<?xml version="1.0" encoding="utf-8"?>
<rss version="2.0">
   <channel>
      <title>ره آورد</title>
      <link>http://www.rahaward.org/</link>
      <description></description>
      <language>de</language>
      <copyright>Copyright 2008</copyright>
      <lastBuildDate>Wed, 27 Aug 2008 17:52:48 +0100</lastBuildDate>
      <generator>http://www.sixapart.com/movabletype/?v=3.2</generator>
      <docs>http://blogs.law.harvard.edu/tech/rss</docs> 

            <item>
         <title>پيروزى تيم ملى فوتبال برابر آذربايجان</title>
         <description><![CDATA[<p>خبرگزاری مهر </p>

<p> <br />
تيم ملى فوتبال كشورمان در آخرين ديدار تداركاتى خود قبل از ديدار با عربستان، برابر تيم ملى فوتبال آذربايجان به پيروزى رسيد. <br />
به گزارش خبرنگار مهر، در اين ديدار كه از ساعت ۱۹ با قضاوت هدايت ممبينى در ورزشگاه آزادى تهران برگزار شد، تيم ملى فوتبال كشورمان موفق شد با نتيجه يك بر صفر برابر ميهمان خود به پيروزى دست يابد كه محمد نورى در دقيقه ۸۲ گل برترى ايران را به ثمر رساند.</p>

<p>على دايى سرمربى تيم ملى فوتبال كشورمان در اين ديدار سيدمهدى رحمتى، سيدجلال حسينى، هادى عقيلى، ستار زارع، حسين كعبى، كيانوش رحمتى ، ابراهيم صادقى(۶۸- مجيد غلام نژاد)، مجتبى جبارى(۵۷-محمد نورى) ، مهرزاد معدنچى(۷۳-احسان حاج صفى) ، رسول خطيبى(۶۵-ميلاد ميداودى و غلامرضا رضايى(۸۳- جلال رافخواهى) را به ميدان فرستاده بود.</p>

<p>در نيمه اول رسول خطيبى به عنوان كاپيتان تيم ملى فوتبال كشورمان وارد زمين شد و با شماره ۱۰ بازوبند كاپيتانى تيم على دايى را بر بازو بسته بود اما پس از تعويض وى در اواسط نيمه دوم حسين كعبى اين وظيفه را برعهده گرفت.</p>

<p>ديدار با آذربايجان آخرين مسابقه تيم ملى فوتبال ايران پيش از ديدار روز ۱۶ شهريورماه در چارچوب مسابقات مقدماتى جام جهانى مقابل تيم ملى عربستان بود. تيم كشورمان در اين مسابقات با تيم هاى كره شمالى، كره جنوبى، امارات، عربستان همگروه است.</p>]]></description>
         <link>http://www.rahaward.org/archives/2008/08/post_3441.php</link>
         <guid>http://www.rahaward.org/archives/2008/08/post_3441.php</guid>
         <category>EASport</category>
         <pubDate>Wed, 27 Aug 2008 17:52:48 +0100</pubDate>
      </item>
            <item>
         <title>اعدام بهنام زارع</title>
         <description><![CDATA[<p>روز <br />
‏</p>

<p>سارا مقدم</p>

<p>بهنام زارع كه در شانزده سالگى به جرم قتل حكم اعدام دريافت كرده بود، روز سه شنبه، ۵ شهريور، در زندان عادل آباد شيراز ‏بدون حضور و اطلاع خانواده و وكيلش به دار آويخته شد.‏</p>

<p>اعدام بهنام زارع، پنجمين اعدام سال ۸۷ براى محكومان به قصاص به خاطر ارتكاب جرم در نوجوانى (زير ۱۸ سالگى ) است. ‏</p>

<p>بهنام زارع وقتى پانزده ساله بود بر سر يك كبوتر با پسرى به نام مهرداد گلاويز شد و دعواى آنها در خيابان منجر به كشته شدن ‏مهرداد شد. ‏‎</p>

<p>بهنام سال ۸۴، در شعبه پنجم دادگاه كيفرى استان فارس بنا بر بند ب ماده ۲۰۶ قانون مجازات اسلامى حكم قصاص دريافت كرد. اين ‏حكم ارديبهشت ماه سال ۸۵ در شعبه ۳۳ ديوان عالى كشور تاييد شد و سه سال بعد از صدور حكم ، زمانى كه سنش از ۱۸ سالگى ‏فراتر رفت، به درخواست صاحبان خون و بدون اينكه شب قبل از اجراى حكم، وكيل و خانواده اش از اجراى حكم اطلاع يابند، در ‏زندان عادل آباد به دار آويخته شد.‏</p>

<p>پيش از بهنام زارع، محمد موسوى نيز در ارديبهشت ماه سال ۸۵ بدون اطلاع خانواده اش اعدام شده بود. غلامحسين رئيسى، رئيس ‏كميسيون حقوق بشر كانون وكلاى استان فارس، در اين باره مى گويد: "مطابق مقررات و آيين نامه شيوه اجرايى مصوب رياست قوه ‏قضائيه بايد ۲۴ ساعت قبل از اجراى حكم قصاص، خانواده و وكيل محكوم به اعدام را از اجراى حكم مطلع كنند تا هم اگر خانواده ‏و متهم خواستند، ملاقاتى صورت بگيرد، و هم امكان اجراى وصيت، سفارش يا مراسم آيينى فراهم باشد. اما متاسفانه ظاهرا رويه به ‏اين صورت شده كه بدون توجه به حقوق فرد محكوم، يعنى بدون اطلاع خانواده و وكيلش، به طور سليقه اى حكم را اجرا مى كنند."‏</p>

<p>رئيسى درمورد اعدام افرادى كه در كودكى مرتكب جرم شده اند مى گويد: "طبق تبصره ماده ۲۲۰ قانون آيين دادرسى كيفرى مرز ‏كودكى و بزرگسالى ۱۸ سالگى است. طبق بند ب ماده ۳۷ كنوانسيون حقوق كودك نيز، اجراى مجازات اعدام براى كودكان زير ۱۸ ‏سال ممنوع است. از سويى سن كودكى و مقررات مربوط به آن در پيمان نامه هاى بين المللى جزو قواعد آمره حقوق بين الملل ‏محسوب مى شود و امكان پذيرفتن شرط و رزرو، براى آن وجود ندارد. كنوانسيونى كه به تصويب مجلس شوراى اسلامى رسيده ‏جزء حقوق داخلى تلقى مى شود و تا زمانى كه مقررات ديگرى آن را نقض نكرده، لازم الاجراست."‏</p>

<p>رئيس كميسيون حقوق بشر استان فارس در خصوص پرونده هاى كيفرى مى گويد: "اگرچه يكى از منابع اصلى حقوقى ما برگرفته ‏شده از فقه و شرع اسلامى است، ولى در واقع ما مقررات كيفرى جغرافياى ايران، يعنى مقررات وضع شده در مجلس را اعمال ‏مى كنيم نه دقيقا دستورات شرع را. در غير اين صورت همه سودهاى بانكى بايد طبق نص صريح شريعت، حرام باشد. در حالى كه ‏قانون ما آن را مجاز كرده است. بنابراين چگونه است كه در مورد امور بانكى به شريعت استناد نمى كنيم و با قانون كار داريم، اما ‏در مورد مجازاتهايى مثل اعدام، اصرار داريم كه با قانون كارى نداشته باشيم و دقيقا دستور شرعى را پياده كنيم؟"‏</p>

<p>رئيسى عوامل جرم خيزى در مناطق محروم را در بالارفتن آمار جنايت موثر و رو به افزايش مى داند و مى گويد: "رشد خشونت در ‏اين منطقه رو به افزايش است و متاسفانه اين مساله باعث شده چند نوجوان محكوم به اعدام گردند كه برخى از آنها حكمشان هنوز ‏قطعى نشده است."‏</p>

<p>اعدام بهنام زارع در شيراز، آمار اعدام شدگانى را كه در نوجوانى محكوم به اعدام شده بودند را در سال ۸۷ خورشيدى به ۵ نفر و ‏در سال ۲۰۰۸ ميلادى به ۶ نفر رساند.‏</p>

<p>همچنين نگرانى براى ساير نوجوانانى كه از قوه قضائيه دستورنهايى براى اجراى حكم دريافت كرده اند، از سوى فعالان حقوق بشر ‏در ايران وجود دارد. هفته گذشته خبر احتمال اجراى حكم بهمن سليميان در زندان اصفهان نيز توجه نهاد ها و فعالان حقوق بشر را ‏بار ديگر متوجه اعدام نوجوانان در ايران كرد.‏</p>

<p>به گفته سازمان عفو بين الملل، ايران بالاترين آمار اعدام نوجوانان را داراست. ‏</p>]]></description>
         <link>http://www.rahaward.org/archives/2008/08/post_3440.php</link>
         <guid>http://www.rahaward.org/archives/2008/08/post_3440.php</guid>
         <category>AMenchenrechts</category>
         <pubDate>Wed, 27 Aug 2008 17:48:19 +0100</pubDate>
      </item>
            <item>
         <title> نمايش &quot;پستچى&quot; پابلو نرودا در شهر کلن</title>
         <description><![CDATA[<p>پستچى‌‌ ِ پابلو نرودا</p>

<p>اثر: آنتونيو اسكارمتا<br />
كارگردان:عليرضا كوشك جلالى</p>

<p><br />
بازيگران: </p>

<p>ژوزف تراتينك، آدام هيلدنبرگ، ماريون ماينكا و دنيا دوگمانى </p>

<p></p>

<p>قطعه‌اى شاعرانه و سياسى   ۱۱ سپتامبرى ديگر در تاريخ!<br />
يادى از كودتاى فاشيستى شيلى در ۳۵ سال پيش!</p>

<p></p>

<p>با اين نمايش آنتونيو آسكارمتا فضا و هيجانات سال ۱۹۷۰، اندكى پيش از انتخاب آلنده به عنوان رئيس جمهور شيلى، را به خوبى منعكس كرده است. اثرى كه رسانه‌ها آن را "زيباترين روايت عاشقانه‌ى جهان" توصيف كرده‌اند. اثرى در ستايش پابلو نرودا و خلق شيلى كه در شرايط دشوار نيز شادى را وسيله سپرى كردن زندگى مى‌دانستند. </p>

<p>پابلو نرودا شاعر شيليايى بى ترديد يكى از بزرگ ترين شاعران سده معاصر و اسطورهاى ارزشمند از تاريخ زمان ماست. از زندگى نرودا كه برنده جايزه نوبل، سياستمدار، نماينده كارگران  و نامزد رياست جمهورى بود، همان گسترش وعمق نيرومندى مى تراود كه اشعار خشم آلود و پر احساس او داراست. اين نمايش انسانى را به خواننده مى نماياند كه طنز و شوخ طبعى، شور زندگى و عمق احساسات، او را در چشم مردمان شيلى و سراسر دنيا گرامى و عزيز كرده است.<br />
در اين نمايش ما شاهد تاثير عميق او بر توده ها هستيم. او آموزگار عشق است. ماريوى پستچى در ارتباط با شاعر بزرگ به رمز و راز عشق پى مى برد و مثل يك بيمار مسرى عشق را در سراسر شيلى شايع مى كند، نسلى را عاشق مى كند. عاشقانى كه بعد از كودتاى فاشيستى ۱۱ سپتامبر ۱۹۷۳، به طراحى آمريكا، ناجوانمردانه قلع و قمع مى شوند. به گزارش سازمان عفو بين الملل بيش از ۳۵۰۰۰ نفر در جريان اين كودتا جان خود را از دست دادند. ۱۱  سپتامبرى  كه آگاهانه به فراموشخانه تاريخ سپرده شد و بسيارى از سياستمداران غربى، از جمله اشتراوس آلمانى ۳۵ سال پيش از آن به نيكى ياد كردند.  پابلو نرودا درست دوازده روز پس از مرگ دوستش سالوادور آلنده دق مرگ مى شود. </p>

<p>نمايشى در باره دوستى و عشق، در باره شعر و لذت، در باره آزادى و سياست!</p>

<p><br />
نخستين اجرا: ۴ سپتامبر ۲۰۰۸، اجراهاى بعدى:<br />
۵،۶،۱۲ و ۱۳ سپتامبر، ۱۶ و ۱۸ اكتبر، ۱۳ و ۱۵ نوامبر،<br />
و ۲۶ نوامبر (در چهارچوب فستيوال تاتر ايرانى كلن)</p>

<p>مكان:  Severins-Burg-Theater, Eifelstr. ۳۳, ۵۰۶۷۷ Köln<br />
تمامى اجراها راس ساعت ۲۰ خواهد بود.</p>

<p>اطلاعات و رزرو بليط:<br />
۳۲۱۷۹۲-۰۲۲۱<br />
۰۱۷۸۷۷۴۷۴۸۶<br />
www.alijalaly-ensemble.de</p>]]></description>
         <link>http://www.rahaward.org/archives/2008/08/post_3439.php</link>
         <guid>http://www.rahaward.org/archives/2008/08/post_3439.php</guid>
         <category>CKultur</category>
         <pubDate>Wed, 27 Aug 2008 17:41:45 +0100</pubDate>
      </item>
            <item>
         <title> به بهانه سالگرد كمپين</title>
         <description><![CDATA[<p>مدرسه فمينيستى</p>

<p> بيست روزى بيش نيست كه در كانون مدافعان حقوق بشر در اعتراض به لايحه ضدخانواده در كنار ديگر معترضان به بدويت قوانين زنان و همصدا با ساكنان اقليم اعتراض، سخن به واقع گفتيم و اينك به بهانه سالگرد كمپين به مرور آن و نيز افزودن نكته هايى ديگر و يافته هايى جديد مى نشينم ، آن روز چنين گفتم :</p>

<p>لابد حسن تصادفى است كه امروز ۱۴ مرداد سالگرد انقلاب مشروطيت ونيز سالگرد خاموشى قمرالملوك وزيرى ، زبان آوازين اعتراض به جامعه مردسالار بابرگزارى نشست كانون مدافعان حقوق بشر در اعتراض به لايحه ضد مدنى ، صد زن و صدخانواده مصادف شده است ، تا هم اينك كه بيش ازصدسال از آغاز مدرنيته در ايران مى گذرد به تلخى و درديادآورشويم كه پاسخ تلاش صدساله زنان در همپايى و همراهى بامردان در ايجاد استقلال و مدنيت كشورشان اين است كه هنوز چونان كنيز و برده و سفيه و صغير فرض مى شوند.</p>

<p>امروز قانون گذاران ما سرنوشت خانواده هاى ايرانى را با لايحه اى ظاهرا به نام "حمايت از خانواده " و در واقع با هدف فروپاشى خانواده و هتك حرمت به زنان رقم مى زنند. و نمى دانند كه نه امروز ، نه ديروز و نه هيچ روز ديگرى زنان خاموش نمى مانند و نيز نمى دانند كه هرگام عناد ورزانه بر عليه زنان موجب پيوندهاى مستحكم تر و مستدل تر ميانى يكايك اعضاى جنبش حقوقى وبرابرى خواهانه ما در مقابل چنين تبعيض ها و نابرابرى ها خواهدشد.</p>

<p>چند همسرى هرچند در ميان برخى از اقشار سنتى ، طوايف ، قبيله ها و زندگى هاى ايلى و ابتدايى ،به وضع يا به نقض اين قانون وابسته نيست، اما افعال اعتراض آميز زنان متعلق به همين اقشار ، خواه در جسارت پيوستن به كمپين يك ميليون امضا و خواه در خودسوزى ها وخودكشى هاى نمادين فريادبلند " نه" به اين سنت تحميل شده بر آنان است.</p>

<p>امروز مجلس هشتم قصد آن دارد تا اين سنت قبيله اى و منسوخ شده در جوامع مدنى را درقالب راه حلى اقتصادى و اخلاقى به جامعه اى حقنه كند كه خود به عمل و به تجربه راه هايى نوين در حل مشكلات خويش را شناخته است.</p>

<p>ماده ۲۳ اين لايحه به مردانى كه توانايى و تمكن مالى آنها تنها دليل قانع كننده براى اختيار كردن چندين همسر است قدرتى مضاعف تفويض كرده كه فقر، بيكارى ، بى آيندگى ، خودى و غير خودى دانستن نيروى كار جامعه ؛از جوانان لايق و توانمند كشور سلب كرده است.</p>

<p>اينك مردان ثروتمند و عموما يك شبه ثروتمند شده دراقتصاد بيماراين كشور ، در هيبت ناجيان اخلاق ، معيشت و امنيت جامعه ظاهر شده اند تا حتى حق ازدواج و همسرگزينى را از جوانان كشور سلب كرده و در زمره مايملك خويش سازند.</p>

<p>و اينك زنان جوان و توانمند كشور همچون كنيزكان وبردگانى نالايق فرض شده اند كه تنها راه تامين معيشت و حفظ اخلاقيات و امنيت اجتماعى اشان ازدواج به عنوان زن دوم ، سوم و چهارم مردان متمولى است كه تنها به دليل توزيع ناعادلانه ثروت در كشور حتى ازدواج رابه امرى طبقاتى بدل كرده اند.</p>

<p>نقدهايى كه به اين لايحه از ديدگاه حقوقى ، فرهنگى ، جامعه شناختى و روانشناختى ازسوى طيف هاى مختلف زنان درقالب مقاله ، مصاحبه ، سخنرانى وحتى لطيفه و ضرب المثل هاى عاميانه ارائه مى شود، درخشت و آينه ديدن مصائبى است كه دراثر تصويب اين لايحه بر بنيان هاى اخلاقى ، اجتماعى ، اقتصادى وفرهنگى اين كشور هوار خواهد شد.امروز ديگر نه تنها زنان كه مردان ايرانى را نيز خامشى جايزنيست.</p>

<p>آرى آن روز چنين گفتم و بيست روزى بيش نيست كه هم آوازى خويش را همنوا با سمفونى ماندگار اعتراض به قوانين تبعيض آميز سردادم و چه بسياربيش از اين بيست روز ماجرا و رخداد و تحليل هاى جديد را ديده و دركنار ديگر اعضاى جنبش زنان همه جريانات را هضم كرده و ناكرده مرور كرديم و باشتاب به ديگرى پرداختيم.</p>

<p>لايحه را به مجلس بردند ود رتعليق نگاهداشتن جامعه معترض آغاز شد، كميسيون لوايج ، شور اول ، شور دوم ، سكوت، تعطيلى دوهفته اى مجلس و سپس پروژه جوسازى و پرونده سازى براى معترضان به لايحه و اعضاى كمپين يك ميليون امضا از نوع ديگر آغاز شد.</p>

<p>گروه عظيم معترض ، بى اعتنا به جوسازى ها در پى ايجاد ائتلافى بزرگ پژواك فرياد " نه " خويش را به اقوال مختلف به گوش همگان مى رساندندو با تهيه بروشورهاى اطلاعاتى ، فراخوان هاى عمومى ، جمع آورى امضا ،برگزارى جلسات مكرر با زنان طيف هاى گوناگون ، مصاحبه با رسانه ها و خبرگزارى هاى مختلف ، نوشتن مقالات و....راه خودمى پيمودند و اين قانون جوامع قبيله اى را به نقد مى كشيدند.</p>

<p>پرونده سازان نيز پا به پا و نه بى شك با نيروى برابر، با مدافعان برابرى به مقابله به شيوه هاى غيرمدنى خويش مى پرداختند.اين بار ديگرتنها روزنامه ها نبودند كه به خبرسازى و جو سازى اقدام كردند. خبرگزارى رسمى جمهورى اسلامى نيز به ياريشان شتافت.</p>

<p>اگر تاكنون كمپين يك ميليون امضا تنها به امپرياليسم جهانى و صهيونيسم منطقه اى نسبت داده مى شد در اين بيست روز ناگهان گرايشات فرقه اى و قومى اعضاى اصلى آن به طرقه العينى از سوى "پژوهشگران " خبرگزارى رسمى جمهورى اسلامى شناسايى و افشا شد !!</p>

<p>اما از آنجا كه گرايشات فرقه اى نزد گروه كثيرى از مردم جرم محسوب نميشود پس افشاگران به بديلى ديگر تمسك جستند و فاحشگى و فاحشه پرورى رانيز ازتعلقات كمپينى ها دانستند.</p>

<p>احتمالا حضور ذرات كوچك و ناديدنى اتم هاى شرم وادب دروجود معدودى ازاين پرونده سازن موجب شد كه فاحشگى را جرم قطعى و تعلق اصلى كمپينى ها ندانند و وابستگى هاى خيالى سازمانى وحتى تروريست بودن را نيز در برخى القاب و انساب خودساخته خويش به كاربرند.</p>

<p>كانون مدافعان حقوق بشر يك بار ديگر به حق وبه جسارت به برگزارى كنفرانس مطبوعاتى دراعتراض به جوسازى عليه فعالان حقوق زنان دست مى زند.درگيرودار رويارويى با گفتمان سركوب و اتهام و يافتن مدنى ترين شيوه در رسوا كردن اينگونه فضا سازى ها ، لاجرم سالگرد كمپين هم به يكى از دغدغه هاى رنگ و وارنگ و نه دغدغه اصلى اين روزها تبديل ميشود.</p>

<p>يكى دوروز بيشتر به سالگردكمپين نمانده است ، امضاها به مكافات و تحت فشارهاى مختلف همچنان زاييده مى شود و مى زاياند. جوسازان نگران از نتيجه ائتلاف فرخنده ۲۲ خرداد سال جارى ، گفتمان سركوب و تهديد را ادامه مى دهند.</p>

<p>زنان مصمم و استوار كه با امضاى بيانيه كمپين يك ميليون امضا، ديگر قرار آن ندارند كه به هر خفت قانونى تن دهند زمزمه هايى از حركت هاى جمعى در صحن علنى مجلس در اعتراض به تصويب نهايى لايحه چند همسرى سرمى دهند. اين ديگر نه در پى فراخوان و دعوتى اتفاق افتاده است و نه برنامه ريزان و طراحان خيالى در پس پشتش نشسته اند . اين همان " آه " برآمده از نهاد طبيعى زنان جامعه است كه به جان آمده از قوانين ريزو درشت توهين آميز آخرين راه بيان اعتراض خويش را با تكيه بر ديگر فعالان جنبش زنان محك مى زنند.</p>

<p>جوسازان اين بار در روزنامه خويش بازى هاى سياسى و نخ نما شده اى را به بهانه لايحه آغاز ميكنند اين بار گروههاى ديگر ائتلاف " نه به لايحه ضدخانواده "را نشانه گرفته اند وآنها را ملقب به القاب و انساب ريشه دوانده درادبيات خاص خويش مى سازند. تمامى گروه هاى معترض به لايحه نگران هستند ، پايان تعطيلات مجلس نزديك است اما نه نزديك تر از سالگرد كمپين يك ميليون امضا!!</p>

<p>ائتلاف در جنبش هاى اجتماعى هميشه با زيبايى و استوارى همراه است . ائئلاف حول لايحه ضد خانواده نيز زيبا و استوارهمچنان پا برجاست امادرآستانه سومين سالگرد كمپين فراموش نكنيم كه اعتراض به لايحه تصويب چند همسرى تنها يكى از خواست ها و مطالبات كمپين يك ميليون امضا بوده است و نمى تواند تماميت وجودى كمپين را درگير خويش سازد. سالگرد نزديك است و امضاها از پى هم مى زايند و مى زايانند ، زنان جامعه پرسشگر شده اند ، مى كاوند و طلب مى كنند. لايحه با آغاز به كار دوباره مجلس هشتم، جامعه زنان را درگيرخواهد كرد سالگرد كمپين نزديك مى شود.</p>

<p>يك روز بيشتر به آغاز سه سالگى كمپين نمانده است، نه سر گيجه ميگيرم،نه باورميكنم و نه متعجب مى شوم. تنها خم ميشوم نه از فرسودگى ، نه! ... خم مى شوم فقط بدين سياست كه اين موج و غوغاى تحقير زنان و كوچك كردن خواستهاى متعالى آنان بى برخورد به هيچ قربانى اى بگذرد تا كه در رويارويى با ساحل سخت مقاومت مدنى زنانه از هم بپاشد.</p>

<p>خم مى شوم كه نبينم كه كف مطالبات ما كه روزى در كمپين درتغيير تمامى قوانين تبعيض آميز عليه زنان بود اينك به بازى جوسازان تنها در لايحه چند همسرى وحتى دررضايت به تعويض چند بند خلاصه مى شود. خم مى شوم كه واگويه هاى به خون دل نبشته خويش را يك بار ديگر مروركنم .</p>

<p>خم مى شوم كه موج هاى غوغا از اين دريا بگذرد تا كه سرانجام، از پس اين امواج رسوا صدف مرواريدزاى كمپين يك ميليون امضا را به دستان خسته بالا گيرم و دانه دانه مرواريدهايش را نثار تك تك عاشقان وتلاشگران صديق و نه سهم خواهان "عدوچهر"و "يار ناپيشه" سازم.</p>]]></description>
         <link>http://www.rahaward.org/archives/2008/08/post_3438.php</link>
         <guid>http://www.rahaward.org/archives/2008/08/post_3438.php</guid>
         <category>BFrauen</category>
         <pubDate>Wed, 27 Aug 2008 17:17:42 +0100</pubDate>
      </item>
            <item>
         <title>واكنش ارشاد به منع خروج گل‌شيفته فراهانى از كشور</title>
         <description><![CDATA[<p> فرارو نیوز <br />
 </p>

<p>محمدحسين صفار هرندى، وزير فرهنگ و ارشاد اسلامى نسبت به خبر ممنوع الخروج شدن گل شيفته فراهانى، هنرپيشه سرشناس ايرانى واكنش نشان داد.</p>

<p>آقاى صفار هرندى طى نشستى با خبرنگاران كه در ساختمان اين وزارتخانه برگزار شد از منشا اين خبر ابراز بى اطلاعى كرد.</p>

<p>ايرنا، خبرگزارى دولتى ايران براى اولين بار خبر ممنوع الخروج شدن گل شيفته فراهانى را به طور رسمى اعلام كرد.</p>

<p>در اين خبر ضمن اشاره به بازى گل شيفته فراهانى در فيلم "مجموعه دروغ ها" در كنار بازيگرانى چون لئوناردو دى كاپريو و راسل كرو، به پيشنهاد جديد در هاليوود به گل شيفته براى بازى اشاره شده بود.</p>

<p>وزير ارشاد افزود كه اين وزارتخانه مسئول ممنوع الخروج كردن افراد نيست.</p>

<p>او همچنين خاطرنشان كرد "بايد از اتفاقاتى كه موجب خدشه دار شدن ارزش ها مى شود پرهيز كرد و جلوى كارهاى ضربه زننده به عرصه فرهنگ و هنر را گرفت."</p>

<p>خبر فراخوانده شدن گل شيفته فراهانى همراه چند تن ديگر از هنرمندان نخستين بار در خبرگزارى كار ايران- ايلنا بدون ذكر نام درج شد و سپس راديو گفت و گو در بخش "بدون خط خوردگى" اين خبر را كامل تر كرد و اعلام كرد كه گل شيفته فراهانى به خاطر بازى در فيلمى هاليوودى و ليلا حاتمى به خاطر حضور بدون حجاب در جشنواره اى خارجى احضار شده اند و به آنان تذكر داده شده است.</p>

<p>بنابر گزارش ها پس از اين كه شايعه هايى مبنى بر پيش آمدن مشكلاتى براى گل شيفته فراهانى در ايران رواج پيدا كرد، ريدلى اسكات كوشش كرده بود با تغييراتى در فيلمنامه شرايطى را بر اساس قوانين ايران رعايت كند تا فيلم مشكلى براى گل شيفته فراهانى ايجاد نكند.</p>

<p>هم چنين گفته شده است كه يكى از شرايط گل شيفته فراهانى براى حضور در اين فيلم، رعايت كامل حجاب اسلامى در تمام نماهاى فيلم بوده كه اين شرط حتى در قرارداد اين بازيگر براى فيلم هم قيد شده است.</p>

<p>فيلم "مجموعه دروغ ها" درباره تروريسم در عراق است و آن طور كه از ظواهر امر بر مى آيد، گرايشى ضد آمريكايى دارد. اين فيلم بر اساس كتابى از ديويد ايگنشس ستون نويس مشهور روزنامه واشنگتن پست ساخته شده است. گل شيفته فراهانى در اين فيلم نقش يك پرستار عراقى را بازى مى كند كه نقشى كليدى در فيلم دارد.</p>

<p>در فيلم يك مامور سيا به نام راجر فريس به دنبال يكى از سران القاعده به نام سليمان به اردن مى رود. گل شيفته نقش پرستارى به نام عايشه را بازى مى كند كه سليمان دلباخته اش شده است. نقش نخست فيلم را لئوناردو دى كاپريو بازى مى كند و راسل كرو هم بازيگر نقش مهم ديگرى در فيلم است. فيلمبردارى فيلم سال گذشته آغاز شد و بخش هاى مربوط به اردن در شهر رباط مراكش فيلمبردارى شده است. </p>]]></description>
         <link>http://www.rahaward.org/archives/2008/08/post_3437.php</link>
         <guid>http://www.rahaward.org/archives/2008/08/post_3437.php</guid>
         <category>DPolitik</category>
         <pubDate>Tue, 26 Aug 2008 21:37:55 +0100</pubDate>
      </item>
            <item>
         <title>محبوبه كرمى آزاد شد</title>
         <description><![CDATA[<p>مدرسه فمينيستی</p>

<p> محبوبه كرمى فعال كمپين يك ميليون امضا عصر روز دوشنبه چهارم شهريور بعد از گذشت بيش از هفتاد روز بازداشت در زندان اوين با قرار وثيقه آزاد شد.</p>

<p>كرمى ۲۴ خرداد در حالى كه سوار بر اتوبوسى در خيابان ولى عصر تهران در حال عبور از مقابل تجمع اعتراضى برخى از مردم در پارك ملت بود با برخورد خشن ماموران امنيتى به همراه ديگر مسافران اتوبوس بازداشت و به زندان اوين منتقل شد.</p>

<p>در طول مدت بازداشت در بندهاى ۲۴۰ و نسوان اوين در شرايط نامطلوبى نگهدارى مى شده است به طورى كه بيش از پانزده كيلو از وزن وى كم شده است.</p>

<p>محبوبه كرمى كه شيرين عبادى و پوربابايى وكالتش را به عهده داشتند امروز با قرار وثيقه از زندان آزاد شد.</p>]]></description>
         <link>http://www.rahaward.org/archives/2008/08/post_3436.php</link>
         <guid>http://www.rahaward.org/archives/2008/08/post_3436.php</guid>
         <category>AMenchenrechts</category>
         <pubDate>Tue, 26 Aug 2008 21:00:26 +0100</pubDate>
      </item>
            <item>
         <title>نگرانی گزارشگران بدون مرز از وضعیت  باقی</title>
         <description><![CDATA[<p>زمانه</p>

<p>سازمان گزارشگران بدون مرز نگرانی خود را نسبت به وضعیت سلامت جسمی و شرایط بازداشت عماد‌الدین باقی فعال حقوق‌بشر که در زندان اوین به‌سر می‌برد، اعلام کرده است.<br />
نگرانی از وضعیت این فعال حقوق‌بشر پس از آن اعلام می‌شود که فاطمه کمالی احمد‌سرایی در هفته جاری با انتشار گزارشی به تشریح وضعیت پرونده قضائی همسرش (عماد باقی) پرداخت.<br />
در این گزارش آمده که وی بیشترین احضار، بازجویی و محاکمه را در سال‌های اخیر پشت سر گذاشته است.<br />
در بیانیه سازمان گزارشگران بدون مرز که نسخه‌ای از آن به دفتر رادیو زمانه ارسال شده، آمده است: «عمادالدین باقی هزینه آزادی بیان خود را در انتقاد از مسئولان حکومتی می‌پردازد.»<br />
منظور گزارشگران از مسئولان حکومتی جمهوری اسلامی، غلام‌حسین محسنی اژه‌ای وزیر اطلاعات و قربانعلی دری‌نجف‌آبادی دادستان کل ایران است که در بیانیه مزبور «از متهمان قتل‌های زنجیره‌ای» معرفی شده‌اند.<br />
سازمان گزارشگران در عین حال اعلام کرده که آقای باقی از «وضعیت جسمی نامناسبی برخودار است و بی‌رحمانه از سوی مقامات امنیتی - قضایی مورد بدرفتاری و آزار قرار گرفته است.»<br />
براساس این گزارش، آقای باقی از ١٩ مرداد ماه امسال به سلول انفرادی در بند امنیتی ٢٠٩ زندان اوین انتقال یافته و در 28 مرداد طی ملاقاتی با خانواده‌اش «آن‌ها را از رفتارهای غیرقانونی و غیر انسانی بازجویان وزارت اطلاعات مطلع» کرده است.<br />
فاطمه کمالی احمد سرایی همسر این روزنامه‌نگار به گزارشگران بدون مرز گفته است: «همسرش نپذیرفته است که به خواست‌های غیر قانونی ماموران امنیتی و قبول چشم بند و دستبند در زندان تن دهد.»<br />
عمادالدین باقی، سردبیر روزنامه‌های توقیف شده فتح و جمهوریت و از موسسان انجمن دفاع از حقوق زندانیان در ایران، از تاریخ ٢٢ مهرماه ١٣٨٦ در زندان بسر می‌برد.<br />
این روزنامه‌نگار در تاریخ ٥ دی ماه سال گذشته در پی دو حمله قلبی از زندان اوین به بیمارستان قمر بنی‌هاشم تهران انتقال یافته بود. </p>

<p>وی چند روز بعد با موافقت آیت‌اله محمود هاشمی شاهرودی رئیس قوه قضائیه و رئیس زندان اوین تا ٢٧ فروردین ماه در مرخصی استعلاجی بسر برد. </p>

<p>مسئول انجمن دفاع از حقوق زندانیان و مدافع لغو مجازات اعدام در ایران پیش از این نیز از خرداد ١٣٧٩تا بهمن ١٣٨1 در زندان بسر برده بود.</p>]]></description>
         <link>http://www.rahaward.org/archives/2008/08/post_3435.php</link>
         <guid>http://www.rahaward.org/archives/2008/08/post_3435.php</guid>
         <category>تيتر سوم چپ</category>
         <pubDate>Tue, 26 Aug 2008 20:50:15 +0100</pubDate>
      </item>
            <item>
         <title>کمپین یک میلیون امضا دوساله شد</title>
         <description><![CDATA[<p> دویچه وله <br />
  <br />
هم مدافعان و هم منتقدان «کمپین جمع‌آوری یک میلیون امضا برای تغییر قوانین نابرابر» این حرکت را مثبت و سازنده ارزیابی می‌کنند. فعالان کمپین با فشارهایی همچون زندان، ممنوعیت خروج از کشور، شلاق و جریمه نقدی روبرو بوده‌اند.</p>

<p>روز پنجم شهریورماه سال ۱۳۸۵ گروهی از فعالان زنان در داخل ایران، آغاز به کار کمپینی با نام «کمپین جمع‌آوری یک میلیون امضا برای تغییر قوانین نابرابر» را اعلام کردند.</p>

<p>اینک دوسال از آغاز فعالیت این کمپین می‌گذرد. بسیاری از فعالان کمپین، این حرکت را بسیار مثبت و سازنده می‌دانند. گروه دیگری هم هستند که با وجود مثبت دانستن این حرکت، انتقاداتی نسبت به آن دارند.</p>

<p>آیا کمپین در طول این دوسال توانسته به اهداف خود نزدیکتر شود؟ انتقادات وارد بر کمپین بیشتر از چه جنبه و در چه راستایی است؟ در مجموع، عملکرد کمپین یک میلیون امضا موفق بوده یا ناموفق؟</p>

<p>در تاریخ ۲۲ خرداد ماه سال ۱۳۸۵ قرار بود در میدان هفت تیر تهران به دعوت گروه‌هایی از فعالان زن، تجمعی در اعتراض به قوانین تبعیض‌آمیز علیه زنان صورت گیرد. این تجمع هرگز برگزار نشد چرا که قبل از ساعت شروع آن، نیروهای انتظامی با کمک پلیس‌های زن، کلیه کسانی را که در میدان هفت تیر حضور داشتند و حتی کسانی را که از برگزاری این تجمع اطلاعی نداشتند، بازداشت کردند. شمار بازداشت‌شدگان در آن روز به بیش از هفتاد تن رسید.</p>

<p>بعد از آن روز زنان فعالی که فراخوان آن تجمع را داده بودند تصمیم گرفتند حرکتی مشخص و هدفمند را به منظور تغییر قوانین نابرابر آغاز کنند.</p>

<p>جلسات مکرر گروه‌های مختلف زنان از ۲۲ خرداد ۸۵ تا شهریور همان سال ادامه داشت و سرانجام در پنجم شهریور ماه، جمع ۵۳ نفره‌ای از زنان، موجودیت کارزاری با نام «کمپین جمع‌آوری یک میلیون امضا به منظور تغییر قوانین تبعیض‌آمیز» را اعلام کردند.</p>

<p>در بیانیه این کمپین آمده است: «مجموعه‎ قوانین موجود در ایران، زنان را جنس دوم قلمداد کرده و بر آنان تبعیض روا می دارد، آن هم در جامعه ای که بیش از 60 درصد از پذیرفته‎شدگان دانشگاه‎ها را زنان تشکیل می‎دهند. در بسیاری از جوامع اعتقاد بر آن است که قانون باید یک پله از فرهنگ بالاتر باشد تا بتواند فرهنگ جامعه را تعالی بخشد اما قوانین در ایران از فرهنگ و موقعیت زنان عقب‎تر است».</p>

<p>کمپین یک میلیون امضا روش خود را برای جمع‌آوری این امضاها«روش چهره به چهره» نامید. در این روش کنشگران کمپین با مردم کوچه و بازار وارد مکالمه شده و پس از نشان دادن جزوات حقوقی به آنها از آنان می‌خواهند که در صورت تمایل، بیانیه کمپین را امضا کنند.</p>

<p>از همان ابتدای کار کمپین، درگیری کنشگران آن با نیروهای امنیتی و نظامی نیز شروع شد. دهها مورد بازداشت به هنگام جمع‌آوری امضا، چندین مورد جلوگیری از برگزاری تجمعات مسالمت‌آمیز فعالان کمپین، فیلتر و مسدودکردن سایتهای مربوط به کمپین تنها نمونه‌هایی از مخالفت‌های نیروهای دولتی با این حرکت است.</p>

<p>ناهید کشاورز از فعالان اولیه کمپین یک میلیون امضا اما معتقد است علیرغم تمامی این فشارها، کمپین در رسیدن به هدف اولیه خود تا به امروز موفق بوده است: « فکر می کنم که کمپین در این دوسال توانسته با وجود تمام این فشار ها تا حدی که در توانش بوده گفتمان حقوق زنان را تا حدودی درون جامعه ببرد  یعنی تا حدودی توانسته آن مرزهایی را که وجود داشته بشکند و خیلی فراتر از آن مرزها برود. در واقع مهمترین هدفش هم همین بوده و تا الان هم موفق بوده است».</p>

<p>کشاورز هدف اولیه کمپین را قبل از تغییر قوانین، ورود گفتمان برابری‌خواهانه به میان مردم و جامعه عنوان می‌کند. او می‌گوید هرگاه که قانونی بدون پشتوانه اجتماعی و بدون آگاهی مردمی تغییر کرده، یا این تغییر ناپایدار بوده و یا نتوانسته تأثیری بر زندگی مردم بگذارد. در نتیجه به عقیده‌ی کشاورز قبل از تغییر باید خواست تغییر را همگانی کرد و این کاری است که به گفته‌ی وی کمپین در آن موفق بوده است.</p>

<p>ناهید کشاورز در این مورد می‌گوید: «ما اعتقاد داریم که درست است که هدف ما این است که قوانین عوض شود ولی در واقع لازمه تغییر این قوانین این است که زنان بتوانند بسیار قدرتمند این مطالباتشان را در سطح جامعه مطرح بکنند و بتوانند آن را درون افکار عمومی ببرند. به هر حال ما در جامعه‌مان خیلی به افکار عمومی دسترسی نداریم یعنی به هر حال مطبوعات آزاد نیستند، رسانه های تلویزیون و رادیو در دسترس ما نیستند، ولی به هر حال با همین روش چهره به چهره یا امکانات دیگری که در اختیار داریم باید ببینیم چطور می توانیم این گفتمان را توی جامعه ببریم و پشتوانه خاص مردم را به دست بیاوریم و این مطالبات بشود مطالبات مردم و این بشود یک پشتوانه برای درخواست آن تغییرات حقوقی».</p>

<p>یکی از انتقاداتی که به کمپین یک میلیون امضا وارد می‌شود بحث اولویت دادن به تغییر قوانین است. مطرح‌کنندگان این انتقاد که بیشتر از دولتمردان و زنانی هستند که به نحوی در ساختار قدرت جای دارند، می‌گویند مشکل اصلی زن امروز ایرانی، مشکل قوانین نیست بلکه زنان ایران، امروز مسائل مهمتری مثل مسئله اشتغال یا سوادآموزی را پیش رو دارند.</p>

<p>ناهید کشاورز ضمن مهم خواندن مسائل دیگر زنان، ابتدا به نظرسنجی‌هایی که توسط مراکز دولتی و غیردولتی در این مورد انجام شده اشاره کرده و می‌گوید مثلا در مورد قانون چندهمسری، به جرأت می‌‌توان گفت که ۹۰ درصد زنان ایرانی با آن مخالفند.</p>

<p>وی سپس به بحث توانایی‌های فعالان کمپین اشاره کرده و می‌گوید: «ما یک گروه اجتماعی هستیم و وقتی می خواهیم اولویت بندی را برای مبارزه مان انتخاب بکنیم باید این را درنظر بگیریم که توان ما چقدر هست. مثلا ممکن است که اشتغال زنان اولویت بسیاری از دختران جوان باشد ولی آیا یک گروه اجتماعی  مثل ما می تواند اولویت را برای اشتغال زنان بگذارد؟ ما چه توانی داریم برای دستیابی به اینکه دسترسی زنان به اشتغال زیاد شود؟ به هر حال این وظیفه دولت است که می تواند برنامه ریزی کند و اشتغال را ترویج دهد».</p>

<p>گروهی از فعالان زنان در خارج از کشور، از ابتدای شکل‌گیری کمپین یک میلیون امضا با آن همکاری کرده و در سمینارها و کنفرانس‌های خارج از کشور، این حرکت را مورد بحث و بررسی قرار داده‌اند. اما از سوی این افراد، انتقاداتی نیز بر کمپین وارد است.</p>

<p>یکی از فراگیرترین انتقادات فعالان خارج از کشور به کمپین، به مسئله‌ی گرفتن فتوا از مراجع دینی به منظور حمایت از کمپین مربوط می‌شود. البته این انتقاد از ابتدای انتشار بیانیه اولیه‌ی کمپین مطرح بود چرا که در این بیانیه آمده است که خواست تغییر قوانین نابرابر هیچ ضدیتی با اسلام ندارد.</p>

<p>این منتقدان می‌گویند کمپین به عنوان یک حرکت سکولار نباید خود را وارد بحث‌های مذهبی کند. شهین نوایی پژوهشگر و فعال زنان مقیم برلین در این مورد چنین می‌گوید: «متن ابتدایی کمپین که منتشر شد، یعنی آن مقدمه ای که داشت و آن توضیحاتی که داده بود، در آنجا من چند نکته را دیدم که به عنوان یک حرکت سکولار،  من ضرورتش را هرگز احساس نمی کنم و فکر می کنم که بهتر بود اینها نمی آمد. بنابراین من فکر می کنم ضرورت اینکه ما قید بکنیم که این با مذهب چه درگیری دارد و ما چگونه می‌توانیم این حرکت را پیش ببریم که با اسلام مشکلی نداشته باشد، اینها به نظر من در یک حرکت اجتماعی که مشخصا بر سر مسائل قانونی هست و ما داریم به خاطرش مبارزه می کنیم، ضرورتش اصلا احساس نمی‌شود و من فکر می‌کنم این نقطه ضعفی بوده که کمپین در خودش داشته». </p>

<p>استدلال فعالان کمپین در داخل ایران این است که از آنجا که این حرکت یک حرکت مردمی است و ما باید با توده مردم وارد گفت و گو شویم، بنابراین باید با زبان خودشان با آنها صحبت کنیم. ناهید کشاورز در این مورد چنین می‌گوید: «کسی که بیرون نشسته، توی خانه اش یا توی دانشگاهش نشسته و مخاطبش یک سری جمع های روشنفکری هستند، من مخاطبم آنها نیستند، من مجبور شدم در زندگی اجتماعی‌ام با مردم کوچه و بازار وارد بحث و دیالوگ بشوم. خیلی از اینها دغدغه مذهب دارند و من باید به اینها پاسخ بدهم که آیا این اسلام بوده که باعث این قوانین عقب مانده است یا چیزهای دیگر».</p>

<p>شهین نوایی در پاسخ به این استدلال می‌گوید یک فرد سکولار باید فارغ از نظریات خودش که ممکن است مذهبی هم باشد، این حرکت اجتماعی را پیش برد. در حقیقت به عقیده‌ی او چون روح این حرکت سکولار است نباید وارد عقاید مذهبی افراد شود و باید فارغ از آنها حرکت کند: « در مواردی که من با دوستان بحث و برخورد داشتم می‌گفتند  که خوب مردم به اسلام معتقدند و ما باید این کار را بکنیم. من فکر می کنم کسانی که این حرکت را دارند پیش می‌برند وقتی خودشان افراد سکولار هستند پس بنابراین باید خارج از اینکه اعتقاد شخصیشان چه هست این حرکت را پیش ببرند. بنابراین یک انسانی می‌تواند سکولار باشد و فقط از جهت ترویج سکولاریته، هرچند خودش به مذهب خاصی معتقد باشد و اینکه چرا و به چه دلیل است که می بایست این قوانی تغییر کند، این را پیش ببرد. فکر می کنم  این طور موفقیت بیشتری برای یک مبارزه جمعی زنان خواهد بود».</p>

<p>اما ناهید کشاورز معتقد است سکولار بودن یا نبودن کمپین مهم نیست، مهم این است که این حرکت بتواند دغدغه‌ها و مسائل زنان را در سطح جامعه مطرح کند: «من وارد بحث سکولار و غیر سکولار یا مذهبی و غیرمذهبی نمی شوم. من فکر می کنم حرکت کمپین یک میلیون امضا یک حرکتی هست برای حقوق برابر که در آن زنان مذهبی و غیرمذهبی شرکت می کنند و کمپین اتفاقا با همین وسیله که توانسته گفتمان حقوق برابر را در جامعه گسترش بدهد، باعث شده که برخی از تفسیرهای مترقی تر از اسلام رو بیاید و این بحثها در سطح وسیعتری نسبت به قبل در جامعه مطرح شود. چالش اصلی ما نه این است که سکولار یا غیردینی باشیم، چالش اصلی ما این است که چطور میتوانیم به سمت دموکراسی حرکت کنیم و خواسته های زنان اولویت ما باشد».</p>

<p> <br />
با وجود تمامی این انتقادات، گوناگونی‌ها و گاه اختلافات، کمپین یک میلیون امضا دوساله شد. در دوسالگی این کمپین، امروز حداقل سه نفر از فعالان زن این کارزار در زندان به سر می‌برند و برای دهها تن از اعضای اصلی این کمپین، احکام ممنوعیت خروج از کشور، حبس تعلیقی، حبس تعزیری، شلاق و جریمه نقدی صادر شده‌است.</p>

<p> اما کنشگران کمپین یک میلیون امضا می‌گویند علیرغم تمامی این فشارها، تا تغییر تک تک قوانین نابرابر به فعالیت‌های خود ادامه خواهندداد.</p>

<p><br />
میترا شجاعی </p>]]></description>
         <link>http://www.rahaward.org/archives/2008/08/post_3434.php</link>
         <guid>http://www.rahaward.org/archives/2008/08/post_3434.php</guid>
         <category>BFrauen</category>
         <pubDate>Tue, 26 Aug 2008 20:45:51 +0100</pubDate>
      </item>
            <item>
         <title>اعتصاب غذاى سراسرى زندانيان كرد</title>
         <description><![CDATA[<p>روز </p>

<p>سامناك آقايى</p>

<p>فعالان سياسى و مدنى كرد در زندان هاى سراسر كشور ديروز با انتشار اطلاعيه اى آغاز اعتصاب غذاى ‏سراسرى خود را اعلام كردند. اين اعتصاب سراسرى به دنبال آن آغاز مى شود كه در داخل زندان ها فعالان ‏سياسى و مدنى كرد تحت فشار هستند و در بيرون زندان نيز هر گونه فعاليت مسالمت جويانه فعالان كرد در ‏اعتراض به وضع موجودبا واكنش تند نهادهاى امنيتى و اطلاعاتى روبرو مى شود. ضمن آنكه صدور هشت ‏حكم اعدام براى هشت تن از فعالان سياسى و مدنى بر نگرانى فعالان دربند وبلاتكليف افزوده است. ‏</p>

<p>متن اطلاعيه زندانيان سياسى و مدنى كرد دربند ديروز با عنوان "خطاب به انسانيت" از سوى منابع خبرى ‏كردى و كردى ـ فارسى انتشار يافت. اطلاعيه مذكور كه امضاى بيشتر زندانيان در بند را پاى خود دارد، با ‏اشاره به اينكه "برگزيدن اعتصاب غذا را اقدامى براى بازپس گيرى جسم مان و فراتر بردنش از زندان و ‏پيوند دادن آن با خواست رهايى مى دانيم" مى افزايد: "اين اعتصاب غذا را جهت شرمگين ساختن حاكميت ‏ومعطوف ساختن افكار عمومى به شرايط دشوار زندان آغاز كرده ايم." <br />
‏ <br />
در بخش ديگرى از اين اطلاعيه با اشاره به صدور حكم اعدام براى هشت تن از فعالان سياسى و مدنى و ‏اعمال فشارهاى بيش از حد بر ساير فعالان دربند بلاتكليف، هدف از اين اعتصاب غذا در شش بند به شرح ‏زير اعلام شده است: ‏</p>

<p>‏۱.‏ اعتراف حاكميت به هويت سياسى ومدنى اين زندانيان و در پيش گرفتن رفتارى شرافتمندانه با آنان ‏<br />
‏ <br />
‏۲. تجديد نظر در اعدام دسته جمعى زندانيان وتوقف فورى اجراى احكام اعدام كليه زندانيان سياسى و ‏مدنى ‏<br />
‏ <br />
‏۳. پايان دادن به شكنجه ،آزار ورفتارهاى غير انسانى نسبت به كليه زندانيان ‏<br />
‏ <br />
‏۴. به تبعيض ميان زندانيان سياسى و مدنى وهم چنين تبعيد آنان پايان داده شود؛و شرايط زندان بهبود يابد<br />
‏ <br />
‏۵. زندان هاى سراسر ايران بدون هيچ گونه محدوديتى تحت نظارت سازمانهاى حقوق بشرى داخلى و ‏جهانى قرار گيرد<br />
‏ <br />
‏۶. دستگاه قضايى جمهورى اسلامى در جهت تحقق مبانى مسلم حقوق بشر و رعايت اصل انصاف، مورد ‏اصلاحات اساسى قرار گيرد</p>

<p>به دنبال انتشار اين اطلاعيه در ساعت اوليه صبح ديروز، بعداز ظهر نيز سايت خبرى "رينسانس نيوز" بيانيه ‏اى با عنوان "بيانيه شماره ۱ ( انديشه، مواضع و اهدافمان)" منتشر كرد كه در آن فعالان سياسى و دربند به ‏تشريح انديشه، مواضع و اهداف خود از اين اعتصاب غذاى سراسرى پرداخته اند.‏</p>

<p>متن اين بيانيه به اين شرح است :‏</p>

<p>‏«سلطه و سركوب صرفا ابزارهايى جهت تحكيم و تداوم حاكميت نبوده و نيستند، هدف نهايى اينان بر ساختن ‏موجودى فرو انسانى ست، كه انقياد را در هستى خود درونى ساخته؛ و سيطره ى سلطه گر را براى هميشه ‏پذيرا گشته است .هدف بنيادين سلطه محو انسان است ؛وسلطه گر درپى مردود ساختن تعين انسان حتى خود ‏را نيز به ورطه اى دون انسانى كشانيده است. سركوب نيروى محركه ى فراموش گشتن وانقياد انسان و ‏پذيرش آن همان انسان زدايى خود خواسته است. خودشيفتگى سلطه در جايگاه پاد انديشه اى خود ابدى پندار، ‏وضعيت موجود را به عنوان آخرين وضعيت ممكن پيش رو قرار داده است. پرسش از ماهيت نظام سلطه، ‏پرسشى ست كه حتى طرح آن نيز دركشاكش انبوه سازى ابتذال وتقدس زدايى مقدس مآبانه از مفهومى چون ‏‏"آزادى" بيش از هر زمانى دور از دسترس به نظر مى آيد؛ اما امكان ناپذيرى پرسش به همان ميزان كه ‏بازنماى هژمون سلطه است، حتى بيشترمسخ مبارزه اى بنيادين براى گذارازآن است. مستحيل ساختن مبارزه ‏بخش جدايى ناپذيرى از تاريخ سلطه بوده است ؛ودراين چارچوب صنعت توليد "آزادى"، "حقوق ‏بشر"و...صرفا بازنمايى هاى بنده نوازانه ترى از آنند. بازنمايى هايى كه در جهت تعويق رهايى جايگزين ‏روايت هاى كمتر مدرن گرديده اند. تلقين امكان ناپذيرى كنش براى رهايى در چارچوب سيستم هايى ‏ايدئولوژيك حاكم ورقابت ميان اين سيستم ها براى پوشانيدن بيش از پيشِ بارِديگر انسان شدن، امروزهمان ‏نقطه يى ست، كه نه فقط به وسيله ى نظر توسط عمل واقدام براى تحقق رهايى نيز بايد آن را به چالش طلبيد. ‏ايجاد چالشى از اين دست پيش درآمديست ،برروى افق هركنشى كه براى آزادى محقق مى شود؛ و يگانه ‏راهى ست، براى گذارازوضعيت پيشا-مبارزاتى موجود كه نظام سلطه بيش از پيش پايگاه ايدئولوژيك ‏وكارخانه هنجارسازى هاى ويرانگرش را برآن بنا نهاده است.گرانيگاه زدايش انسان، تكثير سوژه هاى تحت ‏انقياد؛ هم چنين تسريع در كشتار ردّپاهاى دير ياب انسانيت از دست رفته است. سركوب فرايند تكثيردرعين ‏كشتاريست، كه از يك سو ترغيب به روزمرگى و از سوى ديگر تضمين بقاى وضع موجود با بر پا ساختن ‏زندان وچوبه ى دار است.»‏</p>

<p>در ادامه اين بيانيه مى خوانيم: ‏</p>

<p>‏«روزمرگى حتى كشتن را نيز دلپذير ساخته؛وزندان را به امرى عادى وبه دور از ابهام وپرسش مبدل ساخته ‏است . زندان وچوبه ى دارِروزمره شده تبديل به عرصه اى مى شوند، كه طى فرايند به ابتذال كشانيدن و ‏مستحيل گشتن آزاديخواهى در چارچوب مناسبات سلطه، امكان كنش براى رهايى را حتى غيرمتحمل تر نيز ‏مى گرداند. اين همان نقطه ايست ،كه ما در جهت ضديت با آن وادار به موضع گيرى مى شويم. موضع ما ‏فراتربردن زندان و چوبه دار از دريافتهايى ست ـ كه متاثرازدستگاه ايدئولوژيك حاكم - تأسى بدانها رابراى ‏حفظ "امنيت ملى"، "استقلال وتماميت ارضى "، "امنيت اجتماعى "و...ضرورى مى داند. موضع ما انكار ‏بزرگِ بازيهاى زبانى اى از اين دست است؛ واثبات اينكه چنين بازيهاى زبانى بخشى از همان تلاش پى گير ‏براى بى محتوا ساختن كنش رهايى بخش و نيز توجيه سركوب به عنوان يك پديده ى روزمره است. اتخاذ ‏چنين موضعى هم چنين ما را به مرزبندى با شبه مبارزاتى مى كشاند، كه حتى راديكالترين اشكال كنش براى ‏آزادى اش را نيز به شويى تلويزيونى با ستارگانى ثابت!! تقليل داده است. از ديگر سو در زندان، جسم نه ‏متعلق به زندانى، بلكه به دستگاهى براى شكنجه او مبدل مى گردد. جسم در چارچوب اين مناسبا ت پاره اى ‏گوشت است، كه محكوم به جاى گرفتن دراقمار استعارى مفهوم ايدئولوژيك "زندان" گرديده؛ و در فرايند به ‏تعين درآوردن ايدئولوژى از راه نمايش جسم تسخير شده به زندانى و جامعه است، كه زندان استمرارحيات ‏دارد. زندان صرفا از راه بدن زدوده شده از "بدن" است، كه به نمايش وگستراندن نظم نمادينش به جامعه مى ‏پردازد. زندان جسم "زندانى شده" را حتى به درون مناسبات خصوصى جامعه نيز مى گستراند، تا بتواند از ‏راه آن نظم خويش را حاكم گرداند؛ جسم پيش تر بايد از زندانى ربوده شده باشد؛ و اين مستلزم تسليم محض ‏زندانى ست . هنگامى كه زندانى تسليم شد ،جسمش همان "معصوميتى " را عَلَم مى كند، كه جامعه براى خفظ ‏وصيانت روزمرگى اش به آن احساس نياز مى كند.»‏</p>

<p>در بخش پايانى اين بيانيه آمده است:‏</p>

<p>‏«جسم" زندانى شده" وجسد اعدام گرديده در پاى چوبه ى داررساترين لحن وگفتارسركوب اند، گفتارى كه ‏براى فراموش نشدن اش نيازمند آن است،كه هر روز از راه جسم وجسد قربانيانش با جامعه سخن بگويد؛ واين ‏همان روزمره شدن امر زندان واعدام است، كه بايد زندانى آن را از جسم خويش بزدايد. زندانى مبارزه اش را ‏از راه دوباره متعلق ساختن جسمش به خود مى آغازد؛ و آن گاه كه بدن اش در نظم نمادين زندان به دالّى تهى ‏مبدل شد. آن رابه گفتارآزادى پيوند داده است. امرى كه زندان را به معناى دقيق كلمه خالى از محتواى ‏سركوب گرانه اش مى نمايد. پذيرش روزمره شدن نمايش وبه گفتار در آمدن سلطه از راه جسم و جسد ما، ‏پذيرش اين امر است، كه سركوب دقيقا در جسم ما صورت بندى شود، موضع ما انكار ونفى اين صورت ‏بندى ست. برگزيدن" اعتصاب غذا" اقدامى ست ،براى باز پس گيرى جسممان وفرا بردن اش از "زندان". ‏اعتصاب غذاى مان صرفا تحمل نوعى گرسنگى نيست، پيوند دادن بدن به خواست رهايى ست. شرمگين ‏ساختن اجتماعى ست، كه ياد گرفته تا از راه جسم و اجساد زندانيان سياسى گفتار سركوب را در خود درونى ‏تر سازد؛ پس در ورطه ى روزمرگى هايش براى هميشه فراموش . هم چنين موضع ما در بر دارنده ى معناى ‏ديگرى ست، براى شرمگين ساختن سركوب واين كه نظم نمادين زندان به مثابه دستگاهى ايدئولوژيك، نظمى ‏ابدى نيست؛ وجسم رها گشته زندانى، بنياد انسانيت زدوده اش را ازهم خواهد گسيخت. به رساترين لحن ممكن ‏مخاطبان اعتصاب غذاى مان همچنين آنانى اند، كه آخرين دستاوردهاى "حقوق انسان" ابداعى اشان را نه ‏موازى با رهايى بلكه با نشانى از فراموشى بنيادين انسان بر چهره پذيرفته؛ و در گوشه اى از جهان شان ‏مرگ هميشگيش را در انتظارند.»‏</p>

<p>شايان ذكر است كه هم اكنون در زندان شهرهاى مهاباد، سنندج، مريوان، كرمانشاه، اروميه، زندان ‏گوهردشت كرج و زندان اوين، غير از زندانيانى كه از اعضا و هواداران احزاب كرد مخالف جمهورى ‏اسلامى هستند و در اين اعتصاب غذاى سراسرى شركت دارند، دست كم سى و سه فعال سياسى و مدنى نيز ‏دربند هستند كه همگى آنان به لحاظ جسمى و روحى روانى در وضعيت نامساعدى به سر مى برند.‏</p>

<p>‏ از اين تعداد چهار تن به نام هاى فاطمه گفتارى، روناك صفارزاده، هانا عبدى و زينب بايزيدى از فعالان ‏حوزه زنان و عضو كمپين يك ميليون امضا هستند. پنج تن معلم هستند كه براى هر پنج نفر حكم اعدام صادر ‏شده است. هفت تن نيز ازفعالان دانشجوئى هستند كه براى يك تن از اين هفت دانشجو بنام حبيب الله لطيفى ‏حكم اعدام صادر شده است.‏</p>]]></description>
         <link>http://www.rahaward.org/archives/2008/08/post_3433.php</link>
         <guid>http://www.rahaward.org/archives/2008/08/post_3433.php</guid>
         <category>تيتر دوم راست</category>
         <pubDate>Tue, 26 Aug 2008 20:33:28 +0100</pubDate>
      </item>
            <item>
         <title>&quot;آواز گنجشك‌ها&quot; به بخش مرواريدهاى سن سباستين راه يافت</title>
         <description><![CDATA[<p>خبرگزاري مهر <br />
 <br />
فيلم سينمايى "آواز گنجشك‌ها" ساخته مجيد مجيدى در بخش مرواريدهاى زابالتگى پنجاه و ششمين جشنواره سن سباستين در كنار فيلم‌هاى وودى آلن و برادران كوئن به نمايش درمى‌آيد. <br />
به گزارش خبرنگار مهر، اسكرين ديلى اعلام كرد بخش مرواريدهاى زابالتگى به نمايش فيلم‌هايى اختصاص دارد كه پيش از اين در ديگر جشنواره‌هاى سينمايى بين‌المللى حضور موفق داشته‌اند، اما هنوز در اسپانيا به نمايش در نيامده‌اند.</p>

<p>امسال ۱۱ فيلم براى نمايش در اين بخش در نظر گرفته شده‌اند كه از جمله اين فيلم‌ها مى‌توان به "آواز گنجشك‌ها" مجيدى، "ويكى كريستينا بارسلونا" آلن، "پس از خواندن بسوزان" جوئل و ايتن كوئن، "كلاس" لورن كانته، "بى‌غم" مايك لى، "گرسنگى" استيو مكوئين و "درياچه تاهو" فرناندو ايمبك اشاره كرد.</p>

<p></p>

<p>آواز گنجشك‌ها</p>

<p>اين فيلم‌ها براى دريافت جايزه فيلم منتخب تماشاگران TCM به ارزش ۱۰۲ هزار دلار رقابت مى‌كنند كه به واردكننده اسپانيايى فيلم برنده تعلق مى‌گيرد. يك جايزه ۵۱ هزار دلارى نيز به فيلمى اروپايى اعطاء مى‌شود كه بيشترين راى را آورده باشد. يك فيلم نمى‌تواند هر دو جايزه را دريافت كند.</p>

<p>۹ فيلم نيز براى نمايش در بخش ويژه‌هاى زابالتگى در نظر گرفته شده و از فيلم‌هاى مطرح اين بخش مى‌توان به "۲۴ شهر" جيا ژانگ، "مرز سپيده دم" فيليپ گارل، "زمان و شهر" ترنس ديويس و "ريچل ازدواج مى‌كند" جاناتان دمى اشاره كرد. ژيل ژاكوب با فيلم كوتاه Retour A Tullins-Fures در اين بخش حضور دارد.</p>

<p>رئيس هيئت داوران بخش مسابقه جشنواره سن سباستين ۲۰۰۸ را جاناتان دمى به عهده دارد و يك بخش مرور آثار نيز به ترنس ديويس بريتانيايى اختصاص داده شده است. سميرا مخملباف" با فيلم "اسب دوپا" در بخش مسابقه رسمى براى دريافت جايزه صدف طلايى جشنواره امسال رقابت مى‌كند.</p>

<p>پنجاه و ششمين جشنواره سن سباستين به عنوان قديمى‌ترين و مهمترين رويداد سينمايى دنياى اسپانيايى‌زبان‌ها از ۱۸ تا ۲۷ سپتامبر امسال (۲۸ شهريور تا ششم مهر) برگزار مى‌شود.</p>]]></description>
         <link>http://www.rahaward.org/archives/2008/08/post_3432.php</link>
         <guid>http://www.rahaward.org/archives/2008/08/post_3432.php</guid>
         <category>CKultur</category>
         <pubDate>Tue, 26 Aug 2008 20:18:59 +0100</pubDate>
      </item>
            <item>
         <title>افزايش قتل هاى ناموسى در كردستان</title>
         <description><![CDATA[<p>روز </p>

<p>‏سامناك آقايى</p>

<p>هنوزيك هفته از ماجراى قتل فجيع فرشته نجاتى، دخترى هجده ساله در يكى از روستاهاى مريوان به دست ‏پدرش، نمى گذرد كه منابع محلى در استان كردستان خبر از قتل زن جوان ديگرى توسط همسرش دادند. بهاره ‏حسينى،بيست و دو ساله، داراى يك فرزند در يكى ديگر از روستاهاى اطراف مريوان بدست همسرش به ‏شيوه اى دردناك كشته مى شود. اين زن جوان پيش از قتل مورد ضرب و شتم قرار گرفت و نهايتا با ضربه ‏چكش از پاى در آمد. به اين ترتيب در كمتر از يك هفته، دو قتل ناموسى ديگر در پزشك قانونى بيمارستان ‏مريوان اين شهر كوچك مرزى به ثبت رسيد.‏</p>

<p>بنابه گزارش منابع خبرى محلى در استان كردستان، بهاره حسينى، زنى بيست و دو ساله و داراى يك فرزند ‏به دلايل نامشخصى از سوى همسرش محمد عزيز هورامى به شدت مورد ضرب و شتم قرار گرفت و با ‏ضربه چكش به قتل رسيد. همسر اين زن جوان بعد از آنكه متوجه مرگ همسرش شد، قبل از انتقال جسد به ‏بيمارستان به كمك اعضاى خانواده خود تلاش كرد قتل را به شكل ديگرى جلوه دهد و در توضيح مرگ وى ‏به خانواده مقتول و همچنين پزشكان بيمارستان گفت او از اتومبيل به بيرون پرت شده است.‏</p>

<p>اما بعد از پيگيريهاى پزشكى خانواده مقتول و درنتيجه تحقيقات پزشك قانونى بيمارستان مشخص شد كه ‏بهاره بشدت مورد ضرب و شتم قرار گرفته و با ضربه چكش به سر از پاى درآمده است.‏</p>

<p>‏ نكته عجيب در مورد قتل اين زن جوان مريوانى اين است كه گفته مى شود عليرغم آنكه نتايج و تحقيقات ‏پزشكى وساير مدارك و شواهد علت مرگ وى بدست همسرش را ثابت كرده، اما قاتل با گذشت شش روز از ‏حادثه هنوز دستگير نشده است.‏</p>

<p>درهمين حال منابع محلى به دنبال قتل فجيع فرشته نجاتى به دست پدرش طى روزهاى اخير با انتشار ‏گزارشات مختلفى بيان كرده اند كه مقامات قضائى اين شهر دستور آزادى على نجاتى، پدر و قاتل فرشته را ‏داده اند. تجمع اعتراضى بيش از دو هزار نفر از مردم مريوان مقابل دادگسترى اين شهر هم به علت دستور ‏آزادى قاتل فرشته بوده است. اين تجمع روز چهارشنبه به دنبال پخش خبر آزادى قاتل فرشته برگزارشد كه به ‏زد و خورد بين نيروهاى امنيتى و انتظامى با مردم معترض انجاميد و دست كم سى تن دستگير شدند. گفته مى ‏شود اكثريت دستگير شدگان روز چهار شنبه آزاد شدد. با ابن حال هنوز تعدادى در بازداشت بسر مى برندو ‏از سوى ديگر هنوز هيچ منبعى آزادى قاتل را تكذيب نكرده است. </p>

<p>‏ در همين ارتباط ، كميته "عليه خشونت هاى ناموسى" در مريوان طى روزهاى اخير با انتشار يادداشتى ‏ضمن اشاره به آمار و ارقام نگران كننده اى در خصوص اعمال خشونت هاى روزافزون عليه زنان و قتل ‏هاى ناموسى، از سكوت فعالان حوزه زنان نسبت به اين رويداد دردناك در مناطق كردنشين انتقاد كرده است. ‏</p>

<p>اين كميته در ابتداى يادداشت انتقادآميز خود خطاب به فعالان حوزه زنان مى نويسد:‏‎ ‎‏"هنوز پنجمين ماه از سال ‏جديد را پشت سر نگذاشته ايم كه آمار حكايت از وقوع گسترده قتلهاى ناموسى درايران وبخصوص كردستان ‏است. دو مورد در سنندج، ۳مورد مريوان و يك مورد پيرانشهر، تمام موارد ناموسى بوده و چند مورد هم ‏خودسوزى .‏‎ ‎تلخ است اما تلخ تر سكوت آزاديخواهان وفعالين زن در داخل كشور است. تا كى بنويسيم مريوان ‏مسلخ گاه زنان؟ تا كى از آمار ۴۵در صدى قتلهاى ناموسى در خوزستان بنويسيم و تا كى از سنگسار سميه ‏‏۱۴ ساله توسط پدر در بلوچستان بگوييم . آنقدر خوانديم ونوشتيم كه ديگر همه چيز را از حفظيم."‏</p>

<p>در بخش ديگرى ازاين يادداشت با اشاره به ريشه ها و علل خشونت عليه زنان در ايران آمده است:‏‎ ‎‏"ريشه اش ‏را سالهاست يافته اييم، خشونت عليه زنان و ازجمله خشونت هاى ناموسى پديده جامعه طبقاتى وسيستم مرد ‏سالارى و تداوم آن در جامعه سرمايه دارى تبعيض جنسى وفرادستى وفرو دستى ..... تا كى بگوييم سنت ‏وباورهاى غلط آنقدر قوى هستند كه دست پدر را به خون فرزند آلوده ميكند، تا كى بنويسيم قانون قضايى دست ‏مردان را براى كتك آزار وشكنجه زنان و قتل وختنه باز گذاشته است؟ همه ميدانيم كه در يك جمله قانون زن ‏را همچون كالايى در دست مردان قرار داده كه وسيله هر نوع استفاده از جمله هوسرانى وخوشگذرانى ‏اشتهاى سيرى نا پذير آنان شوند وميدانيم به نام حفظ شرف وناموس براحتى زنان وكودكانشان را مى كشند."‏</p>

<p>در ادامه يادداشت كميته "عليه خشونت هاى ناموسى" خطاب به فعالين جنبش زنان مى خوانيم:‏‎ ‎‏"روى سخن ‏مان با فعالين جنبش زنان ايران است. ما زنان مريوان وساير مناطقى كه درآن سنتهاى كهنه وارتجاعى حرف ‏اول را مى زند شجاعانه وبا وجود تمامى مشكلات به پا خاستيم ونهراسيديم حتى به قيمت كشتن وسنگساردر ‏اين منطقه سنتى . و هميشه با وجود محروميت از هرنوع امكاناتى حتى دريغ از يك تشكل قوى، همچون ‏بازوى تواناى جنبش برابرى خواهانه در سراسر دنيا عمل كرديم .وقتى از قانون ضد خانواده نوشتيد با ‏وجودى كه ما از اساس با خانواده اى كه برمبناى مالكيت مردان بر زنان است مخالف بوديم وهر چند كه چند ‏همسرى و مهريه وشير بها را بدون اما واگر مردود ميدانيم ومعتقديم كه قانونى كه بر مبناى مالكيت مرد بر ‏زن است از اساس ضد زن واصلاح ناپذير است، اما همصدايتان شديم چون همبستگى زنان را هرچند با ‏گرايشات متفاوت وبا حفظ مواضع لازم ميدانيم."‏</p>

<p>اعضاى كميته "عليه خشونت هاى ناموسى" در بخش پايانى يادداشت خود از وقوع قتل هاى ديگر ناموسى در ‏مناطق دورافتاده طى ماه هاى اخير خبر داده اند هنوز به تائيد منابع معتبر نرسيده است. اين كميته همچنين ‏خواستار اقدام جدى و منسجم فعالان حوزه زنان در مورداين نوع حوادث در مناطق دورافتاده كردنشين و ‏ساير مناطق محروم ديگر كشور شده است.‏</p>

<p>قتل هاى ناموسى در استان كردستان و به ويژه درمناطق دورافتاده مرزى با قتل يك دختر هجده ساله به دست ‏پدرش و از پاى درآمدن اين زن جوان بدست همسرش، بار ديگر نگاه فعالان حوزه زنان و كنشگران اجتماعى ‏را متوجه خود كرده است. به گفته فعالان حقوق زن خشونت خانوادگى عليه زنان، خودكشى، خود سوزى و ‏بروز قتل هاى ناموسى در اين مناطق همچنان روبه افزايش است به طورى كه تنها ظرف يك ماه گذشته با ‏قتل فرشته و بهاره تعداد قربانيان قتل هاى ناموسى به چهار تن رسيده است.‏</p>]]></description>
         <link>http://www.rahaward.org/archives/2008/08/post_3431.php</link>
         <guid>http://www.rahaward.org/archives/2008/08/post_3431.php</guid>
         <category>BFrauen</category>
         <pubDate>Mon, 25 Aug 2008 17:17:55 +0100</pubDate>
      </item>
            <item>
         <title>آثار ادبى ايران جزو صد اثر داستانى برتر جهان</title>
         <description><![CDATA[<p>خبرگزارى فارس</p>

<p><br />
 روزنامه گاردين فهرستى از صد اثر داستانى برتر جهان ارائه كرده است كه در آن آثارى از ادبيات ايران نيز ديده مى‌شود. <br />
   <br />
 <br />
به گزارش خبرگزارى فارس به نقل از روزنامه گاردين چاپ لندن، اين ليست به ترتيب حرف الفباى نام نويسنده اثر تنظيم شده است. <br />
گاردين «دن كيشوت» نوشته «سروانتس» را به‌عنوان اولين اثر داستانى تاريخ ادبيات جهان شناخته است اما رتبه‌بندى‌اى در ذكر بقيه اين آثار لحاظ نكرده است. <br />
در اين ليست «بوستان و گلستان» شيخ سعدى و «هزار و يك شب» بعنوان بهترين آثار ادبى ايران و «مثنوى» مولانا نيز بعنوان بهترين ادثر ادبى كشور افغانستان معرفى شده است. <br />
گاردين در اين ليست از هر نويسنده تنها يك اثر معرفى كرده است اما براى بعضى‌ از نويسندگان بزرگ دنيا استثنا قائل شده و چند اثر آن‌ها را در اين ليست صدتايى ذكر كرده است. <br />
براى نمونه، «جنايت و مكافات»، «ابله» و «برادران كارامازوف» كه همگى نوشته «فيودور داستايوسكى هستند در اين ليست ديده مى‌شوند. <br />
«مادام بووارى» و «تربيت احساسات» نوشته گوستاو فلوبر فرانسوى نيز از اين نمونه است. <br />
از ديگر كتاب‌هاى ليست بهترين آثار داستانى برتر جهان به روايت گاردين مى‌توان به «غرور و تعصب» نوشته جين آستين، مجموعه داستان‌هاى «خورخه لوئيس بورخس»، «بلند‌ى‌هاى بادگير» نوشته اميلى برونته، داستان‌هاى منتخب «آنتوان چخوف»، «ژاك قضا و قدرى و اربابش» نوشته «دنى ديدرو»، «خشم و هياهو» نوشته ويليام فاكنر، «صد سال تنهايى» نوشته «گابريل گارسيا ماركز»، «طبل حلبى» نوشته گنتر گراس»، «پيرمرد و دريا» نوشته «ارنست همينگوى»، «اوليس» نوشته «جيمز جويس»، «محاكمه» نوشته فرانتس كافكا، «دفترچه طلايى» نوشته «دوريس لسينگ»، «بودنبروك‌ها» و «كوه جادو» نوشته توماس مان و «در جستجوى زمان از دست رفته» نوشته مارسل پروست اشاره كرد. <br />
نجيب محفوظ، مونتنى، تونى موريسون، موراساكى، جورج اورول، ناباكوف، اويد، پسوسا، ادگار آلن پو، خوان رولفو، ژوزه ساراماگو، ويليام شكسپير، استاندال، لئو تولستوى و ويرجينيا وولف از ديگر نويسندگان اين ليست صدتايى است. <br />
ليست صد اثر برتر ادبيات داستانى گاردين تفاوت‌هايى با ليست‌هاى مشابه روزنامه‌ها و مراكز فرهنگى ديگر جهان دارد. <br />
براى مثال نام هيچ اثرى از «اسكات فيتزجرالد» در اين ليست قرار ندارد در حالى كه «گتسبى بزرگ» و «لطيف است شب» اين نويسنده در ليست صد اثر برتر بيشتر رسانه‌هاى دنيا ديده مى‌شود. </p>]]></description>
         <link>http://www.rahaward.org/archives/2008/08/post_3430.php</link>
         <guid>http://www.rahaward.org/archives/2008/08/post_3430.php</guid>
         <category>CKultur</category>
         <pubDate>Mon, 25 Aug 2008 16:49:56 +0100</pubDate>
      </item>
            <item>
         <title>عکس</title>
         <description></description>
         <link>http://www.rahaward.org/archives/2008/08/post_2897.php</link>
         <guid>http://www.rahaward.org/archives/2008/08/post_2897.php</guid>
         <category>عکس روز</category>
         <pubDate>Mon, 25 Aug 2008 08:27:19 +0100</pubDate>
      </item>
            <item>
         <title>پایان المپيک پکن؛ شمارش معکوس برای بازی های لندن</title>
         <description><![CDATA[<p>راديو فردا - پس از ۱۶ روز مسابقات نفسگير در بيست و نهمين دوره بازی های المپيک در پکن، با برگزاری مراسم اختتاميه در ورزشگاه «آشيانه پرنده»، این بازی ها رسما پایان یافت. </p>

<p>مراسم اختتاميه شامل برنامه ای به مدت دو ساعت بود که در حضور بيش از ۹۰ هزار تماشاگر برگزار شد و با آتش بازی در ۱۸ نقطه پکن، همراه بود. </p>

<p>در این مراسم هزاران رقصنده چینی همراه با خواننده های این کشور نمایشی پر زرق و برق اجرا کردند که به گفته دست اندرکاران المپیک پکن، در آن بيشتر به فرهنگ و تاريخ چين پرداخته شد. </p>

<p>کارگردانی مراسم پايانی المپیک پکن هم به مانند روز گشايش بازی ها با ژانگ يیمو، فيلمساز معروف چينی بود. </p>

<p>بر خلاف ديگر مراسم پايانی که بيشتر يک برنامه ساده برای خاموش کردن مشعل المپيک است و صحنه برای المپيک بعدی مهيا می شود، در مراسم پايانی پکن نمايشی ديدنی به روی صحنه آمد . </p>

<p>مراسم گشايش المپيک پکن در آمريکا ۳۴ ميليون بيننده داشت که بيش از نمايش پايانی «امريکن آيدول» امسال برای تعيين بهترين خواننده آماتور آمريکايی بود. </p>

<p>در اين مراسم يک اتوبوس دو طبقه قرمز رنگ که سمبل شهر لندن است به استاديوم عظيم « آشيانه پرنده» آمد و به سن برگزاری مراسم تبدیل شد. <br />
همچنين بوريس جانسون، شهردار لندن پرچم المپيک را دريافت کرده و لحظاتی بعد، شمارش معکوس بازی های المپيک لندن در سال ۲۰۱۲   آغاز شد. </p>

<p>همزمان دهها هزار نفر از مردم لندن از جمله مدال آوران نامی المپیک پکن که مایکل فلپس، دارنده هشت مدال طلا در میان آنها بود میزبانی لندن برای بازی های المپیک دور بعدی را جشن گرفتند. </p>

<p>هزاران کیلومتر آن سوتر و در پکن، زمانی که دیوید بکهام، فوتبالیست مشهور انگلیسی توپی را از سقف اتوبوسی دو طبقه به زمین مراسم پرتاب کرد فریاد تماشاچیان بریتانیایی در لندن که مراسم را از تلویزیونی بزرگ دنبال می کردند، به آسمان بلند شد. </p>

<p>در جريان مراسم اختتامیه المپیک پکن، همچنين جيمی پيج، گيتاريست مشهور همراه با لئونا لويس، خواننده نو ظهور بريتانيایی يکی از آهنگ های گروه Led Zeppelin   را اجرا کردند.</p>

<p><br />
المپيک ۲۰۰۸ چين در حالی برگزار شد که نگرانی ها از وضعيت آلودگی هوا، مشکلات امنيتی و اعتراضات عليه نقض حقوق بشر توسط دولت چين بی وقفه و حتی در جريان مسابقات ادامه داشت. <br />
اما اين مسابقات در نوع خود بی سابقه بود. مايکل فلپس، شناگر آمريکايی رکورد کسب هشت مدال طلا را از آن خود کرد. اوسين بولت، قهرمان دو سرعت از جامييکا سه رکورد جهانی را شکست. </p>

<p>مارتين ون در ويدن، شناگر هلندی که از سال ۲۰۰۱ با بيماری سرطان خون مبارزه می کند، برنده مدال طلای شنای ۱۰ کيلومتر شد. ناتالی دو توات، شناگری از آفريقای جنوبی که در يک تصادف پايش را از دست داده بود بدون پای مصنوعی در اين رقابت ها حاضر شد. </p>

<p>اما ساعتی پيش از آغاز مراسم اختتاميه، ژاک روگه، رييس کميته بين المللی المپيک، گفت که او کاملا از نحوه برگزاری مسابقات و همچنين حضور ورزشکاران راضی و خشنود است. </p>

<p>وی افزود: «ما شاهد عملياتی بی نظير بوديم. ورزشکاران نيز عالی بودند. بيش از ۴۰ رکورد جهانی در اين مسابقات ثبت شد به انضمام ۱۲۰ رکورد المپيک. و مسلما دو ستاره اين مسابقات مايکل فلپس و اوسين بولت بودند.» </p>

<p>کميته ملی المپيک متهم شده بود که نتوانسته به پيشرفت وضعيت حقوق بشر و آزادی مطبوعات در چين کمک کند. اما روگه معتقد است که المپيک به باز شدن فضای چين کمک کرده است. </p>

<p>وی می گوید: «در جريان اين بازی ها، دنيا به دقت چين را زير نظر قرار داد و اين موجب باز شدن درهای چين شد. دنيا درباره چين آموخت و چين درباره دنيا. من معتقدم که اين مسئله در بلند مدت، تاثيرات مثبتی خواهد داشت.» </p>

<p>گزارش رسيده حاکی است که فرانسه با بردن مدال طلای هندبال مردان، سيصد و دومين و آخرين مدال طلای المپيک المپيک ۲۰۰۸ پکن را از آن خود کرد. </p>

<p>در پايان دو هفته رقابت ورزشکاران، چين با ۱۵ مدال طلای بيشتر از ايالات متحده آمريکا، ۵۰ مدال طلا را از آن خود کرد. </p>

<p>روسيه نيز ۲۳ مدال طلا را به دست آورد. اين اولين بار است که چين بيشترين مدال طلا را به دست می آورد، اما همچنان در مجموع مدال ها، آمريکا با ۱۰۸ مدال در مقابل ۹۸ مدال چين در رده اول ايستاده است. </p>

<p>تيم اعزامی ايران به اين دوره از مسابقات شامل ۵۵ ورزشکار بود که با کسب يک مدال طلا توسط هادی ساعی، تکواندو کار، و يک برنز توسط مراد محمدی، کشتی گير آزاد به کار خود پايان داد . ایران در این دوره از مسابقات رتبه پنجاه و یکم را به دست آورد. </p>

<p>نتايج تيم اعزامی ايران انتقادات زيادی در داخل کشور برانگيخته و برخی از نمايندگان مجلس شورای اسلامی و رسانه های گروهی خواستار استعفای محمد علی آبادی، معاون رييس جمهوری و رييس سازمان تربيت بدنی از سمت خود شده اند.</p>]]></description>
         <link>http://www.rahaward.org/archives/2008/08/post_3429.php</link>
         <guid>http://www.rahaward.org/archives/2008/08/post_3429.php</guid>
         <category>EASport</category>
         <pubDate>Mon, 25 Aug 2008 08:21:42 +0100</pubDate>
      </item>
            <item>
         <title>بوخوم و اينتراخت مساوی کردند - هاشميان ۹۰ دقيقه، مهدوی کيا يک نيمه بازی کردند</title>
         <description><![CDATA[<p>مهر - تيم های اينتراخت فرانکفورت و بوخوم ديشب در چارچوب هفته دوم رقابت های بونس ليگا مقابل حريفان خود به نتيجه تساوی دست پيدا کردند. <br />
به گزارش خبرگزاری مهر، تيم فوتبال بوخوم در حالی که از حمايت ۲۰ هزار تماشاگر خودی برخوردار بود با نتيجه تساوی ۲ بر۲ مقابل ولفسبورگ متوقف شد. </p>

<p>سستاک(۱۲) و دابروفسکی (۵۰) گل های بوخوم را به ثمر رساندند و ريکاردو کاستا (۵۱) و ساگليک(۶۹) برای ولفسبورگ گلزنی کردند. وحيد هاشميان به طور کامل برای بوخوم بازی کرد و اشکان دژآگه تا دقيقه ۸۱ تيم ولفسبورگ را همراهی کرد.</p>

<p>در ديگر ديدار برگزار شده شب گذشته ، تيم های کلن و اينتراخت مساوی کردند. نوواکويچ (۳۳) برای کلن ميزبان گلزنی کرد و فنين در دقيقه ۸۱، بازی را به تساوی کشيد. مهدی مهدوی کيا از ابتدای نيمه دوم اين ديدار وارد زمين شد و تيم اينتراخت را همراهی کرد. </p>]]></description>
         <link>http://www.rahaward.org/archives/2008/08/post_3428.php</link>
         <guid>http://www.rahaward.org/archives/2008/08/post_3428.php</guid>
         <category>EASport</category>
         <pubDate>Mon, 25 Aug 2008 08:19:57 +0100</pubDate>
      </item>
      
   </channel>
</rss>
