را ندارند و خواهان آن هستند که هزينه ی کمبود خوابگاه و امکانات و همچنين اشتباهات و سياستهای نادرست خود را، دانشجويان دختر با محروم شدن از تحصيل در دانشگاه های برتر بپردازند و به جای اصلاح شرايط نابرابر، مراقبت از دختران را بر دوش خانواده ها قرار دهند.</p>

<p>اين طرح همچنين در تضاد آشکار با اعلاميه ی جهانی حقوق بشر و برخی اصول قانون اساسی از جمله اصل سوم و بيست و يکم است. که حقوق زن و مرد را برابر دانسته و دولت را موظف به اجرای آن و تأمين کليه امکانات به صورت برابر نموده است.</p>

<p>دليل اصلی اين طرح، مقابله با حضور بيشتر زنان در اجتماع است چرا که حضور زنان در جامعه الگوهای ايدئولوژيک حکومت را مورد پرسش قرار می دهد و گزينه های ديگری پيش روی زنان قرار ميدهد. جنبش زنان اما امروز بسيار نيرومند شده و با کمک ساير حرکتهای اجتماعی از جمله جنبش دانشجويی ، توان آشکار کردن و به عقب راندن اين طرحهای تبعيض آميز را دارد. طرح بومی گزينی و سهميه بندی جنسيتی نيز، مانند ديگر قوانين تبعيض آميز، نه تنها با همراهی جامعه روبرو نخواهد شد بلکه همکاری جنبشهای اجتماعی را رقم زده و سطح مقاومت اجتماعی را بالا خواهد برد.</p>

<p>پانوشت:</p>

<p>۱ - طبق اصل سوم قانون اساسی يکی از وظايف دولت، آموزش و پرورش و تربيت بدنی رايگان برای همه، در تمام سطوح و تسهيل وتعميم آموزش عالی (بند ۳)؛ رفع تبعيضات ناروا و ايجاد امکانات عادلانه برای همه، در تمام زمينه های مادی و معنوی (بند ۹) و تامين حقوق همه جانبه افراد اعم از زن و مرد و ايجاد امنيت قضايی عادلانه برای همه و تساوی عموم در برابر قانون (بند ۱۴) است. و طبق اصل ۲۱ قانون اساسی دولت موظف است حقوق زن را در تمام جهات با رعايت موازين اسلامی تضمين کند. (قانون اساسی جمهوری اسلامی ايران،تهران: سازمان چاپ و انتشارات وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی،چاپ سوم، ۱۳۷۳) </p>]]>
        
    </content>
</entry>
<entry>
    <title> تورم ایران، بالاترین در خاورمیانه</title>
    <link rel="alternate" type="text/html" href="http://www.rahaward.org/archives/2008/12/post_3878.php" />
    <link rel="service.edit" type="application/atom+xml" href="http://www.rahaward.org/cgi-bin/mt/mt-atom.cgi/weblog/blog_id=1/entry_id=5304" title=" تورم ایران، بالاترین در خاورمیانه" />
    <id>tag:www.rahaward.org,2008://1.5304</id>
    
    <published>2008-12-01T08:29:22Z</published>
    <updated>2008-12-01T08:30:40Z</updated>
    
    <summary>رادیو فردا بانک مرکزی جمهوری اسلامی ایران در گزارشی از آخرین وضعیت اقتصادی کشور اعلام کرد که ایران در سال ۲۰۰۷ بالاترین نرخ تورم در منطقه خلیج فارس و خاورمیانه را داشته است. در گزارشی که محمود بهمنی، رییس بانک...</summary>
    <author>
        <name>rahaward</name>
        <uri>www.rahaward.org</uri>
    </author>
            <category term="DPolitik" />
    
    <content type="html" xml:lang="de" xml:base="http://www.rahaward.org/">
        <![CDATA[<p>رادیو فردا<br />
بانک مرکزی جمهوری اسلامی ایران در گزارشی از آخرین وضعیت اقتصادی کشور اعلام کرد که ایران در سال ۲۰۰۷ بالاترین نرخ تورم در منطقه خلیج فارس و خاورمیانه را داشته است.</p>

<p>در گزارشی که محمود بهمنی، رییس بانک مرکزی ایران، در مجمع عمومی این بانک به اطلاع محمود احمدی‌نژاد، رییس جمهوری ایران، رساند میزان تورم در ۱۲ ماه منتهی به مهرماه سال ۱۳۸۷ معادل  ۲۴.۳ درصد اعلام شده است. </p>

<p>در این گزارش همچنین آمده است که رشد اقتصادی ایران در سال ۲۰۰۷ از عربستان و کویت بیشتر بوده، اما با رشد اقتصادی امارات متحده عربی فاصله زیادی دارد. رشد اقتصادی ایران در همین سال از متوسط کشورهای آسیای مرکزی و خاورمیانه و کشورهای نفت‌خیز نیز کمتر بوده است.</p>

<p><br />
بر اساس گزارش بانک مرکزی ایران، نرخ تورم در فروردین سال ۱۳۸۶ معادل ۸/۱۲ درصد بوده و پس از آن ماه به ماه افزایش داشته تا این که در شهریور سال ۱۳۸۷ به  ۲۳.۳ درصد رسیده است.</p>

<p>محمود بهمنی در گزارش خود اشاره کرده است که با توجه به اثرات مخرب تورم بر ثبات اقتصاد کلان، توزیع درآمد و فضای کسب و کار، «حصول به اهداف ملحوظ در سند چشم‌انداز بیست‌ساله بیش از هر چیز مستلزم به کارگیری سیاست‌های موثر برای کنترل نرخ تورم» است.</p>

<p>در این گزارش به این «سیاست‌های موثر» که برای کنترل تورم باید به کار گرفته شوند اشاره نشده است.</p>

<p>پیش از این طهماسب مظاهری، رییس سابق بانک مرکزی، نیز در مراسم تودیع خود اشاره کرده بود که «مردم می‌دانند که تورم موجود محصول سياست‌های اقتصادی دولت است».<br />
از پاييز سال گذشته كه ركورد نرخ تورم با عبور از مرز ۱۸ درصد در دهه اخير در ايران شكسته شد، تورم به يكی از چالش‌های بزرگ دولت محمود احمدی‌نژاد تبديل شده است. اما رييس جمهوری ايران در طول يک سال گذشته بارها علت افزايش نرخ تورم را «دست‌های پنهان و رسانه‌ها» عنوان كرده است.<br />
</p>]]>
        
    </content>
</entry>
<entry>
    <title>عکس</title>
    <link rel="alternate" type="text/html" href="http://www.rahaward.org/archives/2008/12/post_3741.php" />
    <link rel="service.edit" type="application/atom+xml" href="http://www.rahaward.org/cgi-bin/mt/mt-atom.cgi/weblog/blog_id=1/entry_id=5142" title="عکس" />
    <id>tag:www.rahaward.org,2008://1.5142</id>
    
    <published>2008-11-30T23:30:51Z</published>
    <updated>2008-11-30T22:30:21Z</updated>
    
    <summary>&quot;دشت كوههاي رنگي در آلاداغلار استان آذربايجان شرقي</summary>
    <author>
        <name>rahaward</name>
        <uri>www.rahaward.org</uri>
    </author>
            <category term="عکس روز" />
    
    <content type="html" xml:lang="de" xml:base="http://www.rahaward.org/">
        
        
    </content>
</entry>
<entry>
    <title> تغییر برای برابری، برنده جایزه ویژه گزارشگران بدون مرز</title>
    <link rel="alternate" type="text/html" href="http://www.rahaward.org/archives/2008/11/post_3876.php" />
    <link rel="service.edit" type="application/atom+xml" href="http://www.rahaward.org/cgi-bin/mt/mt-atom.cgi/weblog/blog_id=1/entry_id=5302" title=" تغییر برای برابری، برنده جایزه ویژه گزارشگران بدون مرز" />
    <id>tag:www.rahaward.org,2008://1.5302</id>
    
    <published>2008-11-28T20:42:03Z</published>
    <updated>2008-11-28T20:45:12Z</updated>
    
    <summary>جایزه ویژه گزارشگران بدون مرز که هر ساله در مسابقه وبلاگی دویچه وله به وب سایت ها و وبلاگ هایی از سراسر جهان اهدا می شود، امسال به صورت مشترک به سایت تغییر برای برابری و وبلاگ چینی &quot;زنچینگ ین&quot; اهدا شد.</summary>
    <author>
        <name>rahaward</name>
        <uri>www.rahaward.org</uri>
    </author>
            <category term="تيتر سوم چپ" />
    
    <content type="html" xml:lang="de" xml:base="http://www.rahaward.org/">
        <![CDATA[<p><br />
تغییر برای برابری:جایزه ویژه گزارشگران بدون مرز که هر ساله در مسابقه وبلاگی دویچه وله به وب سایت ها و وبلاگ هایی از سراسر جهان اهدا می شود، امسال به صورت مشترک به سایت تغییر برای برابری و وبلاگ چینی "زنچینگ ین" اهدا شد.</p>

<p>در گزارش هیات داوران این مسابقه آمده است:" وب سایت "تغییر برای برابری"، وب سایت کمپین یک میلیون امضا برای تغییر قوانین تبعیض آمیز است که دو سال و سه ماه قبل توسط تعدادی از فعالان حقوق زن در ایران راه اندازی شد. این کمپین قصد دارد یک میلیون امضا از زنان و مردان ایرانی را برای رفع تبعیض های قانونی علیه زنان ایرانی جمع آوری کرده و به مجلس ایران تحویل دهد و خواستار بازبینی قوانین شود. اما این فقط یک هدف این کمپین است، مهم ترین هدف این کمپین آموزش و ارتقای آگاهی شهروندان ایرانی از قوانین تبعیض آمیز است. این وب سایت تاکنون هجده بار فیلتر شده است که از این نظر رکورددار فیلتر شدن در جامعه اینترنتی فارسی زبان است! تا به امروز چهل و هشت کنشگر این کمپین بازداشت شده و هرکدام از چند روز تا چندماه به جرم جمع آوری امضا و گسترش آگاهی در زندان به سر برده و بسیاری از آنها به حبس های از شش ماه تا دو سال تعزیری و تعلیقی محکوم شده اند. حتا سه نفر از آنها به شلاق هم محکوم شده اند. تعدادی از کنشگران این کمپین از محل کارهای خود به دستور وزارت اطلاعات اخراج شده اند و برخی از آنها نیز از دانشگاه اخراج شدند."</p>

<p>"زنچینگ ین" وبلاگ همسر یک ناراضی چینی است. در حالی که وی خود در شرایط حبس خانگی وبلاگ نویسی می کند، همسر زندانی اش امسال جایزه حقوق بشر پارلمان اروپا بنام جایزه زاخاروف را دریافت کرد.<br />
</p>]]>
        
    </content>
</entry>
<entry>
    <title>انتقاد سازمان ملل از ارعاب و آزار فعالان حقوق زنان در ایران</title>
    <link rel="alternate" type="text/html" href="http://www.rahaward.org/archives/2008/11/post_3875.php" />
    <link rel="service.edit" type="application/atom+xml" href="http://www.rahaward.org/cgi-bin/mt/mt-atom.cgi/weblog/blog_id=1/entry_id=5301" title="انتقاد سازمان ملل از ارعاب و آزار فعالان حقوق زنان در ایران" />
    <id>tag:www.rahaward.org,2008://1.5301</id>
    
    <published>2008-11-28T12:26:05Z</published>
    <updated>2008-11-28T12:26:55Z</updated>
    
    <summary>دو گزارشگر سازمان ملل از رفتار و رویکرد جمهوری اسلامی علیه فعالان حقوق زن در ایران انتقاد کردند. بنا به بیانیه‌ی این دو گزارشگر، دستگیری، حبس و ارعاب علیه فعالان حقوق زنان در ایران به رویه‌ای رایج و ثابت بدل شده است.</summary>
    <author>
        <name>rahaward</name>
        <uri>www.rahaward.org</uri>
    </author>
            <category term="تيتر اول" />
    
    <content type="html" xml:lang="de" xml:base="http://www.rahaward.org/">
        <![CDATA[<p><br />
<strong>دو گزارشگر سازمان ملل از رفتار و رویکرد جمهوری اسلامی علیه فعالان حقوق زن در ایران انتقاد کردند. بنا به بیانیه‌ی این دو گزارشگر، دستگیری، حبس و ارعاب علیه فعالان حقوق زنان در ایران به رویه‌ای رایج و ثابت بدل شده است.</strong></p>

<p>مارگارت سکاگای و یاکین ارتورک، دو گزارشگر ویژه‌ی سازمان ملل در زمینه‌ی دفاع از حقوق بشر‌ و نفی خشونت علیه زنان، بیانیه مشترکی که روز پنجشنبه (۲۷ نوامبر) انتشار دادند.</p>

<p> </p>

<p>بیانیه، ابتدا شرحی از دستگیری فعالان حقوق زن در ایران در جریان تظاهرات مسالمت‌آمیز خرداد ۱۳۸۵ به دست می‌دهد و در ادامه با اشاره به دستگیری، حبس و تعقیب بعدی شماری از تظاهرکنندگان، بر این نکته تأکید می‌کند که ارعاب و آزار فعالان یادشده و ممانعت از سفر آنها به خارج کماکان رویه‌‌ای جاری و ساری در جمهوری اسلامی است.</p>

<p> </p>

<p><strong>ارعاب فعالان «کمیپین یک میلیون امضا»</strong></p>

<p> </p>

<p>بیانیه‌ی مشترک دو کارشناس سازمان ملل، در ادامه به فعالیت مداوم جنبش زنان ایران در چارچوب «کمپین جمع‌آوری یک میلیون امضا» جهت تغییر در قوانین تبعیض‌آمیز علیه زنان پرداخته و با تأیید اهداف این کمپین، می‌نویسد: «تقویت مشارکت زنان عرصه‌ی عمومی و برخورد برابر یکسان و بدون تبعیض به دو جنس، راهکاری برای ایجاد یک جامعه‌ی سالم و بسامان است.»</p>

<p> </p>

<p>«کمپین جمع‌آوری یک میلیون امضا» معطوف به تغییر قوانین ایران در زمینه‌های مربوط به طلاق، وراثت، حق حضانت و همه‌ی آن عرصه‌های حیات اجتماعی است که زنان مورد تبعیض واقع می‌شوند.</p>

<p> </p>

<p>بر اساس بیانیه‌ی مارگارت سکاگای و یاکین ارتورک، نقض حقوق بیش از ۷۰ مدافع حقوق بشر در کمپین یک میلیون امضا، موضوع مکاتبه‌ی آنها  با مقام های ایران بوده است، ولی تاکنون تنها به سه مورد از این مکاتبات پاسخ داده شده  است.</p>

<p> </p>

<p><strong>قانون مجازات اسلامی و حقوق زنان</strong></p>

<p> </p>

<p>بیانیه‌ی دو گزارشگر سازمان ملل سپس به اظهارات انتقادآمیز شیرین عبادی، برنده جایزه‌ی صلح نوبل، در ارتباط با قانون جدید مجازات اسلامی اشاره می‌کند. این قانون که در خارج نیز با انتقاد پارلمان اروپا مواجه شده، با تفسیری خشک و عقب‌مانده از قوانین اسلام، مجازات‌های سختی برای بسیاری از جرم و بزه‌های اجتماعی تعیین کرده است. سن مجازات نیز در این قانون سن بلوغ شرعی، یعنی ۱۵ سال قمری برای پسران و ۹ سال قمری برای دختران، تعیین شده است.</p>

<p> </p>

<p>مجلس شورای اسلامی ایران، در اواخر آبان‌ماه سال جاری، اجرای آزمایشی "قانون مجازات اسلامی" را برای یک سال دیگر تمدید کرده است.</p>

<p> </p>

<p>این سومین بار است که اجرای آزمایشی این قانون برای مدت یک سال تمدید می‌شود. تمدید دوره‌ی آزمایشی اجرای این قانون، به اختلاف نظر میان محافل حقوقی مختلف جمهوری اسلامی برمی‌گردد که از سال ۱۳۷۰ هنوز به اجماع و اشتراک راه نبرده است.</p>

<p> </p>

<p>بر اساس قانون اساسی ایران، مجلس تنها باید در موارد ضروری و استثنائی، قوانین آزمایشی تصویب کند. این‌که قانون مجازات اسلامی  از هفده سال پیش به شکل آزمایشی اجرا می‌شود، از دید حقوقدانان، در تناقض با قانون یادشده است.</p>

<p> </p>

<p> به رغم اصلاحاتی که قوه‌ی قضائیه در سال‌های اخیر در قانون مجازات اسلامی انجام داده است، موارد اعمال مجازات‌های اعدام، حبس و شلاق در آن به شدت افزایش یافته است. بخش‌هایی از این قانون، به ویژه آنجا که به تعریف موارد مجازات و حقوق زنان برمی‌گردد از سوی محافل هوادار حقوق بشر در داخل و خارج ایران در تناقض کامل با قوانین مدرن، منشور حقوق بشر وحتی قانون اساسی جمهوری اسلامی ارزیابی شده است.</p>

<p> </p>

<p>بیاینه‌ی دو گزارشگر سازمان ملل سومین مورد از بیانیه هایی است که  سازمان ملل در انتقاد از "سرکوب فعالان حقوق بشر در ایران انتشار داده است.</p>]]>
        
    </content>
</entry>
<entry>
    <title>    گزارش  &quot;جنبش زنان ایران&quot;  نامزد جایزه حقوق بشر سازمان ملل متحد</title>
    <link rel="alternate" type="text/html" href="http://www.rahaward.org/archives/2008/11/post_3874.php" />
    <link rel="service.edit" type="application/atom+xml" href="http://www.rahaward.org/cgi-bin/mt/mt-atom.cgi/weblog/blog_id=1/entry_id=5300" title="    گزارش  &quot;جنبش زنان ایران&quot;  نامزد جایزه حقوق بشر سازمان ملل متحد" />
    <id>tag:www.rahaward.org,2008://1.5300</id>
    
    <published>2008-11-27T23:51:01Z</published>
    <updated>2008-11-27T23:59:26Z</updated>
    
    <summary>کميته حقوق بشر انجمن پژوهشگران ايران با در نظر گرفتن شصتمين سالگرد اعلاميه جهانی حقوق بشر و چهلمين سالگرد &quot;جايزه حقوق بشر سازمان ملل متحد&quot; ، &quot;جنبش زنان ايران&quot; را نامزد دريافت اين جايزه بين المللی نمود.</summary>
    <author>
        <name>rahaward</name>
        <uri>www.rahaward.org</uri>
    </author>
            <category term="تيتر دوم راست" />
    
    <content type="html" xml:lang="de" xml:base="http://www.rahaward.org/">
        <![CDATA[<p></p>

<p>انجمن پژوهشگران ايران بدنبال مسئوليت و وظيفه ای که در رابطه با بالا بردن آگاهی بين المللی نسبت به مسائل و مشکلات درون ايران برای خود قائل می باشد در آستانه سی امين سال حکومت جمهوری اسلامی اقدام به يک سلسله فعاليت هائی در اين زمينه نموده است.</p>

<p> ر اين راستا کميته حقوق بشر انجمن پژوهشگران ايران با در نظر گرفتن شصتمين سالگرد اعلاميه جهانی حقوق بشر و چهلمين سالگرد "جايزه حقوق بشر سازمان ملل متحد" ، "جنبش زنان ايران" را نامزد دريافت اين جايزه بين المللی نمود.</p>

<p>مبارزات آزاديخواهانه و برابری طلبانه زنان ايرانی در تاريخ معاصر ايران صدسالگی خود را پشت سر گذاشته و اين در حالی است که متاسفانه در سی سال گذشته، تبعيض بر نيمی از جمعيت ايران به صورت رسمی و قانونی اعمال گشته است. از سوئی ديگربا توجه به پيشرفت تکنولوژی که بر اساس دست آوردهای آن ديگر نميتوان از"ايرانی داخل و خارج" نام برد اين امکان نيز بوجود آمده است که بتواند يک نوع همآهنگی و همفکری ميان مبارزات داخل و خارج از کشور فراهم گردد.  در چنين شرايطی بود که انجمن پژوهشگران ايران هدف اصلی خود را بر شناساندن بيشتر "جنبش مبارزه و مقاومت زنان ايران" به جامعه بين المللی قرار داد.</p>

<p>در اين زمينه، علی رغم اينکه تلاشگران بسيار شايسته ای هم در راه اين مقاومت و مبارزه وجود داشته و دارند، ما بر آن شديم که تمامی "جنبش زنان ايران" را برای  اين جايزه بين المللی نامزد نماييم تا هزاران تلاشگری هم که دارای نام و نشان در صحنه اين مبارزات نبوده اند  بی نصيب نمانده باشند.</p>

<p><strong>سابقه جايزه حقوق بشر سازمان ملل متحد</strong></p>

<p>سابقه اين جايزه بين المللی به چهل سال پيش در ۱۹۶۸ برمی گردد که برای نخستين بار سازمان ملل اقدام به اهداء "جايزه حقوق بشر سازمان ملل متحد" نمود. لازم به يادآوری و ارزش گذاری می داند که يکی از نخستين دريافت کنندگان اين جايزه بين المللی حقوق بشر، در چهل سال پيش، خانم دکتر مهرانگيز منوچهريان حقوقدان و سناتور از ايران بوده است.</p>

<p>اين جايزه، جايزه ای سمبليک نيز می تواند باشد که به مانند سال ۱۹۹۸ که به تمامی "مدافعان حقوق بشر در جهان" اهداء شد نيازی هم نباشد که در دهم دسامبر، سالگرد اعلاميه جهانی حقوق بشر، شخصی و يا نماينده ای در مقر سازمان ملل متحد در نيويورک حضور پيدا کرده و آنرا دريافت نمايد؛ بل اعتبار اهدای آن و ثبت آن در سازمان ملل متحد بوده است که جايگاه شايسته ای را هميشه در جهان داشته است.</p>

<p>امسال تاريخ انقضای ارسال مدارک اين نامزدی، از سوی سازمان ملل متحد ۱۵جولای ۲۰۰۸ اعلام شده بود که خوشبختانه در روز ۱۴ جولای اعلام گرديد که اين تاريخ تمديد و تا ۳۱ جولای باز هم می شد از نامزدی اين جنبش حمايت نمود که برای تمامی ما ايرانيان اين تمديد مهلت، شانس بزرگی به حساب می آمد.</p>

<p><strong>روند کار</strong></p>

<p>انجمن پژوهشگران ايران در اول جولای ۲۰۰۸ برابر با ۱۰ تير ماه ۱۳۸۷ اقدام به اعلام عمومی اين نامزدی نمود و از تمامی ايرانيان برای نامزدی "جنبش زنان ايران" و کسب اين جايزه بين المللی درخواست حمايت کرد.</p>

<p>بدين ترتيب ما به عنوان پيشنهاد دهنده خود را موظف به هماهنگی و سازمان دهی برای بوقوع پيوستن اين نامزدی ميدانستيم. از آنجاييکه فرم نامزدی می بايست بوسيله هر فرد حقيقی و يا حقوقی به صورت مجزا به زبان انگليسی تکميل می گرديد نخستين اقدام ما، تهيه، تنظيم و قرار دادن فرم مخصوص به اضافه آدرس صفحه اصلی جايزه سازمان ملل متحد بر روی تارنمای انجمن پژوهشگران ايران برای راهنمائی می بود. در همين زمينه آدرس ايميل خاصی هم بوجود آمده که اگر سوال ويا مشکلی برای پر کردن فرم می بود می توانستيم راهنمايی کنيم.</p>

<p>به دنبال تماس های فراوان، اضافه بر تکميل فرم از سوی عده ای که مشخصات شخصی خود را که مورد نيازسازمان ملل متحد برای تکميل فرم ها می بود در اختيار ما قرار دادند، اين فرم و همچنين نمونه ای از نحوه تکميل کردن آن از سوی انجمن پژوهشگران ايران در اختيار ديگر حاميان اين نامزدی نيز قرار گرفت.</p>

<p><strong>نگاهی به ترکيب حمايت کنندگان</strong></p>

<p>در طی اين دوره ۳۰ روزه تعداد ۶۳۳۶ تماس از طريق ايميل، تلفن و فاکس با ما ايجاد شد و اين تعداد جدای از آن افراد و گروه هائی هستند که خود مستقلا اقدام به تکميل فرم های اين نامزدی نموده اند که ما از تعداد آن بی اطلاع هستيم.</p>

<p>گوناگونی و گستردگی جغرافيائی حمايت ها بسيار بيشتر از حد انتظار بود (۶۲% از خارج از ايران و ۳۸% از داخل کشور) و خوشحاليم گزارش دهيم که علی رغم مشکلات مربوط به دستيابی به اينترنت و ديگر وسائل ارتباطی تعداد بی شماری مرد و زن، پير و جوان باضافه سازمان های غير دولتی از چهار گوشه ايران از طريق ما حمايت خود را از اين نامزدی به سازمان ملل متحد اعلام داشتند. مهمتر اينکه درصد بالای حاميان مرد از داخل ايران نمايانگر موفقيت جنبش برابری طلبی زنان برای تبديل کردن مبارزات خود به جنبشی اجتماعی که شرکت مردان را نيز بدنبال داشته، بوده است (۵۳% زن و ۴۷% مرد).</p>

<p>همچنين جای تعجب نبود که تعداد بی شماری از ايرانيان خارج از کشور نيز از اين نامزدی حمايت کردند. شايان ذکر است که درصد مردان ايرانی در خارج از کشورکه حمايت خود را از اين نامزدی اعلام داشتند - با اختلاف کمی- بيشتر از زنان بوده است . (۵۴% مرد و۴۶% زن).</p>

<p>گستردگی اين حمايت ها از نظر جغرافيائی در ايران شامل شهرهايی چون: تبريز، مهاباد، پيرانشهر، کرمانشاه، درود، آبادان، اهواز، اراک، کرج، تهران، اصفهان، ساری، شاهين شهر، زاهدان و...، بوده است و در خارج از ايران کشور هائی در منطقه چون ترکيه، سوريه و امارات؛ در اروپا: سويس، بلژيک، ايتاليا، اسپانيا، آلمان، دانمارک، نروژ، سوئد، هلند، اتريش،انگلستان و فرانسه و همچنين از آمريکا، کانادا و استراليا هم اين نامزدی حاميان بسيار داشت.</p>

<p>در ميان حمايت کنندگان اين نامزدی از جوان ترين (۱۷ ساله از ايران) تا سنين بالاتر ديده می شد؛ همينطور تعداد زوج (زن و شوهر) و يا خانواده هائی که با اعلام اسامی فرد فرد خود از "جنبش زنان ايران" حمايت نموده اند نيز چشمگير بود؛ همچنين شبکه های بين المللی زنان، شبکه های بين المللی مدافعان حقوق بشر ايران، نمايندگان اديان و مذاهب، افراد،احزاب و سازمان ها و گروه های سياسی، سازمان های مدافع حقوق اقوام ايران و سازمانهای فرهنگی ايرانيان در اروپا و امريکا نيز از نامزدی "جنبش زنان ايران" برای جايزه حقوق بشر سال ۲۰۰۸ سازمان ملل متحد حمايت کردند.</p>

<p><strong>حمايت بين المللی</strong></p>

<p>چندين سازمان بين المللی نيز از اين نامزدی حمايت نموده اند. در ميان آنان ميتوان از سازمان های زير نام برد: <br />
bullet	</p>

<p>    WFWP-UK[۱] (فدراسيون زنان برای صلح جهانی) که اين سازمان دارای بالاترين درجه مشاوره ای شورای اقتصادی – اجتماعی سازمان ملل متحد می باشد<br />
bullet	</p>

<p>     UNIFEM-UK[۲] يونيفم ( بنياد توسعه زنان سازمان ملل متحد)<br />
bullet	</p>

<p>     Frauenmuseum[۳]   - شبکه موزه زنان .......................<br />
bullet	</p>

<p>    Aim For Human Rights[۴]   - هدف حقوق بشر</p>

<p>سپاسگزاری</p>

<p>انجمن پژوهشگران ايران برخود لازم می داند که ضمن سپاسگزاری از کليه رسانه های ايرانی در خارج از ايران و شبکه های اطلاع رسانی و اينترنتی درداخل کشور، اعلام نمايد که بدون کمک و همکاری صميمانه آنها چنين آگاهی عمومی و حمايت گسترده ای فراهم نمی آمد.</p>

<p>انجمن پژوهشگران ايران، يکبار ديگر از تمامی کسانيکه در زمينه پخش گسترده اين خبر و جمع آوری حمايت تلاش بسيار داشته اند و از تمامی افراد و گروه هائی که براساس درخواست سازمان ملل متحد می بايست برای کامل نمودن فرم ها، اطمينان و اعتماد کرده و کليه اطلاعات شخصی خود، مانند آدرس و شماره های تلفن و ايميل خود را برای تکميل فرم های مربوطه دراختيارانجمن قرار ميدادند سپاسگزاری نمايد.</p>

<p>بدون ترديد شايستگی و مقاومت "جنبش زنان ايران" تنها و تنها دليل اين حمايت گسترده ايرانيان در اقصی نقاط جهان بوده است. انجمن پژوهشگران ايران با نگاهی ژرف به گستره جغرافيايی و گوناگونی افراد و سازمانهای حمايت کننده از نامزدی جنبش زنان ايران برای جايزه حقوق بشر سال ۲۰۰۸ سازمان ملل متحد، دست آورد اين حرکت که نشانگر اعتماد و اتحاد در ميان ايرانيان بوده است را گرامی می دارد چرا که ايرانيان در ايران و سراسر جهان باثبات رساندند که ايرانی داخل و خارج ندارد و اگر فکر مشخص و روشنی در رابطه با منافع ملی و ارزش های ما ايرانيان باشد، قبول عام خواهد يافت. ما هم اميدواريم که اين نوع نگاه سرآغازی برای فرايندهای آينده ايران باشد.<br />
<strong><br />
انجمن پژوهشگران ايران </strong></p>]]>
        
    </content>
</entry>
<entry>
    <title> عبدالله مومنی در اعتراض به بازداشت ۴ دانشجوی دانشگاه علامه</title>
    <link rel="alternate" type="text/html" href="http://www.rahaward.org/archives/2008/11/post_3873.php" />
    <link rel="service.edit" type="application/atom+xml" href="http://www.rahaward.org/cgi-bin/mt/mt-atom.cgi/weblog/blog_id=1/entry_id=5299" title=" عبدالله مومنی در اعتراض به بازداشت ۴ دانشجوی دانشگاه علامه" />
    <id>tag:www.rahaward.org,2008://1.5299</id>
    
    <published>2008-11-27T21:38:19Z</published>
    <updated>2008-11-28T20:49:27Z</updated>
    
    <summary>عبدالله مومنی در اعتراض به بازداشت ۴ دانشجوی دانشگاه علامه:جاعلان قدر می بينند و بر صدر می نشينند و مخالفان محروم از تحصيل به زندان می افتند</summary>
    <author>
        <name>rahaward</name>
        <uri>www.rahaward.org</uri>
    </author>
            <category term="AMenchenrechts" />
    
    <content type="html" xml:lang="de" xml:base="http://www.rahaward.org/">
        <![CDATA[<p>				<strong><br />
	<br />
عبدالله مومنی در اعتراض به بازداشت ۴ دانشجوی دانشگاه علامه:جاعلان قدر می بينند و بر صدر می نشينند و مخالفان محروم از تحصيل به زندان می افتند</strong>+</p>

<p><br />
ادوارنيوز:عبدالله مومنی سخنگوی سازمان دانش آموختگان بازداشت ۴ دانشجوی محروم از تحصيل دانشگاه علامه به دنبال تحصن آنها در اين دانشگاه را محکوم کرد.</p>

<p>سخنگوی سازمان دانش آموختگان با اشاره به اينکه دانشجويان محروم از تحصيل دانشگاه علامه تنها يک خواسته و آن هم بازگشت به تحصيل داشته اند گفت:آنچه امروز در دانشگا ههای کشور توسط مديران دولت نهم اجرا می شود چيزی جز تکرار انقلاب فرهنگی در قالبی جديد نيست.</p>

<p>مومنی با اشاره به روند تضييع حقوق انسانی و قانونی شهروندان و باز توليد مناسبات گزينشی " تفتيش عقيده ای" در دولت نهم گفت : بواسطه سياستهای ارتجاعی دولت امروزه جامعه ايران و بخصوص منتقدان از دستيابی به حقوق قانونی شان محروم می شوند و در حالی که حق آموزش و تحصيل به عنوان بديهی ترين حقوق انسانی آشکارا قربانی تمامت خواهی و قدر ت طلبی متوليان امور می شود اما در مقابل متملقان و چاپلوسان قدر می بينند و با جعل مدرک وارتقاء منزلت همچنان بر صدر امور وتصميم گيريهای حکومتی هستند.</p>

<p>رييس شورای مرکزی سازمان دانش آموختگان با اشاره به استيضاح علی کردان به دليل مدرک دانشگاهی جعلی گفت: در چند ماه اخير بسياری از فعالان سياسی کشور از همه جناح ها جعلی بودن مدرک دکترای وزير کشور سابق جمهوری اسلامی را مورد انتقادقرار داده و حتی برخی اين واقعه را به درستی يک رسوايی تمام عيار برای جناح حاکم دانستند، در چنين شرايطی اين سوال پيش می ايد که ايا محروم کردن بسياری از دانشجويان نخبه کشور از تحصيل که در بهترين دانشگاه های ايران از جمله دانشگاه علامه طباطبايی -مهمترين مرکز علوم انسانی خاورميانه- درس می خوانند.آن هم به بهانه های واهی و با به کارگيری ابزارهايی همچون صدور ۴ ترم پياپی حکم محروميت از تحصيل و عملا اخراج دانشجويان چيزی جز يک رسوايی برای دولتی که مدعی اخلاق مداری و حکومت بر جهان است می باشد؟</p>

<p>وی ادامه داد:اين کدام آزاد ترين کشور دنياست که در آن ۴ دانشجو را به خاطر يک تحصن ۴ نفره ی مسالمت آميز که تنها برای بازگشت به دانشگاه برگزار شده است به زور ضرب و شتم روانه ی زندان می شوند؟ اين چه آزادی و عدالتی است که از جاعل مدرک تحصيلی رسما به وسيله ی رييس دولت تقدير می شود ولی دانشجويی که به زحمت در کنکور قبول شده به راحتی  نه تنها از تحصيل محروم شود بلکه به زندان نيز می افتد؟ آيا اين جز زير پا گذاشتن آشکار قانون و نقض حريم انسانيت نام ديگری دارد؟ اگر مسئولان وزارت علوم اينقدر در نقض قانون مصرند کاش اندکی به آيين مروت و وجدان پايبند می ماندند و دانشجويان را اينگونه بی پناه زير ضرب نهادهای امنيتی و روسای انتصابی با سوابق نظامی – امنيتی رها نمی کردند.</p>

<p>مومنی گفت: اين ۴ دانشجو مظلومانه تلاش کردند از راه های مختلف از طريق ارسال نامه، ديدار با نمايندگان مجلس، ديدار با مسوولان وزارت علوم ،حضور در برابر مجلس شورای اسلامی و راه های ديگر صدای اعتراض خود و دادخواهی از حق تضييع شده شان را به گوش مدعيان عدالت خواهی برسانند و در آخر نيز پس از بی نتيجه ماندن تمام دادخواهی هايشان از طريق تحصن در داخل دانشگاه تلاش کردند به ساير دانشجويان و افکار عمومی نشان دهند که چگونه در ذيل حاکميت دولتی که از پرچمداری عدالت در جهان و نجات انسانيت سخن می گويد ،دانشجويان از حق تحصيل محروم می شوند و اعتراض به اين موضوع نيز با ضرب و شتم و زندان پاسخ داده می شود.</p>

<p>اين دانش آموخته دانشگاه علامه با انتقاد شديد از عملکرد رييس انتصابی دانشگاه علامه گفت:با کمال تاسف آقای شريعتی و تيم همراه ايشان هر آنچه در توان داشته اند در راستای برخورد با دانشجويان و سوق دادن آنها به سمت بازداشت وزندان انجام داده اند و در اين راه گوی سبقت را از نهادهای امنيتی ربوده اند. در حالی که مسوولان دانشگاه بايد درجه اول مدافع حقوق دانشجويان باشند اما در دانشگاه علامه اوضاع بر عکس است و دانشجويان را کشان کشان به مقابل درب دانشگاه برده و در آنجا به نيروهای امنيتی تحويل می دهند.</p>

<p>مومنی گفت:خواسته اين ۴ دانشجو و ساير دانشجويان محروم از تحصيل اگرچه کاملا صنفی است و تحقق آن در دست نهادهايی در داخل دانشگاه و حداکثر مديريت دانشگاه است، اما وقتی اين خواسته اجابت نمی شود و دانشجويان از دانشگاه به بيرون انداخته شده و به دليل تحصن آرام در اعتراض به سلب حق تحصيلشان به زندان اوين برده می شوند، اوج نگاه امنيتی مسوولان امر به دانشگاه آشکار می شود.</p>

<p>مومنی با اشاره به اينکه حق تحصيل بر مبنای قانون اساسی و کنوانسيون های مختلف حقوق بشری از بديهی ترين حقوقی است که برای شهروندان به رسميت شناخته شده است اضافه کرد:تکرار اين مکررات در خصوص لزوم احترام به حقوق شهروندی در حالی است که نقض اساسی ترين اين حقوق اکنون به امری عادی تبديل شده و اعتراض به آن در محيط دانشگاه به دادگاه انقلاب، نهادهای امنيتی و بازداشتگاه ۲۰۹ زندان اوين ختم می شود </p>]]>
        
    </content>
</entry>
<entry>
    <title>گردهمايی به مناسبت دهمين سالگرد قتل های سياسی</title>
    <link rel="alternate" type="text/html" href="http://www.rahaward.org/archives/2008/11/post_3802.php" />
    <link rel="service.edit" type="application/atom+xml" href="http://www.rahaward.org/cgi-bin/mt/mt-atom.cgi/weblog/blog_id=1/entry_id=5218" title="گردهمايی به مناسبت دهمين سالگرد قتل های سياسی" />
    <id>tag:www.rahaward.org,2008://1.5218</id>
    
    <published>2008-11-27T15:19:09Z</published>
    <updated>2008-11-27T21:35:14Z</updated>
    
    <summary> به مناسبت دهمين سالگرد قتل های سياسی وبزرگداشت خاطره، پرستو فروهر، سيما پوينده و سهراب مختاری با حضور عبدالکريم لاهيجی، شيرين عبادی،  در پاريس
گردهمایی صورت میگیرد.</summary>
    <author>
        <name>ره آورد</name>
        <uri>http://rahaward.org</uri>
    </author>
            <category term="AMenchenrechts" />
    
    <content type="html" xml:lang="de" xml:base="http://www.rahaward.org/">
        <![CDATA[<p><img src="http://www.rahaward.org/archives/images/LESS.gif" width="421" height="601" border="0" /></p>]]>
        
    </content>
</entry>
<entry>
    <title>کاغذِ آتش زده/به همه ی پَر سوختگان  / رضا بی شتاب</title>
    <link rel="alternate" type="text/html" href="http://www.rahaward.org/archives/2008/11/post_3872.php" />
    <link rel="service.edit" type="application/atom+xml" href="http://www.rahaward.org/cgi-bin/mt/mt-atom.cgi/weblog/blog_id=1/entry_id=5298" title="کاغذِ آتش زده/به همه ی پَر سوختگان  / رضا بی شتاب" />
    <id>tag:www.rahaward.org,2008://1.5298</id>
    
    <published>2008-11-27T13:04:56Z</published>
    <updated>2008-11-27T13:15:36Z</updated>
    
    <summary> چون کاغذِ آتش زده پُر جوششم ای عشق اين خونِ هياهوست به دنيا پُر از ناله ام امشب ای عشق اگر جامِ محالی وُ پُر از تهمتِ ناسور در کامِ خيالم بچکان شعله ی باده تا رقص کنان پرکشم...</summary>
    <author>
        <name>rahaward</name>
        <uri>www.rahaward.org</uri>
    </author>
            <category term="CKultur" />
    
    <content type="html" xml:lang="de" xml:base="http://www.rahaward.org/">
        <![CDATA[<p><strong><br />
                                  <br />
                                                                 </p>

<p>چون کاغذِ آتش زده پُر جوششم ای عشق<br />
اين خونِ هياهوست به دنيا<br />
پُر از ناله ام امشب<br />
ای عشق اگر جامِ محالی وُ پُر از تهمتِ ناسور<br />
در کامِ خيالم بچکان شعله ی باده<br />
تا رقص کنان پرکشم از نکهتِ منصور<br />
جانی که تو را دارد<br />
هرگز نکشد منتِ خورشيد<br />
در خلوتِ تاريکِ تحیّر<br />
هرگز نکشد سينه بلند آه<br />
يا سجده بَرَد ماه<br />
اطلس به تنِ خواب بدوزی<br />
يا صوف در افکار فرازی<br />
با هر کم وُ بيشی<br />
از جان وُ جهان عشق؛ تو پيشی<br />
مضمونِ زمان<br />
بزمِ حضوری<br />
يک مُشت شراری<br />
در جلوه ی دلشوره ی شيرين<br />
پَر؛ جرأتِ جَولان ز تو آموخت<br />
به جاری شدنِ رنگ<br />
ما را به تماشایِ دو چشمت<br />
هان چشمه ی رخشانِ شرابی<br />
گلشن ز گريبانِ تو جوشد<br />
گُل حادثه ی رمزِ بقايی<br />
هنگامه ی نيزاری وُ در راز<br />
از شبنمِ آيينه برآيی<br />
مستانِ سخن<br />
مصرعِ باران<br />
از نام وُ لبِ نوشِ تو نوشند<br />
پرويزنِ  زيبايیِ نابی<br />
تا تاسه  ی تب<br />
تلوسه  ی تن<br />
در رنگِ سماعت گذری يافت<br />
عريانیِ ابری وُ برين باغ<br />
پُر از پيچش وُ تابی<br />
چون کاغذِ آتش زده پُر شورشم ای عشق<br />
اين خونِ تباهی ست درين جا<br />
پُر از گريه ام امشب<br />
بر لوحِ هوا وهم نويسانِ سياهی<br />
غرقابِ غم آورده و کُشتند بسی تاک<br />
برين خاک<br />
هذيانِ زمين<br />
زخمِ جگر سوزِ ستم تافت<br />
اين گول وُ عبث ساجدِ سالوس<br />
به ارواحِ هوس در رگِ انسان<br />
تاتوره بسی ريخت...<br />
ای عشق تو رؤيايی وُ می آيی وُ مرهم نِهِ اين<br />
سخت سرابی<br />
آن لحظه که از هم گسلی شيوه ی بيداد<br />
هم صاعقه هم خشمِ خدنگی<br />
بر قدرت وُ بر قامتِ پوشالیِ شياد<br />
پروازِ غزل<br />
خصلتِ رنگينِ تو دارد<br />
اشارتگرِ «آنی»<br />
چونانکه چکد چامه به هر راه<br />
بر طرفِ چمن چهچهه و ساغر وُ مينا<br />
آوازِ ازل<br />
تا به ابد جذبه ی جانی<br />
ای اخترِ سامان شده از دست<br />
ای اخگرِ پاشيده به هر دشت<br />
ما با تو درين ژرف شگفتيم به خنيا<br />
                                                                        ۲۰۰۸-۱۱-۲۶ <br />
 </strong></p>]]>
        
    </content>
</entry>
<entry>
    <title> رایس: تصمیم به گشایش دفتر در ایران با دولت بعدی است</title>
    <link rel="alternate" type="text/html" href="http://www.rahaward.org/archives/2008/11/post_3871.php" />
    <link rel="service.edit" type="application/atom+xml" href="http://www.rahaward.org/cgi-bin/mt/mt-atom.cgi/weblog/blog_id=1/entry_id=5297" title=" رایس: تصمیم به گشایش دفتر در ایران با دولت بعدی است" />
    <id>tag:www.rahaward.org,2008://1.5297</id>
    
    <published>2008-11-27T00:58:29Z</published>
    <updated>2008-11-27T01:07:48Z</updated>
    
    <summary>رادیو فردا وزير امور خارجه آمريكا از تصميم رسمی دولت جرج بوش براى گشايش دفتر حافظ منافع آمريكا در تهران خبر داد ولى گفت كه اجرای چنین اقدامی به دولت باراك اوباما خواهد رسيد. خانم رايس در پاسخ به پرسش...</summary>
    <author>
        <name>rahaward</name>
        <uri>www.rahaward.org</uri>
    </author>
            <category term="DPolitik" />
    
    <content type="html" xml:lang="de" xml:base="http://www.rahaward.org/">
        <![CDATA[<p>رادیو فردا</p>

<p>وزير امور خارجه آمريكا از تصميم رسمی دولت جرج بوش براى گشايش دفتر حافظ منافع آمريكا در تهران خبر داد ولى گفت كه اجرای چنین اقدامی به دولت باراك اوباما خواهد رسيد.</p>

<p>خانم رايس در پاسخ به پرسش خبرنگاران در زمينه احتمال گشايش دفتر حافظ منافع آمريكا در ايران تا پايان كار دولت بوش اظهار داشت: «من فكر مى كنم در اين روزهاى آخر، شايد بهتر است كه چنين تصميمى به دولت بعدى واگذار شود.»</p>

<p>وى روز چهارشنبه گفت: «به طور اصولى» دولت جرج بوش تصميم به گشايش يك دفتر ديپلماتيك در ايران گرفت كه شبيه آن در هاوانا، پايتخت كوبا، هست ولى شرايط براى اجراى آن مناسب نبود.</p>

<p>وزير امور خارجه آمريكا در خصوص علت تاخير در گشايش اين دفتر در تهران گفت: «نكته اين است كه چنين تصميمى زمانى اتخاذ شد كه ما درست در ميانه منازعه ميان گرجستان و روسيه بوديم.»</p>

<p>اشاره خانم رايس به جنگ كوتاه مدت ميان روسيه و گرجستان است كه در اواسط ماه اوت رخ داد.</p>

<p>به گفته وى، گشايش چنين دفترى در ایران قريب الوقوع نيست.</p>

<p>جمهورى اسلامى ايران مى گويد كه درخواست رسمى براى تاسيس اين دفتر را از آمريكا دريافت نكرده است ولى در صورت ارسال چنين تقاضايى آن را با ديد مثبت بررسى خواهد كرد.</p>

<p>   </p>

<p>محمود احمدى نژاد، رييس جمهورى ايران از گشايش دفتر ياد شده استقبال كرده و گفته بود: «معتقديم توسعه روابط با ملت ها كار درستى است و هر پيشنهادى در اين خصوص قابل بررسى است و از آن استقبال مى كنيم.»</p>

<p>با اين حال برخى ديگر از مقام هاى ايران از جمله على لاريجانى، رييس مجلس شوراى اسلامى، طرح چنين ايده اى را «شايعه فريبكارانه» خواند و گفت: «اگر آمريكايى ها در كار خود صادق بودند، دو سال قبل كه دولت ايران اعلام كرد آمريكايى ها اجازه دهند هواپيماها، ايرانيان را به آمريكا برسانند پاسخ مثبت مى دادند.»<br />
<strong><br />
اعلام رسمى تصميم دولت بوش</strong></p>

<p>گشايش دفتر حافظ منافع آمريكا در تهران نخستين بار در تابستان سال جارى و توسط روزنامه آمريكايى «نيويورك تايمز» فاش شد ولى مقام هاى اين كشور از تاييد يا تكذيب چنين خبرى خوددارى كردند.</p>

<p>خانم رايس و سخنگويان وزارت امور خارجه آمريكا در فرصت هاى مختلف از بررسى چنين ايده اى توسط واشينگتن خبر دادند ولى به طور رسمى اجراى آن را تاييد نكردند.</p>

<p>اظهارات روز چهارشنبه وزير امور خارجه آمريكا مى تواند نخستين تاييد رسمى از تصميم قطعى دولت جرج بوش براى گشايش دفتر حافظ منافع آمريكا در تهران باشد.</p>

<p>كاندوليزا رايس در بخش ديگرى از سخنان خود گفت: «ما در واقع كارهايى كه لازم بود انجام داديم، در اين زمينه كه اين موضوع چگونه مى تواند اجرايى شود و اين (دفتر) چه كارهايى بايد انجام دهد.»</p>

<p>به گفته وى، در بستر سياست آمريكا در قبال ايران، مهم است كه با مردم اين كشور ارتباط داشته باشيم و «از درون مسائل را ببينيم.»</p>

<p>اوايل ماه اكتبر، خبرگزارى آسوشيتدپرس به نقل از دو مقام رسمى آمريكا گزارش داده بود كه «رييس جمهورى آينده در اين مورد تصميم خواهد گرفت و دولت اين كشور طرح اعزام ديپلمات ها را به تهران متوقف كرده است.»</p>

<p>گشايش دفتر حافظ منافع آمريكا در تهران گرچه به مفهوم سطح پايين روابط ديپلماتيك ميان دو كشور خواهد بود ولى به آمريكا امكان مى دهد كه براى نخستين بار ظرف ۳۰ سال گذشته، به ايران ديپلمات اعزام كند.</p>

<p>ايالات متحده آمريكا و ايران به دنبال بحران گروگانگيرى در سفارت آمريكا در تهران توسط دانشجويان موسوم به پيرو خط امام در ۱۳ آبان سال ۱۳۵۸ با يكديگر روابط ديپلماتيك ندارند.</p>

<p>در جريان اشغال سفارت آمريكا در ايران، ۵۲ ديپلمات و كارمند آمريكايى به مدت ۴۴۴ روز به گروگان گرفته شدند. دو كشور از طريق سفارت سوئيس در تهران و سفارت پاكستان در واشينگتن به تبادل پيام با يكديگر مى پردازند.</p>]]>
        
    </content>
</entry>
<entry>
    <title>جشن آزادی عشا</title>
    <link rel="alternate" type="text/html" href="http://www.rahaward.org/archives/2008/11/post_3870.php" />
    <link rel="service.edit" type="application/atom+xml" href="http://www.rahaward.org/cgi-bin/mt/mt-atom.cgi/weblog/blog_id=1/entry_id=5296" title="جشن آزادی عشا" />
    <id>tag:www.rahaward.org,2008://1.5296</id>
    
    <published>2008-11-27T00:48:35Z</published>
    <updated>2008-11-27T00:51:43Z</updated>
    
    <summary> جشن آزادی عشا امير رشيدی - جمشيد آيين دار - سياوش خدايی - مريم زندی امير رشيدی روز جمعه به همراه هفت نفر از دوستان عزيز کمپينی به مقصد يکی از کوه های اطراف تهران راهی شديم تا هم...</summary>
    <author>
        <name>rahaward</name>
        <uri>www.rahaward.org</uri>
    </author>
            <category term="BFrauen" />
    
    <content type="html" xml:lang="de" xml:base="http://www.rahaward.org/">
        <![CDATA[<p><br />
جشن آزادی عشا</p>

<p>امير رشيدی - جمشيد آيين دار - سياوش خدايی - مريم زندی</p>

<p>امير رشيدی</p>

<p>روز جمعه به همراه هفت نفر از دوستان عزيز کمپينی به مقصد يکی از کوه های اطراف تهران راهی شديم تا هم ورزش کنيم و هم جشنی از جنس جشنهای کمپينی برای آزادی عشا عزيز برگزار کنيم. جشنی کمپينی که کيک اون بيانيه های کمپين بود شمع های فروزان اون هم امضاهای مردم. کيکی بس شيرين، شيرينی از جنس برابری که کام مردم را هم شيرين می کرد و هر کسی از راه می رسيد شمعی بر روی اين کيک روشن می کرد.</p>

<p>من به همراه مريم عزيز به سمت دو دختر جوان و مردی ميان سال رفتيم. به نظر می رسيد که مرد پدر اون دختر ها باشه. برای اونها از کمپين گفتيم و با اونها چند قدمی جلو رفتيم. دختر بزرگتر خيلی علاقه مند بود، قصد امضا هم داشت ولی مرد ميان سال در حالی که ترس رو تو چشماش می ديدم مانع از امضا اونها شد. به اونها دفترچه رو داديم و سايت کمپين رو معرفی کرديم. شک ندارم که اون دختر حتما سری به سايت ما ميزنه و اميدوارم به ما بپيونده.</p>

<p>من و مريم عزيز به راهمون در حالی ادامه داديم که بچه های ديگه هم داشتند با مردم صحبت می کردند و مشغول امضا گرفتن بودند. چند قدم که جلوتر رفتيم به ميزی رسيديم که دو خانم پا به سن گذاشته به همراه مردی هم سن و سال خودشون نشسته بودند. جلو رفتيم و خودمون رو معرفی کرديم. تا گفتم اعضای کمپين يک ميليون امضا برای تغيير قوانين تبعيض آميز هستيم فوری گفت:</p>

<p>- آره، تو ماهواره ديگه؟</p>

<p>من که از گفته اونها متعجب شدم، گفتم اونها خبرنگار هستند و مثل بقيه خبرها و اتفاقات، خبر فعاليتهای ما رو هم اعلام می کنند اما ما هيچ وابستگی به اونها نداريم. من بعد از اين جمله کمی سکوت کردم و مريم عزيز مشغول توضيح دادن برای اونها شد. تو اون سکوت چند لحظه ای به اين موضوع فکر می کردم که چرا ما به وسيله ماهواره بايدشناخته شده باشيم؟ چه ميشه کرد وقتی رسانه ای عمومی در کار نباشه اين اتفاق هم رخ ميده. مريم از کميته های مختلف می گفت و مرتب پز ما جونها رو می داد و از فعاليت ها مون براشون می گفت. من هم قوانين رو شرح دادم، اونها هم سه شمع به کيک جشن ما اضافه کردند.</p>

<p>تو راه برگشت حدس بزنيد چه اتفاقی افتاد؟ تو يه لحظه مريم جون صدا کرد: "پرستو".</p>

<p>آره ما اونجا پرستو الله ياری رو ديدم که به همراه دوستانش برای تفريح آمده بودند. همگی از اينکه بعد از اون اتفاق تلخ پرستو رو شاد و سرحال ديديم خوش حال شديم.</p>

<p>سياوش خدايی</p>

<p>- آقا با کمپين يک ميليون امضا آشنا هستيد؟</p>

<p>- نه نمی خوام هم آشنا بشم!</p>

<p>- مرسی. مزاحتمون نمی شم.</p>

<p>- حالا که مزاحم شدی بگو ببينيم چيه اينی که گفتی!</p>

<p>- ۱۰ ماده قانون هست که بهش اعتراض داريم. داريم از شهروندان امضا جمع می کنيم که به سهم خودمون تلاش کنيم قوانين تغيير کنن. اگر وقت داريد بهتون توضيح بدم.</p>

<p>- مثلا چی؟</p>

<p>- مثلاً سن مسووليت کيفری اين دختر کوچيکتون به ۱۸ سال افزايش پيدا کنه.</p>

<p>- مگه الان چند ساله سن همينی که گفتی؟</p>

<p>- ۹ سال. يعنی تو ۹ سال همون حکمی رو براش صادر می کنن که برای يه فرد بالغ.</p>

<p>- نه آقا چرا خالی می بندی.</p>

<p>- اين دفترچه باشه خدمتتون توضيحات کامل توش هست. می تونيد به بندهايی که توش اشاره شده مراجعه کنيد.</p>

<p>اينم به نوعشه! همين که تا همين حد فکرش مشغول شد کافيه. مشغول شدن فکر، نياز امروز ما است. چيزی که هميشه از ما دريغ کردند!</p>

<p>جمشيد آيين دار</p>

<p>مردی جوان :</p>

<p>- ببينم شما همون يک ميليون امضاييد؟</p>

<p>- آره جناب ما عضو کمپين يک ميليون امضا برای تغيير قوانين تبعيض آميز هستيم .</p>

<p>- بله من در موردش می دونم، بديد من امضا کنم. (خوشحالم که سئوال پيچم نکرد)</p>

<p>يک خانم جا افتاده و دنيا ديده :</p>

<p>- آقا شما ها که مشکلی نداريد، قوانين زنان چه ربطی به شما داره ؟ بگو ببينم، ازدواج کردی؟</p>

<p>- نه مادر. هنوز امکانش فراهم نشده.</p>

<p>- خوب همونه اگه زن می گرفتی، حالا الان نمی اومدی برای حقوق زنا امضا بگيری.</p>

<p>- آخه مادر، اين قوانينی که ما در صدد هستيم که تغيير کنه به ضرر ما مردا هم هست مثل .....</p>

<p>- باشه من که ازم گذشته بده امضا کنم، من بازنشسته فرهنگم، آقا اون دوره چقدر خوب بود ...</p>

<p>دو تا آقای مسن:</p>

<p>- ببين شما الان جوونيد، من سنی ازم گذشته، هر چی که به فکرتون مياد رو که نبايد به زبون بياريد. ما شاهنشاه می خوايم، هر چی مسئله تو اين مملکته از اين جمهوريه، شما سعی کنين اول اينو درست کنين ( با خودم ميگم همون مجلس شورای ملی شاهنشاهی بود که توی کار لايحه مهر انگيز منوچهريان سنگ انداخت، تو اون موقع کجا بودی آقای محترم )</p>

<p>گروه بعدی(سه دختر با يه پسر) :</p>

<p>- يه نفر از شما رو گرفته بودن ؟ عشا .......</p>

<p>- آره عشا مومنی که چند روز پيش آزاد شد . ( توی ذهنم حرفای بابای عشا مرور ميشه و به اين فکر می کنم چقدر فضا نسبت به پارسال تغيير کرده، مردم خيلی خوب وقايع رو دنبال می کنن، اون موقع بايد به همه توضيح می داديم کمپين چيه، به يمن اين همه دستگيری حالا ديگه همه کمپين رو می شناسن ) گرم توضيح می شويم و خلاصه برگه امضا و آدرس سايت و ...</p>

<p>مريم جان : ببينيد خانمها ما با هم، با اين پسرها برای تغيير قوانين تبعيض آميز ضد حقوق زنان داريم امضا جمع می کنيم ...</p>

<p>- خانم من تا اين برگه رو مطالعه نکنم که نميشه امضا جمع کنم ....</p>

<p>مريم جان به صحبتهاش ادامه ميده ... و من دور شدم و می بينم بالاخره امضا رو می گيره، وجيهه و نگار تلاش می کنن با دادن دفترچه و توضيحات کاملتر از چند کوه نورد امضا بگيرن.</p>

<p>زينب و سياوش از اون نماينده مجلس ميگن که باهاش گفتگو کردن...</p>

<p>يه خانمی می گفت که توی بانک محل کارش می خواسته يه چيزی به نام شورای زنان با همکاری کارمندان زن تشکيل بده که به مشکل می خوره و خلاصه اين که بعد از گفتگو با مريم جان پرسيد که خديجه مقدم و آسيه امينی هم با شما هستن؟ و من به اين فکر می کنم که بعد از دو سال خيلی پتانسيل های مفيدی تو جامعه داريم که نتونستيم جذب کنيم .</p>

<p>من و نگار با دو تا خانم وارد گفتگو می شيم...</p>

<p>- آقا اين آقای لاريجانی خيلی آدم خوبيه ولی نمی ذارن کار کنه. ( من نمی دونم به کمپين چه ربطی داره ) هر چه از قوانين می گيم ، يه جورايی همه رو رد می کنن و ميگن نه بابا اين حرفا درست نيست، آخرش با چه مصيبتی امضا می کنن و می گن که حتما شما با مطالعه دارين حرف می زنين.</p>

<p>مريم زندی</p>

<p>غروب سردی بود، ولی دل هامان گرم. همديگر را که ديديم با شعف و شوقی به راه افتاديم، گفتگو با مردم سرمای دل هايمان را گرمای بيشتری بخشيد. با آن ها قدم برمی داشتيم حرف می زديم پابه پاشان بوديم و گفتگو می کرديم و امضا می گرفتيم .</p>

<p>گفتگوی جمعی ما، خنده ونشاط دختران و پسران جوان، حتی ديگران را هم به وجد می آورد. وقتی می ايستاديم، هر کس بخشی از قوانين تبعيض آميز را می گفت، شنونده کنجکاو می شد که چه می خواهند اين مردان و زنان جوان، چه می گويند که اين همه شتاب دارند و به وجد آمده اند .</p>

<p>امير از حق طلاق زن می گفت. سياوش از حق سرپرستی زنان. جمشيد از قانون ارث می گفت. وجيهه دفترچه توزيع می کرد و زينب و نگار برگه های امضا را رو می کردند .</p>

<p>بايد می بوديد و می ديد چه نشاطی بود. مگر می شد گوش شنوايی داشته باشی و توضيحات اين جوانان را بشنوی و نياوری به تغيير قوانين! مگر می شود با آنان همراهی نکرد.</p>

<p>اگر چه هوا سوزی سرد به همراه داشت ولی عطش مخاطبين ما به دانستن، آشنا شدن و مسرور از ملاقات با عده ای کمپينی ما را هم به وجد آورده بود.</p>

<p>جملگی، مرد و زن با آهی و حسرتی اميد و آررزوی موفقيت برايمان داشتند.</p>

<p>بی اين که سرمای شامگاهی پاييز را حس کنيم راهی  خانه ها شدیم.</p>

<p> </p>]]>
        
    </content>
</entry>
<entry>
    <title> ۱۰نفر دیگر به دار آویخته شدند / فاطمه حقیقت پژوه اعدام شد</title>
    <link rel="alternate" type="text/html" href="http://www.rahaward.org/archives/2008/11/post_3869.php" />
    <link rel="service.edit" type="application/atom+xml" href="http://www.rahaward.org/cgi-bin/mt/mt-atom.cgi/weblog/blog_id=1/entry_id=5294" title=" ۱۰نفر دیگر به دار آویخته شدند / فاطمه حقیقت پژوه اعدام شد" />
    <id>tag:www.rahaward.org,2008://1.5294</id>
    
    <published>2008-11-26T22:25:27Z</published>
    <updated>2008-11-28T12:39:31Z</updated>
    
    <summary>روز گذشته وکیل مدافع فاطمه حقیقت پژوه، زنی که طبق گزارش ها در سال ۱٣٨۰ شوهر صیغه ای خود را به خاطر تلاش برای اقدام به تجاوز به دختر چهارده ساله اش به قتل رساند گفته بود که موکلش در آستانه اجرای حکم اعدام قرار گرفته است.</summary>
    <author>
        <name>rahaward</name>
        <uri>www.rahaward.org</uri>
    </author>
            <category term="AMenchenrechts" />
    
    <content type="html" xml:lang="de" xml:base="http://www.rahaward.org/">
        <![CDATA[<p>جابری، قاضی واحد اجرای احکام دادسرای امور قضایی تهران در گفت‌وگو با خبرنگار اجتماعی فارس اظهار داشت: ۱۰ نفر قاتل محکوم به قصاص صبح امروز در زندان اوین به دار مجازات آویخته شدند. وی در ادامه گفت: از این ۱۰ نفر قاتل، ۹ نفر مرد و یک نفر زن بوده‌اند. به گفته قاضی واحد اجرای احکام دادسرای امور قضایی تهران، جرم این زن، قطعه قطعه کردن شوهر صیغه‌ای خود بوده است.</p>

<p>روز گذشته وکیل مدافع فاطمه حقیقت پژوه، زنی که طبق گزارش ها در سال ۱٣٨۰ شوهر صیغه ای خود را به خاطر تلاش برای اقدام به تجاوز به دختر چهارده ساله اش به قتل رساند گفته بود که موکلش در آستانه اجرای حکم اعدام قرار گرفته است.<br />
عبدالصمد خرمشاهی، وکیل خانم حقیقت پژوه در گفتگو با بخش فارسی بی بی سی گفته بود که در مکالمه تلفنی با موکلش از این خبر آگاه شده است. او گفت که قرار است این حکم در ساعات اولیه چهارشنبه، ششم آذر به اجرا در آید.<br />
حکم اعدام فاطمه حقیقت پژوه سه سال پیش از سوی محمود هاشمی شاهرودی، رئیس قوه قضائیه متوقف شد اما قضات دیوان عالی کشور این حکم را مجددا تائید کردند. او تا کنون دو بار تا پای چوبه دار پیش رفته اما به دنبال اعتراض های گسترده فعالان حقوق بشر و با دخالت رئیس قوه قضائیه اجرای حکم به تعویق افتاده است.<br />
این حکم که در دادگاه بدوی و در دیوان عالی کشور مورد تائید قرار گرفته، با اعتراض گسترده فعالان حقوق زن و سازمان های بین المللی حقوق بشر از جمله عفو بین الملل روبرو شده است.<br />
تلاش هایی هم صورت گرفته تا رضایت خانواده مقتول جلب شود با این وجود این امر تا کنون میسر نشده است.به گفته وکیل مدافع خانم حقیقت پژوه، این تلاش ها کماکان ادامه دارد.<br />
گروهی از فعالان زن طی روزهای اخیر در این زمینه تلاش هایی کرده اند. آسیه امینی، فعال حقوق زنان به بخش فارسی بی بی سی گفت که این فعالان حقوق زنان، فاطمه {حقیقت پژوه} را قربانی شرایط نابسامان اجتماعی به خصوص برای زنان می دانند.<br />
خانم حقیقت پژوه در فروردین سال ۱٣٨۰ شوهر صیغه ای خود را به قتل رساند و جسد او را مثله کرد. او در شهریور همان سال بازداشت و مورد محاکمه قرار گرفت.<br />
طبق گزارش ها او در جریان دادگاه به قتل اعتراف کرد اما آن را به منزله دفاع مشروع دانست اما دفاعیات او پذیرفته نشد و حکم اعدام برای او صادر شد. </p>]]>
        
    </content>
</entry>

</feed> 

