<?xml version="1.0" encoding="utf-8"?>
<rss version="2.0">
   <channel>
      <title>ره آورد</title>
      <link>http://www.rahaward.org/</link>
      <description></description>
      <language>de</language>
      <copyright>Copyright 2012</copyright>
      <lastBuildDate>Thu, 09 Feb 2012 00:12:55 +0100</lastBuildDate>
      <generator>http://www.sixapart.com/movabletype/?v=3.2</generator>
      <docs>http://blogs.law.harvard.edu/tech/rss</docs> 

            <item>
         <title>عکس</title>
         <description><![CDATA[<p><a href="http://www.rahaward.org/archives/2011/12/post_7817.php"><font size="1.5" face="Arial">شب یلدا: با یاد خورشیدهای صبح فردا</font></a></p>]]></description>
         <link>http://www.rahaward.org/archives/2012/02/post_7288.php</link>
         <guid>http://www.rahaward.org/archives/2012/02/post_7288.php</guid>
         <category>عکس روز</category>
         <pubDate>Thu, 09 Feb 2012 00:12:55 +0100</pubDate>
      </item>
            <item>
         <title>وضعیت نامساعد جسمی هانیه صانع فرشی، زندانی سیاسی</title>
         <description><![CDATA[<p><img alt="arton17158.jpg" src="http://www.rahaward.org/archives/images/arton17158.jpg" width="184" height="216" border="0" /><br />
 <br />
سایت خبری جنبش خرداد<br />
کمیته گزارشگران حقوق بشر :هانیه صانع فرشی، زندانی سیاسی که در بند نسوان زندان اوین در حال گذراندن دوران محکومیت خود است، در شرایط نامساعد جسمی به سر می برد.بر اساس این گزارش وی دچار مشکل کلیوی بوده و در ادرارش رگه های خون دیده می شود. هانیه صانع فرشی در تاریخ ٢٧ فروردین در شعبه ٢٨ دادگاه انقلاب اسلامی تهران به ریاست قاضی مقیسه به اتهام “توهین به مقدسات”، “تبلیغ علیه نظام”، “اقدام علیه امنیت” به 7 سال حبس تعزیری محکوم شده است.این زندانی سیاسی پیشتر به علت بیماری کلیوی برای درمان به بیمارستان منتقل شده بود اما پس از انتقال مجدد به زندان بهبودی حاصل نشده و وضعیت جسمانی وی همچنان نگران کننده می باشد.</p>

<p>در عین حال، با توجه به اینکه با درخواست مرخصی استعلاجی این زندانی سیاسی از سوی دادستانی موافقت شده، اما تا امروز مبلغ وثیقه برای مرخصی وی تعیین نشده است.</p>

<p>گفته می شود هانیه صانع فرشی در دوران بازداشت تحت فشارهای روحی و جسمی بسیار بوده و مدت طولانی در سلول های انفرادی نگهداری شده است.</p>

<p>این زندانی سیاسی یکی از هشت نفری است که در یک انجمن اینترنتی به بررسی و نقد حجت ها و استدلال های متعارف در اندیشه دینی می پرداختند و از تیرماه تا بهمن ماه 1389 بازداشت شده اند.</p>]]></description>
         <link>http://www.rahaward.org/archives/2012/02/post_7835.php</link>
         <guid>http://www.rahaward.org/archives/2012/02/post_7835.php</guid>
         <category>تيتر سوم چپ</category>
         <pubDate>Wed, 08 Feb 2012 23:14:21 +0100</pubDate>
      </item>
            <item>
         <title>درخواست فرزندان موسوی و کروبی از مردم در آستانه ۲۵ بهمن: پژواک صدای حق خواهی ما باشيد، </title>
         <description><![CDATA[<p>کلمه</p>

<p>فرزندان ميرحسين موسوی و مهدی کروبی در نامه مشترکی، از همه هموطنان و انسان‌های حق‌طلب و آزادی‌خواه و عدالت‌جو در جهان خواسته‌اند که پژواک صدای حق‌خواهی آن‌ها بوده و صدای‌شان را به گوش جهانيان برسانند تا زندانيان آن‌ها و همه زندانيان سياسی و عقيدتی در سراسر ايران آزاد شوند</p>

<p>به گزارش کلمه، در اين نامه مشترک با اشاره به روند غير قانونی و غير انسانی حصر خانگی ميرحسين موسوی، زهرا رهنورد و مهدی کروبی و توجيهات حاکميت در ادامه اين حصر آمده است: ما اعضای خانواده اين عزيزان با صراحت و قطعيت می گوييم که آنها برخلاف خواست خود و برخلاف قانون يک سال است که در بازداشت به سر می برند و جز تعدادی تماس تلفنی و ديدار محدود ،کوتاه و کنترل شده حق هرگونه ارتباطی با بيرون از آنها سلب شده است . آنها از حقوق قانونی خود محروم مانده اند . تا کنون هيچ شخص مسئولی حتی همين اقدام غير قانونی راهم بنا بر جايگاه حقوقی خود نپذيرفته است . آنها از نظارت ارگان بی طرف بر خوراک و سلامتی و دارو بی بهره اند . و در مورد امنيت و کجايی مکان نگهداری آنان ابهامات زيادی وجود دارد و اين نگرانی‌ها روز به روز برای ما شديدتر شده است.<br />
<img alt="photo-top2.jpg" src="http://www.rahaward.org/archives/images/photo-top2.jpg" width="322" height="90" border="0" /></p>

<p>فرزندان موسوی و کروبی با ابراز نگرانی از وضعيت سلامت و امنيت آنان تصريح کرده اند: ما اعضای خانواده اين عزيزان با صراحت و قطعيت می گوييم که آنها برخلاف خواست خود و برخلاف قانون يک سال است که در بازداشت به سر می برند و جز تعدادی تماس تلفنی و ديدار محدود ،کوتاه و کنترل شده حق هرگونه ارتباطی با بيرون از آنها سلب شده است . آنها از حقوق قانونی خود محروم مانده اند . تا کنون هيچ شخص مسئولی حتی همين اقدام غير قانونی راهم بنا بر جايگاه حقوقی خود نپذيرفته است . آنها از نظارت ارگان بی طرف بر خوراک و سلامتی و دارو بی بهره اند . و در مورد امنيت و کجايی مکان نگهداری آنان ابهامات زيادی وجود دارد و اين نگرانی‌ها روز به روز برای ما شديدتر شده است.</p>

<p>آنان از حاکمان بر جان و مال و ناموس مردم خواسته اند از راه ضد ملی و ضد دينی و ضد انسانی که در سرکوب هر منتقد و مخالف خود در پيش گرفته اند و کشور را درلبه پرتگاه جنگ و ويرانی قرار داده اند به راه منطق وقانون و مصلحت مردم و ميهن برگردند.</p>

<p>متن کامل اين نامه که در اختيار سحام نيوز و کلمه قرار گرفت، به شرح زير است:</p>

<p>به نام خدا<br />
هم وطنان مظلوم ، رنجديده و فداکار</p>

<p>انسان های حق طلب ، آزادی خواه عدالت جو در جای جای جهان</p>

<p>نزديک يک سال است که عزيزان ما برخلاف نص صريح قوانين داخلی و تمامی کنوانسيون های بين المللی و به دنبال درخواست مجوز سال گذشته برای راهپيمايی ۲۵ بهمن در آنچه به صورت يک بدعت حقوقی حبس خانگی و درعمل زندانی بی نام ونشان است ، قرار دارند .حتما بياد داريد که اين راهپيمايی برای حمايت از جنبش های ضد استبدادی منطقه بود . کاری که نه برای شما و نه همراهان به بندکشيده شده شما حال در هر زمان ، نه تنها جرمی نيست بلکه نشانی از رشد اجتماعی و مسئوليت پذيريست .</p>

<p>آقايان موسوی و کروبی سالها در مسئوليتهای طراز اول کشور به مردم خدمت کرده اند. هشت سال رياست مجلس و هشت سال نخست وزيری کشور تحت سخت ترين شرايط جنگی داخلی و محاصره اقتصادی ، کم ترين سابقه عزيزان ماست. آيا جز اين است که در تمامی اين سالها دلسوز يار و امين هموطنان خود بوده اند؟<br />
اين دو بزرگوار در انتخابات رياست جمهوری سال ۸۸ حتی از همه فيلترهای شورای نگهبان که با بدعتی به نام نظارت استصوابی و برخلاف شعارها و آرمان های بنيانگذار انقلاب در رابطه با «آزادی» برای همگان به گزينش اوليه نامزدهای انتخاباتی می پردازد، عبور کردند و طبق همان قوانين به فعاليت انتخاباتی پرداختند .آنها در حالی که شاهد تخلف های فراوان از سوی نامزد رقيب بودند، که همه امکانات کشور و همه نوع حمايت سياسی را در پشت خود داشت ، به رقابتی سالم و عادلانه پرداختند و در مناظره هايشان نيز در کمال ادب و با بصيرت کامل و دلسوزی و با رعايت تمام مصالح ملی نظراتی را در نقد شرايط موجود مطرح کردند که تماما امروز سخنی است که ديگر همگی بدان معترفند و خود نيز تکرار می کنند.</p>

<p>ايشان، پس از اعلام نتايجی که کاملا غير منتظره و خلاف همه مشهودات و مستندات بود و اعتراضات ميليونی مردم که براساس قانون اساسی کشور صورت گرفت؛ نظر اعتراضی خود را ابراز داشتند و پا به پای مردم معترض ايستادگی کردند. خود کتک خوردند و شهيد دادند و با انبوه توطئه ها ، افترا و سرکوب ها و لشگرکشی اراذل به خانه و کاشانه خود مواجه شدند.</p>

<p>آخرين حربه ای که عليه اين عزيزان به کار گرفته شد برخورد غيرانسانی و غير قانونی مبنی بر به اصطلاح حبس خانگی آنهاست. اينک يک سال از اين عمل ضد انسانی می‌گذرد . در اين مدت مقامات و نهادهای حاکم که دست شان از هر محمل قانونی خالی است، جز اين دروغ که آنها خودشان خواهان مراقبت از خويش بوده‌اند و ما‌‌ برای حفظ جان آنها چنين کرده ايم ، حرفی برای گفتن و منطقی برای ارائه به افکار عمومی داخلی و جهانی ندارند . آيا اين که هر از گاهی دروغهای آشکاری از زبان بعضی افراد مسئول در داخل و خارج از کشور به گوش می رسد ، با حقايق در تعارض نيست؟</p>

<p>ما اعضای خانواده اين عزيزان با صراحت و قطعيت می گوييم که آنها برخلاف خواست خود و برخلاف قانون يک سال است که در بازداشت به سر می برند و جز تعدادی تماس تلفنی و ديدار محدود ،کوتاه و کنترل شده حق هرگونه ارتباطی با بيرون از آنها سلب شده است . آنها از حقوق قانونی خود محروم مانده اند . تا کنون هيچ شخص مسئولی حتی همين اقدام غير قانونی راهم بنا بر جايگاه حقوقی خود نپذيرفته است . آنها از نظارت نهادهای بی طرف بر خوراک و سلامتی و دارو بی بهره اند . و در مورد امنيت و کجايی مکان نگهداری آنان ابهامات زيادی وجود دارد و اين نگرانی‌ها روز به روز برای ما شديدتر شده است .</p>

<p>اينک ما خانواده آقايان کروبی و موسوی و خانم رهنورد از طرف آنان اعلام می کنيم که ما و عزيزان مان به اين زندان هرچه که باشد خانگی يا غير خانگی ، معترضيم و خواهان پايان دادن به اين اقدام ضد انسانی و ضد قانونی هستيم. مسببين اينگونه رفتارها به خوبی می دانند که با اقداماتی چنين، در اراده عزيزان ما در حق خواهی خويش و دفاع از آرمان هايی که ميليون ها هم وطن مان در خيابان ها ابراز کردند و خون خود را نثار نمودند و دهها شهيد دادند و دچار حبس وشکنجه و انواع مسايل ديگر شدند و نيزهزاران زندانی که همچنان مقاوم و استوار در حبس اند؛ خللی ايجاد نخواهد کرد.</p>

<p>ما از حاکمانِ بر جان و مال و ناموس مردم می خواهيم از راه ضد ملی و ضد دينی و ضد انسانی که در سرکوب هر منتقد و مخالف خود در پيش گرفته اند و کشور را درلبه پرتگاه جنگ و ويرانی قرار داده اند به راه منطق وقانون و مصلحت مردم و ميهن برگردند.</p>

<p>ما خانواده آقايان موسوی و کروبی، که برعهد خود با مردم در دفاع از حقوق شان وفادار واستوار مانده اند؛ اينک به خاطر حقوق از دست رفته آنها ، به عنوان نمادی از حقوق از دست رفته مردم ايران و مخصوصا شهدای مظلوم و زندانيان بی گناه ، از همه هموطنان مظلوم و رنج ديده و فداکار و از همه انسان های حق طلب و آزادی خواه و عدالت جوی، هم گام با هموطنان داخل کشور که خواهان تسلط مردمسالاری واقعيند ، در جای جای جهان ميخواهيم پژواک صدای حق خواهی ما باشند . و صدای مارا به گوش جهانيان برسانند که: “زندانيان مظلوم و مقاوم ما وهمه زندانيان سياسی و عقيدتی را در سراسر ايران آزاد کنيد . کشور وملتی با اينهمه سرفرازی و بزرگی شايسته اين حد رنج تنگناهای اقتصادی و سياسی وخدای‌ناکرده جنگ نيست .”</p>

<p>خانواده مهدی کروبی و ميرحسين موسوی<br />
۱۸ بهمن ماه ۱۳۹۰<br />
</p>]]></description>
         <link>http://www.rahaward.org/archives/2012/02/post_7834.php</link>
         <guid>http://www.rahaward.org/archives/2012/02/post_7834.php</guid>
         <category>تيتر دوم راست</category>
         <pubDate>Tue, 07 Feb 2012 22:55:13 +0100</pubDate>
      </item>
            <item>
         <title>نامه بيش از ۵۲ فعالان دانشجويی: سعيد رضوی فقيه را آزاد کنيد</title>
         <description><![CDATA[<p>گویا نیوز<br />
سعيد رضوی فقيه ، روزنامه نگار ، فعال دانشجويی سابق ،عضو پيشين مرکزيت اتحاديه انجمن های اسلامی اروپا و از اعضاء شورای مرکزی دفتر تحکيم وحدت در اوايل دهه هشتاد، پس از بازگشت به ايران در اواخر دی ماه توسط نيرو های امنيتی بازداشت شده است . بر اساس اطلاعات موجود، وی در شرايط نا معلومی در زندان و احتمالا در زير فشار بازجويی اجباری بسر می برد.</p>

<p>سعيد رضوی فقيه به گواه سوابق و عملکرد شفافش در راستای اعتقاد به اصلاحات در چارچوب نظام جمهوری اسلامی ملتزم به قانون اساسی بوده و رويکرد قانون مدار و ملايم را دنبال کرده است. هر آنچه وی در عرصه سياسی داخل و خارج از کشور انجام داده است در چارچوب استفاده از حقوق شهروندی می گنجد.</p>

<p>از اين رو ما به عنوان جمعی از فعالين سابق و فعلی دانشجويی ، بازداشت وی را محکوم نموده و خواستار آزادی بدون قيد و شرط و پاسخگويی مسئولين قضايی در خصوص سرنوشت او هستيم. همچنين پيشاپيش اعلام می داريم اخذ و پخش هر گونه مصاحبه تلويزيونی و نوشتاری از وی بر عليه جنبش دانشجويی ،جنبش سبز وکارنامه عملکرد دفتر تحکيم وحدت و يا هر نوع اعترافی که با مواضع وی در پيش از بازداشت مغاير باشد ،فاقد ارزش بوده وبه مانند ديگر اقدامات ناکام مشابه در گذشته محکوم به شکست است.</p>

<p>نخ نما شدن و عجز مصاحبه های اجباری در تاثير گزاری بر افکار عمومی بايد مقامات امنيتی را با اين واقعيت خدشه نا پذير آشنا کرده باشد که کاربست روش های فاشيستی و استالينيستی در عصر انفجار اطلاعات و سطح آگاهی کنونی مردم ايران بيهوده است و جز سنگين تر کردن سياهه اعمال ننگين حکومت حاصلی در بر ندارد.</p>

<p>در شرايط حساس کنونی کشور و تهديد های روز افزون خارجی ، حکومت با پايان دادن به نقض حقوق بشر وآزادی بی قيد وشرط زندانيان سياسی ،بايد زمينه انتقال قدرت به مردم و آشتی ملی را بوجود آورد نه اينکه سرکوب را افرايش داده و جو اختناق را تشديد کند.</p>

<p>اسامی امضاء کنندگان<br />
احمد احمديان ، امين احمديان ، امير حسين اعتمادی، علی افشاری، احمد باطبی، احسان بداغی، مقداد بريمانی، علی تقی پور، رضا جعفريان، پويا جهاندار، جاويد حاج همتی، سعيد حبيبی، فاطمه حقيقت جو، عباس حکيم زاده، مصطفی خسروی، اشکان ذهابيان، نيما راشدان، امير رشيدی، مريم روزبهانی، امين رياحی، نسيم سرابندی، سلمان سيما، صادق شجاعی، مريم شفيع پور، مجيد شيخ پور، محمد صادقی، ايمان صديقی، محسن صنعتی پور، علی طباطبايی، علی عبدی، مزدک عبدی پور، مهدی عربشاهی، ليونا عيسی قليان، علی فتوتی، امير حسين فتوحی، سعيد قاسمی نژاد، رضا قاضی نوری، هادی کحال زاده، عليرضا کيانی، رضا مبين، نريمان مصطفوی، امير معماريان، بهزاد مهرانی، عليرضا موسوی، سيد علی اکبر موسوی خوئينی، يوحنا نجدی، بورگان نظامی نرج آباد، علی نظری، علی هنری، پروانه وحيد منش، علی وفقی، سجاد ويس مرادی، رضا يونسی<br />
</p>]]></description>
         <link>http://www.rahaward.org/archives/2012/02/post_7833.php</link>
         <guid>http://www.rahaward.org/archives/2012/02/post_7833.php</guid>
         <category>AMenchenrechts</category>
         <pubDate>Mon, 06 Feb 2012 10:54:46 +0100</pubDate>
      </item>
            <item>
         <title>روزنامه روزگار برای سومین بار توقيف شد، </title>
         <description><![CDATA[<p>راديو زمانه</p>

<p>روزنامه روزگار چاپ تهران عصر امروز برای سومین بار از سوی دادستانی به‌طور موقت، توقيف شد. روزگار ظاهراً به دلیل تيتری در مورد "ماکت مقوايی" آيت‌الله خمينی و همچنين مصاحبه محمدرضا خاتمی از اعضای جبهه مشارکت، توقیف شده است.</p>

<p>روزنامه روزگار چاپ تهران عصر امروز برای سومین بار از سوی دادستانی به‌طور موقت، توقيف شد.</p>

<p>بنا به گزارش رسيده به زمانه، اين روزنامه از امروز يکشنبه ۱۶ بهمن ۱۳۹۰ به مدت يک ماه توقيف شده است.</p>

<p>روزنامه روزگار ظاهراً به دلیل تيتری در مورد "ماکت مقوايی" آيت‌الله خمينی و همچنين مصاحبه محمدرضا خاتمی از اعضای جبهه مشارکت، حزب اصلاح‌طلب در ايران، توقیف شده است.</p>

<p>با این حال مدیر مسئول روزنامه روزگار می‌گوید این روزنامه توقیف نشده، بلکه فعالیتش به مدت یک ماه تعلیق شده است.</p>

<p>تيتر يک روزنامه روزگار امروز به اعتراض شماری از شخصيت‌ها نسبت به ماکت "مقوايی" آيت‌الله خمينی، رهبر انقلاب ايران، اختصاص يافته بود.</p>

<p>روز چهارشنبه ۱۲ بهمن ۱۳۹۰ در سالگرد مراسم انقلاب ۱۳۵۷ ايران، در شماری از فرودگاه‌های اين کشور، صحنه ورود آيت‌الله خمينی به فرودگاه مهرآباد تهران در سال ۱۳۵۷ با ماکتی از رهبر پيشين ايران نمايش داده شد.</p>

<p>عکس اين ماکت نخستين بار از سوی خبرگزاری مهر منتشر شد. اين عکس‌ها در شبکه‌های اجتماعی از جمله فيس‌بوک بازتاب وسيعی داشت و بحث‌ها و واکنش‌هايی را به دنبال داشت.</p>

<p>همچنين در اين شماره محمدرضا خاتمی درباره انتخابات مجلس به روزنامه روزگار گفته بود: "نتيجه انتخابات آن چيزی نيست که از توی صندوق‌های رأی در می‌آيد، علی‌الظاهر اين‌طور است اما انتخابات مهندسی‌شده است و نتايج آن مشخص است."</p>

<p>به گفته وی "نبودن اصلاحات در انتخابات خود به خود بخش عمده‌ای از اين انتخابات را خدشه‌دار می‌کند، اين هم کاری نبود که اصلاح‌طلب‌ها بخواهند انجام دهند، اصلاح‌طلب‌ها هم از اين جريان ناراضی هستند اما چاره‌ای هم ندارند، يعنی وقتی همه مجاری فعاليت‌های جريان اصلاح‌طلبی را می‌بنديد، اجازه نمی‌دهيد خودشان باشند، و می‌خواهيد بگوييد اصلاح‌طلبی بايد چه باشد و چه نباشد، خب طبيعی است که اصلاحات زير بار اين وضعيت نخواهد رفت."</p>

<p>احزاب اصلاح‌طلب ايران گفته‌اند به دليل "آزاد و سالم نبودن انتخابات و زندانی بودن رهبرانشان" در انتخابات مجلس شرکت نمی‌کنند.</p>

<p>نهمين دوره انتخابات مجلس ايران ۱۲ اسفند سال جاری برگزار می‌شود.</p>

<p>محمدرضا خاتمی همچنين گفته است: "اصلاح‌طلب‌ها از طرف حاکميت و قدرت به شدت تحت فشار هستند."</p>

<p>به گفته وی "اگر اصلاح‌طلب‌ها هنوز فعال هستند به خاطر اين است که اميدشان را به اصلاح‌پذيری نظام از دست نداده‌اند و سعی می‌کنند هر چه بيشتر اين روزنه‌هايی را که روز به روز بسته‌تر می‌شود باز کنند."</p>

<p>روزنامه روزگار پيش از اين دو بار ديگر توقيف شده بود.</p>

<p>روزگار يک بار در سال ۱۳۸۵ به دليل "شبيه بودن" به يکی از روزنامه‌های توقيف شده، از سوی هيأت نظارت بر مطبوعات توقيف شد.</p>

<p>اين روزنامه پس از چند سال در بهمن ۱۳۸۹ انتشارش را از سر گرفت.</p>

<p>روزگار بار ديگر شهريور ۱۳۹۰ از سوی شعبه نهم بازپرسی دادسرای فرهنگ و رسانه به اتهام " اتهام تبليغ عليه نظام و انتشار مسايل محرمانه کشور" به مدت دو ماه توقيف شد.</p>

<p>اين روزنامه چندی پيش انتشار خود را از سر گرفته بود.<br />
</p>]]></description>
         <link>http://www.rahaward.org/archives/2012/02/post_7832.php</link>
         <guid>http://www.rahaward.org/archives/2012/02/post_7832.php</guid>
         <category>CKultur</category>
         <pubDate>Mon, 06 Feb 2012 10:38:06 +0100</pubDate>
      </item>
            <item>
         <title>مراسم روز همبستګی جهانی زنان در آخن</title>
         <description><![CDATA[<p>کانون ره آورد به رسم هر ساله ضمن ګرامیداشت ۸ مارس روز جهانی زنان مراسم با شکوهی را تدارک دیده است. </p>

<p><img alt="Mehrangizkar.jpg" src="http://www.rahaward.org/archives/images/Mehrangizkar.jpg" width="270" height="197" border="0" /></p>

<p>سخنرانان مراسم امسال کانون خانم مهرانګیز کارحقوقدان برجسته، روزنامه نګار و فعال حقوق زنان و آقای پروفسور ریشتر استاد دانشګاه آخن میباشد. </p>

<p><br />
موضوع برنامه مبارزه زنان درکشور های ایران وکشورهای عربی  در تحولات منطقه میباشد. </p>

<p>بخش هنری مراسم راخانم بنفشه صیاد بعهده دارنذ که با رقص زیبایشان جلوه خاصی به جشن ۸ مارس ما میدهند.</p>

<p><img alt="20W53oP.jpg" src="http://www.rahaward.org/archives/images/20W53oP.jpg" width="270" height="404" border="0" /></p>

<p>این مراسم در روز شنبه ۱۰ مارس ۲۰۱۲ ساعت ۵ بعداز ظهر در<br />
<strong> <br />
David-Hansemann-Schule<br />
Sandkaulstraße 12<br />
52062 Aachen</strong></p>

<p>برګزار میشود.</p>

<p>ما از همه ایرانیان دعوت میکنیم که با شرکت خود در این مراسم ساعات پر بار و زیبایی را در خاطره  ها انباشت کنند ویار ما در برګزاری هرچه با شکوه تر روز جهانی زن باشند.</p>

<p>کانون ره آورد-آخن-آلمان<br />
</p>]]></description>
         <link>http://www.rahaward.org/archives/2012/02/post_7831.php</link>
         <guid>http://www.rahaward.org/archives/2012/02/post_7831.php</guid>
         <category>تيتر اول</category>
         <pubDate>Sat, 04 Feb 2012 22:50:33 +0100</pubDate>
      </item>
            <item>
         <title>مدافعان حقوق بشر :به پیگرد و آزار دکتر محمد ملکی پایان دهید</title>
         <description><![CDATA[<p>بر اساس اطلاعات دريافتى از «جامعه دفاع از حقوق بشر در ايران» (LDDHI)، دكتر محمد ملكى، عضو موسس جمعيت ايرانى دفاع از آزادى و حقوق بشر در تاريخ ۳ بهمن ۱۳۹۰ براى گذراندن حكم يك سال زندان به زندان اوين احضار شد و سه روز مهلت يافت تا خود را معرفى كند. خطر دستگيرى او را به شدت تهديد مى كند.<br />
به پيگرد و آزار دكتر محمد ملكى پايان دهيد<br />
ايران: نگرانى از دستگيرى/حكم/آزار و اذيت قضايى</p>

<p><br />
<strong>برنامه نظارت بر حمايت از مدافعان حقوق بشر:<br />
به پيگرد و آزار دكتر محمد ملكى پايان دهيد</strong></p>

<p>برنامه نظارت بر حمايت از مدافعان حقوق بشر، كه برنامه مشترك «فدراسيون بين المللى جامعه هاى حقوق بشر» (FIDH) و «سازمان جهانى مبارزه با شكنجه» (OMCT) است، از شما درخواست مى كند فورا در باره مساله زير در ايران اقدام كنيد.</p>

<p>اطلاعات تازه<br />
برنامه نظارت بر حمايت از مدافعان حقوق بشر از طريق «جامعه دفاع از حقوق بشر در ايران» (LDDHI) از احضار دكتر محمد ملكى براى گذراندن حكم يك سال زندان مطلع شده است.</p>

<p>بر اساس اطلاعات دريافتى، دكتر محمد ملكى، عضو موسس جمعيت ايرانى دفاع از آزادى و حقوق بشر [۱] در تاريخ ۳ بهمن ۱۳۹۰ براى گذراندن حكم يك سال زندان به زندان اوين احضار شد و سه روز مهلت يافت تا خود را معرفى كند. خطر دستگيرى او را به شدت تهديد مى كند.</p>

<p>برنامه نظارت آزار قضايى دكتر محمد ملكى را محكوم مى كند زيرا اين آزار و اذيت ظاهرا به قصد تنبيه فعاليت حقوق بشرى او انجام مى شود و نگرانى عميق خود را از كوشش هاى ادامه دار براى منع فعاليت هاى مسالمت آميز مدافعان حقوق بشر در ايران ابراز مى نمايد.</p>

<p>اطلاعات پيشينه اى<br />
دكتر ملكى به علت اعتراض شديد به بسته شدن دانشگاه ها از تير ۱۳۶۰ تا مرداد ۱۳۶۵ به مدت پنج سال در زندان به سر برد. او دوباره در ۲۱ اسفند ۱۳۷۹ دستگير شد و بدون محاكمه بيش از شش ماه در بازداشت انفرادى ماند.</p>

<p>دكتر محمد ملكى براى بار سوم در ۳۱ مرداد ۱۳۸۸ به خاطر تحريم انتخابات رياست جمهورى و اعتراض به خشونت هاى پس از انتخابات دستگير شد و به اتهام ارتباط با گروه هاى مخالف بيش از شش ماه در زندان اوين ماند و در اسفند ۱۳۸۸ با وثيقه آزاد شد. در دوره بازداشت او چند بار به علت حمله قلبى و مشكلات ديگر جسمانى از جمله سرطان پروستات در بيمارستان بسترى شد. بنا به گزارش ها، او از رسيدگى مناسب پزشكى محروم بود. [۲]</p>

<p>محاكمه او در شعبه ۲۸ دادگاه انقلاب اسلامى ابتدا در تاريخ ۵ مرداد ۱۳۹۰ تعيين شده بود، اما در پى خوددارى او از شركت در دادگاه به تاريخ ۸ مرداد موكول شد. [۳] دكتر ملكى در دادگاه حضور يافت ولى از خود دفاع نكرد و گفت به حكم اعتراض نخواهد كرد زيرا دادگاه بدوى را غيرقانونى مى داند. دكتر ملكى ابتدا به محاربه، اهانت به بنيانگذار جمهورى اسلامى ايران آيت الله خمينى و آيت الله خامنه اى (رهبر فعلى) متهم شده بود، اما در پايان به اتهام «تبليغ عليه نظام» محكوم شد.</p>

<p>دكتر ملكى در شهريور ۱۳۹۰، گزارش كوتاهى خطاب به گزارشگر ويژه سازمان ملل براى ايران در باره شكنجه هايى كه در زندان هاى دوران مختلف ديده است نوشت و در پى آن مورد بازجويى قرار گرفت و از مسافرت به خارج منع شد.</p>

<p>اقدام هاى مورد درخواست:<br />
لطفا به دولتمردان ايران نامه بنويسيد و از آنها بخواهيد:<br />
۱ - تحت هر شرايطى، سلامت روحى و جسمانى دكتر محمد ملكى و نيز تمام مدافعان حقوق بشر و خانواده هايشان را در ايران تضمين كنند؛<br />
۲ ـ به هر گونه آزار و اذيت ـ از جمله در سطح قضايى ـ عليه دكتر محمد ملكى و نيز تمام مدافعان حقوق بشر در ايران پايان دهند؛<br />
۳ ـ در هر شرايطى اعلاميه سازمان ملل در باره مدافعان حقوق بشر را، كه در تاريخ ۱۸ آذر ۱۳۷۷ (۹ دسامبر ۱۹۹۸) در مجمع عمومى سازمان ملل تصويب شده، رعايت كنند، به ويژه:<br />
• ماده ۱ آن كه مى گويد: «همه افراد حق دارند به صورت فردى يا گروهى در سطوح ملى و بين المللى براى حمايت از حقوق بشر و آزادى هاى اساسى و تحقق اين حقوق و آزادى ها فعاليت كنند،»<br />
• ماده ۵ (ب) كه مى گويد: «همه افراد حق دارند براى حمايت از حقوق بشر و آزادى هاى اساسى و تحقق اين حقوق و آزادى ها به صورت فردى يا گروهى در سطوح ملى و بين المللى (...) براى تشكيل سازمان هاى غيردولتى، انجمن ها يا گروه ها، عضويت يا شركت در آنها اقدام كنند،»<br />
• ماده ۲ـ۱۲ كه مى گويد: «دولت بايد كليه تدبيرهاى لازم را به كار گيرد تا حمايت مراجع ذيصلاح از همه افراد به صورت فردى و گروهى در برابر خشونت، تهديد، اقدامات تلافى جويانه، تبعيض منفى عملى و يا قانونى، فشار يا هرگونه اقدام خودسرانه ديگر در پى استفاده مشروع و قانونى اين افراد از حقوق مذكور در اعلاميه حاضر، تضمين گردد.»<br />
۴ ـ به طور كلى، در هر شرايطى تضمين كنند كه حقوق بشر و آزادى هاى اساسى مطابق با عهدنامه هاى بين المللى حقوق بشر و موازين بين المللى كه ايران نيز متعاهد آنهاست رعايت خواهند شد.</p>

<p>نامه ها را به مقام هاى زير ارسال كنيد:<br />
• رهبر جمهورى اسلامى، آيت الله سيدعلى خامنه اى: info_leader@leader.ir<br />
• رياست جمهورى، آقاى محمود احمدى نژاد: فكس: ۵۸۸۰ ۶۴۹ ۲۱ ۰۰۹۸<br />
dr-ahmadinejad@president.ir<br />
• رياست قوه قضاييه، آيت الله صادق لاريجانى: Irjpr@iranjudiciary.com bia.judi@yahoo.com/ info@dadgostary-tehran.ir؛ فكس: ۶۵۶۷ ۳۳۱۱ ۲۱ ۹۸+/۶۶۷۱ ۸۷۹ ۲۱ ۹۸+<br />
• وزير امور خارجه: فكس: ۶۶۷۴۳۱۴۹-۲۱-۹۸+ matbuat@mfa.gov<br />
• سفير محمدرضا سجادى، نمايندگى دائمى جمهورى اسلامى ايران در ژنو، سوئيس<br />
Permanent Mission of the Islamic Republic of Iran, Chemin du Petit-Saconnex ۲۸, ۱۲۰۹ Geneva, Switzerland, Fax: +۴۱ ۲۲ ۷۳۳۰۲۰۳<br />
Email: mission.iran@ties.itu.int<br />
• سفارت ايران در بروكسل، بلژيك<br />
Embassy of Iran in Brussels, ۱۵ a avenue Franklin Roosevelt, ۱۰۵۰ Bruxelles, Belgium, Fax: + ۳۲ ۲ ۷۶۲ ۳۹ ۱۵.<br />
Email: iran-embassy@yahoo.com<br />
لطفا به نمايندگان ديپلماتيك جمهورى اسلامى ايران در كشورخودتان نيز نامه بنويسيد.</p>

<p>*****</p>

<p>پاريس ـ ژنو، ۵ بهمن ۱۳۹۰<br />
لطفا ما را از هرگونه اقدام انجام شده با ذكر شماره اين درخواست مطلع فرماييد.<br />
برنامه نظارت بر حمايت از مدافعان حقوق بشر، برنامهء مشترك «فدراسيون بين المللى جامعه هاى حقوق بشر» (FIDH) و «سازمان جهانى مبارزه با شكنجه» (OMCT) است كه به حمايت از مدافعان حقوق بشر اختصاص دارد و هدف اصلى آن پشتيبانى مشخص از اين افراد در زمان نياز است.<br />
برنامه نظارت بر حمايت از مدافعان حقوق بشر:<br />
E-mail: Appeals@fidh-omct.org<br />
• Tel and fax FIDH + ۳۳ (۰) ۱ ۴۳ ۵۵ ۲۵ ۱۸ / +۳۳ ۱ ۴۳ ۵۵ ۱۸ ۸۰<br />
• Tel and fax OMCT + ۴۱ (۰) ۲۲ ۸۰۹ ۴۹ ۳۹ / + ۴۱ ۲۲ ۸۰۹ ۴۹ ۲۹</p>

<p>جامعه دفاع از حقوق بشر در ايران: lddhi(at)fidh.net يا lddhi.fidh(at)gmail.com <br />
</p>]]></description>
         <link>http://www.rahaward.org/archives/2012/01/post_7830.php</link>
         <guid>http://www.rahaward.org/archives/2012/01/post_7830.php</guid>
         <category>AMenchenrechts</category>
         <pubDate>Fri, 27 Jan 2012 11:32:04 +0100</pubDate>
      </item>
            <item>
         <title>اصغر فرهادی نامزد اسکار ۲۰۱۲ بهترین فیلمنامه و بهترین فیلم خارجی</title>
         <description><![CDATA[<p> اصغر فرهادی، کارگردان برجسته ایرانی، امروز سه‌شنبه به عنوان نامزد در دو رشته از جوایز اسکار سال ۲۰۱۲  اسکار بهترین فیلم خارجی و اسکار بهترین فیلمنامه اریژینال اعلام شد: </p>

<p>آکادمی اسکار در ایالات متحده روز سه‌شنبه در مراسمی ویژه نامزدهای تمام رشته‌ها برای تصاحب جایزه اسکار سال ۲۰۱۲ را اعلام کرد.</p>

<p>اصغر فرهادی با فیلم برجسته «جدایی نادر از سیمین» که از سال گذشته تاکنون بیش از ۵۰ جایزه جهانی را از آن خود کرده در دو رشته فیلمنامه اریژینال و فیلم خارجی برای اسکاررا نامزد شده است.</p>

<p><img alt="imag farhadi.jpg" src="http://www.rahaward.org/archives/images/imag%20farhadi.jpg" width="281" height="187" border="0" /></p>

<p> پیش از این نام آاصغر فرهادی و آخرین فیلم او تنها در بخش «بهترین فیلم خارجی» اسکار اعلام شده بود.در بخش بهترین فیلمنامه اریژینال، اصغر فرهادی با فیلمساز بزرگی چون وودی آلن رقابت خواهد کرد که امسال با فیلم  "نیمه‌شب در پاریس" در اسکار حضور دارد. </p>

<p>اصغر فرهادی  کارگردان و فیلم‌نامه‌نویس ایرانی۳۹ ساله است. وی برنده سه جایزه سیمرغ بلورین بهترین کارگردانی در سال‌های ۱۳۸۴، ۱۳۸۷ و ۱۳۸۹ شده‌است. خرس نقره‌ای جشنواره فیلم برلین به عنوان بهترین کارگردان برای فیلم دربارهٔ الی و خرس طلایی جشنواره برلین به خاطر فیلم جدایی نادر از سیمین از دیگر افتخارات اوست .<br />
وی همچنین برنده جایزه بهترین فیلم خارجی در جشنواره گلدن گلوب سال ۲۰۱۲ میلادی به خاطر کارگردانی و نویسندگی فیلم جدایی نادر از سیمین شد. او اولین فیلمساز ایرانی است که توانسته‌است این جایزه را به خود اختصاص دهد.</p>]]></description>
         <link>http://www.rahaward.org/archives/2012/01/post_7829.php</link>
         <guid>http://www.rahaward.org/archives/2012/01/post_7829.php</guid>
         <category>CKultur</category>
         <pubDate>Tue, 24 Jan 2012 15:13:46 +0100</pubDate>
      </item>
            <item>
         <title>مديرکل دفتر حقوقی وزارت ارشاد: قانون مطبوعات ملغی می‌شود،</title>
         <description><![CDATA[<p>گویا نیوز<br />
مديرکل دفتر حقوقی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی از بررسی بخش زيادی از لايحه نظام جامع رسانه‌ای در کميسيون لوايح دولت خبر داد و گفت: با تصويب اين لايحه در مجلس و شورای نگهبان، قانون فعلی مطبوعات موضوعيت خود را از دست خواهد داد.</p>

<p>احمدعلی محسن‌زاده در اين‌باره به خبرنگار مهر گفت: بر اساس قانون، دولت بايد تا پايان سال نخست برنامه پنجم، لايحه نظام جامع رسانه‌ای را تقديم مجلس کند. بر همين اساس وزارت ارشاد اوايل امسال لايحه پيشنهادی خود را در اين باره تقديم دولت کرد و در حال حاضر نيز در کميسيون لوايح دولت در دست بررسی است.</p>

<p>وی درباره مراحل بررسی اين لايحه نيز يادآور شد: تاکنون بخش‌های مربوط به تعريف رسانه، رسالت رسانه‌ها، حقوق رسانه‌ها و حدود رسانه‌ها که تقريباً بخش‌های زيادی از لايحه را شامل می‌شود، بررسی و بحث‌ها در اين باره به پايان رسيده است.</p>

<p>مديرکل دفتر حقوقی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی همچنين گفت: بررسی فصول مربوط به مجازات‌ها، شرايط متقاضی و صدور پروانه فعاليت رسانه و جايگاه و حدود و اختيارات هيئت‌های نظارت و منصفه و برخی بخش‌های ديگر ادامه دارد.</p>

<p>محسن‌زاده در پاسخ به سوالی درباره شائبه ايجاد محدوديت‌های بيشتر برای رسانه‌ها با اجرايی شدن لايحه نظام جامع رسانه‌ای، با بيان اينکه «اولاً هدف اصلی اين لايحه گسترش شمول قانون حوزه رسانه‌ها است» گفت: ما تا اينجای کار بررسی لايحه، سعی کرده‌ايم چارچوب‌های قانونی و آزاديهای مصرح در قانون اساسی برای رسانه‌ها، نه تنها محدود نشود بلکه در آن دولت و وزارت ارشاد تصريحاً نسبت به حمايت‌های بيشتر مادی و معنوی از رسانه‌ها موظف شده‌اند.</p>

<p>وی ادامه داد: من تلاش برای اِعمال فشار به رسانه‌ها را با استفاده از بندهای لايحه نظام جامع رسانه‌ای، قوياً رد می‌کنم و اطمينان می‌دهم که در اين لايحه حقوق رسانه‌ها حفظ شده است و به عنوان مثال رسانه‌ها همانند گذشته حق دارند نظرات انتقادی و سازنده خود را پيرامون موضوعات مختلف با رعايت موازين اسلامی و حدود قانونی به اطلاع عموم برسانند.</p>

<p>به گفته اين مقام مسئول در وزارت ارشاد بر اساس يکی از بندهای تصويب شده در جريان بررسی لايحه جامع رسانه‌ای، هيچ مقام دولتی يا غيردولتی برای انتشار يا عدم انتشار مطلبی در رسانه‌ها، حق ندارد در صدد اِعمال فشار به آنها برآيد.</p>

<p>مديرکل دفتر حقوقی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی همچنين از قطعی بودن جايگزينی نظام جامع رسانه‌ها با قانون مطبوعات فعلی خبر داد و گفت: اين لايحه پس از طی تمامی مراحل قانونی و اجرايی خود، جايگزين قانون مطبوعات فعلی می‌شود. در اين لايحه رسانه‌‌ها فراتر از تنها مطبوعات ديده شده‌اند و تمامی رسانه‌های چاپی، الکترونيکی، وبلاگ‌ها، شبکه های اجتماعی و غيره را شامل می‌شود.</p>

<p>محسن‌زاده در پاسخ به اين سوال که اين لايحه چه زمانی در دولت نهايی و برای تصويب از سوی قوه مقننه به صحن علنی مجلس ارائه می‌شود، گفت: با توجه به حساسيت‌های موجود، بررسی بندهای مختلف و مهم اين لايحه نيازمند دقت زيادی است و اميدواريم در آينده نه چندان دور آماده ارائه به مجلس شود.</p>

<p>وی تاکيد کرد: تاکنون ۷ جلسه فشرده در اين باره تشکيل شده و به زودی هم جلسه بعدی آن برگزار خواهد شد؛ بديهی است با توجه به نوع لايحه بررسی برخی بندها خيلی به سرعت و بررسی برخی فصول ديگر به کندی پيش می‌رود و شايد نتوان در يک جلسه هم يک ماده را از تصويب نهايی گذراند.<br />
</p>]]></description>
         <link>http://www.rahaward.org/archives/2012/01/post_7828.php</link>
         <guid>http://www.rahaward.org/archives/2012/01/post_7828.php</guid>
         <category>CKultur</category>
         <pubDate>Sun, 22 Jan 2012 13:12:42 +0100</pubDate>
      </item>
            <item>
         <title>موج بازداشت روزنامه‌نگاران در ايران: شهرام منوچهری دستگير شد</title>
         <description><![CDATA[<p><strong><br />
گزارشگران بدون مرز: در ايران هم‌اکنون بيش از ٣٠ روزنامه‌نگار و ٢٤ وب‌نگار در زندان به‌سر می‌برند.</strong><br />
<em><br />
<strong>شهرام منوچهری، روزنامه‌نگار و وب‌نگار منتقد دولت بازداشت شد.هنوز از دليل دستگيری، محل بازداشت، همچنين وضعيت و سرنوشت اين روزنامه‌نگار خبری منتشر نشده است.</strong></em></p>

<p>به گزارش کميته گزارشگران حقوق بشر، در ادامه موج بازداشت روزنامه‌نگاران و وب‌نگاران در ايران، روز پنج‌شنبه ۲۹ دی‌ماه، شهرام منوچهری، از فعالان مطبوعاتی، بازداشت و به محلی نامعلوم منتقل شد.</p>

<p>بنا به اين گزارش چند تن از مأموران امنيتی با حضور در منزل اين فعال سابق دانشجويی و روزنامه‌نگار، ضمن تفتيش و بازرسی منزل، بخشی از کتاب‌ها و اسناد و سی‌دی‌های وی را ضبط کرده و همراه با وی به مکان نامعلومی انتقال داده‌اند.</p>

<p>شهرام منوچهری با برخی از روزنامه‌های توقيف‌شده اصلاح‌طلبان در ايران همکاری می‌کرد و در رويدادهای پس از دهمين دوره انتخابات رياست جمهوری نيز مورد ضرب و شتم قرار گرفته و بازداشت شده بود، که با قرار وثيقه آزاد گرديد.<br />
 بازداشت شهرام منوچهری، پنجمين مورد از بازداشت روزنامه‌نگاران ايران در چند روز اخير است</p>

<p>آخرين مورد آن بازداشت پيمان پاک‌مهر، روزنامه‌نگار تبريزی بود که در روز ۲۹ دی‌ماه توسط مأموران وزارت اطلاعات در تبريز بازداشت شد.وی پس از تفهيم اتهام "تبليغ عليه نظام" در دادسرای انقلاب تبريز، به زندان اوين منتقل شد و از بند ٢٠٩ اين زندان با خانواده‌اش تماس گرفت.</p>

<p>پاک‌مهر فعاليت‌های رسانه‌ای خود را از ابتدای دهه ٨٠ با همکاری با نشرياتی چون شمس تبريز آغاز کرد و سپس آژانس خبری تبريزنيوز را برای بازتاب اخبار آذربايجان بنيان گذاشت.</p>

<p>وی در رشته زبان انگليسی دانشگاه آزاد تبريز فارغ‌التحصيل شده و در فدراسيون جهانی روزنامه‌نگاران و انجمن صنفی روزنامه‌نگاران ايران عضو بوده است.</p>

<p>۲۸ دی‌ماه نيز سهام‌الدين بورقانی، روزنامه‌نگار، عکاس و سردبير سايت ديپلماسی ايرانی بازداشت شد.وی که فرزند احمد بورقانی، نماينده فقيد مردم تهران در مجلس ششم و معاون مطبوعاتی و تبليغاتی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی در دولت محمد خاتمی، رئيس جمهور پيشين ايران است، پيش از اين در روزنامه اعتماد ملی کار می‌کرد.</p>

<p>پرستو دوکوهکی که از فعالان حقوق زنان است و از نخستين وبلاگ‌نويسان ايران به‌شمار می‌رود ۲۵ دی‌ماه بازداشت شد.وی سابقه همکاری با روزنامه‌های همبستگی، ياس نو، وقايع اتفاقيه، اقبال، سرمايه، اعتماد ملی، شرق و نشريات از جمله ماهنامه‌ زنان را دارد اما در سال‌های اخير فعاليت رسانه‌ای نداشت.</p>

<p>مرضيه رسولی نيز ۲۷ دی در مراجعه مأموران امنيتی به خانه وی دستگير شد.مرضيه رسولی سابقه همکاری با خبرگزاری دانشجويان ايران (ايسنا)، روزنامه‌های شرق و اعتماد و چند نشريه سينمايی را دارد.</p>

<p>در موج جديد بازداشت‌ها همچنين محمد سليمانی‌نيا، مترجم رمان "عطر سنبل، عطر کاج" يکی ديگر از کسانی است که در روز ۲۰ دی‌ماه بازداشت شده است.وی مدير سايت يو ٢٤ شبکه اجتماعی متخصصان ايرانی، طراح و ميزبان بسياری از سايت‌های انجمن‌های جامعه مدنی و روشنفکران ايرانی است که پس از احضار به دادگاه انقلاب کرج بازداشت شد.</p>

<p>فاطمه خردمند، احسان هوشمند و حسن فتحی نيز از روزنامه‌نگاران ديگری هستند که در روز ١٧ دی‌ماه در ايران بازداشت شده‌اند.</p>

<p>گزارشگران بدون مرز ۲۸ دی‌ماه در رابطه با موج جديد بازداشت روزنامه‌نگاران ايرانی بيانيه‌ای منتشر کرد.<br />
در اين بيانيه آمده بود: " گزارشگران بدون مرز از احضار بسياری از حرفه‌کاران رسانه‌ای در سراسر ايران مطلع شده است."</p>

<p>به گفته گزارشگران بدون مرز، در ايران هم‌اکنون بيش از ٣٠ روزنامه‌نگار و ٢٤ وب‌نگار در زندان به‌سر می‌برند.</p>]]></description>
         <link>http://www.rahaward.org/archives/2012/01/post_7827.php</link>
         <guid>http://www.rahaward.org/archives/2012/01/post_7827.php</guid>
         <category>AMenchenrechts</category>
         <pubDate>Sun, 22 Jan 2012 12:55:29 +0100</pubDate>
      </item>
            <item>
         <title>۸ هزار زندانی اوین؛ قطع گازوئیل، سلول های سرد و بیماری های طاقت فرسا</title>
         <description><![CDATA[<p>کلمه<br />
این روزها زندانیان محبوس در بازداشتگاه اوین به دلیل تمام شدن ذخیره  گازوئیل این زندان و سرمای شدید حاکم بر این مکان در شرایط بسیار دشواری به سر می برند .<br />
،کار نکردن همه وسایل گرما زای زندان اوین به دلیل  تمام شدن ذخیره گازوئیل این مکان را در چند روز گذشته به جایی غیر قابل تحمل برای زندگی  زندانیان آن  تبدیل کرده است. زندانیان در چند روز گذشته با اب سرد حمام کرده اند.</p>

<p>این در حالی است که زندانیان سیاسی  بندهای ۲۰۹ ، ۳۵۰ و دو الف و همچنین بند زندانیان سیاسی زن در  زندان  اوین به دلیل امکانات محدودتر حتی شرایط بسیار  بدتری را نسبت به زندانیان عادی  دارند و مسوولان زندان هم به زندانیان گفته اند تا ده روز آینده امکان تهیه گازوئیل وجود ندارد .</p>

<p>با این همه بیش از چند روز است که هشت هزار زندانی زندان اوین و از جمله زندانیان سیاسی بدون وسایل گرمازا ، آب گرم  و محروم از حمام اغلب سرماخورده و بیمار شرایط سختی را می گذرانند و خانواده های آنان نیز با نگرانی زیاد و دلشوره تنها این وضعیت را نظاره می کنند و نمی دانند باید به کدام مقام مسوولی دراین باره شکایت کنند. آنها تنها خواهان رسیدگی به وضعیت رفاهی زندانیان و پایان دادن به این شرایط دشوار هستند .</p>

<p>بازداشتگاه اوین که در دره اوین در شمال تهران واقع شده است به طور طبیعی همیشه از دیگر نقاط تهران آب و هوای سردتری دارد که این تفاوت دما  در فصل زمستان بیشتر هم هست و همیشه خانواده های زندانیان با توجه به این مساله و نبود امکانات کافی برای زندانیان نگران وضعیت آنها هستند. طبق خبرها سرماخوردگی این روزها به شدت در این زندان رواج یافته و بهداری زندان نیزامکانات رسیدگی به همه بیماران را ندارد و دارو نیز در اختیار زندانیان بویژه زندانیان سیاسی قرار نمی دهد.<br />
.<br />
<strong><br />
شرایط بحرانی برای زندانیان سیاسی</strong></p>

<p>زندانیان سیاسی محبوس در زندان اوین اغلب در بندهای  ۲۰۹ وزارت اطلاعات ،۳۵۰ و دو الف متعلق به سپاه پاسداران نگهداری می شوند  از آنجا که این زندانیان محدودیت بیشتری دارند این روزها شرایط سختتری را  هم تحمل می کنند.</p>

<p>بند ۳۵۰ که یک زیرزمین در زندان اوین است، این روزها به دو بخش بند مردان و زنان تقسیم شده است . این بند که  زیر زمینی جدا افتاده و بدون امکانات است از سایر بندهای زندان اوین وضعیت رفاهی بسیار بدتری دارد . این بند  تنها با چهار سرویس بهداشتی در شرایط عادی هم شرایط بسیار نامناسبی دارد و امکانات آن هرگز پاسخگوی ۱۸۰ زندانی محبوس در آن که بیشتر آنان از زندانیان حوادث پس از انتخابات هستند، نیست . این روزها زندانیان این بند در سرمای شدید و محروم از آب گرم و استحمام شرایط سختی را می گذرانند .</p>

<p>هم اکنون تعداد زیادی از زندانیان عقیدتی-سیاسی  از جمله  روزنامه نگاران و دانشجویان حامی جنبش سبز در این بند به سر می برند .<br />
انتهای این بند یک سالن بدون هر گونه امکانات و حتی سالن هواخوری وجود دارد که زندانیان سیاسی زن در آن نگهداری می شوند . بیش از سی زندانی سیاسی زن در شرایطی در این بند نگهداری می شوند که حتی امکانات شان برای نگهداری ده نفر هم مناسب نیست . زندانیان سیاسی زن محروم از هواخوری و هر گونه امکانات رفاهی حالا باید نبود آب گرم بهداشتی و سرمای شدید را هم تحمل کنند .<br />
<strong><br />
نسرین ستوده ، بهاره هدایت ، ژیلا کرم زاده، مهدیه گلرو و عاطفه نبوی و …از جمله زنان محبوس در این بند هستند .</strong><br />
.</p>

<p><strong>شرایط دشوارتر برای زندانیان بند ۲۰۹ و دو الف</strong></p>

<p>این شرایط دشوار برای زندانیان بند ۲۰۹ وزارت اطلاعات و دو الف سپاه حتی دشوارتر هم هست چراکه این بندها اساسا بازداشتگاه های غیر قانونی هستند که بدون نظارت نهادهای قضایی در کشور زندانیان را در هر شرایطی نگهداری می کنند و هیچ مقام مسوولی نیز  حق بازدید از این بازداشتگاه های غیر قانونی را ندارد .</p>

<p>سلولهای بند ۲۰۹ که سلولهایی کوچک و دربسته هستند در فصل زمستان بسیار سرد و در فصل تابستان بسیار گرمند. زندانی های این بند در فصل زمستان هم مانند دیگر فصل های سال مجبورند بر کف زمین بخوابند و هیچ کدام اززندانی ها در این بندها تخت ندارند و مجبورند بر زمین که تنها با یک موکت نازک و معمولی پوشانده شده، بخوابند در این فصل سال این سلولها بسیار سردند و اکنون با قطع  کامل شوفاژهایی که اغلب در مواقع عادی هم گرمای چندانی ندارند شرایط بسیار بدی بر این بندها حاکم است. در این  دو بند حتی  مسئولان زندان از دادن پتوی بیشتر به زندانیان خودداری می کنند و حتی لباسهای زندانیان را که توسط خانواده هایشان به زندان برده می شود به آنها تحویل نمی دهند. در سایر بندهای زندان اوین در هر فصل سال خانواده ها لباسهایی را برای زندانیان می برند و مسئولان آن را به زندانیان تحویل می دهند. زندانیان سیاسی این دو بند  مجبورند بر کفپوش سرد سلول روزهایشان را به شب برسانند.</p>

<p>در این دوبند زندانیانی همچون بهزاد نبوی ، عبدالله رمضان زاده ،عبدالفتاح سلطانی ، کوهیار گودرزی و تعداد زیادی از فعالان سیاسی و دانشجویی نگهداری می شوند . همچنین زندانیان تازه بازداشت شده مانند پرستو دوکوهکی ، سهام بورقانی ، مرضیه رسولی ، آرش صادقی و .. نیز به همین دو بند منتقل شده اند .گاه فعالان بازداشت شده ماه ها در همین بازداشتگاه های غیر قانونی و بدون امکانات به سر می برند.</p>

<p>اغلب متصدیان و مسئولان به جز مسئولان رده بالای  قوه قضاییه حق بازدید از این بند ها را ندارند و حتی نمایندگان مجلس نیز که بارها خواسته اند از این سلولها بازدید کنند با ممانعت نیروهای امنیتی مواجه شده اند.</p>

<p>خانواده های زندانیان سیاسی زندان اوین با شنیدن خبر قطع گازوئیل و شرایط نامناسب زندان اوین از دادستان تهران و همه مسوولان قضایی می خواهند که به این شرایط رسیدگی کنند و فراموش  نکنند که این مسوولان در برابر همه زندانیان و به ویژه زندانیان سیاسی که فقط به خاطر عقیده شان زندانی هستند مسوول هستند و باید شرایط رفاهی مناسب را برای گذراندن مدت حبس آنان فراهم کنند.</p>]]></description>
         <link>http://www.rahaward.org/archives/2012/01/post_7826.php</link>
         <guid>http://www.rahaward.org/archives/2012/01/post_7826.php</guid>
         <category>AMenchenrechts</category>
         <pubDate>Sun, 22 Jan 2012 12:31:01 +0100</pubDate>
      </item>
            <item>
         <title>بیانیه بیش از ۲۳۴ نفر از مخالفان فعال جنگ در محکومیت ترور کارشناسان و مدیران برنامه هسته ای</title>
         <description><![CDATA[<p>بیش از ۲۳۴ فعال سیاسی ایرانی مخالف جنگ با ایران با انتشار بیانیه ای ترور مصطفی احمدی روشن از مدیران تاسیسات هسته ای نطنز را که در ۲۱ دی ماه در تهران اتفاق افتاد را مانند هر ترور دیگری، شدیدا محکوم کرده و هشدار داده اند که مردم ایران نسبت به هر اقدامی که جان شهروندان ایرانی را به خطر بیاندازد، حساس بوده و تعرض به امنیت ملی ایران را تحمل نمی کنند.</p>

<p>ما به عنوان مخالفان فعال جنگ، ترور مصطفی احمدی روشن از مدیران تاسیسات هسته ای نطنز را که در 21 دی ماه در تهران اتفاق افتاد، بمانند هر ترور دیگری، شدیدا محکوم می کنیم. چنین روش هایی درتقابل با سیاست های رسمی مذاکره و گفتگوست که می توانند به نتایج سودمندی بیانجامند و خطر جنگ را کاهش دهند. ترور در هر شکلی محکوم است و با هر هدفی صورت گیرد، اقدامات صلح طلبانه را خنثی می کند و مشروعیت و دستاویزی برای خشونت و ترور متقابل بوجود می آورد.</p>

<p>ما معتقدیم جنگ اطلاعاتی با جمهوری اسلامی و اقدامات خرابکارانه که در صورت های مختلف از جمله ترور فرماندهان ارشد و کارشناسان و نابودی تاسیسات موشکی و هسته ای ایران جریان دارد، حلقه ای از زنجیره لطمه ها و ضایعه هایی است که جمهوری اسلامی با ماجراجویی هسته ای خود به منافع ملی و سرمایه های علمی مردم ایران تحمیل کرده است.</p>

<p>نیروهای امنیتی ایران که تمام تلاش خود را صرف سرکوب مخالفان حتی در داخل حاکمیت و بستن دهان معترضان و رسانه ها کرده اند، در مقابله با این تهدیدها سخت ناتوان مانده اند. این ناتوانی ها نشانه نگران کننده ای است از اینکه ایمنی برنامه هسته ای هم با همین ضعف های فاحش روبرو شود و فجایع بزرگی را رقم زند. مسئولین نظام و بخصوص وزیر اطلاعات باید پاسخگوی سهل انگاری در خصوص حفظ جان کارشناسان و پژوهشگران ایرانی باشند.</p>

<p>به نظر ما امنیت و رشد اقتصادی و علمی ایران و مناسب ترین راه غلبه برمخاطرات خارجی در گرو مدیریتی بر اساس منافع ملی ایران و تنش زدایی با همسایگان و جامعه جهانی و از همه مهمتر آشتی با مردم کشور و انتقال قدرت به آنان است.</p>

<p>امنیت واقعی مردم وقتی تضمین می شود که سیاست و مدیریت کشور از انزواطلبی و سرکوب داخلی و تنش زایی خارج شود و به سمت کاستن از شمار دشمنان و افزودن بر شمار دوستان ومشارکت موثر و صلح آمیز در منطقه حرکت کند و همچنین فضای سیاسی داخل را باز نماید و به اقتصاد ایران نیز مجال نفس کشیدن و تماس با جهان بدهد.</p>

<p>ما ضمن محکوم کردن این ترور از سوی هر دولت و نیرویی که باشد، از فعالان جامعه مدنی و کنشگران سیاسی دموکراسی خواه می خواهیم تا ضمن تاکید بر حق مردم ایران در استفاده صلح آمیز از انرژی اتمی و مرزبندی با بحران سازی هسته ای حکومت، مخالفت خود را با اعمال خشونت و هر گونه ترور ابراز کنند. جمهوری اسلامی باید با تعلیق غنی سازی اورانیوم، نخستین گام را برای جلوگیری از تحریم ها و زدودن خطرات جنگ های پنهان و آشکار بردارد. همچنین به برخی اراده های خارجی که علی رغم مخالفت ظاهری با تروریسم هر جا که منافعشان ایجاب کند توسل به ترور را تجویز می کنند هشدار می دهیم که مردم ایران نسبت به هر اقدامی که جان شهروندان ایرانی را به خطر بیاندازد، حساس بوده تعرض به امنیت ملی ایران را تحمل نمی کنند.</p>

<p>اسامی امضاء کنندگان:</p>

<p>آ (1تا 7) - آرش آباد پور، بهزاد آذر هوشنگ ، کمال آذری ، فرشید آذری نوش ، احمد آزاد ، روشنک آستراکی ، سعید آگنجی</p>

<p>الف (8 تا 34) - مهرداد احمد زاده ، حامد ابراهیمی ، حامد ابراهیمی نژاد ، عبدالرضا احمدی ، بهزاد احمدی نیا ، جعفر اردبیلی ، ابوالفضل اردوخانی ، محمد استکی ، آزاده اسدی ، رشید اسماعیلی ، مرتضی اصلاحچی ، امیر حسین اعتمادی ، بیژن افتخاری ، علی افشاری ، مریم اکبری ، دنیا اکبری ، محمد جواد اکبرین ، نصیر امامی ، امیر رضا امیر بختیار ،منوچهر امیری ، مهدی امینی ، آسیه امینی ، فریبا امینی ، شاهین انزلی ، محمد انصاری ، سولماز ایکدر ، رحیم باجغلی ،</p>

<p>ب (35 تا 49) - فاریا بارلاس ، عبدالعلی بازرگان ، ایرج باقرزاده ، حسین باقرزاده ، پروین بختیار نژاد ، احسان بداغی ، علی برازنده ، مقداد بریمانی ، وحیدالدین بزرگ تبار بائی ، خسرو بندری ، سیروس بنگیان ، مازیار بهاری ، کامیار بهرنگ ، بهروز بیات ، عباس بیگدلی ،</p>

<p>پ (50 تا 56) - شهرنوش پارسی پور ، مهناز پراکند ، بهزاد پرنیان ، کتایون پزشکی ، سعید پور حیدر ، بیژن پیرزاده ، سعید پیوندی ،</p>

<p>ت (57 تا 64) - حبیب تبریزیان ، علی تقی پور ، فرشید تهرانی ،نیره توحیدی ، محمد علی توفیقی ، کیانوش توکلی ، مجید تولایی ، فرشاد توماج ،</p>

<p>ث (65) - ستاره ثابتی ،</p>

<p>ج (66 تا 76) - مهدی جامی ، جهانشاه جاوید ،رضا جعفری ، رضا جعفریان ، فرزانه جلالی ،مهدی جلالی ، محمد جلالی چیمه ،جلال جلالی زاده ، آرش جنتی عطایی ، پویا جهاندار ، گیسو جهانگیری ،</p>

<p>ح (77 تا 82) - علی حاج قاسمی ، سعید حبیبی ، مهرداد حریری ، میلاد حسینی ، بیژن حکمت ، عباس حکیم زاده ،</p>

<p>خ (83 تا 89) - علیرضا خادمی ، ناصر خدایاری ، سارا خرمن بیز ، سالار خسروی ،مصطفی خسروی ، آریا خسروی ، مهراوه خوارزمی ،</p>

<p>د (90 تا 93) - فواد دانا ، محمد جواد دردکشان ، مهرداد درویش پور ، آزاده دواچی ،</p>

<p>ر (94 تا 101) سهراب رزاقی ، احسان رسولی ،سمیه رشیدی ، امیر رشیدی ، شیده رضایی ، پوریا رها ، اردوان روزبه ، مریم روزبهانی ،</p>

<p>ز (102 تا 105) - محسن زمانی ، مهین زندی ، گیو زندی ، حمید زنگنه ،</p>

<p>س (106 تا 115) - حسین سبحان اللهی ، فواد سجودی فریمانی ، نسیم سرابندی ، امیر سراجی ، مهدی سعید پور ، صدرا سمنانی رهبر ، سپیده سهرابی ، سعیده سهرابی ، رضا سیاووشی ، هیمن سیدی ،</p>

<p>ش (116 تا 121) - رحیم شامبیاتی ، کریم شامبیاتی ،نوشین شاه محمدی ، منصوره شجاعی ، حسن شریعتمداری ، روحی شفیعی ،</p>

<p>ص (122 تا 130) - محمد صادقی ، بهنام صارمی ،آرش صالح ، مسعود صالحی ، کاران صدر ، حمید صدر ، فرزان صفائیان ، بیژن صفسری ، سیاوش صفوی ،</p>

<p>ض (131 تا 132) - معصومه ضیاء ، ارسلان ضیائی ،</p>

<p>ط (133 تا 135) - حسن طالبی ، علی طباطبایی ، میثم طهماسبی ،</p>

<p>ع (136 تا 150) - شهره عاصمی ، محبوبه عباسقلی زاده ، غلام عباسی ، محمد صابر عباسیان ، مزدک عبدی پور ، نازلی عراقی ، مهدی عربشاهی ، سید هادی عظیمی ، خسرو علاف اکبری ، کاظم علمداری ، شاهد علوی ، مهرنوش علی آقائی ، رضا علیجانی ، ارشاد علیجانی ، حسین علیزاده ،</p>

<p>غ (151 تا 152) - آبتین غفاری ، مهدی غلامی ،</p>

<p>ف (153 تا 160) - منوچهر فاضلی ، امیر حسین فتوحی ، پویان فخرائی ، تایاز فخری ، مریم فرزام ، حسن فرشتیان ، منصور فرهنگ ، شهاب فیضی ،</p>

<p>ق (161 تا 169) - اختر قاسمی ، علی حسین قاضی زاده ، رضا قاضی نوری ، محسن قائم مقام ، کامبیز قائم مقام ، آیدا قجر ، جعفر قدیم خوانی ، رضا قریشی ، مهدی قلی زاده اقدم ،</p>

<p>ک (170 تا 181) - سید احمد کاظمی موسوی ، مرتضی کاظمیان ، هادی کحال زاده ، عزیز کرملو ، امید کشتکار ، علی کشگر ، کیانوش کلانتر ، علی کلائی ، علیرضا کنعان رو ، الناز کیان ، علیرضا کیانی ، تقی کیمیایی اسدی ،</p>

<p>گ (182 تا - 183) - سمانه گلاب ، امیر حسین گنج بخش ،</p>

<p>م (184 تا 218) - حمید مافی ، رضا مبین ، نوید محبی ، سوسن محمد خانی غیاثوند ، مجید محمدی ، دانیل محمد زاده ، امیر محسن محمدی ، پویان محمودیان ، احمد مدادی ، فرخنده مدرس ، علی مستشاری ، تراب مستوفی ، نریمان مصطفوی ، مهدی معتمدی مهر ، یاسر معصومی ، عبدالحمید معصومی تهرانی ، امیر معماریان ، حسن مکارمی ، پیمان ملاز ،پروین ملک ، مرتضی ملک محمدی ، عمار ملکی ، رویا ملکی ، مهدی ممکن ، احمد منتظری ، اشکان منفرد ، علی مهتدی ، فریبرز مهران ادیب ، بهزاد مهرانی ، بهناز مهرانی ، همایون مهمنش ، سید داوود موسوی ، رضا موصلی ، زیبا میر حسینی ، احمد میر فخرائی ،</p>

<p>ن (219 تا 239) - فرشته ناجی حبیب زاده ، ابراهیم نبوی ، روجا نجفی ، کاظم نجفی ، مجتبی نجفی، آرش نراقی ، راضیه (پری ) نشاط ، مزدک نصیری ، بورگان نظامی نرج آباد ، علی نظری ، محمد سجاد نقوی ، فریدون نقیبی ، شروین نکوئی ، مرتضی نگاهی ، شیوا نوجو ، مهدی نوربخش ، شاهین نوربخش ، فرهاد نوری ، سجاد نیک آئین ، محمد رضا نیکفر ، علی نیکویی ،</p>

<p>ه (240) - نادر هاشمی ،</p>

<p>و (241 تا 245) – ویدا مشایخی ،علی واعظ ، فرزین وحدت ، آلکس وطنخواه ، سجاد ویس مرادی ،</p>

<p>ی (246 تا 247) - مهدی یار محمدی ، حسن یوسفی اشکوری</p>]]></description>
         <link>http://www.rahaward.org/archives/2012/01/post_7825.php</link>
         <guid>http://www.rahaward.org/archives/2012/01/post_7825.php</guid>
         <category>DPolitik</category>
         <pubDate>Mon, 16 Jan 2012 01:04:14 +0100</pubDate>
      </item>
            <item>
         <title>مصاحبه مهر ایران با کانون ره‌آورد</title>
         <description><![CDATA[<p>مراسم سالگرد روز جهانی حقوق بشر در سال ۲۰۱۱ کانون ره‌آورد در شهر آخن به موضوع تبعیض و خشونت علیه اقلیت‌های دینی در ایران اختصاص داشت.  آقای هلموت گابل، عضو کميته بين‌المللی حفاظت از حقوق دانشجويان و دراويش در ايران یکی از سخنرانان برنامه بود که در مورد وضعیت دراویش در ایران صحبت کرد. ایشان پس از برگزاری اين مراسم با کانون ره‌آورد مصاحبه‌ای انجام داد. از آن‌جا که این گفت‌وگو بازتاب‌دهنده بخشی از مواضع و دیدگاه‌های کانون ما است هم‌زمان با انتشار آن در <a href="http://www.mehriran.de/"><strong>سایت مهرايران</strong></a>، در سایت ره‌آورد نیز منتشر می‌شود. اين گفت‌وگو به‌زبان آلمانی برگزار شد و متن فارسی آن را در زير می‌خوانيد.</p>

<p>***</p>

<p><strong>۱- کلمه ره آورد چه معنی دارد؟</strong><br />
ره آورد- کلمه ره‌آورد از دو بخش "ر‌ه" و "آورد" تشکيل شده و به‌معنای چيزی است که از يک سفر به ارمغان می‌آورند.</p>

<p><strong>۲- انگیزه شما برای متشکل شدن در کانون ره‌آورد چه بود؟</strong><br />
 بايستی با  نقض مداوم و خشن حقوق بشر در ايران مبارزه می‌شد. اين مبارزه‌ هم به‌تنهايی‌ مؤثر نبود. اين دليل ما برای متشکل شدن  در ره‌آورد بود. انگيزه‌ی اصلی‌ ما بازتاب دادن مبارزات و اعتراضات مردم ايران و ايرانيان خارج کشور بر عليه نقض حقوق بشر در ايران و همچنين معرفی‌ و زنده نگاه داشتن فرهنگ ايرانی‌ است.</p>

<p><strong>  ۳- کانون ره‌آورد چه اهدافی را دنبال می‌کند؟</strong><br />
هدف کانون ره‌آورد دفاع از تأمين حقوق بشر در ايران، دفاع از آزادی و معرفی‌ فرهنگ ايرانی‌ است.</p>

<p><strong>۴- مرکز ثقل فعالیت ره‌آورد در آلمان چیست و چه نقشی در رابطه با ایران دارد؟</strong><br />
مرکز ثقل فعاليت کانون ه‌آورد در آلمان، سازماندهی و برگزاری برنامه‌هايی‌ است که در آن‌ها اعلاميه‌ی جهانی‌ حقوق بشر همه‌جانبه بررسی شده و نقض خشن آن در ايران معرفی‌ گردد. کانون هر ساله دو دسته برنامه دارد.<br />
الف: برنامه‌های ثابت.   ب: برنامه‌های متغير<br />
الف:   برنامه‌های ثابت کانون عبارتند از: برگزاری مراسم در رابطه با سالروز جهانی‌ حقوق بشر، روز جهانی‌ زن، سالروز کشتار زندانيان سياسی دهه۶۰ به‌ويژه سال ۶۷،  جشن نوروز، شرکت در مراسم روز انتگراسيون در شهر آخن <br />
ب:   برنامه‌های متغير کانون عبارتند از: معرفی‌ نويسندگان و شاعران و فيلم‌سازان و آثارشان، نمايش فيلم، برگزاری کنسرت موسيقی‌، برگزاری ميتينگ و نمايش خيابانی و راهپيمائی به حمايت از جنبش اعتراضی مردم ايران.</p>

<p><strong>  ۵- چه ارزیابی‌ای از وضعیت ایران دارید؟ چه چالش‌هایی در حال حاضر برای مردم در ایران وجود دارد؟</strong><br />
ايران امروز با يک بحران همه‌جانبه روبه‌روست. در عرصه‌ی سياسی رژيم با توسل به سرکوب گسترده‌ی معترضان، بازداشت‌های وسيع، شکنجه و تجاوز در زندان‌ها، نمايش تلويزيونی از اعتراف‌های اجباری دستگيرشدگان و محکوميت به حبس‌های طولانی در دادگاه‌های فرمايشی و تعطيلی مطبوعات و روزنامه‌ها به‌طور موقت موفق به جلوگيری از بروز نارضايتی‌های گسترده به‌صورت تظاهرات خيابانی گرديده است.<br />
اما نارضايتی مردم از حکومت نه تنها کاهش نيافته بلکه بخش‌هايی از حاميان سنتی‌ رژيم جمهوری اسلامی را نيز در بر گرفته است. آگاهی‌ به اين امر باعث تشديد تضادهای درونی‌ رژيم شده که به‌صورت درگيری بين طرفداران دولت و محمود احمدی‌نژاد از يک سو و مجلس و طرفداران آيت‌الله خامنه‌ای از سوی ديگر بروز می‌کند.<br />
در عرصه‌ی اقتصادی با وجود درآمد سرشار حاصل از فروش نفت، ايران در حال حاضر در نتيجه‌ی فساد گسترده، بی‌لياقتی مديران، سياست‌های غلط اقتصادی و نيز تحريم‌های بين‌المللی با تورمی شديد همراه با رکود و بی‌کاری گسترده روبه‌روست.<br />
در عرصه‌ی جهانی‌ موقعيت ايران هيچ‌گاه در سال‌های اخير به بدی امروز نبوده است. سياست‌های غيرشفاف  جمهوری اسلامی در رابطه با برنامه‌ی اتمی‌ و برخورد غيرمنعطف دولتمردان ايران در اين عرصه همراه با نقض مستمر و گسترده‌ی حقوق بشر و حمايت حاکميت ايران از گروه‌های تروريستی خارجی باعث انزوای روزافزون ايران در عرصه‌ی جهانی شده است به‌طوری ‌که در روزها و هفته‌های اخير حتی بحث در رابطه با حمله نظامی به ايران در دستور قرار گرفته و باعث نگرانی بيش‌تر مردم رنج‌ديده ايران گرديده است.<br />
حکومت منزوی ايران اما هر دم بر آهنگ برخورد خشونت‌آميز خود می‌افزايد با اين تصور که تنها از اين طريق می‌تواند به حاکميت خود تداوم بخشد.<br />
با وجود همه‌ی آن‌چه که در بالا گفته شد، بحران همه‌جانبه جامعه‌ی ايران امروز شايد در هيچ زمينه‌ای به اندازه عرصه اجتماعی و فرهنگی عميق، گسترده و نگران‌کننده نباشد.<br />
دخالت‌های گسترده‌ی ارگان‌های مختلف حکومتی در خصوصی‌ترين امور زندگی شخصی افراد همچون لباس پوشيدن و خوردن و آشاميدن، ايجاد مانع و مزاحمت بر سر راه دستيابی به طبيعی‌ترين خواست‌های افراد و به‌ويژه جوانان همچون رابطه آزاد و بدون مزاحمت بين دو جنس مختلف، جوانان را که بيش از هفتاد در صد جمعيت ۷۵ميليونی ايران را تشکيل می‌دهند با يک بحران عميق ارزشی مواجه کرده است. طرح جداسازی جنسيتی در دانشگاه‌های ايران نمونه‌ای از چنين اقداماتی است .<br />
علی‌رغم ادعاهای حکومتگران در زمينه‌ی جايگاه ارزش‌های اخلاقی و انسانی، جامعه‌ی ايران اکنون با يک بحران اخلاقی گسترده روبه‌رو است. گسترش بی‌سابقه اعتياد و فحشا به يک معضل جدی اجتماعی تبديل شده است طوری که حتی در صورت تغيير شرايط سياسی، جامعه ايران سال‌های متمادی با عواقب اين بحران دست به گريبان خواهد بود.</p>

<p><strong>۶- وضعیت ایرانیان مهاجر را چگونه ارزیابی می‌کنید؟</strong><br />
ايرانيان تبعيدی از جمله مهاجران به‌طور نسبی در آلمان موفق هستند و در مقايسه با برخی از گروه‌های مهاجر ديگر مشکلات کم‌تری در زمينه انتگراسيون دارند . با اين وجود مسأله‌ی هويت، به‌ويژه برای نسل دوم مهاجران ايرانی مطرح است.<br />
در زمينه‌ی سياسی تبعيديان ايرانی در آلمان از جمله فعال‌ترين تبعيديان ايرانی در خارج کشور هستند. بخش قابل توجهی از اين مهاجران نسبت به تحولات ايران حساس بوده در موقعيت‌های ويژه نسبت به حوادث مهم ايران واکنش نشان داده‌اند . با وجود فقدان يک تشکل واحد و فراگير جوانه‌های هماهنگی و هم‌صدايی در ميان آن‌ها مشاهده می‌شود .</p>

<p><strong>۷- اعضای ره‌آورد چه آرزویی برای مردم ایران دارند؟</strong><br />
آزادی و رفع هر گونه تبعيض نخستين و مهم‌ترين آرزوی کانون ره‌آورد برای مردم ايران است .آزادی انديشه، آزادی وجدان و مذهب، آزادی بيان، آزادی تشکل و آزادی اقوام ايرانی در به‌کارگيری زبان، سنن و فرهنگ خود و انتخاب آزادانه‌ی حاکميتی ملی در چارچوب ايرانی واحد و دموکراتيک .<br />
ما مخالف دستگيری‌های خودسرانه و غيرقانونی، دادگاه‌های فرمايشی، سرکوب خشونت‌آميز تظاهرات مسالمت‌آميز، مخالف هرگونه شکنجه و آزار جسمی و روحی و به‌ويژه مخالف حکم اعدام در ايران هستيم.<br />
ما خواهان همزيستی مسالمت‌آميز مردم و دولت ايران با همه ملل و دول جهان و برعهده گرفتن نقشی مثبت و سازنده از سوی ايران در راه ساختن جهانی فارغ از سلاح‌های هسته ای، ميکروبی و شيميايی و در راه حفظ محيط زيست هستيم.<br />
ما خواهان حاکميتی سکولار و دموکراتيک در ايران هستيم.</p>

<p><strong>۸- چه کمکی  شهروندان المانی برای مردم ایران میتوانند انجام دهند؟ </strong><br />
بازتاب صدای آزادی‌خواهانه مردم ايران و پشتيبانی معنوی و سياسی از مبارزه ايرانيان برای دستيابی به آزادی و دموکراسی و حقوق بشر بزرگ‌ترين کمکی است که مردم آلمان می‌توانند به مردم ايران بکنند.<br />
فشار به دولت آلمان و شرکت‌های آلمانی جهت اجتناب از هر گونه همکاری يا معامله با ايران که به سرکوب مردم ايران و تقويت نيروهای سرکوبگر بيانجامد درخواست ديگر ما از مردم آلمان است.</p>

<p><strong>۹- دولت آلمان چه کاری می‌تواند برای مردم ايران انجام دهد؟</strong><br />
تأکيد بر رعايت حقوق بشر و مخالفت علنی و دائمی با نقض آن از سوی دولت و مقامات ايرانی به جای تأکيد يک‌جانبه بر مسأله‌ی اتمی، اجتناب از معاملاتی که به تقويت ارگان‌های سرکوب در ايران منجر شود و برخورد جدی با شرکت‌هايی که اين اصل را به‌خاطر سود بيش‌تر زير پا می‌گذارند، عدم شرکت در تبليغاتی که می‌تواند زمينه‌ساز درگيری نظامی بشود، درخواست‌های ما از دولت آلمان هستند.</p>

<p><strong>۱۰- چه اتفاقی در ایران باید بیفتد تا مردم به آزادی و حق تعیین سرنوشت دست يابند؟</strong><br />
انتخابات آزاد، تحت نظارت سازمان‌های بين‌المللی می‌تواند زمينه‌ساز برون‌رفت از بحران کنونی باشد. پيش‌شرط آن، اما آزادی بدون قيد و شرط همه‌ی زندانيان سياسی و اعاده‌ی حيثيت از آن‌ها، تضمين فعاليت آزادانه‌ی احزاب سياسی و تشکل‌های صنفی و مدنی تأمين آزادی‌های مدنی و فرهنگی از جمله آزادی بيان و قلم، آزادی وجدان و مذهب و... می‌باشد. اما متأسفانه تجربه نشان می‌دهد که حکومت جمهوری اسلامی نه تنها در اين راستا حرکت نمی‌کند بلکه هر دم عليه آن گام برمی‌دارد و با تشنج‌آفرينی در عرصه‌ی بين‌المللی ايران را با خطر جنگ و نابودی مواجه ساخته است.</p>]]></description>
         <link>http://www.rahaward.org/archives/2012/01/post_7824.php</link>
         <guid>http://www.rahaward.org/archives/2012/01/post_7824.php</guid>
         <category>EVerein</category>
         <pubDate>Tue, 10 Jan 2012 12:37:29 +0100</pubDate>
      </item>
            <item>
         <title> محکومیت سهراب رزاقی فعال مدنی به ۲۰ سال زندان و ۵۵۰ هزار یورو جریمه نقدی</title>
         <description><![CDATA[<p>کمپین بین المللی حقوق بشر در ایران<br />
در دوم آبان ۱۳۸۶ (۲۴ اکتبر۲۰۰۷) دکتر سهراب رزاقی توسط نیروهای امنیتی دستگیر و به بند ۲۰۹ زندان اوین انتقال پیدا کرد. این دستگیری پس از ان صورت گرفت که دکتررزاقی برای شرکت در کنفرانسی که در دوبلین پایتخت کشورایرلند توسط یک سازمان غیردولتی حامی مدافعان حقوق بشر برگزار می شد عازم این شهر بود.</p>

<p>کمپین بین المللی حقوق بشر در ایران مطلع شد که سهراب رزاقی استادسابق دانشکده علامه طباطبایی و مدیر موسسه کنشگران داوطلب بطور غیابی توسط قاضی صلواتی ، رئیس شعبه پانزده دادگاه انقلاب اسلامی به ۲۰ سال زندان وجریمه نقدی ۵۵۰ هزار یورویی محکوم شد.</p>

<p>سهراب رزاقی در خصوص حکم سنگین بیست سال زندان و جریمه نقدی یاد شده به کمپین بین المللی حقوق بشر در ایران گفت:‌« این شدیدترین و غیر انسانی ترین حکم در باره فعالیت مدنی در ایران است.» او افزود: «در دوران بازجویی و بعد از ان هرگز مدرکی مستند برعلیه من ارائه نشد و من هیچیک ار یک اتهامات را نپذیرفته ام. ولی در خواست تجدید نظر امکان پذیر نیست از یکطرف وکیلم آقای سلطانی خودش در زندان است و از طرفی منوط کرده اند به حضور من دادگاه.»</p>

<p>آقای رزاقی در خصوص جریمه یاد شده به کمپین گفت: « در حا ل پرداخت  آن هستم چون برای اجرای حکم نرفتم به اوین<br />
حکم را به اجرا گذاشتند. ۲۰۰ میلیون تومان را ۵۵۰ هزار یورو تمام پولی بود موسسه کنشگران برای فعالیت ۵ ساله اش از منابع مختلف دریافت کرده بود. از آژانسهای UN مانند یونیسف در داخل و سازمانهای بین المللی مانند هیفوس و اینتر نیوز اروپا که کلیه اسناد آن و هزینه کرد آن موجود است.»</p>

<p>دکتر سهراب رزاقی بین سالهای ۱۳۷۹ تا ۱۳۸۴ (۲۰۰۰تا ۲۰۰۵) مشغول به تدریس در دانشکده حقوق و علوم سیاسی دانشگاه علامه طباطبایی بوده است. وی با آغازاولین موج اخراج اساتید دگر اندیش و نزدیک به اصلاح طلبان از دانشگاه اخراج شد. او همچنین مدیرموسسه غیرانتفاعی و غیر تجاری کنشگران داوطلب بود که به فعالیت های آموزشی ، پژوهشی و ظرفیت سازی فعالان و سازمانهای جامعه مدنی می پرداخت. این مرکز از سال ۱۳۸۰ (۲۰۰۱) تعمیق جامعه مدنی ، بسط دموکراسی، حقوق بشرو توسعه پایدار را دردستور کار فعالیت های خود قرار داده است . موسسه کنشگران داوطلب یکی از مهمترین مراکز ظرفیت سازی ، ترویج و حمایتگری و آموزشهای مدنی در عرصه جامعه مدنی ایران بوده است</p>

<p>در ماه مارس ۲۰۰۷ مقامات امنیتی ایران بدون اینکه هیچ اتهامی را متوجه موسسه کنشگران داوطلب کنند ویا پرسش وپاسخی در خصوص فعالیت های آن انجام دهند آنرا تعطیل و مهر وموم کردند و بعد از آن با رفتن به منزل رزاقی به جستجوی آن پرداختند. بعد از ساعت ها جستجو ماموران امنیتی به ضبط مدارک، کتاب ها، دست نوشته ها، سی دی ها و همچنین رایانه شخصی آقای رزاقی اقدام کردند. همزمان همه حساب های بانکی موسسه کنشگران داوطلب و حساب شخصی سهراب رزافی را مسدود کردند و همچنان حساب های آن بدون هیچ حکم قانونی مسدود هستند.</p>

<p>در دوم آبان ۱۳۸۶ (۲۴ اکتبر۲۰۰۷) دکتر سهراب رزاقی توسط نیروهای امنیتی دستگیر و به بند ۲۰۹ زندان اوین انتقال پیدا کرد. این دستگیری پس از ان صورت گرفت که دکتررزاقی برای شرکت در کنفرانسی که در دوبلین پایتخت کشورایرلند توسط یک سازمان غیردولتی حامی مدافعان حقوق بشر برگزار می شد عازم این شهر بود. او یک ماه را در زندان انفرادی سپری کرد بدون اینکه هیچ دسترسی به وکیل خود ویا دیگر حقوق اولیه خود داشته باشد. شیرین عبادی و عبدالفتاح سلطانی وکالت از آقای رزاقی را به عهده داشتند. بعد از یک ماه آقای رزاقی با وثیقه سنگین ۲۰۰ میلیون تومانی آزاد شد.</p>

<p>درحالی که عمده فعالیت های موسسه کنشگران داوطلب حول موضوعاتی مانند آموزش دموکراسی، فعالیت های حقوق بشری، ظرفیت سازی فعالان و سازمانهای جامعه مدنی، و همکاری با جنبش های مدنی مثل جنبش زنان و… بود، دادگاه انقلاب در کیفرخواستی اتهامات زیر را متوجه این فعال جامعه مدنی کرد:<br />
- تشکیل گروه به منظوربراندازی رژیم و اقدام علیه امنیت ملی<br />
- نگهداری اطلاعات محرمانه برای دراختیار گذاشتن به بیگانگان<br />
-تبانی به منظور براندازی واقدام علیه امنیت ملی<br />
-دریافت پول از سازمانهای بین المللی ( این در حالی است که منابع مالی که برای موسسه از مراکز غیرایرانی دریافت شده بود پیشاپیش به مقامات مسوول اطلاع داده شده بود هرسال توسط یک موسسه حسابرسی معتبر ایرانی، حسابرسی می شد وگزارش های مالی موسسه هم به صورت سالانه منتشر شده بود )</p>

<p>بعد از انتخابات ۲۲ خرداد سال ۱۳۸۸ به شعبه پانزده دادگاه انقلاب اسلامی احضار شد اما وی از حضور در دادگاه خود داری کرد و پس از چندی از کشور خارج شد . درجریان محاکمه بازداشت شدگان بعد از انتخابات نیز نام سهراب رزاقی در کیفرخواست فله ای متهمان مطرح شد و به عنوان یکی از عناصر و رهبرانی که درصدد انقلاب رنگی در ایران بوده است به میان آمد ونیز برخی از دستگیر شدگان حوادث پس از انتخابات ۲۲ خرداد را وادار نمودند که علیه او در دادگاه اعترافات کذبی انجام دهند .<br />
</p>]]></description>
         <link>http://www.rahaward.org/archives/2012/01/post_7823.php</link>
         <guid>http://www.rahaward.org/archives/2012/01/post_7823.php</guid>
         <category>AMenchenrechts</category>
         <pubDate>Thu, 05 Jan 2012 22:57:20 +0100</pubDate>
      </item>
            <item>
         <title>&quot;سرزمینی که والدینم در آن به قتل رسیدند&quot; گفتگو با پرستو فروهر, </title>
         <description><![CDATA[<p>شهرزادنیوز<br />
گفتگوی نوشین شاهرخی با پرستو فروهر</p>

<p>نوشتن این کتاب راهی بوده تا جامعه‌ای را که در آن زندگی می‌کنم در جریان اتفاقات، جریانات و مسائلی قرار بدهم که در طی سیزده سال گذشته بخش بزرگی از زندگی و انرژی‌ مرا به خودش مربوط کرده؛ پیگیری قتل پدر و مادرم و یادآوری قتل‌های سیاسی.</p>

<p><img alt="Parastu1.gif" src="http://www.rahaward.org/archives/images/Parastu1.gif" width="300" height="255" border="0" /><br />
شهرزادنیوز: در آستانه‌ی سیزدهمین سالروز قتل پروانه اسکندری و داریوش فروهر، کتاب پرستو فروهر با عنوان "سرزمینی که والدینم در آن به قتل رسیدند" به زبان آلمانی منتشر شد. پرستو در دیباچه‌ی کتاب به حس‌های متناقض خود که آمیخته از عشق و خشم به ایران است می‌پردازد. سرزمین رویاهای والدینش که برای او به کابوسی تلخ تبدیل می‌گردد. کتاب با نثری زیبا و تأثیرگذار سفرنامه‌های پرستو برای دادخواهی قتل والدین و مراسم ممنوعه‌ی سالگرد آنان را بازتاب می‌دهد و با نامه‌ای از پدر که در زندان، در چهارمین سالروز میلاد پرستو، نگاشته شده پایان می‌یابد. دررابطه با انگیزه‌های نگاشتن چنین کتابی به زبان آلمانی و نیز آخرین سفر وی به ایران برای برگزاری یادبود سیزدهمین سالگرد قتل پروانه و داریوش فروهر، شهرزادنیوز با پرستو به گفتگو نشسته است.</p>

<p><img alt="Parastu_s-book.gif" src="http://www.rahaward.org/archives/images/Parastu_s-book.gif" width="300" height="169" border="0" /></p>

<p><strong>گزارش دو قتل به زبان آلمانی</strong></p>

<p>پرستو این کتاب را به زبان آلمانی نگاشته و نه به فارسی تا پلی بزند بین ایران و جامعه‌ی آلمان که حدود دو دهه‌ در آن زندگی می‌کند.</p>

<p>پرستو: "نوشتن این کتاب راهی بوده تا جامعه‌ای را که در آن زندگی می‌کنم در جریان اتفاقات، جریانات و مسائلی قرار بدهم که در طی سیزده سال گذشته بخش بزرگی از زندگی و انرژی‌ مرا به خودش مربوط کرده؛ پیگیری قتل پدر و مادرم و یادآوری قتل‌های سیاسی. سفرنامه هم معمولا شما برای کسانی می‌نویسید که همراهتان نیستند. و به همین دلیل هم به زبان آلمانی نوشته شده و اصلا به آلمانی هم فکر شده. امیدوارم که توی همین زمینه برای توضیح روند پیگیری قتل پدر و مادرم و پروسه‌ی دادخواهی یک کتاب به زبان فارسی بنویسم. ولی کاری که امیدوارم به زودی منتشر بشود کتابی است که به فارسی نوشته ام و بیشتر وقت و توان مرا در دو سه ساله‌ی گذشته به خودش اختصاص داده و آن روایت زندگی پدر و مادرم از نگاه خودم است که امیدوارم به زودی چاپ شود. و من فرصت و فراقت این را پیدا کنم که روند پس از قتل آنان و تمام کلنجارهای عملی و ذهنی‌ای که این پروسه در پی داشته را بنویسم."<br />
<strong><br />
پلی به درک متقابل</strong></p>

<p>پرستو در این کتاب اشاره می‌کند که حس بیگانگی‌اش در آلمان همراه تمام تعلقاتی که وی به این جامعه دارد رشد کرده.</p>

<p>پرستو: "بسیاری از آدم‌ها در کشور دمکراتیکی مثل آلمان توانایی درک مسائل ذهنی، حسی و حقوقی ای که در بستر آن این فاجعه اتفاق افتاده و چگونگی چالش من با آن را درک نمی‌کنند. برایشان غریبه باقی می‌ماند، برای اینکه از منبع تجربه‌های شخصی خودشان نمی‌توانند بهش پلی بزنند. این نوعی تنهایی پدید می آورد و شاید نوشتن این کتاب هم برای من تلاشی بوده که به روی این تنهایی پلی بزنم و مخاطب را با جزئیات کامل با این مسائل روبرو کنم تا بتواند درک پیچیدگی‌ها و تلخی‌های چنین روندی را بکند."</p>

<p>در کتاب سوگی دائمی به چشم می‌خورد که انگار از پس سال‌ها التیامی در آن نیست.</p>

<p>پرستو: "من تلاش کرده‌ام با این سوگ دائمی کار بکنم و آن را چه در زمینه‌ی کار هنری ام و چه با نوشتن متن‌های مختلف به نوعی رابطه‌ای خلاق پدید بیارم که تبدیل به یک وزنه‌ی سنگینی نشه که مرا به بی‌عملی بکشونه، بلکه این انرژی تلخی را که در سوگ نهفته است تبدیل به اعتراض بکنم."</p>

<p><img alt="Parastu3.gif" src="http://www.rahaward.org/archives/images/Parastu3.gif" width="250" height="256" border="0" /></p>

<p><strong>رویکردی به آینده</strong></p>

<p>نوشتن پروسه‌ی سیزده‌سال دادخواهی بی‌نتیجه و سفرهای پرخطر برای برگزاری سالگرد جانباختگان که همواره با ممنوعیتی خشن همراه بوده، طبیعتا باید بسیار سخت بوده باشد.</p>

<p>پرستو: "باز کردن و باز گشتن به آن روند دشوار بوده؛ بخصوص بازگشت به بسیاری از مرحله‌های این روند سیزده ساله که فوق‌العاده بر آن زخم اولیه افزود. مثل پی‌گیری قضایی پرونده که زخم دوباره‌ای شد روی زخم ما. شیوه‌ی من برای برخورد به این زخم این است که چشمم را بهش نبندم و دل خوش نکنم به اینکه زمان التیامش خواهد داد، بلکه باهاش کار بکنم و این پروسه‌ی کار همیشه پروسه‌ی دشواریه ولی بازده مثبت و رو به آینده داره و شما را برنمی‌گرداند به فضایی محدود به گذشته بلکه راه باز می‌کنه تا با آن با بقیه ارتباط پدید بیارید و نیرو بسیج بکنید."</p>

<p>پسران نوجوان و هضم قتل عزیزان</p>

<p>هنگامی که والدین پرستو در تهران به قتل می‌رسند، دو پسر وی اوایل نوجوانی خود را طی می‌کنند. از پرستو فشاری را که بر آنان وارد شده جویا می‌شوم.</p>

<p>پرستو: " کلنجار با این مسئله مسلما براشون بسیار سنگین بوده و بعد چیزی که بهش اضافه شده سفرهای پیاپی من به ایران بوده که بار تلخ تحمل نگرانی برای من را هم به دوش آنها گذاشته. شاید هر کدامشان یه جوری به فضایی همراه با سکوت عقب نشینی کردند تا خیلی چیزهایی را که نمی‌تونستند درک کنند و یا همراه من بارش را به صورت فعال بکشند ذهناً لااقل راه‌حلی برای خودشون پیدا کنند. امیدوارم که به مرور این نحوه‌ی برخورد من با این مسئله برای آنها تونسته باشه به نوعی منطق خودش را پیدا کرده باشه که اگرچه همراهی با این منطق دشواره برای اینکه تنش‌های حسی به همراه داره، ولی در عین حال به اعتقاد من گزینه‌ی دیگری وجود نداره. بار چنین فاجعه‌ای را باید کشید و باهاش برخورد کرد. با کنار گذاشتنش فقط روی زخم را ما سرپوش می‌گذاریم بدون اینکه باهاش برخورد صحیح انسانی کرده باشیم. همراهان من که شاهد این تلاش بودند جاهایی مسلما به لحاظ حسی براشون خیلی دشوار بوده که من به ایران میرم و این کار خطرناکی ممکنه باشه و بار این نگرانی را می‌کشند تا وقتی که من برگردم. ولی راه دیگری وجود نداشته."</p>

<p>دردی مشترک</p>

<p>اینجا و آنجا در کتاب از قتل‌های دیگر نیز یاد می‌شود. از قتل محمد مختاری و محمدجعفر پوینده چند روزی پس از قتل پروانه و داریوش و دیگر نویسندگان و روشفنکران و حتی کارون ده‌ساله‌ای که همراه پدرش به قتل می‌رسد.</p>

<p>پرستو: "چه در نوشتن این کتاب و چه در بقیه‌ی تلاش‌هایی که کرده‌ام همواره بیان کرده‌ام که این یک سرنوشت خاص نیست، بلکه سرنوشتی است که متأسفانه من با بسیاری از ایرانیان تقسیم می‌کنم. بار دردش هرجا دانه دانه روی شانه‌های بازماندگان قربانیان جنایت‌های سیاسی هست ولی درد مشترکیه و بسیاری فرزندان مانند من وجود دارند، بسیاری بازماندگان وجود دارند که عزیزانشون قربانی جنایت‌های سیاسی شده‌اند و هرکدام از ما باید بلندگویی برای بقیه هم باشیم."</p>

<p>مهار حس ترس</p>

<p>پاییز 1390 مصادف با سیزدهمین سالروز جانباختن پروانه و داریوش، پرستو باری دیگر راهی ایران می‌شود. با تمام خطری که هر بار و هر ساله او را تهدید می‌کند.</p>

<p>پرستو: "هم حس خطر و هم حس تهدید شدن ترس در من ایجاد می‌کند و فضای ذهنی‌ام را کاملا ناامن می‌کند، ولی من نمی‌خواهم که ترس مرا کنترل کند، نمی‌خواهم آنقدر به آن میدان دهم که دلیل انجام یا عدم انجام کاری باشه. به همین دلیل سعی می‌کنم که آن را در خودم مهارش کنم. طبیعی هم هست که وجود دارد و باید با آن کلنجار رفت. اگر نروم آنوقت انگار مثل اینکه یه بار دیگه آنها برنده می‌شوند. یه بار دیگه یک پیشروی بزرگ می‌کنند و مرا از چیزی محروم می‌کنند که تحملش برایم اصلا قابل قبول نیست. اگر من نروم نمی‌گذارند هیچکس به آن خانه برود و آنجا در آن روز بدل به خانه ای برهوت می‌شود. تحمل چنین تصویری آنقدر در ذهن من سنگین می‌شود که فکر می‌کنم که بروم بهتر می‌توانم با ترس و مهار کردن همه‌ی این حس‌ها کنار بیایم تا این حس تلخ و تصور فضای آن خانه که هیچکس در آن نیست، آنهم در چنین روزی که بایستی درش به روی همه باز باشه."</p>

<p>فضای رعب و وحشت</p>

<p>هر ساله در چنین روزی دور خانه را از شب پیش حصار می‌کشند تا هیچکس به آن راه نیابد.</p>

<p>پرستو: "فضای سنگینی از رعب و وحشت پدید آورده‌اند. بخش عمده‌ی کنترلی که بر آدم‌ها می‌کنند بر مبنای تهدید و ایجاد وحشت دائمی است و این باعث می‌شود که هرکسی یه جوری تنها با خودش بماند. اطراف خانه‌ی پدر و مادرم آنقدر همه را تهدید کرده‌اند که مبادا کسی بیاید، آدم می‌ماند با تنهایی خودش و تحملش خیلی تلخ است."</p>

<p>و پرستو تأکید می‌کند که این فضای سنگین خشن هرسال بدتر می‌شود.</p>

<p>پرستو: "این حس انزوا و ممنوعیتی که به خصوص در آن روز بر آن خانه حاکم می‌کنند، هرسال دایره‌اش تنگتر شده. این حس خفگی را هر سال بیشتر دارم. البته یه بخشی‌اش هم تحمل خود آدم هست که شایدم هر بار تحملش برای من دشوارتر می‌شود."</p>]]></description>
         <link>http://www.rahaward.org/archives/2012/01/post_7822.php</link>
         <guid>http://www.rahaward.org/archives/2012/01/post_7822.php</guid>
         <category>AMenchenrechts</category>
         <pubDate>Tue, 03 Jan 2012 13:35:32 +0100</pubDate>
      </item>
      
   </channel>
</rss>

